پایان نامه با واژه های کلیدی فرهنگ و تمدن

دانلود پایان نامه ارشد

ر زمان اموي بود؛29 و اعراب نبردهاي بسياري با ناوگان رومي داشته، كه در برخي از آنها پيروز گشته، از جملة اين نبردها نبرد “ذات الصّوارى”30 است كه در سال 34 هـ در نزد اسكندريه رخ داد.31
به طور كلّي اعراب وجود خود را در درياي مديترانه اثبات نمودند؛ و تمدن عرب در اندلس و ديگر كشورهاي اروپايي نفوذ كرده؛ امّا با پايان دولت اموي و سقوط خلافت قرطبه و روي كار آمدن دولت عباسي كه هدف آن گسترش حوزة آسيايي بوده، و فتوحات دريايي را دور مي‌شماردند، و همچنين شدّت نزاع دريايي ميان اندلسيان و فاطميان وجود عربي را در آب‌هاي مديترانه ضعيف كرد، و به نقش اعراب در مديترانه پايان داد؛ امّا در اين دوره اديب و دريانورد عربي به نام “مجاهد العامري” ظهور كرد كه در كتب عربي بدان اشاره نشده، در حالي كه مورد توّجه مورخان و شرق‌شناسان غرب قرار گرفته؛ امّا او را به ناحق به دزد دريايي متهم كردند.32 البته بايد گفت فعاليت دريايي عرب تنها جنگي نبوده، بلكه تجاري و فرهنگي نيز بوده؛ و برخي از اعراب به سفرهاي اكتشافي دريايي در اقيانوس آتلانيك و آب‌هاي غربي پرداخته كه مسعودي در كتاب خود “مروج الذهب ومعادن الجوهر”33 از آنها سخن گفته است.
اين‌ها دستاوردهاي عرب در درياهاي غرب و حوزة مديترانه بوده. امّا اعراب با ظهور اسلام و اهتمام ويژة پيامبر ( به درياهاي جنوبي و خليج فارس براي نشر دين اسلام دريانوردي عرب گسترش يافت؛34 و تجارت و ارتباط آنها در درياهاي جنوبي تا عصر عباسي ادامه يافت.
1- 1- 3. عصر عباسي
گفته‌ايم كه با سقوط خلافت قرطبه در اندلس و با روي كار آمدن دولت عباسي نفوذ و تسلط عرب بر حوزة مديترانه پايان يافت؛ و چون عباسيان بيشتر به فتوحات آسيايي و درياهاي جنوبي اهتمام ورزيده، لذا فعاليّت دريايي عرب در خليج فارس و اقيانوس هند توسعه يافت؛ و انواع كشتي‌هاي اسلامي در درياها و اقيانوس‌ها به دريانوردي پرداخته و چندين عامل در شكوفايي دريانوردي عرب در خليج فارس و اقيانوس هند نقش داشت كه به اختصار عبارتند: 1- بناي بغداد و اتخاذ آن به عنوان پايتخت عباسي35 كه باعث شد بغداد از طريق راه آبي دجله و فرات با مراكز دريايي خليج فارس چون “أبلة” و “صحار” و “دارين” ارتباط داشته باشد؛ و دريانوردي در خليج فارس بويژه در قرن سوم و چهارم شكوفا گردد.36
2. فتح سند و استقرار مسلمانان در آن در قرن اول هجري باعث تجارت دريايي با شرق به ويژه هند گرديد.37
3. شكوفايي اقتصادي دولت اسلامي در عصر عباسي بويژه در عراق باعث افزايش صنعت‌هاي داخلي و صدور كالا به خارج از دولت از طريق دجله و فرات به خليج فارس و سپس به ديگر كشورها گرديد.
