پایان نامه با واژه های کلیدی قرن نوزدهم

دانلود پایان نامه ارشد

،عصير و شرقيه يا مذهب باشد مانند بطور کلي شيعه وسني ويا جزئي تر حنبلي،وهابي، جعفري،اسماعيلي ،مالکي و شافعي و يا قبيله باشدمانند اونانيزه ،قحطان ،قميدو غيره . با اين وجود برخي از گروهها ممکن است با همه اين معيارها تعريف شوند ؛مانند شيعيان اسماعيلي.
در استان شرقي عربستان، شيعه در مقابل سني قرار ندارد بلکه عمدتا در مقابل وهابيت است و بين گروههاي فکري و مذهبي شيعه وسني روابط خوبي ديده مي شود.اگر چه وهابي ها معتقدندمذهب سني راستين را رهبري مي کنند.فتواي علماي وهابي در ژانويه 1927 براي وادار نمودن شيعيان جهت ترک اصول فکري خود و ورود به اسلام مورد نظر آنها همراه با فشارهاي زياد جهت تعطيلي مساجد وحسينيه هاي خود، با مقاومت بسيار شديد شيعيان مواجه شد ونهايتا به شکست کامل منتهي گرديد.
بر خلاف شيعيان اسماعيلي در جنوب ، شيعيلن اماميه در مقابل هر گونه استبداد وزورگويي شديدا ايستادگي کردند. اما شيعيان اسماعيلي خود را بر اساس نظام قبيله اي -قومي سازمان دهي کردند که در قبيله “يم” تجسم يافته است به اين ترتيب خود را تقريبا با شرايط سيستم نظام حاکم منطبق ساخته اند. و نظام سعودي وتفکر وهابي و تبليغاتي که انجام شده تاثير چنداني بر روي آنان ندلشته است . آنان در طول سالهاي گزشته بر مشخصات و ويژکيهاي خود از لحاظ تاريخي ،اجتماعي ومذهبي در منطقه نجران تاکيد کرده اند.زماني که تبليغات وهابي کاملا به اين منطقه معطوف شده بود تا اسماعيليان را به سوي خود جذب کنند؛شيعيان اسماعيلي و اماميه از شعائر مذهبي براي استحکام هويت ديني خود استفاده کردند.(ابراهيم،1387:ص68)
مرزهاي مذهبي بين شيعيان و سني هاي غير وهابي در کشور گاهي خيلي روشن و شفاف و گاهي مبهم است. به عنوان نمونه هم شيعيان هم شافعي ها وهم مالکي ها در حجاز از طايفه وهابي متمايز هستند چرا که جشنهاي ميلاد پيامبر اکرم را بر پا مي کنند کاري که وهابيها آن را نمي پذيرند ضمن آنکه به جز وهابي ها به اهل بيت احترام مي گذارند. اگر چه در بعضي از زمينه ها شکاف بين اين دو گروه يعني شيعه وسني بسيار کسترده است. مانند اعتقاد به معصوميت ائمه و بسياري از فعاليتها و مراسم مذهبي ديگر.
