پایان نامه با واژه های کلیدی قتل عمد، ترک فعل، عنصر مادی

دانلود پایان نامه ارشد

در خصوص قتل عمد غیر قصاص از سوی قضات پاسخ هایی را ارایه نموده است .
• اندیشه قضایی تالیف آقای محمد رضا دلاوری که به بررسی و تحلیل اندیشه ها و تفکرات امامیه و اهل سنت در خصوص قتل عمد غیرقصاص پرداخته است .
• مقالات :
• قتل غیر عمد نوشته زهرا السادات قرشی که به بررسی انواع قتل بالاخص قتل غیر عمد و مجازات آن پرداخته است که در این تحقیق در بخش قتل غیر عمد از آن بهره برداری شده است .
• پیرامون قتل غیرمسلمان نوشته اسماعیل حسینی که در بخش قتل مرتد و عدم قصاص قاتل بدان اشاره شده و بهره گرفته شده است .
• دست نوشته های دکتر شاه ملک پور که به موضوع قتل عمد غیرقصاص پرداخته است .
• پایان نامه :
• قصاص و موانع آن و عوامل رفع مسئولیت اثر قدیسه میرزایی

و :ساختار
در ابتدای پایان نامه ، کلیات بحث قتل عمد غیر قصاص که شامل معنا و تعریف و تاریخچه قتل عمد و قصاص توضیح داده شده است .
پژوهش حاضر مشتمل بر سه فصل است که فصل اول شامل دو مبحث و چهار گفتار با موضوع بررسی قتل ، قتل عمد ، قصاص ، دیه از دیدگاه اهل سنت و امامیه و حقوق ایران و در مبحث دوم فصل اول به بررسی پیشینه تاریخی قتل عمد در دوران قبل و بعد از اسلام پرداخته شده است .
فصل دوم نیز شامل دو مبحث و هشت گفتار به بررسی موارد مستقیم و مردد قتلهای عمدی غیر مستوجب قصاص پرداخته شده است.
در فصل سوم که شامل هفت مبحث است به بررسی احکام و آثار کیفری و مدنی قتل عمد غیر مستوجب قصاص و تاثیر آنها در امنیت اجتماعی پرداخته شده است و در پایان پس از نتیجه گیری به منابع و ماخذ مورد بهره برداری در این پژوهش اشاره شده است .

فصل اول :
کلیات پژوهش

مبحث اول : مفاهیم
در این مبحث در دو گفتار جداگانه به بررسی مفاهیم قتل ، عمد ، قصاص و دیه پرداخته می شود که هر کدام از اینها بطور جداگانه مطالب دیگری را در بر خواهد داشت .
گفتار اول : مفهوم لغوی
شرح الاسم یا همان مفهوم لغوی شیء یعنی تفسیر یک کلمه به کلمه دیگری که مانوس تر از آن باشد چنانکه بگوئیم علم یعنی دانستن . این نوع تعریف بیشتر در لغت نامه ها متداول است .1
بند اول : مفهوم لغوی قتل
قتل در لغت به معنی کشتن و کشتار می باشد .2
بند دوم : مفهوم لغوی عمد
منظور از عمد، داشتن علم و آگاهی از ارتکاب فعل به منظور رسیدن به نتیجۀ آنست3.
بند سوم : مفهوم لغوی قصاص
قصاص در لغت به معنای پی گیری نمودن اثر چیزی است . 4

