پایان نامه با واژه های کلیدی قرائات سبعه، نزول قرآن، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

ندارد زيرا تعداد زيادى از علماء، حتى از علماى اهل سنت قائل به عدم تواتر قراآت هستند. مانند فخر رازى در التفسير الكبير 191 و ابن جزرى در النشر192 و زركشى در البرهان‏ 193 و … به عدم تواتر قراآت سبعه، اعتقاد دارند.
از علماى شيعه نيز كسانى مانند شيخ طوسى;در تبيان‏194، علّامه محمد جواد بلاغى‏ 195، آية اللّه خوئى;196 و … قائل به عدم تواتر قراآت هستند.
به فرض اينکه همه علماي اهل سنت قائل به تواتر قرائات سبع باشند اين ادعا قابل پذيرش نيست چرا که مفهوم اجماع در صورتي محقق مي‌شود که پيروان نظريه‌هاي مقابل، مخالف آن نباشند. به ديگر سخن تمام عالمان يک عصر بر يک نظري خاص اتفاق نظر داشته باشند. اما در مسأله قرائات هفتگانه، حتي پيروان هر يک از اين قرائات به تخطئه و خرده‌گيري بر قاري ديگر پرداخته و به نوعي با يکديگر مخالف بوده‌اند. بنابراين تصور چنين اجماعي امکان ندارد و ادعايي بيش نيست.197

5-4- حديث سبعه احرف
يکي ديگر از ادله قابل طرح موافقان تواتر قرائات سبعه حديث “نزل القرآن على سبعة احرف” است؛ اين حديث در بسياري از منابع اهل سنت و برخي منابع شيعي آمده است. موافقان تواتر قرائات به اين حديث استناد کرده اند و در معنا و تفيسر “سبعه احرف” گفته اند: مراد از هفت حرف همان هفت قرائت متواتر است. به عبارت مقصود از نزول قرآن بر هفت حرف، نزول قرآن بر هفت قرائت است و قرآن با هفت قرائت بر پيامبر9نازل شده است. از جمله اين افراد مي توان به ابن جزري اشاره کرد که در طبقات القراء مراد از حرف را قرائت مي داند و مي نويسد: “اهل شام به حرف ابن عامر قرائت مي کردند.198” 199
نقد
اين استدلال مدعيان نادرست است; زيرا اولاً: رواياتى داريم كه تأكيد مى كند نزول قرآن بر هفت قرائت حرف نادرستى است و قرآن بر يك قرائت نازل شده است. روايتي از امام باقر7در اين باره وجود دارد که استدلال را رد مي کند: “الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ7قَالَ: إِنَ‏ الْقُرْآنَ‏ وَاحِدٌ نَزَلَ‏ مِنْ‏ عِنْدِ وَاحِدٍ وَ لَكِنَ‏ الِاخْتِلَافَ‏ يَجِي‏ءُ مِنْ قِبَلِ الرُّوَاةِ.200;……امام باقر7فرمودند: قرآن يكى است و از سوى خداى واحد نازل شده است؛ اما اختلاف هايى كه در قرائت ها وجود دارد، از طرف راويان اين قرائت هاست.” روايت ديگرى نيز در اين باره از امام صادق7وجود دارد: ” عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ7إِنَّ النَّاسَ يَقُولُونَ إِنَّ الْقُرْآنَ نَزَلَ عَلَى سَبْعَةِ أَحْرُفٍ فَقَالَ كَذَبُوا أَعْدَاءُ اللَّهِ‏ وَ لَكِنَّهُ‏ نَزَلَ‏ عَلَى‏ حَرْفٍ‏ وَاحِدٍ مِنْ‏ عِنْدِ الْوَاحِدِ201 ….. به حضرت9عرض کردم، مردم مى گويند: قرآن بر هفت حرف نازل شده است.حضرت7فرمود: اين سخن دشمنان خداست كه دروغ مى گويند، و ليكن قرآن بر يك حرف از سوى خداوند واحد نازل شده است.”
