پایان نامه با واژه های کلیدی قرآن و حدیث

دانلود پایان نامه ارشد

است. حال ابتدا به ادله ای که می توان بر این حق استدلال کرد و بعد به اقوال فقهای عامه اشاره می کنیم.
3-2-1-1-1 قرآن
– آیه شریفه:( فَلا تَميلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوها كَالْمُعَلَّقَة)374 چنان نباشد كه يكى از زنها بطور كلى مورد اعراض شما واقع گشته، مثل زنى بشود كه اصلا شوهر ندارد. امام جصاص می گوید: بر زوج لازم است که با زوجه اش مجامعت کند، طبق همین آیه شریفه و زن را رها نکند که مثل زنان بی شوهر باشد.375
– آیه شریفه ( لِلَّذينَ يُؤْلُونَ مِنْ نِسائِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ فَإِنْ فاؤُ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ )376 كسانى كه زنان خود را «ايلاء» مى‏نمايند [سوگند ياد مى‏كنند كه با آنها، آميزش جنسى ننمايند،] حق دارند چهار ماه انتظار بكشند، اگر (در اين فرصت،) بازگشت كنند، (چيزى بر آنها نيست زيرا) خداوند، آمرزنده و مهربان است. آیه شریفه برای نزدیکی نکردن با زن حدی را معین نموده است و زوج حق ندارد از آن حد تجاوز کند و آن چهار ماه است که در این مدت از او با زخواست نمی شود. اين چهار ماه مهلت براى اين است كه وضع خويش را با همسر خود روشن كنند و زن را از اين نابسامانى، نجات دهند. بعد از چهار ماه يا طلاق دهد يا رجوع كند. سیوطی در تفسیرش مطلبی را از ابن عمر نقل کرده و می گوید:(ابْن عمر قَالَ الإِيلاء الَّذِي سمى الله لَا يحل لأحد بعد الْأَجَل إِلَّا أَن يمسك بِالْمَعْرُوفِ أَو يعزم الطَّلَاق كَمَا أمره الله)377 ابن عمر گفت: پس از سپري شدن مدت مذکور براي هيچ کسي حلال نيست مگر اينکه به خوبي زنش را نگه دارد و يا تصميم بگيرد که او را طلاق دهد، همچنانکه خداوند عزوجل امر کرده است. بنابراين معلوم مى‌شود كه تأخير بيش از چهار ماه جايز نيست و بعد از این مدت باید به زنش رجوع کند یا طلاق بدهد. بنابراین وطی واجب است والا رجوع یا طلاق معنا ندارد.
3-2-1-1-2 سنّت
– قال رسول الله (ص): (يا عبد الله ألم أخبر أنك تصوم النهار وتقوم الليل قلت بلى يا رسول الله قال فلا تفعل صم وأفطر وقم ونم فإن لجسدك عليك حقا وإن لعينك عليك حقا وإن لزوجك عليك حقا)378 این روایت در حق مباشرت ذکر شد، در این بحث هم می توان از این روایت این گونه استدلال کرد که زوج حق ندارد تمام اوقات خود را به عبادت و روزه گرفتن اختصاص دهد و زوجه خود را فراموش کند. زیرا همانطور که در این حدیث آمده همسر هم حقی دارد که زوج موظف است آن را رعایت کند از جمله مباشرت با زن که باید در هر چهار ماه انجام بگیرد. همانطور که ابن حجر عسقلانی در شرح حدیث می گوید:( لا ينبغي له أن يجهد بنفسه في العبادة حتى يضعف عن القيام بحقها من جماع)379 سزاوار نیست بر مرد که نفس خودش را توسط عبادت به زحمت بیندازد و نتواند حق همسرش را ازجمله آمیزش ادا کند.
