پایان نامه با واژه های کلیدی موازنه قوا، وزارت خارجه، ساختار قدرت، سازمان ملل

دانلود پایان نامه ارشد

پيروان اهل سنت از عربستان سعودي به عنوان كانون عقيدتي و پيروان مذهب شيعه از ايران به عنوان مركز حركت ديني خود ياد مي‌كنند. در نتيجه و به لحاظ تاريخي نفوذ ايران در جامعة لبنان تقريباً بي‌رقيب است. شيعيان لبنان به لحاظ تاريخي در معرض انزوا قرار داشتند. اين وضعيت با ورود امام موسي صدر به اين كشور در نيمه دوم دهه شصت ميلادي قرن پيشين دستخوش دگرگوني شد. براي فهم بهتر وضعيت شيعيان لبنان در مرحلة ماقبل مهاجرت امام موسي صدر به اين كشور كافي است به اين نكته مهم اشاره كنيم كه امام موسي صدر وضعيت شيعيان لبنان را حتي در نامگذاري نخستين تشكيلات اجتماعي شيعيان يعني “جنبش محرومان” بازتاب دادو دگرگون کرد. (موسوي ، بهمن ماه 1390)
2-4-2-4 وضعيت شيعيان لبنان پس از پيروزي انقلاب اسلامي و نقش ايران در لبنان
وضعيت جامعه شيعه لبنان با پيروزي انقلاب اسلامي ايران وارد مرحله تازه‌اي شد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران و ظهور صف‌آرايي‌هاي تازه در ساختار و موازنه قواي منطقه‌اي، كشور لبنان وارد دايره كشورهاي خط مقدم جبهه عليه اسرائيل شد. از آن پس، رژيم صهيونيستي جنگها و حملات گوناگوني عليه لبنان به راه انداخت. يكبار به بهانه حضور سازمان آزاديبخش فلسطين (1982) و يكبار براي تقويت كمربند امنيتي در جنوب لبنان (1987) و بار بعدي و مهمتر از همه براي نابودي جنبش مقاومت اسلامي (حزب الله) جنگ دامنه‌داري عليه اين كشور (2006) به راه انداخت.
ايران پس از انقلاب اسلامي، موازنه قواي منطقه‌اي را به سود مسائل محوري منطقه نظير مسئله فلسطين و ديگر جنبشهاي آزاديبخش تغيير داد. رژيم صهيونيستي از اين دگرگوني همه جانبه در ساختار قدرت منطقه‌اي دچار وحشت شد. موشه دايان وزير جنگ رژيم صهيونيستي در دهه‌هاي 60 و 70 ميلادي قرن پيشين در واكنش به پيروزي انقلاب اسلامي ايران گفت: زلزله‌اي در منطقه به وقوع پيوست كه به زودي پس لرزه‌هاي آن به اينجا (فلسطين) كشيده خواهد شد. در نتيجه جمهوري اسلامي ايران به مركز جانبداري از نهضت هاي رهايي‌بخش در منطقه تبديل شد. در يك ارزيابي دقيق مي‌توان گفت كه تقدير چنان ورق خورد كه پيروزي انقلاب اسلامي در ايران با خروج مصر از دايره مبارزه با اسرائيل از طريق امضاي قرارداد كمپ ديويد همزمان شده بود. اين نگاه لزوماً نگاهي جبري به تحولات منطقه‌اي نيست، بلكه بيشتر به بازي تقدير باز مي‌گردد، زيرا خروج مصر از دايره مبارزه با اسرائيل بدون جايگزين شدن يك قدرت بزرگ منطقه‌اي نظير ايران، مي‌توانست موج نااميدي و يأس را در سراسر خاورميانه و شمال افريقا بگستراند. كشور لبنان پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران وضعيت متفاوتي در مقايسه با گذشته پيدا كرد. فلسطينيها و جنبش مقاومت ملي چنان عمليات گسترده‌اي عليه پايگاههاي رژيم صهيونيستي در شمال فلسطين اشغالي به راه انداختند. اسرائيل براي پايان دادن به اين وضعيت، جنگ 1982 را با شعار اخراج فلسطينيها از لبنان به راه انداخت.(موسوي بهمن 1390)
3-4-2-4 حزب الله لبنان