4. تطّور جغرافيايي و ستاره‌شناسي و اختراع اسطرلاب و ديگر وسايل دريانوردي و ترجمة كتاب‌هاي هندي باعث شكوفايي دريانوردي گرديد.38
بنا بر اين حركت تجاري و علمي و دريايي در عصر عباسي به بالاترين حد خود رسيد؛ و با ترجمة كتاب‌هاي يوناني و هندي فرهنگ عرب غنّي شد. از اين رو تاجران و دانشمندان و جهانگردان و دريانوردان عرب ابداعات و دستاوردهاي دريانوردي خود را در قصّه‌هاي تجار عرب چون “قصّة ابن وهب و ابو زيد سيرافي” و در كتب ادب ملي چون “حكايات سندباد” و در كتب جهانگردان و جغرافي‌دانان عرب چون ابن خردذابه و خوارزمي و مقدسي و بيروني و ادريسي و غيره ارائه دادند.39
در اينجا بايد اشاره نمود كه شوقي ضيف در كتاب خود “البطولة فى الشعر العربي”40 قصيده‌اي را از بحتري بيان مي‌كند كه در آن بحتري نبرد ميان ناوگان عباسي به فرماندهي احمد بن دينار و روم را به تصوير مي‌كشد كه در سال 232 هـ روي داد؛ و دكتر عطوان نيز در كتاب حاضر اين قصيده را بيان و شرح و تحليل نمود و در اينجا نيازي به تكرار آن نيست.
اينها همه به صورت مختصر نقش و فعاليّت عرب قبل از اسلام، در صدر اسلام و اموي و عباسي بوده؛ و هدف، اثبات شناخت و آگاهي اعراب در دريا بوده؛ و اينكه فرهنگ و تمدن دريانوردي عرب در تمدن بشري تاثير بسزايي داشت.
1- 2. دريا در قرآن
خداوند در قرآن در حدود 538 آيه در بارة آب و درياها و رودها و باران‌ها و منافع ديگر آب و ضرورت آن در زندگي بشري سخن گفته؛41 و همة اين آيات بر اين مطلب تاكيد دارند كه عرب از دريا آگاهي داشته؛ و از ثروت‌ها و منافع آن بهره‌مند بوده؛ و قرآن به زبان عربي و با تفصيل در بارة دريا و كشتي‌ها سخن گفته است؛ اين امر نشانة اين است كه عرب دريا را آزموده، و وسايل دريانوردي را شناخته؛ و گر نه ممكن نيست كه قرآن به الفاظ و اصطلاحاتي با آنها سخن گويد كه بدان شناخت نداشته باشند. اين همان چيزي است كه دكتر “طه حسين” در كتاب خود “فى الأدب الجاهلي”42 بدان اشاره مي‌كند و تاكيد دارد كه در قرآن آيات بسياري در بارة دريا و كشتي آمده؛ پس آنها از دريا آگاهي داشته و به وسيلة قرآن اين موضوع را اثبات مي‌كند. وي بر اين باور است كه حيات جاهلي را بايد از قرآن استنباط كرد نه شعر جاهلي، زيرا آن جعلي و ساختگي است؛ ولي هيچ شكي در قرآن نيست، و آن آيينة عصر جاهلي است.43 او وجود مظاهر دريا را در شعر جاهلي انكار نموده و بر اين باور است كه آنچه در شعر جاهلي در بارة دريا آمده بر آگاهي عرب دلالت ندارد و شعر جاهلي به كلّي جعلي و ساختگي است كه ما در اين مورد با او موافق نيستيم.
از آنجا كه بسياري از آيات قرآن در بارة دريا و منافع آن و كشتي است، و اشارة به همة آنها در اينجا ممكن نيست، لذا به چند نمونه از آنها اكتفا مي‌كنيم.
در بارة توصيف دريا: (أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِي بَحْرٍ لُّجِّىٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ(.44و (هُوَ الَّذِى يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِم بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ(.45
در بارة رودها: (وَهُوَ الَّذِي مَدَّ الأَرْضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْهَارًا(.46 و همچنين در سورة “النّمل”47 در بارة رود آيه‌اي ذكر شد.
