پایان نامه با واژه های کلیدی فضای سایبر، حقوق بین‌الملل، قانون حاکم، مخاصمات مسلحانه

دانلود پایان نامه ارشد

می‌باشد که از دیدگاه حقوق بین‌الملل بشردوستانه، اولی نامشروع و دومی مشروع می‌باشد. از آنجا که حملات سایبری نیز تماما انتقال اطلاعات نادرست از یک رایانه به رایانه‌ای دیگر می‌باشد، لذا توسل به دو روش نیرنگ و ترفندهای جنگی در حملات سایبری، بسیار سهل الوصول می‌باشد. به عنوان نمونه، انتقال داده‌های غلط در زمینه محل استقرار نیروهای نظامی و نحوه نقل وانتقالات آن‌ها در شرایطی که دشمن قصد نفوذ به این اطلاعات را دارد، تغییر داده‌ها در پایگاه‌های اطلاعاتی سامانه‌های جاسوسی دشمن، ارسال پیام هایی به ستاد فرماندهی دشمن به‌عنوان خودی و دریافت اطلاعات مورد نیاز از آن، و یا انتقال دستوراتی به واحدهای تابعه دشمن مبنی بر این دستورات را از ستاد فرماندهی خود دریافت کرده‌اند، نمونه‌های از ترفندهای مشروع جنگی هستندکه قابل محقق شدن توسط حملات سایبری می‌باشند.448
گاهی اوقات واحدهای بهداری و ترابری مربوطه، ممکن است برای معرفی خود و یا شناسایی سایر واحدهای بهداری، از علائم و رمزهایی که توسط اتحادیه بین‌المللی مخابرات449، سازمان بین‌المللی هواپیمایی کشوری450، و یا “سازمان مشورت دریایی بین‌المللی”451 تعیین می‌شوند، استفاده نمایند. لذا چنانچه حملات سایبری منجر به انتقال غلط چنین رمزهایی گردد و یا سامانه‌های اطلاعاتی دشمن را وادار به دریافت چنین علائم نادرستی بنماید، به‌وضوح نمونه‌هایی از نیرنگ‌های جنگی محسوب و از منظر قواعد حقوق بین‌الملل بشردوستانه، امری غیر مشروع و منع شده قلمداد خواهد شد.

بند پنجم: اصل بی‌طرفی
الف : مفهوم بی‌طرفی
واژه بی‌طرفی در دو مفهوم به کارمی رود. واژه نخست به مفهوم بی‌طرفی دریک جنگ خاص است و دیگری به معنی بی‌طرفی دائم در نظام بین‌الملل می‌باشد.
بی‌طرفی در زمان جنگ عموماَ ناشی از اراده یک جانبه است و جنبه موقتی دارد و تا زمانی که مخاصمه موردنظر ادامه دارد جاری می‌باشد درحالی که بی‌طرفی دائمی وضعیتی است که ازسوی کشوری اعلان و از جانب کشورهای دیگر به رسمیت شناخته می‌شود. این نوع بی‌طرفی، دائمی و چند جانبه بوده و در کلیه مخاصمات مسلحانه و همچنین در زمان صلح مجری می‌باشد. مثل وضعیت کشورسوییس که بی‌طرفی آن ازسوی کشورهای اروپایی با انعقاد معاهده‌ای به رسمیت شناخته شده و دولت‌ها درطول مخاصمات به بی‌طرفی آن احترام گذاشته و از وارد کردن آن کشور به جنگ خودداری می‌کنند. درحالت بی‌طرفی دائم، دولت بی‌طرف در زمان صلح تعهد می‌کند که از هرگونه جنگی برحذر بوده، عضو هیچ پیمان نظامی نباشد و اجازه ندهد سرزمینش برای اهداف نظامی سایردولت‌ها به کار رود. متقابلاَ سایر دولت‌ها متعهد می‌شوند تمامیت ارضی و استقلال دولت بی‌طرف را محترم دارند و آن کشور را وارد جنگ ننمایند. همچنین در بی‌طرفی دائم، دولت بی‌طرف تعهد می‌کند که در تمام جنگ‌های آینده قواعد بی‌طرفی را رعایت کند و در صورتی‌که نقض این‌گونه تعهدات عینیت یافت نقض بی‌طرفی در زمان جنگ تلقی می‌گردد.
اوپنهایم بی‌طرفی را این‌گونه تعریف می‌کند : “تمایل و اعلام بی‌طرفی دولت‌های ثالث در قبال دول متخاصم و پذیرش آن توسط متخاصمان که چنین عملی بین دول متخاصم و بی‌طرف، حقوق و تکالیفی را ایجاد می‌کند”.452
بی‌طرفی در واقع اشاره به نظام و سیستم حقوقی دولتی دارد که در عرصه‌ی مخاصمات بین‌المللی عضو هیچ گروه درگیر جنگ نباشد. قانون حاکم بر بی‌طرفی دولت‌ها به منظور دو هدف حمایتی اعمال می‌شود؛ یکی حمایت از تمامیت سرزمینی دول بی‌طرف و اتباعش در برابر تأثیرات مضر ناشی از حملات که به بیرون از فضای تحت سلطه دول بی‌طرف و درگیر جنگ است و از طرف دیگر اعتبار و اعمال قانون حاکم بر بی‌طرفی دولت‌ها درخصوص مخاصمات مسلحانه بین‌المللی.