بند چهارم : مفهوم لغوی دیه
جمع دیه «دیات» است . دیه مصدر از « ودی» است که “تاء” آن به جای ” واو” محذوف آمده است ، به معنای « خونبها» .5 “ودی القتیل ودیا ” یعنی دیه و خونبهای کشته را باید داد و دفع کرد .
جوهری گوید : دیه یکی از دیات است و(ة) عوض از واواست ، به معنای حق مقتول (قتیل) است . صاحب جواهر در تبین این اصطلاح می فرماید : اصل دیه « ودی » است و با تغییر و تحویل صرفی به « دیه » تبدیل شده و گاهی به آن عقل اطلاق می‌شود ، به معنای منع . یعنی دیه مانع جرئت پیدا کردن انسان به خونریزی است . 6 در تهذیب آمده : اصل دیه « وِدیَة » به کسر “واو” بوده است و از اقراب الموارد است که : حق قتیل (مقتول) ، مالی است که بدل نفس مقتول به ولی او داده می‌شود و گا‌هی اطلاق شود بر بدل اعضاء و در مهذب الاسماء آمده : خونبها و آن هزار دینار است ، یا ده هزار درهم سیم یا صد اشتر جمع آن دیات است .7
گفتار دوم : مفهوم اصطلاحی
مفهوم اصطلاحی یعنی اینکه مفهوم یک کلمه را در یک یا چند جمله شرح دهیم .
بند اول : مفهوم اصطلاحی قتل
لطمه به حیات دیگری وارد ساختن (از غیر طریق سقط جنین) خواه به واسطه عمل مادی و فیزیکی باشد خواه به واسطه ترک فعل مثل اینکه مادری به طفل شیرخواره خود که تحت حضانت او است شیر ندهد تا او بمیرد و به هر حال باید قصد داشته باشد در غیر این صورت قتل غیرعمد صدق می کند .8
در قانون ما قتل نفس بر3 نوع است : عمد ، شبه عمد و خطای محض .9
قتل عمد : وقتی محقق می شود که فردی با انجام کاری قصد کشتن شخصی را داشته باشد و یا کاری که انجام داده نوعا کشنده باشد و یا هرچند کارش نوعا کشنده هم نبوده اما با در نظر گرفتن وضعیت مقتول از قبیل پیری یا بیماری یا کودکی نسبت به او کشنده تلقی شود . پس قتل عمد قتلی است که عملی که در مورد مقتول انجام می یابد ، آگاهانه بوده و مقصود از آن نیز کشتن وی باشد.
قتل شبه عمد : در این نوع قتل فعل مرتکب نوعا کشنده نیست و قصد سلب حیات هم ندارد اما در عمل منجر به مرگ وی می شود . مثل اینکه شخص سالم و با جثه نسبتاً خوبی را از جای کوتاهی پرت کنند ولی اتفاقا فرد مذکور پس از سقوط فوت کند . فرقی نمی کند که این عمل مجاز یا غیرمجاز باشد . این عمل آگاهانه انجام گرفته است اما قصد قتل در میان نیست و عمل انجام یافته نیز کشنده نبوده و اتفاقاً موجب قتل می شود . به عنوان مثال فرض کنید آموزگار دبستانی به واسطه بی نظمی دانش آموز در سر کلاس درس به او سیلی می زند و وی بر اثر این ضربه فوت می نماید در اینجا یک قتل غیرعمد واقع شده است . یا مانند طبیبی که بیمار را به طور متعارف معالجه کند و اتفاقا سبب جنایت بر او شود .10
قتل خطای محض : در این نوع قتل ، مرتکب نه دارای قصد آن کار روی جسم مقتول است و نه قصد سلب حیات دارد لیکن مبادرت به انجام کاری یا قصد روی شیئی یا شخصی یا موجود مورد نظر خود میکند که اتفاقا منجر به قتل وی می شود . در خطای محض شخص مقتول اصلا مورد نظر قاتل نیست یعنی قاتل نه میخواهد مقتول را بکشد و نه در صدد انجام عملی در مورد مقتول بوده است ، در واقع مقتول را اتفاقا هدف میگیرد و در نتیجه به قتل میرساند . مانند آنکه شخصی به قصد شکار حیوانی به سوی آن اقدام به شلیک گلوله میکند اما گلوله به انسانی برخورد میکند وسبب مرگ او می شود در اینجا مرتکب قصد تیراندازی دارد و آن را با اختیار و اراده انجام میدهد اما قصد اصابت گلوله به مقتول را ندارد و مرگ او را نیز نمیخواهد .
بند دوم : مفهوم اصطلاحی عمد
قصد ، عمد ، اراده و نيت از نظر مفهومي تقريباً يکسان هستند . اما موارد کاربرد آنها متفاوت است . قصد و عمد در مسايل کيفري ، اراده در مسايل حقوقي و معاملات و نيت در‌خصوص عبادات به‌کار‌ مي‌رود .
از عمد به « قصد بالغ عاقل » تعبير شده است . عمد به‌ معناي بناء بر انجام فعل خاصي است که بر چهار امر پيش از خود ( مقدمات اراده ) استوار است :
1 ) تصور
2) تصديق فايده
3 ) شوق
4 ) عزم (رفع موانع و ايجاد موجبات)
5 ) بناي بر انجام فعل.
لذا وجود اين مقدمات ، جهت تحقق وصف « اختياري بودن » در فعل صادره از يک شخص ، لازم است . در مانحن فيه ، ضابطه‌ هاي عمد ، دو مورد هستند ؛ يکي ضابطه « قصد نتيجه » يا عمد در جنايت است . يعني قصد جاني اين باشد که جنايت تحقق پذيرد که اين خود جهت حصول عمد کفايت مي‌کند و ديگر به آلت جنايت توجه نمي‌شود ، چون در حديث آمده است که : « کل شيء قصدت اليه فاصبته فهو العمد » يعني هر‌چه را که شخص قصد کند و به آن برسد ، عمد محسوب مي‌شود .
ضابطه دوم « قصد ايجاد علت جنايت » است . يعني عمد در وقوع فعلي که به حکم عرف و عادت ، منجر به‌ وقوع جنايت گردد .
بند سوم : مفهوم اصطلاحی قتل عمد
قتل عمد آن است که فاعل ، قصد قتل داشته باشد و قتل را به همان نحوی که قصد کرده است ، واقع سازد ؛ خواه آن قصد اصلی باشد و یا تبعی و به شیء کلی (غیر‌معین) و یا به جزئی ( شخص‌معین ) تعلق گرفته باشد و با مباشرت باشد ، یا تسبیب و یا هردو .
با توجه به این تعریف ، عناصر تشکیل‌دهنده قتل عمد دو چیز است :
اول ـ عنصر معنوی (قصد) . دوم ـ عنصر مادی (جنایت ـ مقصود).
به این ترتیب ، قتل ، وقتی عمد خواهد بود که قصد ، وجود داشته باشد و مقصود نیز واقع گردد .
بنابراین ، جنایت در موارد زیر، عمدی محسوب می شود : 11
یک : هنگامی‌که مرتکب قصد کند شخصی را بکشد و همان شخص کشته شود .
دو : وقتی فاعل قصد کند شخصی را بکشد ، به خیال آنکه این شخص زید است، اما پس از قتل معلوم گردد که آن شخص عمرو بوده است . البته بدون آنکه فاعل در هدف‌گیری دچار اشتباه شده باشد .
سه : وقتی مرتکب قصد کند انسانی را بکشد ، بدون آنکه غرضش به شخص معینی تعلق‌گرفته ‌باشد و با فعل وی یک انسان کشته شود .
چهار : هنگامی که فاعل قصد کند جنایتی را مرتکب شود ، هرچند آن جنایت ، قتل انسان باشد .12
الف ) ارکان قتل عمد
برای تحقق قتل عمد وجود سه رکن زیر لازم است:
الف : رکن مادی قتل
ب : رکن معنوی یا عمد و قصد
ج : رکن قانونی