“سفينة” در سه جاي از قرآن آمده: (فَانطَلَقَا حَتَّي إِذَا رَكِبَا فِى السَّفِينَةِ(48 و در “الكهف، 18: 89” و “العنكبوت، 29: 15” نيز آمده است. “الفُلْك” 23 بار و “الجوارى” 3 بار در قرآن ذكر شده است.49
در بارة منافع دريا و معادن گرانبهاي آن: (يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ(50 و (وَهُوَ الَّذِى سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُواْ مِنْهُ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُواْ مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَي الْفُلْكَ مَوَاخِرَ فِيهِ(.51
بعد از همة اين آيات بايد سؤال كرد كه اگر اعراب جاهلي از دريا بي‌اطلاع بودند چگونه خدواند متعال با اين لغات و اصطلاحات آنها را مورد خطاب قرار مي‌دهد؟ البّته برخي چون استاد علاّمه فاسيلي بارتولد52 تصّور مي‌كنند كه شعر عربي از توصيف دريا تهي است؛ و اصحاب نبيّ( از سفرهاي دريايي به سواحل دريا و يا بنادر نزديك به مكّه و جدّه چيزي ذكر نكردند.53
در واقع اين مطالب مي‌تواند پاسخي به استاد بارتولد باشد كه اگر چه در منابع تاريخي از سفر به حبشه از طريق بنادر نزديك به جدّه سخن نيامده، ولي مي‌توان چنين استنباط كرد كه دريانوردي عرب در قبل از اسلام اثبات شده است؛ و پيامبر با اطمينان كامل پيروانش را به هجرت به حبشه امر كرد؛ و اگر به سلامتي آن سفر مطمئن نبود، جان يارانش را به خطر نمي‌انداخت.
بعد از اينكه از طريق اسناد تاريخي و دلايل قرآني دانستيم كه چگونه اعراب دريا را شناخته و فعاليّت و اكتشافات دريايي وي در غنّي كردن فرهنگ و تمدن بشري مفيد واقع شده، با بررسي كتاب حاضر مظاهر دريا را نيز در شعر عربي از نشأت آن تا پايان عصر عباسي دوم مورد بررسي قرار مي‌دهيم ولي قبل از آن به شرح حال نويسنده و آثار و تأليفات او مي‌پردازيم.
2. در بارة نويسنده
دكتر حسين أحمد عطوان يكي از نويسندگان و اساتيد مشهور معاصر ادبيات عرب به شمار مي‌رود. او آثار و پژوهش‌هاي بسياري در زمينة ادب جاهلي و ادب اموي و ادب عباسي دارد، ولي تخصص وي ادب اموي مي‌باشد. وي از سال 1964م به عنوان مدّرس وارد دانشگاه اردن گرديد و در سال 1988م به مديريت گروه زبان و ادبيات عرب در دانشكدة دانشگاه اردن انتخاب شد؛ سپس از سال 1989م تا سال 1991م رياست دانشكدة ادبيات دانشگاه اردن را به عهده داشت؛ او مدّتي نيز به عنوان رييس دانشكدة ادبيات دانشگاه ملي اردن بود؛ و همچنين مناصب ديگري نيز برعهده داشت؛ هم اكنون با رتبة آكادميك “استاد” به عنوان يكي از اساتيد برجستة اين دانشگاه مشغول تدريس مي‌باشد. از آنجا كه وي نويسنده‌اي معاصر است از اين‌رو اطلاعات چنداني در بارة زندگي و فعاليّت‌هاي مختلف علمي او يافت نشد؛ هر چند برخي از كتاب‌هاي وي در بيشتر كتابخانه‌هاي دانشگاه‌هاي سراسر كشور موجود است، ولي شرح حال وي بسيار اندك است، و با جستجوي فراوان در سايت‌هاي مختلف از جمله سايت وزارت فرهنگ و ارشاد اردن و سايت دانشگاه ملي اردن، تنها مختصري از شرح حال و ايميل وي را بدست آورد‌يم؛ بعد از بدست آوردن ايميل54 وي در طي سه ماه گذشته در ايميلي از دكتر خواسته‌ايم كه شرح حال خود را برايمان ارسال نمايند اما پاسخي از وي دريافت نكرده‌ايم؛ لذا به همان مطالبي كه در زمينة شرح حال و مناصب و فعاليت‌هاي دانشگاهي و علمي او به دست آورديم، اكتفا نموده‌ايم كه در زير به اختصار بيان خواهيم كرد.
