پایان نامه با واژه های کلیدی قرائات سبعه، علوم قرآن، فعل مضارع

دانلود پایان نامه ارشد

بپردازند.

3-2- اختلاف قرائت بعد از مصحف امام و به وجود آمدن قراء سبعه
مصحفي که در زمان خلافت عثمان جمع آوري شده بود داراي اشکالاتي بود که همين اشکالات سبب به وجود آمدن اختلاف در قرائت شد. عوامل اختلاف مصاحف بعد از يكى كردن آنها بسيار است، امّا در ذيل به برخى از مهمترين عوامل اشاره مى‏شود:
3-2-1- بى‏نقطه بودن حروف‏
يكى از عواملى كه سبب ايجاد اختلاف در قرائت قرآن مي شد، بى‏نقطه بودن حروف معجمه (نقطه‏دار) ومشخص نبودن آنها از حروف مهمله (بى‏نقطه) بود. خط كوفى- كه نخست كلام اللّه به آن تحرير شد- عارى از نقطه بود بديهى است كه اين نقصان در خواندن و جدا كردن گروه حرفهايى كه امتياز و تفاوتش فقط به نقطه است- مانند ب، ث، ث- چقدر دشوارى ايجاد مى‏كند، و چون مصاحف عثماني داراي چنين مشخصه اي بودند از اين رو خواننده نمي توانست کلمه را تشخيص دهد مگر از طريق سماع يا دقت در سياق عبارت مكتوب، و اين براي همه ميسر نبود در نتيجه سبب به وجود آمدن اختلاف در قرائت قرآن شد. از اين جهت در آيه (وَيُكَفِّرُ عَنكُم مِّن سَيِّئَاتِكُمْ)163″و بخشي از گناهانتان را مي زدايد” ابن عامر و حفص خوانده‏اند: (يُكَفِّرُ عَنكُم)و ديگران”نکفّر…”164 ابن سميقع: “فاليوم ننحّيک ببدنک” و ديگران(فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ)165 “پس امروز تو را با زره [زرين] خودت به بلندى [ساحل] مى‏افكنيم.” خوانده اند.166

3-2-2- نداشتن اعراب و حركات
عارى بودن مصاحف عثمانى از اعراب و حرکات نيز باعث بروز اختلاف قرائت در برخي آيات قرآن مي شد. به عنوان مثال مشخص نبود “اعلم”، فعل امر، فعل متكلم مضارع، افعل التفضيل است فعل ماضى از باب افعال. چنان كه در آيه‏(قالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ)167 “گفت: ” [اكنون‏] مى‏دانم كه خداوند بر هر چيزى تواناست.” كسايى و حمزه آن را به صيغه امر “إعلم” خوانده اند و ديگران فعل مضارع متكلّم.168 و يا در آيه (‏بِما كانُوا يَكْذِبُونَ)‏169 “و به [سزاى] آنچه به دروغ مى گفتند” اهل كوفه (يَكْذِبُونَ) به فتح يا، خوانده اند و بقيه “يُكذّبون” به ضم ياء و تشديد ذال.170

3-2-3- ننوشتن الف در وسط کلمات
يكى ديگر از عواملى كه سبب اختلاف در رسم الخط و به تبع آن اختلاف در قرائت مي شد نبودن الف در رسم الخط آن روز بود خط عربى كوفى از خط سريانى نشأت گرفته است. در خط سريانى، مرسوم نبود كه الف وسط كلمه را بنويسند. به عنوان مثال كلمه “سماوات” را كه مکرر در قرآن آمده “سموت” مى‏نوشتند و بعد از زمانى كه علايم مشخّصه ايجاد شد، به صورت “سموت” با گذاشتن الف كوچك بالاى كلمه نوشتند. روشن است كه ننوشتن الف وسط در خواندن برخى كلمات ايجاد اختلاف مى‏كند، چنان‏كه قاريان بصره آيه‏ (وَإِذْ واعَدْنا مُوسى اَربَعِينَ لَيلَه‏)171″و آنگاه كه با موسى چهل شب قرار گذاشتيم”، را بدون الف و به صيغه ماضى (ثلاثى مجرد) يعنى “وعدنا” خوانده‏اند172. قاريان مدينه آيه‏ (وَأَلْقُوهُ فِي غَيابَتِ الْجُبِ‏)173 “او را در نهانخانه چاه بيفكنيد” را “فى غيابات الجبّ” خوانده، به گمان اين كه جمع است.174در سوره فاتحة الكتاب‏ (مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ)175‏ “[و] خداوند روز جزاست.”به صورت “ملك” هم قرائت شده.176

