پایان نامه با واژه های کلیدی قتل عمد، مجنی علیه، قانون مجازات اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

. در زیر چند مورد از موارد قتل عمدی ناشی از ترک فعل را می آوریم.
1)مرگ ناشی از ترک فعل متعاقب حبس و توقیف غیر قانونی.
هر گاه فردی شخص دیگری را بصورت غیر قانونی حبس نماید و او را تشنه و گرسنه نگهدارد تا بمیرد اگرچه عمل مثبت مادی در سلب حیات انجام نداده لیکن مرتکب قتل عمدی شده است . زیرا عمل منفی مرتکب در این حالت مربوط به فعل مثبت قبلی او یعنی حبس غیر قانونی می باشد.
2)خودداری از شیر دادن طفل به قصد سلب حیات .
3)خودداری از نجات طفل در معرض خطر به قصد سلب حیات.
4)خودداری از دادن دارو یا غذا به بیمار به قصد سلب حیات.
5)خودداری مامور زندان از تحویل لباس یا دارو به زندانی به قصد سلب حیات.
6)خودداری عمدی از نجات غریق در مورد کسی که موظف به نجات غریق است.
ب : رکن معنوی یا قصد و عمد در قتل عمدی
سلب حیات از یک انسات زنده که عنوان قتل دارد وقتی عمدی است که مرتکب ضمن آگاهی قبلی از نتیجه مجرمانه عمل خود اقدام به این کار نماید . یعنی با علم به اینکه عمل مادی او موجب سلب حیات یک انسان می شود اقدام به این کار نماید . صرفنظر از موارد استثنائی , انگیزه قاتل , رضایت مجنی علیه و اشتباه در هویت او در ماهیت قتل عمدی تاثیری ندارد . یعنی هرگاه قاتل به انگیزه شرافتمندانه اقدام به قتل طرف مقابل نماید , یا هرگاه قاتل با رضایت قبلی مجنی علیه حیات را از وی سلب نماید , یا هرگاه قاتل با اشتباه در هویت مواجه شود در هرسه مورد قتل صورت گرفته , عمدی است .
البته احراز عمد مرتکب که یک عامل ذهنی و روانی است کار بسیار مشکلی است که بر عهده قاضی گذاشته شده است . لیکن با توجه به ضابطه های مشخص در قانون و با دقت در نحوه ارتکاب قتل و شیوه استفاده از آلت قتاله و همچنین شدت خطر آلت استفاده شده , می توان به عنصر عمد و قصد پی برد .
ب ) عنصر روانی عمد
عمد شامل دو عنصر روانی می باشد : یکی عمد در فعل و دیگری عمد در نتیجه حاصل از فعل.
الف : عمد در فعل یا عمد عام:
یعنی اینکه قاتل فعل مورد ارتکاب را قصد کرده باشد بدین صورت که عامدا با چوبدستی خود ضربه ای به مجنی علیه وارد نماید و یا او را عامدا از دیوار به سمت پائین هل داده باشد.
ب : قصد نتیجه
یعنی مرتکب به نتیجه مادی عمل خود آگاه بوده و آن نتیجه مورد نظر را قصد کرده باشد . در واقع قصد در نتیجه , یعنی اینکه نتیجه حاصل شده , مورد نظر مرتکب بوده است . بدین صورت که هر گاه شخصی شخص دیگر را هل داده و درون رودخانه ای بیندازد و آن فرد بدلیل عدم توانائی شنا کردن بمیرد , مرتکب باید نتیجه حاصل شده (مرگ فرد) را قصدکرده باشد.
عمد در فعل یعنی فعل انجام یافته با آگاهی و از روی اراده و اختیار به انجام رسیده و عمد در نتیجه یعنی مقصود قاتل از انجام عمل ,کشتن مقتول باشد.
