پایان نامه با واژه های کلیدی لیبرالیسم، لیبرال دموکراسی، پایان تاریخ، علوم سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

فوکویاما (Francis Fukuyama) متولد 1331/1952 و از اندیشمندان علوم سیاسی آمریکاست که در دوره ریاست جمهوری رونالدریگان (1359/1980 – 1367/1988) در وزارت امور خارجه با سمت مشاور کار می کرد . وی پس از نگارش مقاله پایان تاریخ و واپسین انسان (The End of History and the last man) در 1368/1989 که در 1370/1991 با تفصیل بیشتر و به همین نام، به صورت کتاب در آمد، به شهرت جهانی رسید . در این دو نوشته، فوکویاما به دفاع تاریخی از ارزشهای سیاسی غربی برخاست و استدلال کرد که رویدادهای اواخر قرن بیستم نشان می دهد که اجماعی جهانی به نفع دموکراسی لیبرال به وجود آمده است . این اجماع، مساوی است با پایان تاریخ به معنای این که در شکل گرفتن اصول و نهادهای بنیادی دموکراسی، پیشرفت بیشتری به وجود نخواهد آمد . البته، باز هم رویدادهایی خواهد بود، ولی تاریخ، به معنای داستان جهانی رشد و شکوفایی آدمی، خاتمه یافته است . ر . ک .: عزت الله فولادوند، پایان تاریخ فوکویاما، همبستگی 18/8/1380، ص 8) صاحب نظریه پایان تاریخ و واپسین انسان است که فراتر از این، پایان جنگ سرد و فروپاشی نظامهای کمونیستی (جنگ سرد (Cold War) حالتی از تشنج و خصومت بین کشورها یا بلوکهای رقیب است که به موجب آن هر طرف، سیاستهایی برای تقویت خود و تضعیف طرف دیگر به کار می برد; بدون آن که به جنگ واقعی یا گرم بکشد . یکی از ویژگی های جنگ سرد این است که با وجود ادامه روابط سیاسی بین کشورها، به علت جریان داشتن حملات تبلیغاتی، تشنج و جبهه گیری در برابر یکدیگر، محیط مناسبات بین المللی وخیم می شود و عدم اعتماد، جای تفاهم را می گیرد . البته جنگ سرد، بیشتر به روابط سرد و متشنج آمریکا و شوروی و دو بلوک غرب و شرق پس از جنگ جهانی دوم اطلاق می شود که با فروپاشی شوروی و بلوک شرق در 1370/1991 به نفع آمریکا و بلوک غرب پایان پذیرفت . ر . ک .: علی آقابخشی و مینو افشاری راد، پیشین، ص 54 .) را به مثابه پیروزی بی چون و چرای نظام لیبرال دموکراسی غربی می داند و این دستاورد را والاترین ره آورد انسان در طول تاریخ، تصور می کند، به این وسیله و به اعتقاد او، انسان به پایان تاریخ دست یافته است . به دنبال فوکویاما، عده ای کوشیده اند تا نشان دهند جامعه رضایت بخش تر از جامعه لیبرال دموکراسی نه وجود دارد و نه مفید است و نه وجود خواهد داشت!
(مردم) و Kratein (حکومت کردن)، به معنای حکومت به وسیله مردم یا مردم سالاری و یا حکومت مردم است . دموکراسی در وسیعترین تعریف، یعنی: شیوه زندگی جمعی که در آن همگان برای مشارکت های اجتماعی، آزادانه از فرصتهای مساوی برخوردارند; اما در حوزه سیاسی، دموکراسی، تنها بر فراهم آوری فرصت برای مشارکت آزادانه شهروندان در تصمیم گیری های سیاسی تاکید دارد . در این معنا، دموکراسی، فقط شیوه زندگی سیاسی را به تصویر می کشد، یا شکلی از جامعه سیاسی را که در آن ارزشها نسبی اند، به نمایش می گذارد . این دموکراسی، بر برابری انسانها، قانون، حاکمیت مردم، تاکید بر حقوق طبیعی، مدنی و سیاسی انسانی استوار است . (رابرت دال، درباره دموکراسی، ترجمه حسن فشارکی، شیرازه، تهران، 1378، ص 48 .)