همچنين علماي شيعه در استان شرقي نقش مهمي ايفا کردند. مرجعيت مفهوم نسبتا جديدي بين شيعيان اين کشور است که اواخر قرن نوزدهم واوايل قرن بيستم مطرح شد در حاليکه مرجع در قبل صرفا داراي نقش مذهبي درحاليکه مرجع درگذشته صرفا داراي نقش مذهبي در تبيين رسالت ائمه وپيامبر بودند اما بتدريج و با کسب موقعيتهاي بهتر داراي وزن سياسي شدند. از آنجا که شيعيان استان شرقي نتوانستند مراجع خود را داشته باشند ؛به لحاظ مذهبي مجبور شدند تا از مراجع ايران ويا عراق پيروي کنند . مراجع نه تنها رهبزي معنوي پيروان خود را برعهده داشتند بلکه به دليل تحولات پديد آمده در منطقه ؛مرجع هدايت سياسي و قضايي مقلدين خود هم شدند. (ابراهيم،1387:ص70)

7-2-2-3 تاثير عوامل منطقه اي بر احساس هويتي شيعيان عربستان
اگر چه شيعيان در استان شرقي داراي مشترکاتي با برخي از اقوام در مناطق و قبايل گوناگون هستند اما شرايط جغرافيايي نقش مهمي در شکل دادن به هويت شيعه بازي مي کند. عليرغم توزيع پراکنده و تغييرات جمعيتي که پس از گسترش شهر نشيني در الحصاءاتفاق افتاد ساکنين اين مناطق اکنون از لحاظ شيعه و سني قابل تمايزند. و مرزهاي طايفه اي هنوز وجود دارد. با اين وجود ؛تمايز بين شيعيان و سني ها در منطقه قطيف در مقام مقايسه با منطقه الحصاء بسيار شديد است؛جايي که همزيستي مسالمت آميز بي دو جامعه از مدتها پيش وجود داشته است. در ابتداي سالهاي دهه 70 ميلادي ،بسياري از شيعيان الحصاء از روستاها به شهر مهاجرت کردند در حاليکه غالبا شيعيان قطيف در همان روستا هاي خود باقي ماندند . تفاوت ميان آنها مي تواند به ميزان تحملي که شيعيان در الحصاء تجربه کردند مربوط باشد ؛آن هم به دليل اختلافي است که با سنيان داشته اند. هم شيعيان و هم سني ها در الحصاء هيچ ابايي ندارند که با يکديکر در امور تجاري مراوده داشته باشند. به علاوه شيعيان الحصاء بر خلاف هم مذهبي هاي خود در القطيف از لحاظ سياسي داراي انگيزه نمي باشند. براي شيعيان الحصاء مذهب از امور تجاري و سياسي وحوزه ي امور عمومي جداست اما براي شيعيان قطيف اين مسايل حايز اهميت است. الحصاء،قطيف و کل استان شرقي نه تنها محلي براي زندگي گروهي از مردم مي باشد بلکه اين سرزمين محل ارتباط و تعاملات بين شيعيان محسوب مي شود . در چنين فضايي شيعيان تمايزات فرهنگي ،همگرايي اجتماعي و به علاوه نا خشنودي سياسي خود را به منصه ظهور مي رسانند. در چنين محيطي آنها با گروههاي اپوزيسيون عليه دشمني فرضي خود متحد مي شوند ،دشمني که باعث محروميت و ضربه پذيري آنها ميشود. جدا بودن دو فضاي استان شرقي و منطق ديگر ذاتا در ساختار احساس شيعيان وجود دارد. اين امر به خوبي در شيعيان قطيف قابل مشاهده است.آنان به هيچ وجه حاضر به مهاجرت به مناطق ديگر نيستند. شيعيان جوياي کار قطيف معمولا براي کار به خارج از منطقه نمي روند چرا که از لحاظ اجتماعي نمي خواهند از محل خود دور شوند.(ابراهيم،1387: ص73)
8-2-2-3نظام سعودي و موضوع همبستگي ملي
حکومت فعلي عربستان در منطقه اي بوجود آمد که در تاريخ خود هرگز همبستگي ملي را تجربه نکرده است.شبه جزيره عربستان گروههاي مختلف مذهبي وقبيله اي و منطقه اي را در خود جاي داده است. بنابراين عربستان سعودي شامل گروههاي مختلف قومي وخانوادگي مي شودکه از طريق عبد العزيز بن سعود در خلال ربع اول قرن بيستم متحد شد.به نظر فواد ابراهيم نويسنده کتاب” شيعيان در عربستان سعودي” اين وحدت سياسي ناشي از يک احساس تعلق مشترک نبود که از ريشه هاي اجتماعي مشترک ويا نمادهاي تاريخي،ارزشهاي اجتماعي،حافظه دسته جمعي و آگاهي هاي فر هنگي مشترک ،حاصل شده باشد.