– محمد بن معن الغفاري قال : أتت امرأة إلى عمر بن الخطاب رضي الله عنه فقالت : يا أمير المؤمنين إن زوجي يصوم النهار ويقوم الليل وأنا أكره أن أشكوه وهو يعمل بطاعة الله عزوجل فقال لها : نعم الزوج زوجك فجعلت تكرر عليه القول وهو يكرر عليها الجواب فقال له كعب الأسدي : يا أمير المؤمنين هذه المرأة تشكو زوجها في مباعدته إياها عن فراشه فقال عمر : كما فهمت كلامها فأقض بينهما فقال كعب : علي بزوجها فأتي به فقال له : إن امرأتك هذه تشكوك قال : أفي طعام أم شراب قال لا فقالت المرأة : يا أيها القاضي الحكيم رشده ألهى خليلي عن فراشي مسجده زهده في مضجعي تعبده فأقض القضا كعب ولا تردده نهاره وليله ما يرقده فلست في أمر النساء أحمده فقال زوجها : زهدني في فرشها وفي الحجل إني أمرؤ أذهلني ما قد نزل في سورة النحل وفي السبع الطول وفي كتاب الله تخويف جلل فقال كعب : إن لها عليك حقا يا رجل نصيبها في أربع لمن عقل فأعطها ذاك ودع عنك العلل ثم قال : إن الله عزوجل قد أحل لك من النساء مثنى وثلاث ورباع فلك ثلاثة أيام ولياليهن تعبد فيهن ربك فقال عمر والله ما أدري من أي أمريك أعجب أمن فهمك أمرهما أم من حكمك بينهما اذهب فقد وليتك قضاء البصرة. 380 محمدبن معن غفاری گوید: زنی به نزد عمر بن‌‌خطاب آمد وگفت: ای‌امیر‌مؤمنان، شوهرم به روز روزه و در شب مشغول نماز شب است و من دوست ندارم از وی شکایت کنم، چون مشغول طاعت خدا است، عمر گفت: بهترین شوهران، شوهر شما است، و چندین بار این را تکرار کردند. در این میان کعب اسدی وارد شد و گفت: ای‌امیر مؤمنان، این زن از دوری جستن شوهرش از مقاربت با او به تو شکایت می‌کند. عمرگفت‌: همانگونه ‌كه مقصود وي را فهميده‌اي‌، در بين آنان داوري‌كن‌. كعب‌گفت‌: شوهراين زن را پيش من حاضركنيد، او را حاضركردند. كعب به وي‌گفت‌: زنت از تو شكايت دارد. اوگفت‌: اين شكايت در باره خوراك و آشاميدني است‌؟ ‌گفت‌: نخير. آنگاه زن به سخن آمد و این اشعار را گفت:«ای‌قاضی حکیم و دانا و رشید ـ نماز، دوستم را از من به خود مشغول کرده است. عبادت او، او را از آمیزش با من منزوی کرده است ـ ای‌کعب، تو قضاوت کن و آن را رد ننما.روز و شب، او به خواب توجهی ندارد ـ به همین سبب در امر آمیزش او را ستایش نمی‌کنم». سپس شوهرش این ابیات را سرود:«مرا از زنان و آمیزش با آنان واداشته است ـ آنچه نازل شده و مرا به خود مشغول نموده است. در سورة نحل و هفت‌سورة طولانی دیگر ـ و در قرآن که در آن تهدیدی بس بزرگ آمده است». در این میان کعب اشعار زیر را گفت: «بی‌گمان آن زن بر تو حق دارد ای مرد ـ سهم او در هر چهار شب یک شب است برای آن‌کس که بفهمد». سپس گفت: خداوند دو زن، و سه زن، و چهار زن را حلال کرده است و سه شبانه‌روز برای تو است تا در آن عبادت کنی و یک شبانه‌روز برای همسرت. عمر گفت: به خدا سوگند نمی‌دانم به کدام یک از دو امر شما خوشحال بشوم؟ از فهمیدن مشکل ایشان، یا از داوری میان آنان؟ برو، و قضاوت بصره را به تو واگذار کردم. طبق این قضیه که در منابع اهل سنت آمده ، زوجه نمی تواند همیشه در حال عبادت باشد، بلکه واجب است که یک شب از چهار شب را به زن اختصاص دهد و با او مباشرت کند.