نوعی از دموکراسی که بر آزادی فردی، انتخابی بودن همه مناصب، مشارکت عموم در سیاست، صائب بودن افکار عمومی، فضیلت مدنی، مصلحت عمومی، صدای مردم، صدای خدا، اشتباه ناپذیری رای اکثریت، مراجعه به آرای عمومی و حکومت اکثریت تاکید می ورزد، دموکراسی «حداکثری » یا «کلاسیک » یا «آرمان گرایانه » نامیده می شود . در مقابل، واقع گرایان از احتمال پیدایش استبداد اکثریت، سرکوب جمعی اقلیت ها، ایجاد حکومت خودکامه به نام اراده عمومی و از میان رفتن قید و بندهای قانونی نگرانند و برای رفع این نگرانیها، از حقوق فردی، نقش آگاهی در تعدیل حکومت اکثریت و از ایده خطرناک بودن قدرت، دفاع می کنند . در نقد دموکراسی آرمان گرایانه می توان گفت که جوهره آن، نه حکومت اکثریت، بلکه رقابت چندین گروه برگزیده سیاسی است . در این دیدگاه، دموکراسی تنها روشی برای انتخاب حکام و اخذ تصمیم است; نه مجموعه ای از ارزشهای دموکراتیک . واقع گرایان می گویند اگر چه آزادی، آگاهی، حق انتخاب فردی و حکومت اکثریت مطلوب است; اما تحقق آن غیر ممکن است . (دیوید هلد، مدلهای دموکراسی، ترجمه عباس مخبر، روشنگران، تهران، 1369، ص 260 .)دموکراسی قدیم و جدید و یا دموکراسی مستقیم و غیر مستقیم، بر اصولی تکیه دارد که در طول تاریخ برای ایجاد دولت دموکراتیک شکل گرفته است . جوهره این اصول را در اصالت فرد، قانون گرایی، مردم سالاری و تاکید بر حقوق طبیعی، مدنی و سیاسی می توان یافت . به علاوه، لیبرالیسم، پراگماتیسم، نسبی گرایی، قرارداد اجتماعی، اصل رضایت، اصل برابری، حکومت جمهوری، تفکیک قوا، حقوق مدنی، پارلمانتاریسم و … نیز، اصول و مبانی فکری و فلسفی دموکراسی دیروز و لیبرال دموکراسی امروز را می سازد . (به معنای مصلحت باوری، کنش باوری و عمل گرایی است . پراگماتیسم از واژه یونانی Pragmatos به معنای عمل گرفته شده و فلسفه ای است که در مصادیق حقیقت، به اقدام و عمل می اندیشد: یعنی آنچه نتیجه بخش و مصلحت آمیز است، حقیقت دارد و شایسته پیگیری است . ر . ک .: حسن علی زاده، فرهنگ خاص علوم سیاسی، روزنه، تهران، 1377، ص 240 .)و Liber (آزادی) مشتق شده است . لیبرالیسم برخلاف معنای لغوی اش، پیچیده تر از آن است که به آسانی تعریف شود; ولی با تسامح، می توان لیبرالیسم را مشتمل بر مجموعه ای از روشها، نگرشها و سیاستهایی دانست که هدف عمده آنها، فراهم آوردن یا حفظ آزادی فردی تا حد مقدور در برابر سلطه یا تسلط دولت یا هر مؤسسه دیگر است; یعنی انگیزه اساسی لیبرالیسم، پدیدآوری آزادی هر چه بیشتر برای فرد انسانی است . پس، لیبرالیسم: اولا، بر شالوده فردگرایی قرار دارد و در واقع، زاییده جنبش ها و گرایشهای انسان محورانه رنسانس (رامین جهانبگلو، مدرنیته، دموکراسی و روشنفکران، نشر مرکز، تهران، 1374، ص 68: رنسانس Renaissance یا نوزایش یا تجدید حیات، به نهضت بزرگ اروپا بعد از قرون وسطی اطلاق می شود که منجر به پیدایش تمدن سرمایه داری گردید . نیز ر . ک .: علی آقابخشی و مینو افشاری راد، پیشین، ص 286 .) به بعد است . ثانیا، با هر نوع مانع آزادی فردی، دشمنی می ورزد . (ر . ک .: عبدالرسول بیات و دیگران، پیشین، ص 451; مهدی براتعلی پور، پیشین ص 13 .)