صاحب التمهيد في علوم القرآن نيز ذيل اين بحث احاديث زيادي در معنا و تفسير اين حديث ذکر کرده است که برخي از آن ها صريحا رد دلالت احرف سبعه بر قرائات سبع است.202
ثانياً بسياري از علماي عامه سبعه احرف را به معناي ديگري حمل مي کنند به عنوان مثال قرطبي در تفسيرش در اين باره فصلي مي گشايد و مي نويسد: “بسياري از دانشمندان گفته اند: قرائت هاي سبعه که به قراء منصوب است غير از احرف سبعه اي است که صحابه قرائت مي کردند. قرائت هاي هفتگانه مربوط به يک لهجه از احرف سبعه است يعني همان لهجه اي که عثمان مصحف خود را بر اساس آن جمع آوري کرد.”203
به علاوه، دانشمندان تفسيرهاى مختلف ديگري204 نيز ، براى اين روايت ذكر كرده اند و اين گونه نيست كه اين توجيه و تفسيرى كه مدعيان مطرح مى كنند، بر آن تفسيرها ترجيح داشته باشد؛ بنابراين، يك روايت مبهم و متشابهى خواهد بود كه مقصود اصلى آن روشن نيست.
ثالثا: زماني که پيامبر9اين حديث را بيان فرموده اند هنوز قراء سبعه به دنيا نيامده بودند و نخستين کسي که قرائت قراء سبعه را معتبر شمرده و آن ها را جمع آوري کرده است ابن مجاهد است که در اوايل قرن چهارم مي زيست.
با توجه به مطالب فوق مشخص مي شود که حديث احرف سبعه با فرض ثبوت صحت سند آن، نيز هيچ دلالتي بر قرائات سبعه و قراء آن ندارد و هيچ گونه التزامي ميان اين دو برقرار نيست و سخن کساني که اين حديث را دليل بر تواتر قرائات سبع مي دانند نيز نادرست است.
در نتيجه مي توان گفت که هيچ يک از قرائات سبعه متواتر نيست و حداكثر چيزى كه مى توان در مورد تواتر اين قرائات پذيرفت، اين است كه آن ها از زمان تلاوت قاريان هفت گانه تا زمانى كه به دست ما رسيده است، تواتر دارند؛ اما بر تواتر اين قرائت ها پيش از آن زمان، تا زمان پيامبر9دليلى وجود ندارد.
حال جاى اين پرسش هست كه اگر هيچ يك از قرائات سبعه، متواتر نيستند، كدام قرائت از اعتبار بيشترى برخوردار است؟ و قرائت صحيح محسوب مي شود؟

6- معيار هاي تشخيص قرائت صحيح
دانشمندان علوم قرآني و بزرگان فن قرائت قرآن براي تشخيص قرائت صحيح و جدا نمودن آن از قرائت غير صحيح ضوابط و شرايطي را مشخص کرده اند. ايشان سه شرط براي قرائت صحيح ذکر کرده اند.
ابن جزري در “النشر في القراءات العشر” شرايط صحت قرائت را اين گونه بيان کرده است:
“كل قراءة وافقت العربية و لو بوجه و وافقت أحد المصاحف العثمانية و لو احتمالا و صح سندها فهي القراءة الصحيحة التى لا يجوز ردها و لا يحل إنكارها بل هى من الأحرف السبعة التى نزل بها القرآن و وجب على الناس قبولها، سواء كانت عن الأئمة السبعة أم عن العشرة أم عن غيرهم من الأئمة المقبولين.205” يعني هر قرائتي که موافق قواعد عربي و موافق يکي از مصاحف عثماني هر چند به صورت احتمالي باشد و سند آن صحيح باشد، پس آن قرائت صحيح است و رد کردن و انکار آن جايز و حلال نيست. بلکه آن از احرف سبعه اي است که قرآن براساس آن ها نازل شده است و قبول آن بر همه مردم واجب است، خواه اين قرائت از ائمه سبعه، يا عشره و يا غير آن باشد.