از نظر علمی و قضائی برای اثبات عمد به کیفیت عمل و نوع آلت جرم و نتیجه حاصل از عمل توجه می شود . بنابراین در صورتیکه شخص ضمن اقدام به فعل از آلت و وسیله ای استفاده نماید که غالبا کشنده است و بدان وسیله کسی را بکشد نمی تواند ادعا کند که قصد نداشته و در حقیقت ظاهر این است که فرد قاصد بوده است . (قصد مفروض است) .

ج ) موارد قتل عمدی
قانون مجازات اسلامی با توجه به همین توضیح , قتل را در سه مورد عمدی دانسته است:

1- قتل عمدی با قصد فعل و قصد نتیجه:
بند الف ماده 290 قانون مجازات اسلامی بدین شرح است ” هر گاه مرتکب با انجام کاری قصد ایراد جنایت بر فرد یا افرادی معین یا فرد یا افرادی غیر معین از یک جمع را داشته باشد و در عمل نیز جنایت مقصود یا نظیر آن واقع شود ، خواه کار ارتکابی نوعا موجب وقوع آن جنایت یا نظیر آن بشود ، خواه نشود ” در اینجا قانونگذار علت عمده انتساب عمل مجرمانه را , قصد و عمد مرتکب در نتیجه قرار داده و انجام هر فعلی خواه کشنده خواه غیر کشنده و یا استفاده از هر آلتی خواه قتاله باشد خواه نباشد را مشروط بر اینکه مرتکب در استفاده از آن آلت یا بطور کلی در انجام آن فعل قصد کشتن فرد را داشته باشد , قتل عمدی تلقی نموده است . در واقع چنانچه قصد قتل نزد مرتکب محرز شود و عمل او هم منجر به قتل شود مورد از موارد قتل عمدی است.
2-  قتل عمدی با انجام فعل نوعا کشنده:
در بعضی موارد قاتل واقعا قصد قتل ندارد لیکن دست به انجام افعالی می زند که از نظر قانونگذار فعل نوعا کشنده محسوب می شمند. و قاتل هم به این خصوصیت آن افعال آگاه است.بنابراین لازم است فرد از ارتکاب چنین افعالی بپرهیزد در غیر اینصورت قتل عمدی تلقی می شود.این مورد در بند ب ماده 290قانون مجازات اسلامی بدین صورت بیان شده است ” مواردی که قاتل عمدا کاری را انجام دهد که نوعا کشنده باشد هرچند قصد کشتن شخص را نداشته باشد” .
وقتی فردی عمدا با اسلحه گرم به قصد مصدوم کردن مجنی علیه از ناحیه پا به طرف او شلیک می کند باید بداند که چنانچه این گلوله به جای دیگر بدن او اصابت کند و او بمیرد مرتکب قتل عمدی شده است . لذا در صورت اصابت گلوله به بدن مجنی علیه و مرگ او اگرچه مرتکب قصد کشتن او را ندارد لیکن از نوع آلت استفاده شده و کیفیت فعل کشنده , قصد مفروض است و قتل عمدی است . زیرا سلاح گرم ذاتا کشنده است.
منظور از کار نوعا کشنده در قتل عمدی ایجاد صدماتی است که گاه به اعتبار وسیله و آلت بکار رفته در قتل و گاه به اعتبار حساسیت موضع اصابت در مورد انسان موجب مرگ وی می گردد.
3- مواردی که قاتل قصد کشتن ندارد و کاری که انجام می دهد هم نوعا کشنده نیست , مثلا آلت مورد استفاده نوعا قتاله نیست , یا ضربه به نقاط حساس اصابت نکرده ولی نسبت به طرف به لحاظ بیماری یا پیری یا کودکی و یا ناتوانی و امثال آن نوعا کشنده محسوب می شود.
بند پ ماده 290 ق م ا چنین مقرر میدارد : ” مواردی که قاتل قصد کشتن را ندارد و کاری را که انجام می دهد نوعا کشنده نیست ولی نسبت به طرف به لحاظ بیماری یا پیری یا کودکی و یا ناتوانی و امثال آنها نوعا کشنده باشد و قاتل نیز به آن آگاه باشد” .