3-2-4- ابتدايى بودن خط
ابتدايي بودن خط نيز در مصاحف اوليه سبب بروز برخي اشکالات در قرائت قرآن و اختلاف قرائت شد. به عنوان مثال اعراب نون آخر کلمات را به شکل حرف”ر” مي نوشتند.
اين عوامل موجب گرديد كه قرّاء بر سر رسيدن به قرائت، با هم اختلاف كنند و هريك طبق اجتهاد خود و دلايلى كه در دست دارد، قرائت خود را توجيه نمايد.
به دلايلى كه ذكر شد قرائت قرآن بين قاريان در مواردى اختلافى بود و تعداد قاريان در طى ساليان متمادى افزايش مى‏يافت تا اينكه ابن مجاهد از بين كليه قرائات، هفت قرائت را برگزيدكه هر كدام دو راوى داشتند، که عبارتند از: ابن عامر، ابن كثير، عاصم، ابو عمرو، حمزة، نافع وكسائى علاوه بر اينان متاخرين سه نفر ديگر به اين قاريان اضافه کرده اند که به قراء عشره معروفند: خلف، يعقوب، ابو جعفر چهار قارى ديگرى نيز كه به قرائت شاذ (خلاف مشهور) قرائت مى‏كردند، بر اين ده قارى افزوده شده‏اند: حسن بصري، ابن محيصن، يزيدى وأعمش.
اين چهارده قرائت معروف كه هر كدام از طريق دو راوى نقل شده است، مجموعاً بيست و هشت قرائت را تشكيل مى‏دهند كه شناختن آنان در اين زمينه ضرورت دارد.177
4- عدم تواتر قرائت هاي سبعه
قرائت متواتر آن قرائتى است كه جمعى آن را روايت كرده باشند كه هم داستانى ايشان به دروغ پردازى عادتاً و عرفاً ناممكن باشد و در جميع طبقات روايت، تا برسد به پيغمبر اكرم9اين وضع محرز باشد.178
بحث تواتر قرائات از جمله مباحث مهم مطرح شده در علوم قرآني است. علماء فريقين در کتب علوم قرآني و ديگر کتب خود ذيل بحث قرائات به بررسي اين موضوع نيز پرداخته اند. اکثر علماء اهل سنت قايل به تواتر قرائات سبعه هستند.
ابو شامه در باره تواتر قرائات سبعه مى‏نويسد: “نظريه شايع و رايج جمعى از مقرئين متأخر و ديگران بر اين است كه قرائات سبع متواتر هستند.”179
زركشى نيز در اين باره مي نويسد: “قرائات سبع نزد جمهور علما متواتر مى‏باشد.” 180
ولي علماء شيعه معتقد به عدم تواتر قرائات هستند181. سيد ابوالقاسم خويي;صاحب کتاب البيان ذيل همين بحث مي نويسد: “جمعي از علماي اعل سنت قائل به تواتر قرائات از پيامبر9هستند و گفته اند اين قول مشهور است و از سبکي نقل کرده اند که وي به تواتر قرائات عشر معتقد بوده و برخي آن چنان دچار افراط شده اند که پنداشته اند هر کس قائل به عدم تواتر قرائات سبع است سخنش کفر آميز است و اين نظر را به مفتي اندلس ابي سعيد فرج ابن لب نسبت داده اند.182”
ايشان در ادامه نظر شيعه را در اين باره بيان مي کنند و مي فرمايند: “و نزد شيعه معروف است که قرائات سبعه متواتر نيست بلکه اين قرائات اجتهاد خود قاري و منقول از خبر واحد هستند و اين قول را جماعتي از علماي اهل سنت نيز پذيرفته اند و بعيد نيست که همين قول بين آنها مشهور باشد و همين قول، قول صحيح است.”183
صاحب کتاب التمهيد في علوم القرآن نيز به تفصيل به اين بحث پرداخته و نظر شيعه را در اين موضوع همان نص صريح اهل بيت:مي داند که:”إِنَّ الْقُرْآنَ وَاحِدٌ نَزَلَ مِنْ عِنْدِ وَاحِدٍ وَ لَكِنَ‏ الِاخْتِلَافَ‏ يَجِي‏ءُ مِنْ قِبَلِ الرُّوَاةِ”184 و اين نظر را نظر شيعه و ملاک عمل فقهاي شيعه مي داند اگر چه قرائات، طريقي به رسيدن وحي الهي مي باشد؛ اين نظريه در واقع همان نظريه اي است که شيخ طوسي;در تفسير تبيان بيان داشته است.185

