پایان نامه با واژه های کلیدی قرن نوزدهم، حقوق بشر

دانلود پایان نامه ارشد

گذاران ،اپو زيسيون سياسي ،نخبگان مذهبي يا افراد عادي جامعه باشند که به انتقاد از سياسته بپردازند يا سياستهايي را که خلاف آموزه هاي مذهبي است پيشنهاد دهند . سياستگذاران ساير دولتها مي توانند يک سري سياستها را به اتهام ضد آموزه هاي مذهبي بودن تضعيف کنند و يا اينکه از مذهب در جهت بسيج مردم خودشان عليه سياستهاي خاص دولت بهره گيرند. اين امر ممکن است که همچنين توسط احزاب اپو زيسيون ،نخبگان مذهبي و ديگر افراد از دولتهاي صورت گيرد.با توجه به نمونه هاي ياد شده استفاده از مذهب ممکن است نتيجه معکوسي را براي سياستگذار به دنبال داشته باشد ؛ضمن آنکه يک سياستگذار بايد به اين مساله توجه نمايد که ممکن است ديگران نيز از ابزار مذهب عليه او استفاده کنند. چهارم مشروعيت مذهبي در عين حال که مي تواند جهت مقاصد مختلفي استفاده شود ،محدوديتهايي نيز دارد. بعضي از افراد و بخشهاي جامعه با استدلال ها و دلايل مذهبي متقاعد نمي شوند. بنا بر اين در بيشتر موارد سياستگذاران به ابزاري غير از مشروعيت مذهبي جهت پيشبرد يک سياست نياز دارند. به عبارت ديگر هر چند مشروعيت مذهبي مي تواند به پيشبرد اهداف سياست خارجي کمک کند اما نيل به اين اهداف صرفا از مجراي مشروعيت مذهبي بسيار دشوار است.پنجم مذهب ابزاري است که بطور خاص فرهنگي است. به عنوان مثال با بهره گيري از مسيح ( براي توجيه برخي از سياستها )احتمال کمي در تحت تاثير قرار دادن يهوديان ، مسلمانان و يا هندوها وجود دارد . بنابر اين به کارگيري مشروعيت مذهبي به همگني جامعه بستگي دارد. اين به اين معناست که که هر چه يک امر بيشتر مربوط به يک مذهب خاص باشد احتمال کمتري براي متقاعد ساختن کل جامعه با سلايق متفاوت وجود دارد. ششم کساني که مشروعيت مذهبي را به کار مي برند لزوما سياست گذار نيستند. نخبگان مذهبي و کنشگران غير حکومتي نيز مي توانند بطور موثري از مشروعيت مذهبي در جهت يک هدف سياسي بهره گيرند. نمونه آن نقش شوراي جهاني کليساها در سقوط حکومت آپارتايدي آفريقاي جنوبي است. به اين ترتيب با جلب کمکهاي مالي مسيحيان سراسر دنيا صرفنظر ازارزش مالي آن از جنبه سمبليک و نفوذ معنوي نقش موثري به پايان دادن آپارتايد در آفريقاي جنوبي داشت. (فاکس و سندلر ،1389 :ص91-93)يا فتواي علماي مذهبي در مورد دخالت سياسي بيگانگان در کشور مانند فتواي ميرزاي شيرازي در مورد امتياز تنباکوبه انگلستان.