حسين أحمد عطوان در اِشدود55 در سال 1942م متولد شد؛ او تحصيلات ليسانس خود را در دانشكدة ادبيات دانشگاه قاهره در سال 1953م شروع كرد، و در سال 1963م به مدرك كارشناسي ادبيات عرب نائل گرديد؛ پس از مدّتي در همين رشته تحصيلات خود را ادامه داد و در همان دانشكدة ادبيات در دانشگاه قاهره در سال 1966م مدرك فوق ليسانس را كسب كرد؛ و موضوع رسالة وي در كارشناسي ارشد تحت عنوان “مقدمة القصيدة العربية فى الشعر الجاهلى” بود.56
وي در سال 1968م براي اخذ مدرك دكتري در رشتة ادبيات عرب وارد دانشگاه قاهره گرديد، و در دانشكدة ادبيات همين دانشگاه مدرك دكتري را اخذ نمود؛ و موضوع رسالة دكتري وي به نام ” مقدمة القصيدة العربية من الجرير الي المتنبّى” بود.
او در تاريخ 01/10/1964م به عنوان مربي در گروه زبان و ادبيات در دانشكدة دانشگاه اردن57 برگزيده شد؛ سپس در تاريخ 27 /11/1968م به عنوان استاديار در همان دانشكده منصوب گرديد. وي از تاريخ 28/11/1972م در همين دانشگاه به رتبة دانشيار گروه زبان و ادبيات رسيد. هم‌چنين از تاريخ 30/01/1988م تا تاريخ 31/08/1989 به مديريت گروه زبان و ادبيات عرب در دانشكدة دانشگاه اردن اشتغال داشت؛ سپس از تاريخ 01/08/1989م تا تاريخ 17/08/1991م رياست دانشكدة ادبيات دانشگاه اردن را به عهده داشت. دكتر عطوان هم‌چنين از تاريخ 01/09/1992م تا 31/08/1993م رييس دانشكدة ادبيات و علوم انساني دانشگاه ملّي اردن؛ و از تاريخ 01/09/2001م تا تاريخ 31/08/2002م رياست دانشكدة ادبيات و هنر دانشگاه فيلادلفيا را به عهده داشت.
او به عنوان استاد راهنما و ناظر بر تعدادي از پايان نامه‌هاي كارشناسي ارشد و دكتري در دانشگاه اردن اشراف داشت. در سال 1992م عضو هيئت داوري جايزة ملي كشور اردن انتخاب شد. او نيز عضوي از كميتة داوري جايزة فرهنگي سلطان بن علي العويس در سال 1995م بود؛ و در تعدادي همايش مهّم نيز شركت جست كه عبارتند:
1. شركت در همايش ادبيات اسلامي در دار العلوم اسلامي در لكنو در هند در سال 1981م؛ و پژوهشي به عنوان “الحاجة الي كتابة تاريخ الأدب العربي” ارائه نمود.
2. شركت در همايش تاريخ خليج عربي (فارسي) در دانشگاه “عين” امارات متحدة عربي در سال 1988م؛ و ارائة مقالة “وصف استخراج اللؤلؤ بين الفرزدق والأعشي”.
3. شركت در همايش تاثير زبان‌هاي اسلامي در تمدن اسلامي در فرهنگستان پادشاهي پژوهشهاي تمدن اسلامي در عَمان در سال 1991م؛ و بيان نقدي بر مقالة “أثر اللغة العربية في الحضارة الإسلامية”. وي به خاطر فعاليت بيست سالگي خود در دانشگاه موفّق به كسب مدال سيمين دانشگاه اردن در سال 1987م گرديد.
3- آثار و تأليفات
3- 1. تأليفات
وي در عرصة

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی فرهنگ و تمدن Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی العصر، دريا، الأموي".