پایان نامه با واژه های کلیدی محل سکونت، قدرت سیاسی، صدام حسین، نظام سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

تبارهای سنی مذهب و طرد گروه‌بندی‌های قومی دیگر که 80 درصد جمعیت را تشکیل می‌دادند، همگی باعث شدند که به‌جای پیوندهای مدنی و باورهای دمکراتیک، پیوندها و باورهای قومی، قبیله‌ای و مذهبی بر جریانات و گروه‌بندی‌های سیاسی و اجتماعی حاکم گردند. سقوط صدام باعث مشارکت رادیکال و گسترده احزاب و گروه‌های قومی و مذهبی از پیش موجود و یا تازه تأسیس بر مبنای عمدتاً علقه های تنگ‌نظرانه قومی و مذهبی شد. نتیجه نهایی آن استمرار و تشدید خشونت در جامعه چندپاره قومی و مذهبی و تبدیل آن به یک جامعه به‌شدت آنومیک و هرج‌ومرج طلب و تشدید شکاف بین دولت و جامعه شد.
چیرگی بنیان‌های تنگ‌نظرانه قومی-زبانی و مذهبی بر احزاب و گروه‌های اجتماعی در عراق پس از صدام منجر به اختلاف‌نظرهای شدید سیاسی و یا عدم توافق آن‌ها در ارتباط با مسائل بسیار مهم در حوزه حکمرانی و مدیریت نظام سیاسی، نحوه توزیع قدرت و مانند آن شد، پیامد مهم آن گسترش خشونت‌ها بود.
درباره ترکیب جمعیتی، قومی و مذهبی عراق، اطلاعات قطعی و بی‌طرفانه موجود نیست. آنچه در دست داریم، تخمین‌ها و اظهارنظرهایی است که به‌تناسب جایگاه و تعلقات قومی، مذهبی مطرح کنندگان بسیار متفاوت است. بالطبع هر گروه می‌کوشد ارقام جمعیتی قوم و مذهب خویش را بیشتر جلوه دهد تا به‌تناسب آن سهم بیشتری در قدرت سیاسی، اقتصادی مطالبه نماید. بر اساس تخمین‌های رایج حدود 80 درصد جمعیت عراق را اعراب شیعه و سنی و بین 17 تا 20 درصد را اکراد و مابقی را گروه‌های قومی دیگر (نظیر ترکمن‌ها) و دینی (مسیحیان آسوری و غیره) تشکیل می‌دهند. گفته می‌شود 60 درصد کل جمعیت عراق مذهب تشیع دارند که اکثریت نسبی جمعیت این کشور را شامل می‌شود. گذشته از اعراب، در بین کردها و طوایف دیگر مانند ترکمان‌ها هم شیعیان وجود دارند. اهل سنت عراق با 20 درصد جمعیت، دومین گروه مهم به لحاظ جمعیت‌شناسی محسوب می‌شوند. البته اکثریت گروه‌های کرد و ترکمن هم اهل سنت هستند، اما ظاهراً کردها به هویت قومی خویش بیش از هویت مذهبی اهمیت و اعتبار می‌دهند؛ زیرا در نواحی کردنشین، به‌رغم انتقادات فراوانی که نسبت به فساد اقتصادی و سیاسی سران احزاب ناسیونالیست وجود دارد، بازهم این گروه‌ها از اقبال بسیار بیشتری برخوردارند. با این حساب و با صرف‌نظر از جزئیات و گروه‌های کوچک‌تر می‌توان، گروه‌های عمده حاضر درصحنه عراق را به سه دسته تقسیم کرد:
کردها؛ کردها که قریب به 20 درصد جمعیت عراق را تشکیل می‌دهند، عمدتاً در نواحی شمال و شمال شرق عراق ساکن‌اند و این نواحی، بخش مهمی از مناطق نفت‌خیز این کشور را شامل می‌شود. کردها به لحاظ فرهنگی و زبانی از اعراب متمایزند، اما در درون خود نیز انسجام و اتحاد کامل ندارد. بخشی از دلایل آن به ساخت عشیرتی و قبیلگی جامعه کرد مربوط می‌شود. در این خصوص کافی است در نظر آوریم که جلال طالبانی و مسعود بارزانی دو تن از معروف‌ترین و مهم‌ترین چهره‌های سیاسی کرد در حال حاضر، قدرت خویش را عمدتاً مدیون ریاست بر ایل و طایفه خویش‌اند. این وضع، البته به‌مرورزمان و براثر رواج ایدئولوژی‌هایی چون ناسیونالیسم و سوسیالیسم و گسترش حیات شهری و آموزش‌وپرورش روی به تغییر دارد، تغییری که آهنگ آن کند است. بخش دیگری از دلایل عدم انسجام جامعه کردی به اختلافات فرهنگی-دینی و زبانی جامعه کرد برمی‌گردد.