ب- حق بی‌طرفی در حملات سایبری
هدف اصلی در اعطای حق بی‌طرفی، حمایت از تمامیت سرزمینی دولت‌های بی‌طرف و جلوگیری از درگیری نظامی در این سرزمین‌ها بوده و همچنین هرگونه حمله و اقدام خصمانه در این سرزمین‌ها توسط دول متخاصم منع شده است. با این حال باید گفت که قوانین موجود درحال حاضر به اندازه‌ی کافی در خصوص آن دسته از فعالیت‌هایی که در فضای سایبر و در محدوده‌ی سرزمین‌های بی‌طرف صورت می‌گیرد واضح نیست.
زمانی که صحبت از اعمال خصمانه در فضای سایبر می‌شود ممکن است این تردید ایجاد شود که آیا قانون حاکم بر بی‌طرفی دولت‌ها در این فضا قابل اعمال است یا خیر؟
البته ممکن است به سختی مورد قبول باشد که این قوانین درفضای سایبر هم قابل اعمال باشد. دول بی‌طرف درحملات سایبری باید همچنان بی‌طرف مانده و نباید خود را درگیر نمایند.
متخاصمین باید در حملات سایبری خود تمامیت سرزمینی دول بی‌طرف را به رسمیت بشناسند و از انجام هرگونه اقدامی که فضای سایبر دول بی‌طرف را دچار آسیب و خسارت می‌کند، خودداری نماید. البته ممنوعیت دول متخاصم مبنی بر تهاجم در فضای سایبر و انجام اقدامات زیانبار در این محدوده و به ضرر دول بی‌طرف تنها منوط به حملات سایبری نمی‌باشد. بلکه شامل اقداماتی که منجر به بروز خسارت، ویرانی یا مرگ یا آسیب می‌شود را نیز شامل می‌شود با این حال باید گفت، تنظیم کردن رفتار دول بی‌طرف در مواجهه با دول متخاصم وکاهش دادن آسیب‌های ناشی از این درگیری‌ها به محدوده حاکمیت دول بی‌طرف هدف اصلی اعمال حق بی‌طرفی دولت‌ها می‌باشد.
با این حال در طول درگیری‌های نظامی از اواخر جنگ جهانی دوم دول بی‌طرف تعهدات خود بر طبق حق بی‌طرفی دولت‌ها را اعمال نکردند و معمولاً تا حدودی از بی‌طرفی خارج شده که این خروج معمولاً به صورت واضح و آشکار بوده است. بنابراین شواهد و ادله نشان می‌دهد که قانون حاکم بر بی‌طرفی دولت‌ها قابل اعمال بر فضای سایبر است. خصوصاً زمانی که حملات سایبری تمامیت سرزمینی دول بی‌طرف را نقض می‌کند. به هرحال مسلماً یک نیاز فوری به منظور روشن سازی و انطباق قوانین سنتی حاکم بر بی‌طرفی دولت‌ها به منظور اعمال آن‌ها بر فضای سایبر وجود دارد و آمریکا اولین قدم را در زمینه ی شناسایی قوانین بین‌المللی قابل اعمال درفضای سایبر و تفسیر این دسته از قوانین که منطبق بر فضای سایبر است برداشته است. کشورهایی که در فضای سایبر فعالیت‌هایی را انجام می‌دهند باید به حاکمیت دیگر کشورهای خارج از متن مخاصمه توجه کنند. متخصصان آمریکایی در عرصه‌ی فضای سایبر، معتقدند هیچ کشوری نمی‌تواند ادعای حاکمیت درعرصه‌ی فضای سایبر را داشته باشد بلکه فقط می‌تواند حق اعمال کنترل و نظارت قانونی بر زیرساخت‌های سایبری در سرزمین خود را داشته باشد و به نظر این متخصصان این واقعیت که زیرساخت‌های سایبری در سرزمین کشوری واقع شده‌اند که آن‌ها را به شبکه ارتباطات جهانی از راه دور ارتباط می‌دهد نمی‌تواند به عنوان حق حاکمیت بر آن زیرساخت تلقی گردد. کشورها نمی توانند اجازه بدهند که از زیرساخت‌های واقع شده در سرزمین شان یا تحت کنترل دولت‌هایشان علیه دیگر کشورها استفاده گردد.