اندیشه های لیبرالی، ریشه در یونان باستان دارد; اما لیبرالیسم به مفهوم امروزین ، بر بسترهای دینی، سیاسی، اقتصادی و فکری جدیدتر قرار دارد از جمله: اول، آنتونی آربلاستر، لیبرالیسم را محصول جنبش اصلاح دینی، پروتستانیسم (پروتستان گرایی یا پروتستانیسم Protestanism) از ریشه لاتینی Protestari گرفته شده است . مذهب پروتستان شاخه ای از دین مسیحیت است که در اواخر قرن 15 و اوایل قرن 16 توسط طرفداران اصلاحات دینی پدید آمد . از رهبران این متوفای 1145/1564 و ژان کالون (Jean Calvin) متوفای 1145/1564) را نام برد . ر . ک .: حسن علی زاده، پیشین، ص 243 .) و ضد استبداد خودسرانه کلیسا در قرن 16 میلادی می داند . دوم، روشنگری قرن 17 میلادی، عقل و تحقیق علمی را جایگزین وحی و دین کرد و نیز، تفسیر این جهانی از آموزه ها و انگارهای پروتستان و یا پروتستان گرایی منهای خدا را در جامعه نهادینه ساخت . سوم، مبارزه با خودکامگی و استبداد سیاسی دولتهای مطلقه و قیام علیه نظام اشرافی و فئودالی در دوره مشروطه خواهی قرن 18 میلادی غرب، نیز بر قوام اندیشه لیبرالیسم تاثیر گذاشت . به علاوه، نقش زمینه های فکری و فلسفی که اندیشمندانی چون مارتین لوتر (قرن 16) ، جان لاک (قرن 17) و ژان ژاک روسو (قرن 18) را نباید نادیده انگاشت . (آنتونی آربلاستر، ظهور وسقوط لیبرالیسم، ترجمه عباس مخبر، پنگوئن، تهران، 1367، ص 190 .)بر پایه این بسترها، لیبرالیسم در عرصه های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و دینی به چشم می آید . در عرصه اقتصاد، لیبرالیسم یعنی: حفظ آزادی اقتصادی، دفاع از مالکیت خصوصی و ترویج بازار آزاد . لیبرالیسم در این معنا، همسنگ با سرمایه داری و یا کاپتیالیسم است . آربلاستر در این باره می نویسد: لیبرالیسم، همدوش با سرمایه داری غربی، نشو و نما کرده است . در عرصه امور فرهنگی، از آزادیهایی چون آزادی اندیشه و بیان جانبداری می کند . لیبرالیسم سیاسی از آزادی و حقوق فرد در مقابل نهادهای سیاسی دم می زند و سرانجام، لیبرالیسم دینی که در پی نهادینه سازی تساهل، اباحیگری و انعطاف پذیری اخلاقی است . (همان، ص 127; راین هاردکونل، لیبرالیسم، ترجمه منوچهر فکری ارشاد، توس، تهران، 1354، ص 125 .)لیبرالیسم بر این اصول تکیه دارد: برابری در حقوق، نفی امتیازات موروثی، طرد اشرافیت، انسان گرایی، فردگرایی، عقل مداری، عقل بسندگی، عقلانیت علمی، تجربه گرایی، اصالت علم، سنت ستیزی، تجددگرایی، پلورالیسم (Pluralism شامل نظریه هایی است که به لزوم کثرت عناصر و عوامل در جامعه و مشروعیت منافع آن ها باور دارند; مثلا، کثرت گرایی دینی نظریه ای است در باب حق بودن ادیان و محق بودن دینداران و بر آن است که کثرت پدید آمده در عالم دین ورزی، حادثه ای است طبیعی که از حق بودن ادیان و محق بودن دینداران پرده برمی دارد و مقتضای دستگاه ادراکی آدمی و ساختار چند پهلوی واقعیت است و با هدایتگری خداوند و سعادت جویی و