باور رژيم صهيونيستي اين بود كه با خاتمه دادن به حضور فلسطينيها در لبنان موضوع مقاومت ضد صهيونيستي در لبنان نيز به تاريخ سپرده خواهد شد، اما باز هم صفحه تقدير چنين ورق خورد كه به جاي سازمان آزاديبخش فلسطين، جرياني بومي، اسلامي و ملي و سازش‌ناپذيري به نام حزب الله لبنان پس از يك دوره كشمكشهاي فراوان در ساختار سياسي و آرمانهاي شيعيان لبنان شكل گرفت. حزب الله لبنان با الهام گرفتن از آموزه‌هاي انقلاب اسلامي ايران رويكرد و آرمان خود را روي مبارزه با رژيم صهيونيستي به منظور حراست از تماميت ارضي لبنان و شكستن اسطوره نيرومندي ارتش صهيونيستي متمركز كرد. اين حزب طي فقط دو دهه موفق شد دو پيروزي مهمي در رويارويي با ارتش صهيونيستي به دست آورد. بدين ترتيب وجهه و موقعيت حزب الله لبنان بويژه پس از پيروزي در مقاومت عليه اسرائيل در جنگ ژوئيه 2006 از مرزهاي ملي لبنان فراتر رفت و به يك قدرت مهم منطقه‌اي غير قابل چشم پوشي تبديل شد. ايالات متحده امريكا و اسرائيل حزب الله لبنان را بازوي قدرتمند ايران در خط مقدم رويارويي ضد صهيونيستي مي‌دانند.در چنين وضعيتي، حزب الله لبنان موقعيت اين كشور را نيز در معرض تغيير قرار داد. چنانكه مي‌دانيم تمامي همسايگان رژيم صهيونيستي قرارداد صلح با تل‌آويو امضا كردند، به استثناي سوريه و لبنان و ايران در تمامي اين تحولات در كنار حزب الله لبنان قرار داشته و دارد، حزب الله لبنان نيز از موقعيت مردمي بي‌همتايي در اين كشور برخوردار است. در نتيجه طبيعي است كه مردم لبنان كه به لحاظ ايدئولوژيك بارژيم صهيونيستي تضاد دارند، بويژه شيعيان اين كشور از ايران به مثابه قدرت منطقه‌اي كم رقيب جانبداري كنند. جامعه لبنان جامعه‌اي دموكراتيك و متنوع است. اين جامعه، جامعه‌اي نيست كه يك حزب يا يك جريان سياسي بتواند جمعيت انبوه را با پول و يا با امتياز سياسي براي جانبداري از خود يا همپيمان منطقه‌اي‌اش به خيابانها سرازيرکند. حزب الله لبنان در آغاز هزارة سوم، تصميم گرفت در ساختار سياسي جامعه لبنان از طريق انتخابات پارلماني مشاركت كند، اين رويكرد حزب الله موجب شد اين حزب هم در پارلمان و هم در كابينه دولت حضور جدي پيدا كند. تا آنجا كه دولتهاي اخير اين كشور در برنامه خود رسماً از حق مقاومت مردم لبنان عليه اشغالگران صهيونيستي حمايت كردند. اين يكي از موفقيتهاي بزرگ حزب الله محسوب مي‌شود. در نتيجه مي‌توان گفت كه جانبداري لبنان از ايران و بالعكس، جانبداري يك حزب از يك كشور و يا بالعكس نيست، بلكه اين جانبداري و يا اين همپيماني جنبه ساختاري پيدا كرده است. استقبال كم نظير مقامات رسمي از مقام رياست جمهوري اسلامي ايران، بازتابي از استقبال كم سابقه مردم لبنان از يك مقام رسمي ايراني است. بدين ترتيب موقعيت ايران در جامعه لبنان، موقعيت گروهي، جناحي و حتي مي‌توان گفت، موقعيتي مذهبي نيست، بلكه موقعيتي ملي است. چرا كه حزب الله لبنان نيز به دليل كارنامه درخشان خود در اين كشور به يك جريان ملي تبديل شده است. براي فهم بهتر موقعيت اجتماعي اين حزب اشاره به اين نكته ضروري است كه اكنون چند سال است كه جريان حزب الله لبنان با چند جريان سياسي، حزبي و اجتماعي مسيحي لبنان ائتلاف دارد و اين ائتلاف در ساختار پارلماني و قوه مجريه اين كشور نيز جريان دارد.