5-3-2 هويت و دين از منظر سازه انگاري
سازه انگاري نه برساختار که برفرايند تاکيد دارد. اين نظريه ادعا مي کند که ساختار سياستهاي بين المللي به هنجارها و تعبير واقعيت توسط شرکت کنندگان در محافل بين المللي وابسته است. اگر دولتها نظام ارزشي اقتارگرا رانتخاب کنند و به شکلي آشوب گرانه رفتار کنند ،در تنيجه سيستم به نظام مورد ادعاي واقع گرايان سبيه ميشود و اگر دولتها همکاري کنند به مفهوم ليبرال نزديک ميشوند. هويت ،عنصر مهمي از سياست بين الملل مي باشد . ناسيوناليسم و دين هر دو ابعاد مهمي از هويت هستند. مردم بيشتر تمايل کمک به کساني را دارند که با آنها در هويت مشترکي سهيم مي باشند. دولتها آمادگي دارند تا با کساني همپيمان شوند که به آنها شبيهند.اين وجه اشتراک مي تواند در تاريخ ، دين و زبان باشد. تئوري سازه انگاري که از تئوري انتقادي و پست مدرن نشات مي کيرد بر فرآيند هويت و منفعت سازي تاکيد دارد و معتقد است که اين دو عامل ،نقش مهمي در ايجاد بي نظمي و يا نظم بين الملل دارد. ونت به روشني بيان مي دارد که که ساختار ،نقشي در سياست بين الملل ندارد و جهان امروز حاصل يک فرايند است نه ساختار وساختار بدون قدرت وجود نخواهد داشت و باعث بوجود آمدن آنارشيسم مي شود.(ونت،1992:-394-395)
4-2 جايگاه هويت در سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران
هويت ملي جمهوري اسلامي ايران يک موضوع شناختي مبتني بر فهم مشترک از ايران و کشورهاي ديگر مي باشد که هم نشانگر همساني و انسجام دروني است و هم تمايز و تفاوت بيروني .
دکتر دهقاني فيروزآبادي در تعريف هويت جمهوري اسلامي ايران مي نويسد : “در تحليل سياست خارجي يک نظام سياسي از منظر هويت آن بايد به منابع هويتي در جامعه و تاريخ آن پرداخت؛تا زمينه مندي آن را اثبات نمود. هويت جمهوري اسلامي ايران به عنوان يک نظام سياسي تعيين يافته در قلمرو سرزمين ايران و برخاسته از انقلاب اسلامي ايران و برخاسته از انقلاب اسلامي که در مسير توسعه گام بر مي دارد را مي توان در چارچوب يک مربع هويتي تعريف و تبيين کرد. اسلامي ، ايراني ، انقلابي و نيز متعهد بودن ،اضلاع چهار گانه مربع هويتي جمهوري اسلامي ايران را تشکيل مي دهند. اين هويت چهار ضلعي هم بيانگر پنداشت و انگاشت اين کشور را از خود و هم تصور ديگران از آن است که در عمل و حوزه رفتاري نيز مورد تاييد و حمايت قرار مي گيرد. البته اين عناصر قوام بخش به هويت جمهوري اسلامي ايران از وزن و قدرت همسان و يکساني بر خوردار نيستند. بي ترديد اسلامي بودن در راس اين هرم قرار دارد. با توجه به اين چهار عنصر قوام دهنده هويت ايران ،تعريفي که در باره آن ارائه مي گردد ،عبارت است از ؛جمهوري اسلامي ايران دولت و حکومتي اسلامي است که در حوزه جغرافيايي و سرزميني ايران تشکيل شده است و هويت آن نه تنها ماهيت سکولار و عرفي ندارد ،بلکه بر پايه ايدئولوژي اسلامي بنا گرديده است . فرهنگ اسلامي مفاهيم برخاسته از اسلام ،قواعد اخلاقي و فقهي و حقوق اسلام همگي در تشکيل هويت اسلامي ايران نقش دارند. ” (دهقاني ،1389:ص4)