در اين مورد به نظرات متفاوتي اشاره کرده است.از جمله ژاکوب لگد برگ و جيمز پيسکاتوري که او معتقدند که عربستان سعودي جامعه همگوني از اعراب سني دارد که به جز شيعيان عامل پيچيده اي در وحدت ملي وجود ندارد.اما از نظر سلامه اگر چه سني ها اکثريت جامعه سعودي را تشکيل ميدهند اما به هيچ وجه جامعه متحدي محسوب نمي شوند. عليرغم فشار مداوم وهابي ها جهار شاخه اصلي اهل سنت به حيات خود ادامه مي دهند. همچنين شيعيان فاقد جامعه يکدستي مي باشند. چرا که شيعيان امامي در استان شرقي وشهر مدينه زندگي مي کنند ،اما اسماعيلي ها و زيدي ها در نجران در جنوب کشور زندگي مي کنند. همچنين طوايفي از شيعيا ن کسنه در ياتبو زندگي مي کنند. بنابر اين جامعه اکثريت متجانس در عربستان از نظر نويسنده صحت ندارد و او اعتقاد دارد عربستان سعودي مانند لبنان مي تواند کشوري متشکل از اقليتهاي مذهبي تلقي گردد که در ميان آنها اقليت وهابي بر کشور مسلط است. (ابراهيم،1387: ص77)
از نظر قومي جوامع صحرا نشين و قبيله اي در منطقه نجد متمرکز هستند در حاليکه جوامع شهري و مقيم عمدتا در حجاز و الحصاء زندگي مي کنند . اين مناطق از لحاظ فرهنگي ورواني و اجتماعي متفاوت مي باشند. مثلا قبايل نجد واثير در غرب نسبت به شيعيان در استان شرقي بيگانه مي باشند.همچنين در حاليکه نجد يک جامعه قبيله اي است حجاز يک جامعه نسبتا پيچيده شهري است. زماني که ابن سعود به حجاز حمله کرد خود را با جامعه اي مواجه ديد که شهرهاي مقدس با پنجره هاي گشاده رو به دنيا که به راحتي نمي شد بر آنها حکومت کرد.در حاليکه بر نجد با بيابانهاي منزوي وشهرهاي عقب افتاده ،يک رژيم ديني براحتي مي توانست حکومت کند.
بنابر اين تلاشهاي مستمر دولت سعودي جهت تشکيل يک ساختار متحد ملي از طريق چار چوب اسلام به نتيجه نرسيد و تنها به عميق تر نمودن اختلافات ميان جامعه وهابي و ساير طوايف چه شيعه وچه سني منجر شد . بنابر اين بنا به نظر فواد ابراهيم دين ومذهب در عربستان همه چيز است جز عامل متحد کننده.(ابراهيم،1387: ص82) درست است که مذهب قبايل نجد را به طور موفقيت آميزي با هم متحد نمود اما روش غير مصالحه آميز وهابي ها و تفسير خاص خود از اسلام با مقاومت شديد ديگر مناطق وطوايف شد. ابن سعود پس از تسلط برحجاز به شکل مستبد انه اي قوانين حنبلي را بر حجاز تحميل کرد که مطابق نظر علماي وهابي بود که اصولا طوايف ديگر را مسلمان واقعي نمي دانستند. همچنين در سالهاي اوليه حاکميت سعودي ،شيعيان به عنوان مشرک طبقه بندي شده بودند و مجبور شدند که تعهد خود را به اسلام دوباره اعلام کنند. اين موضوع برايشان بسيار تحقير آميز بود و جزو تلخ ترين خاطرات شيعيان عربستان محسوب مي شود. بسياري از شيعيان به شکل توهين آميزي در مقابل پليس عربستان مجبور شدند تا دوباره شهادتين بگويند. همين خاطرات تلخ ، سبب شد که شيعيان عربستان با مراکز شيعه در نجف وقم و بحرين ارتباط برقرار کنند. و در نتجه تلاش وهابي ها براي تحميل عقايد شان نه تنها شکست خورد بلکه شيعيان را بيشتر تشويق کرد که به شکل قدرتمندي به هويت متعلق به خودشان روي آورند.
9-2-2-3 گروههاي مخالف شيعه در عربستان
به نظر ماروين زونيس و دانيل برومبرگ در شيعه گرايي قرائتهاي متفاوتي وجود دارد که مي تواند از انزوا گرايي تا فعاليتهاي انفجاري را شامل شود.