به‌هرحال، سابقه طولانی درگیری کردهای عراق با دولت مرکزی باعث شده است همسایگان یا قدرت‌های بزرگ، تقریباً همگی، از آن‌ها برای مقاصد خویش استفاده کنند. مطالبات تاریخی کردها که از آن به خودمختاری یا فدرالیسم تعبیر شده است، شامل استقلال در امور داخلی نواحی کردنشین (استقلال در امور اقتصادی، فرهنگی و سیاسی) است که در حوزه فرهنگ و آزادی‌های مدنی، رسمیت و پذیرش زبان کردی و تدریس آن در مقاطع مختلف تحصیلی و در حوزه اقتصادی، دست‌کم کسب درصدی از درآمد نفت (اگرنه همه درآمد نفتی حاصل از شمال عراق) بوده است. با توجه به امکانات گروه‌های کرد و فضای حاکم بر عراق، می‌توان ادعا کرد، کردها در قوی‌ترین وضع خویش در این کشور به سر می‌برند و به تحقق آمال و اهداف خویش بیش از هر زمان دیگری نزدیک‌ترند. امکانات و قابلیت‌های کردها و شرایط مساعد آن‌ها را می‌توان به شرح زیر ذکر کرد:
1. ضعف دولت مرکزی و قوای نظامی به وجهی که به سهولت نمی‌تواند بار دیگر بر شمال عراق سیطره کامل برقرار کند. البته، درگذشته نیز سیطره دولت عراق بر این نواحی کامل و بی‌خدشه نبوده و درگیری حکومت و شورشیان ‌همواره وجود داشته است.
2. حمایت آمریکا و تا حدودی افکار عمومی غرب؛ کمک کردها در ساقط کردن صدام حسین و برقراری منطقه امن در شمال مدار 36 درجه (از آوریل 1992) تا زمان سقوط حکومت بعثی، نوعی اعتماد و یا اتکای متقابل بین کردها و آمریکا به وجود آورده که برای کردها، منافع و معایبی دارد. ازیک‌طرف، مانع مداخله همسایگان (و به‌خصوص ترکیه) در نواحی کردنشین می‌شود و از سوی دیگر، در چشم گروه‌ها و دولت‌های منطقه، کردها را عامل آمریکا می‌نمایاند و همچنین، درصورتی‌که آمریکا از عراق خارج شود، تنها و آسیب‌پذیر خواهند شد.
3. پس از برقراری منطقه امن در شمال عراق، سه استان سلیمانیه، اربیل و دهوک از کنترل بغداد خارج شد. ( حق پناه، 1387، 125) و به‌صورت دو فاکتو حکومت نیمه‌مستقل در این نواحی شکل گرفت که برخی از اهداف و آرمان‌های کردها را عملی ساخت. از آن جمله تحصیل و آموزش به زبان کردی و رسمیت این زبان در دوایر دولتی باعث شد نسلی از جوانان و روشنفکران کرد با افکار ناسیونالیستی و برکنار از تأثیرات تعلیمات بعثی و ناسیونالیستی عربی-عراقی، پرورش یابند. این نسل جدید، هویت کردی خویش را برتر از هویت ملی عراقی می‌شمارد و می‌تواند بنیان حفظ استقلال (داخلی) منطقه کردستان به‌حساب آید. از طرف دیگر، حکومت محلی، به‌ویژه پس از سقوط صدام توانسته است نیروهای نظامی و انتظامی مجهزی به وجود آورد که در مقابل نیروهای دولت مرکزی، بسیار بیش از گذشته می‌تواند مقاومت و ابراز وجود کند.