5- دلايل معتقدان به تواتر قرائات سبعه
گروهي که قائل به تواتر قرائات هستند براي ادعاي خود ادله اي ذکر کرده اند که در اين جا به بيان و نقد برخي از اين ادله مي پردازيم.
5-1- اعتقاد به تواتر قرآن
يکي از ممهمترين ادله اي که قائلان به تواتر قرائات ملتزم به آن شده اند، اعتقاد به تواتر قرآن است. آنان معنقدند که اگر قرائت‌هاي هفتگانه را متواتر ندانيم، به متواتر نبودن خود قرآن حکم کرده‌ايم؛ و از آن جا که متواتر نبودن خود قرآن کريم باطل است، پس متواتر نبودن قرائت‌هاي هفتگانه نيز باطل است.
چنانکه زرقاني در مناهل العرفان به نقل از قاضي ابوسعيد مفتي اندلس مي نويسد: “من زعم أن القراءات السبع لا يلزم فيها التواتر فقوله كفر، لأنه يؤدى إلى عدم تواتر القرآن جملة186 يعني هركس گمان كند قرائات هفتگانه با تواتر ملازم نيست كفر گفته است، زيرا سخن وى به عدم تواتر همه قرآن مى‏انجامد.”
نقد
اين سخن قائلان درست نيست چرا که هيچ تلازمي ميان تواتر قرائات و تواتر قرآن نيست و مسأله قرائات با متن (نصّ) قرآن دو حقيقت مجزا هستند متن قرآن در طول قرون مختلف به صورت متواتر نقل شده و تا به امروز به دست ما رسيده است. اما قرائت يا چگونگي خواندن اين متن قرآني، حقيقتي جدا از متن قرآني است. و تواتر قرآن مستلزم تواتر قرائات نيست. چنان که زرکشي در البرهان در اين باره مي نويسد: “اعلم أن القرآن و القراءات‏ حقيقتان متغايرتان فالقرآن: هو الوحى المنزل على محمد9اللبيان و الاعجاز. و القراءات: هى اختلاف ألفاظ الوحى المذكور، فى كتبة الحروف او كيفيتها187 … يعني بدان که قرآن و قرائات دو حقيقت متغاير هستند. قرآن وحي نازل شده بر حضرت محمد9براي بيان و اعجاز است و قرائات اختلاف الفاظ وحي مذکور در کتابت حروف يا کيفيت آن هاست.”.
صاحب البيان نيز در نقد اين دليل دو مورد ذکر مي کنند که اولا ميان تواتر خود قرآن و تواتر قرائات هيچ ملازمه يا پيوندي وجود ندارد. زيرا وجود اختلاف در قرائت يک کلمه منافاتي با وجود اتفاق بر اصل آن کلمه ندارد. به عنوان مثال، با وجود اختلاف در اقوال مورخان در بيان چگونگي رخداد هجرت پيامبر اکرم9، هيچ يک از اين مورخان در تواتر رخداد هجرت شکي نکرده‌اند و همگي بر اين باورند که هجرت پيامبر9رخ داده است. اما اقوال مورخان در جزئيات و خصوصيات آن تا حدودي با يکديگر متفاوت است. بنابراين اختلاف بر سر چگونگي خواندن قرآن کريم، خدشه‌اي بر تواتر متن (نصّ) قرآن وارد نخواهد کرد.