دو گروه مهم اپوزيسيون شيعه در عربستان جنبش اصلاحيه به رهبري شيخ الصفار و حزب الله حجاز مي باشد که گروه اخير جنبش اصلاحيه رابه دليل ضعفهاي ايدئولوژيک مورد انتقاد قرار مي دهد و از اينکه اين جنبش با حکومت سعودي مصالحه و سازش نموده و به نفع اسلام ارتجاعي عقب نشيني کرد ناراضي بوده است و سياست تعديل و ميانه روي اين جنبش را سياست تسليم مي خواند. (پيشين ، ص 259 و 260)بنظر شيخ الصفار دو عامل باعث مي شود که روند انجام اصلاحات به کندي صورت پذيرد اول سنتهاي بوروکراتيک دولت و دوم گرايشهاي نا مناسب دولت محلي نسبت به شيعيان بويژه از سوي شاهزاده محمد بن فهد.(ابراهيم،1387: ص268)
گفتمان پلوراليستي و ارتقاي اصول مربوط به جامعه مدني ،دمکراسي و آزاديهاي فردي و سر انجام تاکيد بر تساهل مذهبي و گفتگوي ديني ،محور فعاليتهاي جنبش اصلاحيه را تشکيل مي دهد . نوشته ها ،خطابه ها و تقاضاهاي مکتوب رهبران اصلاحيه کاملا به تبليغ و ارتقاي چنين ايده هايي تخصيص يافت. ايده هايي که در اين زمان طبقه روشنفکر را به خود جذب نمود ،عبارت بودند از پلوراليسم ،از بين بردن ريشه هاي تنازع وکشمکش،ترويج ايده تساهل مدارا و مصالحه و ارائه پيشنهاد براي ايجاد چارچوب هاي لازم جهت همکاري بين گروههاي مختلف فعلي در کشور. شيخ الصفار معتقداست که پلوراليسم منبع تحول وثروت است که تنها در جوامع متمدن مي توان آن را پيدا کرد اما در جوامع مرتجع و عقب افتاده پلوراليسم بهانه اي براي سرکوب و تبعيض است.(ابراهيم،1387: ص 287)
الصفار معتقد است که احياي تفکرات ديني امري لازم است تا دين بتواند پاسخگوي نيازهاي عصر مربوط به خويش باشد. به اين ترتيب در مفهوم انقلاب و جنبش که وسيله اي براي بسيج توده هاي مردم بود باز نگري شد. همچنين رهبران جنبش لازم ديدند که دو مفهوم مرجعيت و عاشورا را باز تفسير کنند. و در اين مسير چند عامل نقش داشت که سبب کاهش نقش مرجعيت در عربستان شد.
اتهام حکومت به وفاداري شيعيان به رهبراني که در خارج از مرزها ي کشور زندگي مي کنند و شيعيان مي خواهند به خاطر آنها با حکومت مبارزه کنند.
افزايش طرفداران امام خميني در بين شيعيان سعودي که از سوي حکومت حمل به بي وفايي شيعيان نسبت به حکومت و سرزمين عربستان ميشد.
حضور بيشتر فعالان و روحانيون شيعه در مسائل داخلي کشور که از اقتدار مراجع بر شيعيان کم کرد.
رحلت اغلب مراجع تقليد برجسته مانند امام خميني ،ايت الله خويي وشيرازي و عدم موفقيت مراجع جديد براي نفوذ روحاني و معنوي شيعيان. و اختلاف عميق بين مراجع شيعه (انقلابي در مقابل محافظه کار ) که سبب شد شيعيان خود را از اختلافات دور نگه دارند چون موجب شکننده تر شدن شيعيان عربستان مي شد.
همچنين تفسير سياسي که عموما از عاشورا مي شد حرکت انقلابي مستضعفين عليه مستکبرين بود. در حاليکه در دوره

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی افغانستان، امر به معروف، جهان اسلام، حقوق بشر Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی افغانستان، موازنه قدرت، جهان اسلام، صدور انقلاب