نیک بختی آدمیان سازگار است و این، نزاع بر سر حقیقت و فهم حقیقت است . ر . ک .: هادی صادقی، پلورالیسم: دین، حقیقت و کثرت، موسسه فرهنگی طه، قم، 1377، ص 55 .) معرفتی، تکثر در منابع معرفتی، پیشرفت باوری، اعتقاد به خودمختاری انسان، عقیده به نیک نهادی و عقلانی بودن او . از این رو، لیبرالیسم ضد وحدت گرایی، انحصارمداری، مرجعیت باوری، اقتدارگرایی، جبرباوری، نخبه گرایی، ارتجاع، جمع گرایی است . این مبانی و مبادی، آزادی، رقابت، پاسخگویی دولت، مشارکت سیاسی، دموکراسی پارلمانی، دولت حداقلی (محدود سازی دخالت دولت)، سکولاریزاسیون (سکولاریسم Secularism در لغت یعنی: نادینی گری، جداانگاری دین و دولت یا جدایی دین از سیاست (Separation و Secularization در اصطلاح یعنی: اعتقاد به انتقال مرجعیت از نهادهای دینی به اشخاص یا سازمانهای غیر دینی . بر اساس این نظریه، در امور اجتماعی سیاست اصالت دارد نه دین; که دارای جنبه فردی و عبادی است . ر . ک .: علی آقابخشی و مینو افشاری راد، پیشین، ص 304) (بی طرفی ایدئولوژیک دولت)، تساهل، تسامح و نفی خشونت در رفتار فردی و اجتماعی و مبارزه با هر گونه استبداد را برای لیبرالیسم به ارمغان آورده است . البته، جوهره لیبرالیسم، آزادی است و دیگر اصول بر محور آزادی می چرخد و برای تامین آن وضع شده اند . (شهریار زرشناس، اشاراتی درباره لیبرالیسم در ایران، کیهان، تهران، 1378، ص 13 .)لیبرال دموکراسی دنیای غرب، دموکراسی رایج سده های قبل از قرن 17 و لیبرالیسم کلاسیک قرن 18 را پشت سر گذاشته است و در اواخر قرن 19 پا به عصر و عرصه لیبرال دموکراسی نهاده و در آخرین دهه قرن 20، با افول دولتهای لیبرالی و رفاهی به نئولیبرالیسم رسیده است، اما با کمال شگفتی، نویسندگان، اولا: معنای صریحی از لیبرال دموکراسی یا دموکراسی لیبرال ارائه نکرده اند . لوین نیز تایید می کند که هیچ تعریف جامعی از لیبرال دموکراسی وجود ندارد . از این رو، وی در کتاب طرح و نقد نظریه لیبرال دموکراسی، به جای ارائه تعریفی از لیبرال دموکراسی، کوشیده است مشخصه های نظامهای لیبرال دموکراسی را تبیین کند; شاید از این روست که نظریه لیبرال دموکراسی را تلاشی تعارض آمیز جهت امتزاج مواضع لیبرالیستی و دموکراتیک در هیات یک نظریه واحد می داند . (اندرو لوین، طرح و نقد نظریه لیبرال دموکراسی، ترجمه سعید زیباکلام، سمت، تهران، 1380، ص 36 .) ثانیا: اغلب، تفاوتی بین لیبرال دموکراسی و یا دموکراسی لیبرال قائل نشده اند . از جمله: در (آقابخشی، پیشین، ص 187 .) Liberal Democracy هم به لیبرال دموکراسی و هم به دموکراسی لیبرال ترجمه شده و معنای واحدی از آن، صورت گرفته است و آن این که دموکراسی لیبرال شکلی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی مردم سالاری، قانون اساسی، لیبرال دموکراسی، مصباح یزدی Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی لیبرالیسم، لیبرال دموکراسی، ایده آلیسم، حقوق اجتماعی