ثانياً متن قرآن کريم از رهگذر تواتر موجود بين مردم به ما رسيده است و مسلمانان در طول تاريخ اسلام، قرآن را از طريق نگارش، به خاطر سپردن و بيان کردن حفظ نموده و به صورت متواتر نسل به نسل انتقال داده‌اند. اما از قاريان قرآن، تنها خصوصيات قرائت قرآن به ما رسيده است و قاريان قرآن در نقل خودِ قرآن کوچک‌ترين اثري نداشته‌اند. از اين رو بايد گفت حتي در صورت نبود قاريان هفتگانه يا دهگانه يا چهارده‌گانه باز هم تواتر خود قرآن حفظ مي‌شد و نبود اين قرائات، هيچ تأثيري در صحت تواتر قرآن کريم نداشت188.
آيت الله خوئي;در جمع‌بندي اين بحث معتقدند هيچ يک از قرائت‌هاي هفتگانه از پيامبر9و نيز از طبقه خود قاريان، به طور متواتر نقل نگرديده‌اند و اگر فرض کنيم که قرائات هفتگانه از خود قاريان به صورت متواتر نقل شده و به ما رسيده است، قطعاً از پيامبر اکرم9متواتر نقل نشده است.189
به علاوه حصر قرائات به قرائات سبع و پذيرش اين قرائات به صورت مدون از رخدادهاي تاريخ قرائت است، آن هم در قرن سوم هجري است و قبل از آن راجع به قرائات و قراء سبعه هيچ اثر و نشاني وجود ندارد. در حالي که در تعريف قرآن هماطور که بيان شد خود کلمات و معاني که بر پيامبر9وحي شده – که بنا بر اتفاق متواتر است- مدنظر است نه شيوه اداي آن ها.
5-2- اهتمام صحابه و تابعان به قرآن
اهميت ويژه‌اي که اصحاب پيامبر9و مسلمانان قرون اول و دوم هجري، نسبت به قرآن کريم قائل بودند، دليل ديگري است که قائلان به اين ديدگاه، براي اثبات مدعاي خود ذکر کرده اند.
نقد
در پاسخ به اين دليل بايد بگوييم که اهتمام صحابه و تابعين بر قرآن، تواتر اصل قرآن را ثابت مى‏نمايد، نه تواتر کيفيت قرائت آن را. چرا كه- همانطور که قبلاً گفتيم- تلازمى بين تواتر قرآن و تمامى قرائات نيست.
آيت الله خويي;در پاسخ به اين دليل مي نويسد: “اهميت دادن مسلمانان به قرآن کريم و اهتمام همه جانبه به آن، سبب تواتر خود متن قرآن کريم خواهد شد، نه تواتر چگونگي تلفظ و قرائت آن؛ به ويژه آنکه قرائت برخي از قاريان، مبتني بر اجتهاد (اظهار نظر شخصي) يا سماع از يک نفر بوده است. به فرض پذيرش اين دليل بايد همه قرائات متواتر باشند چون دليلي بر اختصاص تواتر بر قرائات هفتگانه يا دهگانه وجود ندارد. و براي خواننده روشن است که انحصار قرائات در قرائات سبعه مربوط به قرن سوم هجري است و قبل از آن هيچ اثري از آن ها نبوده است.”190
5-3- ادعاي اجماع
دليل ديگري که قائلان به تواتر قرائات در پديرش اين ادعا بيان مي کنند اين است که متواتر بودن قرائات هفتگانه مورد اجماع (تمام دانشمندان علوم قرآني در تمام قرون) بوده است.
نقد
در پاسخ به اين دليل بايد گفت که چنين اجماعي گزارش نشده است و وجود

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی علوم قرآن، قرائات سبعه Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی قرائات سبعه، نزول قرآن، امام صادق