نفوذ ايران در لبنان پس از جنگ اگوست 2006 يا همان جنگ 33 روزه باز هم در لبنان افزايش يافت که در اين ميان همان سياستي که باعث حضور پررنگ ايران در غزه شد حضور ايران در لبنان را تقويت کرد.(موسوي، بهمن 1390)
4-4-2-4 نقش عربستان در لبنان
عربستان در دوره اي از ديپلماسي خود تاكنون رفتاري ميانه رو داشته است، اما به صراحت مي توان گفت كه رياض اكنون ديپلماسي تندي را اتخاذ كرده است كه با حوادث ?? سپتامبر شروع شد و پس از حمله ايالات متحده به عراق رشد زيادي يافت و اكنون تغيير در ديپلماسي رياض از ميانه روي به افراط گرايي به شديدترين شكل خود در لبنان ظاهر شده است. ديپلمات هاي عرب بر اين اعتقادند كه با توجه به بحران موجود ميان سوريه و عربستان در صورتي كه رياض نتواند نفوذ سياسي خود در لبنان را تضمين كند، بحران ميان دو كشور وخيم تر خواهد شد. يك ديپلمات عرب مي گويد: “با گذشت سه سال از ترور رفيق حريري، عربستان دريافته كه عاملان ترور پيش از هر موضوعي، قدرت و نفوذ عربستان در لبنان را هدف قرار داده بودند. حتي تجربه گروه ?? مارس نيز دردي از عربستان دوا نكرد، به نحوي كه رياض مجبور شد بسياري از امور را راساً برعهده گيرد”. به باور ديپلمات هاي عرب “هنگامي كه رفيق حريري در دهه نود ميلادي در لبنان به قدرت رسيد، عربستان نگران نبود. حتي در مورد سوريه نيز نگراني نداشت. عربستان حتي به دليل محدود ساختن نفوذ خود به موقعيت حريري، روابط ديگر خود را فداي آن نمود. چون تصور مي كرد تمركز روابط بر شخصي چون حريري منجر به نظم بخشيدن به روابط مي شود. عربستان در شرايط كنوني ناچار به دخالت در امور گوناگون و حتي جزيي در رابطه با گروه هاي همپيمان خود در جريان المستقبل و اسلامگرايان سني است. شبكه كنوني حمايت مالي عربستان از سيستم پراكنده اي پيروي مي كند. درحاليكه در زمان حريري چنين نبود. عربستان اكنون مجبور است روابط مالي خود با همه گروه ها و شخصيت هاي سياسي كوچك و بزرگ را بطور مستقيم اداره كند. حتي اكنون در مورد ساير گروه هاي ?? مارس همانند حزب سوسياليست ترقيخواه دروزي و حزب قوات لبنان و هزاران شخصيت سياسي و رسانه اي در لبنان سيستم حمايت مالي عربستان ديگر از سوي خاندان حريري صورت نمي گيرد. عربستان حتي مجبور شد بطور شخصي در تنظيم روابط ميان سعد حريري و فؤاد سنيوره و روابط ميان برخي افراد پيرامون مفتي اهل سنت لبنان اقدام نمايد. به گفته ديپلماتهاي عرب، مشكل حقيقي لبنان ناشي از تعدد محورهاي نفوذ عربستان در لبنان است كه افراد متعددي نيز از دربار و بخش بازرگاني عربستان در جزئيات موضوعات لبنان دخالت مي كنند. وزارت خارجه و دستگاه هاي امنيتي عربستان نيز هر روز پرونده هاي متعددي را در موضوع لبنان و كشورهاي مجاور آن دنبال مي كنند. رايزني هاي عربستان با كشورهاي عرب با نفوذ در لبنان نيز منجر به ايجاد تغييراتي در برنامه هاي كاري عربستان در لبنان شده است. اختلال در عملكرد عربستان در لبنان نيز ناشي از تنش هاي موجود ميان عربستان با سوريه و ايران در موضوعاتي چون عراق و فلسطين است.