بااین‌حال، کردها موانع مهمی در پیش رو دارند: نگرانی همسایگان نسبت به نیات کردها و استقلال‌جویی آن‌ها و مخدوش شدن تمامیت ارضی عراق و مخالفت بخش‌هایی از اعراب عراق و علی‌الخصوص اهل سنت با امتیازات اعطایی به کردها. در داخل عراق، شیعیان که مانند کردها درگذشته سهمی از قدرت نداشتند، متحدین طبیعی کردها به‌حساب می‌آیند.
شیعیان؛ شیعیان حدود 60 درصد جمعیت عراق را تشکیل می‌دهند و به لحاظ تاریخی حاشیه‌نشین بوده‌اند. آزار و تعقیب در دوران حکومت بعثی و به‌ویژه تحت نظارت گرفتن علما، باعث احساس محرومیت و مظلومیت در بین آنان شده است؛ بنابراین، طبیعی است از هر نوع تقسیم قدرت و سهم گرفتن از آن، استقبال می‌کنند. محل سکونت آن‌ها هم اغلب نواحی جنوبی و مرکزی عراق است که ازلحاظ استعداد زراعی و منابع نفتی بسیار غنی است. از سوی دیگر، شیعیان دارای نوعی سازمان‌دهی درونی‌اند که از توجه آن‌ها به علما ناشی می‌شود. گاه سازمان‌دهی مزبور حول علمای بزرگ یا بیت آنان شکل می‌گیرد (مانند گروه صدر و جیش المهدی)، اما علاوه بر آن‌ها، احزاب و گروه‌های شیعی که با صدام مبارزه می‌کردند، همچون مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق و حزب الدعوی الاسلامیه، نیز نفوذ و اعتباری دارند؛ بنابراین، سازمان‌دهی، تسلط بر منابع غنی زیرزمینی و زراعی و جمعیت قابل‌توجه، از امتیازات شیعیان به‌حساب می‌آید. درعین‌حال، آنچه شیعیان می‌خواهند، با توجه گذشته ناخوشایند، گرفتن سهمی متناسب از قدرت سیاسی و آزادی‌های مشروع و عمومی و ممانعت از بروز دیکتاتوری چون صدام است. ازاین‌رو، مهم‌ترین خواسته‌های شیعیان را به شرح زیر می‌توان خلاصه کرد:
1. تقسیم عادلانه و حتی‌الامکان دمکراتیک قدرت که کمابیش پس از سقوط عملی شده است. حفظ این شکل تسهیم و ممانعت از ظهور دیکتاتوری (سنی مذهب) چون صدام، از مهم‌ترین اهداف شیعیان است.
2. جلوگیری از تجزیه عراق؛ باآنکه نگرانی شیعیان از تجزیه عراق به‌اندازه اهل سنت نیست، اما به دلایل مشخص استراتژیک و ژئوپلیتیک، تجزیه این کشور برای اهل تشیع گزینه‌ای قابل‌قبول نیست.
3. برقراری ثبات، امنیت و آرامش در عراق؛ گروه‌های رادیکال و تروریست که در عراق، جریان خونریزی و بمب‌گذاری‌های انتحاری را تداوم می‌بخشند، دارای گرایش‌های ضد شیعه قوی و تمایلات سلفی وهابی‌اند. از آن جمله، القاعده به‌واسطه دیدگاه‌های ضد شیعه‌اش شهرت دارد. هدف این گروه‌ها، به شکست کشاندن آمریکا از طریق استیصال متحدان آن (شیعیان) است. بنابراین، ارائه حکومتی کارآمد، موفق و باقابلیت‌ها و مکانیسم دمکراتیک شفاف، برای شیعیان عراق و منطقه مثبت و ضروری و برای رادیکالیسم سنی ناخوشایند خواهد بود. بنابراین، توفیق حکومت و برقراری نظم و آرامش و در پی آن، بهبود اوضاع اقتصادی، از اهداف مهم شیعیان است. شیعیان از امتیازات و امکاناتی هم برای تحقق اهداف و استراتژی‌های خویش برخوردارند که مهم‌ترین آن‌ها به شرح زیر است:
1. سازمان‌دهی و انسجام نسبی حول روحانیت؛ برخی گروه‌های شیعه به‌صورت علنی یا غیرعلنی مسلح نیز هستند.