در اینجا فعل مرتکب قتل نوعا کشنده نیست و از جهت اصابت به موضع حساس هم کشنده محسوب نمی شود ولی به اعتبار شخصیت مجنی علیه از نظر ضعف جسمانی یا کهولت سن یا بیماری یا صغر سن ,صدمه ای که برای اشخاص عادی قابل تحمل است , برای مجنی علیه غیر قابل تحمل گردیده و منجر به مرگ وی میگردد.
مثل ایراد ضرب عمدی خفیف نسبت به یک بیمار قلبی که نباید کوچکترین حرکتی داشته باشد . یا ایراد صدمه خفیف به فردی که خیلی مسن است یا رها کردن عمدی طفل شیرخوار و اصابت به زمین و مرگ او.
البته زمانی می توان اینگونه اعمال را به عنوان قتل عمدی محسوب نمود که قاتل از شرایط ویژه مجنی علیه آگاه باشد . در بعضی موارد آگاهی از شرایط تقریبا بدیهی است مثل کهولت سن , صغر سن , ولی در پاره ای از موارد مثل بیماری خاص مجنی علیه چنانچه قاتل از آن مطلع نباشد و قصد قتل هم نداشته باشد و عملش هم غالبا و نوعا کشنده نباشد نمی توان او را به اتهام ارتکاب قتل عمدی تعقیب و مجازات نمود.
ج : رکن قانونی قتل عمد
ماده 288 قانون جديد بندهاي مختلفي دارد که شرايط قتل عمد را بيان کرده‌ است. براي مثال در بند الف اين ماده آمده است : “هرگاه مرتکب با انجام کاري قصد ايراد جنايت بر فرد يا افرادي معين يا غير معين از يک جمع را داشته باشد و در عمل نيز جنايت مقصود حاصل شود ، خواه کار ارتکابي نوعا موجب وقوع آن جنايت شود ، خواه نشود ، قتل عمد است.
بند چهارم : مفهوم اصطلاحی قصاص
قصاص در شريعت عبارت است از : مجازاة المعتدى على غيره فى نفسه او بدنه بمثل ما جنى به عليه . البته اين اعتداء در مال نيست بلكه در نفس ، يا بدن او به قطع و يا جرح و يا ضرب است .
  مراد از غير در اينجا انسان ديگر است و اعتداء به غير انسان ، مشمول قصاص نيست مثلا اگر پاى حيوانى را قطع كند يا او را به قتل برساند ، از حيث حيوان بودن مجازاتى ندارد . اما از حيث مملوك بودن مجازات مالى دارد ولى مشمول قصاص نيست اين معناى شرعى قصاص است كه معناى واضح و معروفى است .
 اما معناى لغوى قصاص (كه اگر فهميديم مى توانيم حدس بزنيم چرا مجازاة المعتدى بمثل ما جنى به عليه را قصاص ناميده‏اند) از دو اصل ممكن است اتخاذ شده باشد.13
1- تتبّع الاثر، دنبال گيرى يك نشانه‏
 به اين معنا در قرآن كريم در دو مورد به كار رفته است . يكى در قضيه كودكى حضرت موسى (عليه السلام) كه وقتى او را در آب نيل انداختند ، مادر به خواهرش گفت : قصيّه. 14 يعنى : تتبعّى اثره، دنبال او برو.
مورد ديگر در داستان موسى و خضر (فارتدّا على آثارهما قصصاً 15يعنى از همان جا كه آمده بودند برگشتند (قصصاً) از روى دنبال‏گيرى اثر براى اين كه محل را پيدا كنند .
2- قطع و بريدن ، قصّ الشعر يا قصّ الظّفر ، ناخنش را بريد يا ناخنش را گرفت و قصاص الشّعر (جايى كه مو از سر قطع مى‏شود) ازهمين باب است و طائر مقصوص الجناح ، پرنده بريده بال .