اهتمام بيش از حد عربستان به لبنان و تعدد محورهاي نفوذ رياض در لبنان منجر به ايجاد تناقض در عملكرد آن كشور در لبنان شده است. پادشاه عربستان به فرماندهان سوريه پيام مي دهد كه قدرت خود را از دست داده و ايران همه چيز را كنترل مي كند تا جايي كه جنبش شيعي در سوريه گسترش زيادي يافته است. فرستاده پادشاه عربستان به “بشار اسد” رئيس جمهور سوريه مي گويد كه در چند سال گذشته نزديك به ? ميليون شهروند سوري شيعه شده اند. ناگفته پيداست كه اطلاعات اشتباه عربستان ناشي از همان اختلال روابط ميان عربستان و برخي مقامات لبنان است. همين اختلال است كه ارزيابي از امور سياسي لبنان را تا اين اندازه غيرواقعي نموده كه رياض از پذيرفتن نماينده شيعيان لبنان خودداري مي كند. عربستان تعادل خود را از دست داده، بويژه آنكه راه حلي براي بحران لبنان بدون توجه به شيعيان و شخص نبيه بري و نصرالله قابل تصور نيست.
ديپلماتهاي عرب مي گويند:”احساس خطر عربستان از متزلزل شدن نقش آن كشور در لبنان ممكن است به وضعيت كنوني محدود نشود. بويژه آنكه در شرايط كنوني از افزايش نقش ايران و سوريه در عراق و فلسطين و همچنين تاثير فشار شكست اش در منازعات منطقه بر اوضاع عربستان واهمه دارد”.(الاخبار ،28ارديبهشت1387)
در لبنان نيز عربستان سعودي تلاش زيادي کرد تا با حمايت از سعد حريري و جريان المستقبل ترتيبات سياسي درون اين کشور را به نفع خود تغيير دهد؛ اما تا به امروز نتوانسته است در اين راستا موفق شود و دولتي که در اين کشور سرکار است، دولتي است که مورد پذيرش سعودي‌ها نيست، بنابراين در لبنان نيز عربستان در صدد تغيير در توازن قدرت داخلي است.
با ترور رفيق حريري، بعضي سران لبنان، غرب و کشورهاي عربي انگشت اتهام را به سوي سوريه، ايران و گروه مقاومت حزب‌الله نشانه‌گيري نمودند. عربستان که تا اين زمان نقش سوريه در لبنان را به عنوان مداخله در حوزه‌هاي حياتي خويش ارزيابي مي‌نمود، نقش خود را در همراهي با کشورهاي غربي ايفا نمود و با فشارهاي بين‌المللي و قطعنامه‌ي 1559سازمان ملل، سوريه مجبور به ترک لبنان پس از نزديک به 2 دهه گرديد. عربستان سعودي در صحنه‌ي سياسي لبنان به ويژه زماني اهميت يافت که تلاش کرد به عنوان ميانجي و طرف ثالث در انعقاد توافق‌نامه‌ي 1989 طائف مؤثر واقع گردد که آتش جنگ داخلي لبنان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی ساختار قدرت، موازنه قوا، حقوق بشر Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی جهان اسلام، صدور انقلاب