بنابر اصل بی‌طرفی،یک دولت که در یک چالش و درگیری خاص نقشی ندارد، وضعیت بی‌طرف به خود می‌گیرد و در مخامصه‌ها شرکت نمی‌کند. این وضعیت شامل هر دو مورد حقوق و تکالیف می‌باشد.453 اصل بی‌طرفی در کنوانسیون لاهه 1907 لحاظ شده و همچنین در مواد 1 ، 2 و 5 از کنوانسیون لاهه 1907 ارائه گردیده است.
ماده 2 از کنوانسیون لاهه 1907، عنوان می‌نماید که طرفین تخاصم نمی توانند ارتش یا نیروهای خود را در جنگ، به قلمروی یک قدرت بی‌طرف انتقال دهند454. اگرچه “کلسی” عنوان می‌نماید که هنگامی که طرف مخاصم “الف” حمله سایبری را بر ضد طرف مخاصم “ب” آغاز می‌نماید، حمله می‌تواند حول گره‌های اینترنتی طرفین بی‌طرف “ج” و “د” نیز انجام پذیرد و حتی در صورتی مطرح است که طرفین مخاصم یک مرز مشترک داشته باشند.455 بدین ترتیب به نظر می‌رسد که یک سلاح سایبری می‌تواند به سادگی از قلمروی یک دولت بی‌طرف انتقال داده شود. دولت بی‌طرف، با توجه به ماده 5 از کنوانسیون چهارم ژنو، باید تمامی نقض‌های ایجاد شده در قلمروی خود را اطلاع دهد. این مورد مشکلاتی را در عصر جنگ افزارهای اطلاعاتی ایجاد می‌نماید زیرا ممکن است یک دولت بی‌طرف نتواند فعالیت‌های سایبری صورت پذیرفته در حوزه قضایی خود را متوقف سازد مگر این که تمامی اطلاعات رایانه‌ای با کامپیوترهای خارجی ارزیابی گردد.456 طبق حقوق قواعد حقوق بین‌الملل بشردوستانه، در صورتی که یک دولت بی‌طرف نتواند تخطی از بی‌طرفی خود را متوقف نماید، طرفین درگیر از حق دخالت برخوردارند.457 این مورد می‌تواند به ایجاد حق دفاع مشروع برای دولت بی‌طرف بیانجامد (به دلیل نقض تمامیت ارضی) و دولت‌های بیشتر و بیشتری در چالش درگیر می‌گردند.458 از آنجا که امروزه ارتباطات متقابل عمده و گسترده‌ای بین جوامع وجود دارد، حملات می‌توانند به شکل فزاینده‌ای ماهیت متفاوت داشته باشند.
نکته جالب توجه این که راهنمای تالین عنوان می‌نماید که یک دولت خاص ممکن است به صورت آگاهانه، اجازه ندهد تا زیرساخت‌های سایبری در قلمروی او و یا تحت کنترل دولت او واقع شوند و فعالیت‌هایی را انجام دهند که به شکلی نامطلوب و قانونی بر دولت‌های دیگر تأثیر می‌گذارند. اگرچه گروه کارشناسان بین‌المللی در این رابطه موافق نیستند که آیا این تعهد برای دولت‌های بی‌طرف نیز مصداق دارد و کدام عملیات‌های سایبری در این شرایط مورد توجه قرار می‌گیرند.459
به خوبی آشکار است که راهنمای تالین برخی از محدودیت‌های جدی را نیز دارا می‌باشد. اگرچه آقای اشمیت در این مقاله460 عنوان نموده است که حقوق جنگ افزارهای سایبری نکات مبهمی را نیز به همراه دارد و برخی از تحقیقات صورت گرفته توسط گروه کارشناسان بین‌المللی هنوز هم باید اهداف راهنمای تالین را مورد توجه قرار دهند و نیز قانون را به شکلی تفسیر نمایند که می‌تواند به خوبی به این مسئله پاسخ گوید. اصول تفکیک و بی‌طرفی نشان دهنده این است که تا چه حد چارچوب کلاسیکIHL به خوبی برای یک نوع کاملاً متفاوت از جنگ افزار طراحی گردیده است. تمامی تلاش‌ها برای تفسیر عملیات سایبری از طریق IHL تلاش می‌نمایند تا شرایط متفاوتی را از طریق یک حفره مربع ایجاد نمایند: کاربرد قوانین از یک بازی که به خوبی با موارد اجرا شده هماهنگی ندارد. گروه کارشناسان بین‌المللی به نحو بهتری این مسئله را از طریق تبلیغات در جوامع بین‌المللی مورد توجه قرار داده و تلاش نموده است تا پیمان‌های جدیدی را برای پوشش دادن جنگ افزارهای سایبری امضاء کنند.