3-2-1-2 اقوال فقهاء
امام احمد گفته : اگرمردي به مسافرت رفت وزنش را با خود نبرد و بدون عذر مراجعت نكرد، تنها شش ماه مي‌تواند مراجعت نكند، پس از آن بوي نوشته مي‌شودكه برگردد ، وی می گوید:(فإن أبى أن يرجع فرق الحاكم بينهما)381 اگربرنگشت‌،حاكم بين زن و شوهرجدائي مي‌اندازد و زن را طلا‌ق مي‌دهد.
ابن قدامه حنبلی درالمغنی می گوید:( والوطء واجب على الرجل إذا لم يكن له عذر وبه قال مالك…وقال الشافعي لا يجب عليه لأنه حق له فلا يجب عليه كسائر حقوقه)382 وطی بر مرد واجب است اگر برای او عذری نباشد و این قول را مالک هم گفته ولی شافعی گفته واجب نیست چون وطی حق مرد است لذا مثل سایر حقوق بر او واجب نیست.
ابن جزي مالكي در قوانین الفقهیه می گوید:( الجماع واجب على الرجل للمرأة إذا انتفى العذر)383 بر مرد اقدام به آمیزش با همسرش واجب است هرگاه عذر قابل قبول نداشته باشد.
علاءالدین کاسانی از علمای حنفی می گوید:(وللزوجة أن تطالب زوجها بالوطء لأن حله لها حقها كما أن حلها له حقه وإذا طالبته يجب على الزوج)384 و برای زوجه است که از زوج خود بخواهد تا با او جماع کند، چون همانطور که حلال بودن آمیزش زن، برای مرد حق است، برای زن هم حق است، و هرگاه مطالبه کرد بر زوج واجب است.
ابن حزم‌ مي گوید: (فرض على الرجل أن يجامع امرأته التي هي زوجته وأدنى ذلك مرة في كل طهر إن قدر على ذلك وإلا فهو عاص لله تعالى برهان ذلك قول الله عز وجل فإذا تطهرن فأتوهن من حيث أمركم الله)385 برمرد فرض و واجب است‌كه با همسرخود جماع نمايد و همبسترگردد، حداقل در هر بار طهركه از قاعدگي پاك مي‌گردد، يك بار با وي آميزش نمايد، اگر قدرت آن را داشته باشد، در غير اين صورت مرتكب عصيان و نافرماني خداوند شده است‌. چون خداوند مي‌فرمايد: «فإذا تطهرن فأتوهن من حيث أمركم الله» ‌چون زنانتان از قاعدگي پاك شدند، آنگونه كه خداوند بشما اجازه داده است با آنان نزديكي و آميزش ‌كنيد. جمهور علماء نيز همچون ابن حزم‌گفته‌اند، اگر مرد عذري نداشته باشد، اين عمل در مدت طهر يك بار بر وي واجب است‌.386
ابن تیمیه می گوید: « ويجب على الزوج وطء امرأته بقدر كفايتها ما لم ينهك بدنه أو تشغله عن معيشته»387 بر زوج مجامعت با همسرش واجب است به قدر کفایت زن ، به طوریکه بدن دچار سستی و ضعف نشود یا از معیشت و کار باز نماند. امام غزالی از علماي شافعيه‌ گفته است:(وينبغي أن يأتيها في كل أربع ليال مرة فهو أعدل إذ عدد النساء أربعة فجاز التأخير إلى هذا الحد نعم ينبغي أن يزيد أو ينقص بحسب حاجتها في التحصين فإن تحصينها واجب عليه)388 شايسته است‌كه هر چهار روز يك بارمرد با همسرخود آميزش نمايد و اين ‌كار بعدالت نزديكتر است‌، چون تعداد زنان مجاز شرعي چهار تا است پس تا اين اندازه تاخيرروا است‌. البته اين مقدار بر حسب نياز زن به خويشتن داري ‌كم و زياد مي‌شود و بر مرد واجب است‌كه نياز جنسي زن را تامين‌كند. خلاصه کلام در این بحث این است که حنفیه، مالکیه وطی را در صورتیکه عذری نداشته باشد، واجب می داند، امام احمد حنبل هم رای مالک را دارد و وطی را حق زن و مرد می داند. فقط شافعیه می گوید : وطی حق مرد است ولی بر او واجب نیست.