در اين نظام منافع و اهداف بر حسب ارزسها و آرمانهاي اسلامي تعريف وتعبير مي شوند.در راس و صدر اين ارزشها حفظ هويت اسلامي وانقلابي نظام جمهوري اسلامي قرار دارد. به علاوه در شکل گيري ايدئو لوژي اسلامي در سياست خارجي ايران علاوه بر انديشه ها و آموزه هاي اسلامي و شيعي ،ارزشها، تجارب ،گفتمانها و ايده هاي ديگري نيز دخيل مي باشند. لذا پبشينه و تجربه تاريخي ايران بويژه رابطه با غرب در قرن نوزدهم و بيستم ،ارزشها و باورهاي مذهبي قبل از اسلام ،گفتمان ضد امپرياليسم جهان سوم گرايي نيز نقش تعيين کننده در شکل گيري گفتمان انقلاب اسلامي ايفا کرده اند. به عنوان مثال عدالت خواهي و حق جويي در اعتقادات مذهبي ايران قبل از اسلام ريشه دارند. غرب ستيزي و استقلال خواهي از تجربه و پيشينه تاريخي ايران تاثير پذيرفته است. همچنين اصل نه شرقي نه غربي تحت تاثير گفتمان جهان سوم گرايي قرار داشته است. مجموعه اي از اين عوامل روحيات و خصو صيات ملي ايرانيان را (خصوصيات فرهنگي ) را نيز شکل داده است. نکته مهم اين است که از نظر سازه انگاري ،مهمترين علت رفتارهاي سياست خارجي ايران نيز در منازعات پايدار،جستجو و تامين امنيت خود است. يعني جمهوري اسلامي ايران در سياست خارجي بيشتر نگران حفظ هويت خود به عنوان يک دولت اسلامي است. کشورها نه تنها در مورد تامين امنيت فيزيکي و مادي يعني سرزميني و ساختار حکمراني خود هستند،لبکه امنيت هويتي خويش به عنوان يک بازيگرو توجه به حقوق خود را نيز جستجو مي کنندکه سرچشمه و منشا ارجحيتها و منافع پايدار است. اين بدين معناست که امنيت هويتي مانند امنيت فيزيکي يک محرک و انگيزه رفتاري و اوليه و مهم کشور ها در عرصه سياست خارجي است . بنابراين نظريه امنيت هويتي نوع ديگري از معماي امنيت را برجسته مي کند که از معناي امنيتي و فيزيکي متمايز و متفاوت است. نا مني هويتي ،جمهوري اسلامي را بر مي انگيزد تا بعضي از رفتارهايي که نشان دهنده هويت اسلامي و انقلابي آن است را در سياست خارجي برجسته کرده و به نمايش بگذارد . اين رفتارها و رويه هاي خاص مي تواند همکاري جويانه و يا منازعه آميز باشد زيرا رفتارها و تعاملاتي مو ضوعيت دارند که تثبيت کننده و تقويت کننده هويت اسلامي وانقلاي ايران باشند. از اين رو در بعضي از حوزه هاي موضوعي ،پافشاري بر هويت اسلامي نظام باعث مي شود روابط منازعه آميز با ديگران تداوم يابند . براي اينکه استمرار آنها براي حفظ امنيت هويتي جمهوري اسلامي ضروري و حياتي است و نمي توان از آنها چشم پوشي کرد(پيشين،ص56) . مهمترين کارکرد و هدف مفهوم منافع ملي ،توصيف و تعيين اصول و ارزشهاي اسلامي و بنيادي براي رفتار ايران در روابط بين الملل مي باشد . در نتيجه تلاش براي حفظ ارزشها و ويژگي هاي ملي اعم از ايراني و اسلامي در برابر ديگران و بيگانگان فاصول اوليه منافع ملي ايران است. (دهقاني ،1386:ص136)
همچنين منافع ملي جمهوري اسلاميس ايران را به اين گونه مي توان تعريف کرد ؛ آرزوها ،امال و نياز هاي ادارکي جمهوري اسلامي ايران در رابطه با ساير کشورهاي داراي حاکميت که محيط خارجي آن را تشکيل مي دهند . هر يک از نقشهاي ملي ايران ارزشها و منافع خاصي را ايجاب مي کند که ارکان و نافع ملي ايران را تشکيل مي دهند . اين ارزشها را مي توان در قالب چهار دسته از منافع عمده تقسيم بندي کرد. منافع ايدئولوژيک ،دفاعي ،نظم جهاني و اقتصادي(دهقاني،1386:ص142)