سيوطي نيز اين نظر ابن جزري را تاييد مي کند و در الاتقان مي نويسد: “و أحسن من تكلم في هذا النوع إمام القرّاء في زمانه شيخ شيوخنا أبو الخير ابن الجزري، قال في أوّل كتابه “النشر””206 يعني بهترين کلامي که در اين نوع وجود دارد همان چيزي است که استاد ما ابن جزري در اول کتابش “النشر” گفته است.
احمد البيلى‏ در کتاب” الاختلاف بين القراءات” نيز همين شرايط را ذکر کرده است “الأركان القرائه القرآنيه ثلاثة، و هي 1- أن تكون موافقة للغة العربية 2- و صحيحة الاسناد 3- و موافقة في الرسم لأحد المصاحف العثمانية. “207 يعني ويژگي هاي قرائت صحيح سه مورد است و آنها عبارتند از: 1- قرائت موافق لغه عربي باشد 2- سند قرائت صحيح باشد 3- موافق با رسم الخط يکي از مصاحف عثماني باشد.
صاحب کتاب “التمهيد في علوم القرآن” اين سه شرط را براي قرائت صحيح ملاک نمي داند و آن را به دلايلي رد مي کند.
در رابطه با موافقت با قواعد عربي بايد گفت از آن جا که قرآن کريم با فصيح ترين لغات عرب نازل گرديده است، هرگز لغت هاي شاذ و غير معروف عرب نمي تواند معيار درستي قرائت باشد و سخن ابن جزري در اين مورد سبب پايين آوردن شان و منزلت قرآن کريم است.
در مورد شرط دوم يعني موافقت قرائت صحيح با رسم الخط هر يک از مصاحف عثماني، بايد گفت که خود اين مصاحف هفت گانه نيز داراي اختلاف بوده اند و موجب اختلاف گرديدند پس چگونه مي تواند ملاک صحت و قبولي قرائت گردند.
آيت الله معرفت;در مورد سند هم اين اشکال را وارد مي کند که اکثر سند هاي قراء تشريفاتي بوده و استادان و شيوخ قرائت فقط براي تقويت بنيه قرائت ها آن ها را ساخته اند.208
ايشان در ادامه ضابطه مورد قبول در تشخيص قرائت صحيح را اين گونه بيان مي کند:
“اما آنچه ما آن را ضابطه قبولي قرائت مي دانيم، عبارت است از: موافقت با قرائت جمهور مسلمين جدا از قرائت قراء؛ زيرا قرآن در دو مسير طي طريق نموده، نخست طريقه مردمي که مسلمانان سينه به سينه از پدران و اجداد خود، از شخص شخيص پيامبر9تلقي نموده و اخذ کرده اند و براي هميشه دست به دست داده تا به امروز براي ما رسانده اند .
اين قرائت مردمي، موافق با ثبت (نوشته) تمامي مصحف هاي موجود در تمامي قرون است و نمايان گر آن، قرائت حفص است، زيرا حفص همان قرائت جمهور را قرائت کرده و علي7نيز همان را قرائت کرده که توده عظيم مردمي از پيامبر9شنيده اند. اين مسير، مسير تواتر است و قرآن به گونه تواتر به ما رسيده است. ولي مسير قراء و قرائات مسير اجتهاد است (جز قرائت عاصم) که اجتهاد در نص قرآن روا نباشد و فاقد حجييت شرعي است .
اينک براي تشخيص قرائت صحيح و متواتر که بر دست جمهور نقل و ضبط شده، سه شرط ارائه مي نماييم :
شرط اول: توافق با ثبت مصحف هاي موجود، که در تمامي قرون بر دست تواناي مردمي ثبت و ضبط شده است. تمامي قرآن هاي خطي و چاپي، مخصوصا در گستره شرق اسلام، بدون هيچ گونه اختلافي ارائه شده و مي شود .