مبحث سوم : حقوق بین‌الملل بشردوستانه؛ مبنای تحدید حملات سایبری
درمباحث قبل اصول ودقواعد حقوق بین‌الملل بشردوستانه و ضرورت اعمال این قواعد و یا تدوین قواعد جدید درقمواجهه با حملات سایبری را بررسی نمودیم. حال لازم است که بررسی نماییم که آیا قواعد حقوق بین‌الملل بشردوستانه برضابطه‌مند شدن فضای سایبر و ممانعت ازحملات سایبری تأثیرگذار بوده است یا خیر؟
درعصر دولت – محوری کمترکشوری حاضر به ایجاد محدودیت در استفاده از برخی از سلاحهای استراتژیک بود اما با تدوین اصول وقواعد حقوق بین‌الملل بشردوستانه و ورود به عصرانسانی شدن حقوق بین‌الملل، اکثرکشورها “امنیت انسانی” را بر” دکترین امنیت ملی” ترجیح دادند و در اکثر معاهداتی که مبنای آن اصول بنیادین حقوق بین‌الملل بشردوستانه بوده است، سعی نموده‌اند که در معیار ارزیابی مشروعیت عملیات ها، تسلیحات خود را در ظرفی به نام حقوق بین‌الملل بشردوستانه محک بزنند. نمود عینی این محدویت‌ها، کنوانسیون سلاح‌های متعارف، کنوانسیون‌های چهارگانه ژنو، پروتکل‌های الحاقی به آن و دیگر معاهدات بین‌المللی و منطقه‌ای بوده و در آینده‌ای نزدیک شاهد اعمال این اصول در “معاهده بین‌المللی کنترل تسلیحاتی برای فضای سایبر” خواهیم بود. در ادامه حملات سایبری و تجهیزات به کار رفته در ان را از منظر حقوق بین‌الملل بشردوستانه مورد ارزیابی قرار می‌دهیم.

بند اول : ابزار حملات سایبری به مثابه سلاحی نوین
تاريخ زندگي بشر مملو از تلاش انسان براي استيلا بر ديگران بوده و چه بسيار

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی حقوق بین‌الملل، پروتکل الحاقی، مخاصمات مسلحانه، کرامت انسان Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی حقوق بین‌الملل، فضای سایبر، جنگ نامتقارن، امنیت انسانی