 
 الف – رکن مادی قتل عمد
   برای تحقق قتل عمد لازم است که حیات شخص زنده ای توسط فرد دیگری که قاتل نامیده می شود سلب گردد . لذا دو موضوع در اینجا قابل بحث است . اول وجود حیات برای شخص و دوم عملی که مرتکب انجام میدهد.
1- وجود شخص زنده
قتل موجب سلب حیات یک انسان زنده است . لذا وجود حیات در انسان شرط اساسی قتل است . چنانکه فرد مرده را نمی توان به قتل رسانید . بنابراین باید انسان زنده ای وجود داشته باشد تا بتوان حیات او را سلب نمود . فرقی ندارد این انسان مرد باشد یا زن , کوچک باشد یا بزرگ , پیر باشد یا جوان , سالم باشد یا بیمار , ایرانی باشد یا خارجی . اگرچه در بحث تخصیص دیه و نوع کیفر بر اساس دین و مذهب قاتل و مقتول تفاوت هائی وجود دارد لیکن بحث اساسی در اینجا این است که فرد مورد جنایت حتما باید زنده باشد . حیات مجنی علیه در لحظه جنایت شرط لازم و حتمی است . لذا چنانچه فردی با قصد قتل و انجام عملی که نوعا باعث قتل می شود به فردی مثلا با اسلحه گرم شلیک کند و بعدا معلوم شود مجنی علیه چند لحظه قبل به علت حمله قلبی فوت کرده بوده است , عمل مرتکب قتل عمد نیست اگرچه با قصد ارتکاب قتل بوده و عمل او هم نوعا کشنده باشد .