شرط دوم: توافق با فصيح ترين و معروف ترين اصول و قواعد لغت عرب، زيرا قرآن با فصيح ترين لغت نازل شده و هرگز جنبه هاي شذوذ لغوي در آن يافت نمي شود. شرط سوم : توافق با اصول ثابت شريعت و احکام قطعي عقلي، که قرآن پيوسته پايه گذار شريعت و روشن گر انديشه هاي صحيح عقلي است و نمي شود که با آن مخالف باشد.209″
در نتيجه قرائتي، قرائت صحيح خواهد بود که با قرآن مکتوب تطابق داشته باشد، قرائت توده مردم مسلمان که سينه به سينه نقل شده است باشد، مورد اتفاق همه يا اکثريت قراء باشد، در صورت تساوي دو يا چند قرائت با شرايط ياد شده ترجيح با قرائتي است که با قواعد زبان عربي سازگارتر باشد، قرائتي که دليل قطعي بر پيروي از آن داشته باشيم، فصيح تر و استوار تر است.
7- معتبر بودن قرائت حفص از عاصم
باتوجه به مطالب فوق مشخص مي شود، قرائت حفص صحيح ترين قرائتي است که به ما رسيده است زيرا قرائتى را كه عاصم به حفص آموخت، همان قرائتى است كه از ابو عبد الرحمن سلمى آموخته و ابو عبد الرحمن نيز از على7فرا گرفته است. حفص، براى هميشه در بين قاريان مقامى والا دارد؛ زيرا قرائت او قرائت متداول و متعارف بين مسلمانان است. قرائت عامه، بر مبناى قرائت اوست. حفص در امر قرائت فردى مورد اعتماد و شخصيتى مقبول است و تشيّعِ خود را از عاصم گرفته است. شيخ طوسى; او را از اصحاب امام صادق7معرفى كرده است. طبق رأى بزرگان حفص از نظر حفظ از ابو بكر بن عياش بالاتر بوده است.210
يکي از دانشمندان معاصر درباره معتبر بودن قرائت حفص از عاصم مي نويسد: “در موارد اختلاف قرائت، قرائت صحيح تنها همين قرائت کنوني است که مطابق با اعراب و حروف فعلي قرآن کريم است و قرائت و تفسير آيات فقط بر طبق اين قرائت جايز است و بر طبق ساير قرائتها هرچند از قرائت هاي هفتگانه باشد، روا نيست.211”
ابن منادى درباره حفص مى‏گويد: “حفص چندين بار قرائت خود را بر عاصم عرضه كرد و او از نظر حفظ از ابو بكر بن عياش بالاتر بود.”212
8-روش ملا فتح الله از حيث توجه به قرائت صحيح
همانطور که قبلاً نيز اشاره شد توجه به قرائت صحيح از آن جا که مبناي فهم و برداشت درست مفسّر از قرآن است، رعايت آن توسط مفسّر ضروري به نظر مي رسد.
حال که به اهميت توجه به قرائت صحيح در تفسير پي برديم، سراغ تفسير گرانسنگ منهج الصادقين مي رويم تا شيوه عملکرد اين مفسّر را در برخورد با انواع قرائات بررسي کنيم.
در اکثر تفاسير کم و بيش بحث از قرائت وجود دارد، برخي از مفسّران اهتمام زيادي نسبت به امر قرائت داشته اند و برخي ديگر نيز اشاره مختصري به موضوع قرائت داشته و به طور مفصل وارد اين مقوله نشده اند. ملا فتح الله کاشاني جزء مفسّران گروه دوم است. وي به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی قرائات سبعه، علوم قرآن، فعل مضارع Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی قرائات سبعه