3-2-1-3 مواقعه از غير محلّ توالد و تناسل (وطی در دبر)
همانطور که قبلاً اشاره شد اکثر فقهای عامه وطی از دبر را جایز نمی دانند. ابن قدامه می گوید:( ولا يجوز وطؤها في الحيض ولا في الدبر)389 وطی زن در حال حیض و از پشت(دبر) جایز نیست. همچنین وی در کتاب المغنی ضمن حلال ندانستند این عمل، اسم چند نفر را ذکر می کند که این عمل را جایز می دانستند.390 ابن یوسف شیرازی در المهذب هم بر همین رأی است و می گوید:(ولا يجوز وطئها في الدبر لما روى خزيمة بن ثابت )391. ابن تیمیه از بزرگان اهل سنت هم می گوید:(وطء المرأة في دبرها حرام بالكتاب والسنة، وهو قول جماهير السلف والخلف، بل هو اللوطية الصغرى… ومن وطئها في الدبر وطاوعته، عزرا جميعا، فإن لم ينتهيا وإلا فرق بينهما، كما يفرق بين الرجل الفاجر ومن يفجر به)392 وطی زن از پشت حرام است، به دلیل کتاب و سنّت و این قول جمهور علمای سلف می باشد، بلکه این عمل نوعي لواط كوچک است. هركس از پشت با زنش نزديكي‌كند، اگر زنش از او اطاعت ‌كند و بدين عمل تن در دهد هر دو مورد تعزير شرعي قرار مي‌گيرند و اگر زن اطاعت نكند بايد اين زن و شوهر از هم جدا شوند همانگونه‌ كه دو نفر فاجر كه مرتكب ‌گناه مي‌شوند از هم جدا ‌مي‌شوند. حنابله گفته اند هرکس این عمل را انجام بدهد تعزیر می شود و اگر متنبه نشوند بین آنها جدایی انداخته می شود.393
هرچند اشاره خواهد شد که عده ای از بزرگان عامه این عمل را حرام نمی دانستند. حال به صورت اختصار ادله فقهای عامه را در این مسأله بیان می کنیم. فقهای عامه با استدلال به قرآن و حدیث وطی از دبر را خلاف فطرت می دانند و می گویند اسلام ما را از این عمل نهی کرده است . استدلال آنها از قرآن به این آیه شریفه است.
– « نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُم وَ قَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُم‏ »394 زنان شما، محل بذرافشانى شما هستند پس هر زمان كه بخواهيد، مى‏توانيد با آنها آميزش كنيد. و (سعى نمائيد از اين فرصت بهره گرفته، با پرورش فرزندان صالح) اثر نيكى براى خود، از پيش بفرستيد. سُيوطي و ابن كثير در تفسير خود آورده‌اند كه: أحمدبن حنبل و عبد بن حميد و تِرمِذي و نَسائي و أبويَعلَي و ابن جَرير و… از ابن عبّاس روايت كرده‌اند كه گفت:«جآءَ عُمَرُ إلَي رَسولِ اللَهِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ [وَ ءَالِهِ ] وَ سَلَّمَ فَقالَ: يَا رَسولَ اللَهِ! هَلَكْتُ! قالَ: وَ مَا أَهْلَكَكَ؟! قالَ: حَوَّلْتُ رَحْلي اللَيْلَةَ. فَلَمْ يَرُدَّ عَلَيْهِ شَيْئًا، فَأوْحَي اللَهُ إلَي رَسولِهِ هَذِهِ اﻵيَةَ: نِسَآؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّي شِئْتُمْ. يَقولُ: أقْبِلْ وَ أدْبِرْ وَ اتَّقِ الدُّبُرَ وَ الْحَيْضَةَ»395 عمر به نزد رسول خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم آمد و گفت: اي رسول خدا، من هلاك شدم رسول خدا فرمود:

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی رسول خدا (ص)، روابط زناشویی، فقهای حنفیه، زمان پیامبر Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی قرآن کریم، فسخ نکاح، امام صادق، نهج البلاغه