2- فعل مادی مرتکب
یکی از لوازم قتل عمدی فعل مادی است . یعنی باید مرتکب با انجام فعلی که منجر به سلب حیات از مجنی علیه می شود اقدام به قتل نماید . بنابراین آلام و درد و رنج های روحی که فردی برای فرد دیگر بوجود می آورد و آن فرد تحت تاثیر آن درد و رنج ها اقدام به خود کشی – یعنی سلب حیات از خود – می نماید نمی تواند مصداق قتل عمدی باشد زیرا اگرچه متهم با القاء درد و رنج روحی موجب اقدام مجنی علیه به سلب حیات خویش شده است لیکن هیچ فعل مادی مرتکب نشده است . بنابراین احراز قتل عمدی امکانپذیر نیست.
فعل مادی به دو گونه ممکن است رخ دهد : فعل مثبت و ترک فعل . که هر کدام بصورت جداگانه مورد بحث قرار میگیرد.
2-1 : فعل مثبت مادی : از لحاظ عنصر مادی علاوه بر وجود شخص زنده , انجام یک فعل مثبت مادی هم لازم است تا عنصر مادی جرم قتل عمدی کامل گردد . لذا صرف میل و اراده به ارتکاب قتل کافی نمی باشد و مرتکب باید با انجام یک فعل مثبت مادی عمل سلب حیات انسان دیگر را انجام دهد . هرچند وسیله انجام فعل مثبت متفاوت است و مرتکب می تواند از وسایل مختلف استفاده نماید از جمله سلاح سرد و گرم , هل دادن در آب , خفه کردن , ضربه مستقیم با مشت به نقطه حساس و…  ولی بدون ارتکاب فعل مثبت مادی ارتکاب قتل عمدی منتفی می باشد.
بنابراین اگر شخصی با دیدن صحنه دلخراش نزاع یا حتی قتل دیگری از ترس بمیرد یا اینکه به سبب ارعاب و اخافه فرد دیگری از ترس جان بدهد مرتکب را نمی توان قاتل معرفی کرد زیرا رابطه علیت بین عمل ترساندن یا نزاع یا… و سلب حیات فرد وجود ندارد و همچنین هرگاه فردی با رفتار زشت و ناشایست خود شرایطی فراهم کند که پدر یا برادرش از فرط بی آبروئی یا… اقدام به خودکشی کنند فرد مورد نظر را نمی توان قاتل شمرد.

2- 2 : ترک فعل : اگرچه دربیشتر مواقع قتل ناشی از فعل مثبت است لیکن نباید تصور کرد که ترک فعل عنصر مادی قتل عمد نیست . زیرا در بعضی مواقع قتل عمدی ناشی از ترک فعل می باشد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی قتل عمد، امنیت اجتماعی، نظم اجتماعی Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی قتل عمد، مجنی علیه، قانون مجازات اسلامی