5- 2 نقش عوامل هنجاري در روابط بين الملل و در سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران
در حالي که سياست قدرت محور همچنان باقي است شواهد زيادي دال بر عوامل هنجاري( که مذهب هم يکي از آنها مي باشد )وجود دارد که بر اساس آن اين عوامل بر عملکرد سياست خارجي تاثير گذار است. هنجار هاي بين المللي از طريق ارائه راهکارهايي براي حل مسائلي که ومانع همکاري مي شوند ،مانند کاهش هزينه هاي تعامل متقابل ،ايجاد زبان مشترک سياست بين الملل و نيز اساسنامه هاي مشترکي که خود بازيگران ايجاد مي کنند بر نظام بين الملل تاثير گذار است . همچنين هنجارهاي بين المللي نيز برسياست داخلي تاثير گذار هستند و حتي مي توانند آنهارا به به مسائل جهاني تبديل کنند . هنجار بين المللي حقوق بشر نمونه اي از آن است. استد لالهاي هنجاري زماني قدرت اجرايي پيدا مي کنند که هنجارها به مثابه قراردادهاي رسمي ،نهادينه شوند و اين زماني محقق ميشود که هنجارها به لحاظ اجتماعي در درون يک نظام جا بگيرند. اين هنجارها ممکن است ملي ،محلي و بين المللي باشند و با هويت اجتماعي بازيگران در آن نظام عجين شده باشد . بازيگران بايد اين هنجارها را رعايت کنند. بنا بر اين هنجارها زماني مي توانند بر رفتار ديگران تاثير گذار باشند که آنها اين هنجارها را پذيرفته باشند. (دهقاني،1386: ص95و96)به عنوان نمونه در بعد ملي ، نخبگان سياسي ايران با استفاده از ترکيبي از قدرت سياسي و نظارت بر رسانه ها و آموزش مذهبي مردم ، رژيم مذهبي بوجود آورده اند که بر اساس آن تمام سياستهاي داخلي و بين المللي بايد مطابق با آموزه هاي مذهبي باشند. حتي نيروهاي ميانه رو در درون حاکميت ايران با اين امر موافق هستند و با محافظه کاران صرفا بر سر چگونگي تفسير و اجراي قوانين اسلامي اختلاف دارند.(دهقاني،1386:ص103)
براي درک و فهم ماهيت و حتي چگونگي اعمال و کاربرد سياست خارجي لازم است بارويکرد هاي مختلف ورويکرد مسلط بر جامعه آشنايي داشته، آنرا مورد تجزيه و تحليل قرار دهيم. رويکرد سياسي بستري است که در درون آن سياست خارجي يک کشور معنا پيدا مي کند.
6-2مروري بر رويکردهاي نظري تاثير گذار بر سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران
در سال هاي گذشته شاهد طرح ديدگاهها و رويکردهاي مختلفي در مورد سياست خارجي ايران هستيم که هر يک در شرايط تاريخي مشخص بر شکل گيري ماهيت آن تاثير گذاشته اند. پنج رويکردمسلط در اين سالها را مي توان شناسايي کرد: 1- رويکرد واقعگرا 2-رويکرد آرمانگرا 3- رويکردعملگرا 4- رويکرد فرهنگ گراي سياست محور5- رويکرد بنياد گرايي ارزش محور(ازغندي،45:1386).
-رويکرد واقعگرا(1358-1357) ، اين دوره نه ماهه در سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران با نخست وزيري مهندس مهدي بازرگان و حاکميت دولت موقت شروع و با اشغال سفارت ايالت متحده آمريکا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی حقوق بشر، جهان اسلام، سازمان ملل متحد، سازمان ملل Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی صدور انقلاب، سازمان ملل، جهان اسلام، سازمان ملل متحد