حال ، كدام يك از اين دو معنا ، اصل است ، كلمات لغوييّن ، مختلف است‏
 مقاييس اللغة ابن فارس كه ريشه لغات را بيان مى كند ، مى گويد : اصله تتبع الشى ، معناى اول را اصل گرفته . لسان العرب مى گويد ، قطع ، اصل است . البته در مقاييس اللغة ، وجهى هم ذكر مى كند كه قابل استناد نيست . به هر حال ، نمى‏توانيم جازم شويم به اين كه كدام يك از اين دو معنا اصل و ديگرى مأخوذ از آن است .
 حال ، بنا بر هر دو معنا ، مى توانيم قصاص را در معناى شرعى آن توجيه كنيم . اما بنا بر معناى اول با چهار وجه و بنا بر معناى دوم با دو وجه ، مى‏شود مناسبت را فرض كرد . كه با توجه به اين مناسبت‏ها ، مفهوم قصاص و فلسفه آن ، بدست مى آيد . البته بنابراين كه فرض كنيم ، تعبير قصاص ، تعبيرى باشد كه شارع مقدس آن را اختراع كرده است .
 چهار وجه تناسب معناى اول كه دو وجه آن را در جواهر ذكر كرده است ، عبارت است از :
 وجه اول: در قصاص ، استيفاء اثر شرعى جنايت ، مندرج است . مثل قطع يد در مقابل قطع يد بنابراين ، قصاص ، دنبال اثر رفتن است .
 وجه دوم : قصاص ، اتبّاع اثر جانى است ، يعنى جانى را شما با اين كار دنبال مى كنيد ، پس قصاص يعنى دنبال كردن ردّ پاى جانى البته تفاوت اين دو وجه واضح است ، اگر چه در جواهر طورى بيان شده كه موهم اين است كه معناى دوم تفسير معناى اول است ، لكن معناى دوم معناى جداگانه و مستقلى است .
وجه سوم : اين نحو مجازات (قصاص) متابعت حقيقى اثر جنايت است . اگر چه جانى را مى شود با اخطار دادن يا زندان انداختن و مجازاتهاى ديگر تعقيب كرد ولى هيچيك دنبال‏گيرى اثرجنايت به معنى حقيقى نيست . وقتى جنايت را به مثل خود او پاسخ داديد در واقع جنايت را دنبال كرده‏ايد . و الاّ هر نوع ديگر كه شما مجازات كنيد در حقيقت آن جنايت را به هدر داده‏ايد .
 وجه چهارم : مراد از جنايت خصوص اين جنايتى نيست كه انجام گرفته بلكه مراد مطلق جنايت است يعنى اگر ما بنحو قصاص مجازات كنيم جنايت بطور كلى در جامعه دنبال شده است اما اگر مجازات به نحو قصاص و مماثلت انجام نگيرد جرم و جنايت باز تكرار خواهد شد .
 بنا بر معناى دوم (قطع) نيز دو احتمال وجود دارد :
الف : قطع جذور جنايت در جامعه . بنا بر اين قصاص را قصاص مى گويند لانّ به يُقصّ جذور الجنايات و الجرم فى المجتمع .
  ب : قطع سلسلة الجنايات المتتابعة اّلتى كانت متداولة فى زمان الجاهلّية چون در زمان جاهليت قبل از تشريع حكم قصاص اگر قتلى واقع مى شد بدنبال آن يك سلسله قتلها انجام مى گرفت مثلا كسى از فلان قبيله فردى را مى كشت آن قبيله دو نفر را از روى انتقام مى كشت يا در مقابل فرد وضيعى فرد شريفى را مى كشت و اينها متقابلا افرادى بيشتر يا كمتر را مى كشتند و جنگهاى قبائلى براه مى افتاد ، يعنى يك جنايت ، مستتبع جناياتى بود ، چون مجازات درست انجام نمى گرفت . شارع مقدس با تشريع قصاص كه قاتل

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی قتل عمد، ترک فعل، عنصر مادی Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی بیت‌المال، قتل عمد، امام خمینی