2. فقدان رقیب جدی درصحنه عراق؛ در عراق، فقط کردها به‌اندازه شیعیان انسجام دارند که البته در بسیاری موارد با آنان اشتراک هدف هم دارند. درعین‌حال، اغلب حوزه منافع این دو گروه هم تا حدود زیادی مجزا و متفاوت است. جامعه اهل سنت نه از حیث جمعیت و نه از حیث منابع زیرزمینی و نظایر آن با شیعیان قابل قیاس نیستند.
بسیاری از کشورهای سنی مذهب منطقه از قدرت گیری شیعیان خرسند نیستند و روابط و پیوند شیعیان با ایران که سابقه طولانی و تاریخی دارد، نگرانی اعراب و اهل سنت و برخی همسایگان سنی مذهب را موجب می‌شود. ازاین‌رو، گاهی به نظر می‌رسد شیعیان می‌کوشند صداقت وفاداری خویش را به عراق برای این قبیل دولت‌ها و گروه‌ها، اثبات کنند.
اهل سنت؛ اعراب اهل سنت، در دوران صدام حسین از جایگاه ممتازی برخوردار بودند و ازاین‌رو، آن دوره را عصر طلایی خویش تصور می‌کنند و از شخصیت صدام تجلیل به عمل می‌آورند. اغلب عملیات‌های تروریستی در عراق یا از ناحیه این گروه بود یا توسط گروه‌های رادیکال خارج از عراق و با وساطت و همراهی اهل سنت (و یا با ادعای دفاع از آنان) صورت گرفته است. به‌هرحال، اهل سنت عراق هم امروزه به این امر واقف شده‌اند که عصر صدام اعاده شدنی نیست واقعیات و نیروهای جدیدی آینده عراق را رقم می‌زند. ازاین‌رو، کوشیده‌اند در فرایند دمکراتیک وارد شوند و از همه امکانات و قابلیت‌های خویش برای به حداکثر رساندن منافع و امتیازات اهل سنت استفاده کنند. چه رادیکالیزه شدن آن‌ها، احتمال تجزیه عراق را افزایش می‌دهد و این بیش از همه به زیان اهل سنت است که مناطق محل سکونتشان بیابانی و فاقد منابع قابل‌توجه زیرزمینی است. درمجموع، اصلی‌ترین اهداف و آمال اهل سنت عراق را به شکل زیر می‌توان تلخیص کرد:
1. رسیدن به حداکثر امتیازات عصر گذشته: دوران حکومت بعثی عصر مطلوب اهل سنت است و اگرچه اعاده کامل آن متصور نیست، اما می‌توان بازیابی بخش اعظم آن‌ها را در برنامه خویش گنجاند. به‌هرحال، آنان از تبدیل‌شدن به اقلیت و احتمالاً تحمل وضع زندگی اقلیت‌ها نگران‌اند.
2. جلوگیری از تجزیه عراق: به‌واسطه وضع ژئواکونومیک منطقه محل سکونت اهل سنت، تجزیه عراق (به سه منطقه شیعه‌نشین، کردنشین و سنی نشین)، به معنای محرومیت از نعمت نفت و درآمدهای سرشار دیگر است.
3. مخالفت با حضور آمریکا و تأکید بر ضرورت خروج متحدین از عراق: آمریکا، عامل سقوط صدام و روی کار آمدن حکومت شیعی محسوب می‌شود و این هردو به زیان اعراب اهل سنت بود. این وضع، جریان قوی آمریکاستیزی19 را که در منطقه و در نزد رادیکال‌های سنی موجود بود، شعله‌ورتر ساخت و بخش مهمی از آن را به داخل اهل سنت عراق تزریق کرد.
اهل سنت در کنار نقاط ضعفی چون استراتژیک نبودن محل سکونتشان و اقلیت بودنشان در عراق، دو حامی قابل‌توجه دارند:
1. کشورهای عربی سنی و به‌ویژه عربستان، مصر و اردن که وحشت خویش را از ظهور

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی جامعه اسلامی، قرآن و زن Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی اتحادیه اروپا، جنگ جهانی اول، انقلاب اسلامی، منافع اقتصادی