پایان نامه با واژه های کلیدی فرهنگ عامه، امام سجاد

دانلود پایان نامه ارشد

گزاران، روزه‏داران، ركوع‏كنندگان، سجده كنندگان “304،(سائِحُونَ) را با استناد به روايت پيامبر9305، روزه داران معنا کرده است.306
ملا فتح الله همچنين در ذکر معناي (الصمد) در آيه(اللَّهُ الصَّمَدُ)307 “خداى صمد”، به روايات منقول از امام رضا7و امام محمد باقر7و امام سجاد7اشاره مي کند.308

4-3- توجه به فرهنگ عامه مردم عصر نزول(اشعار و متون عرب معاصر نزول)
هر چند استعمال واژه اي در عصر نزول تعيين کننده مراد و مقصود از قرآن نيست ولي به دليل نزديکي عرب هاي آن زمان به عصر نزول، سخنان آنان در فهم معاني واژه ها در عصر نزول موثر است.
ملا فتح الله کاشاني نيز همانند ساير مفسّران از شعر عرب به عنوان يکي از مصادر اصلي و منابع لغوي براي مستند سازي توضيح واژه ها، استفاده کرده است و آن ها را به عنوان شاهد و فهم معناي کلمه بيان مي کند. به عنوان نمونه در تفسير آيه(خُلِقَ الْإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِيكُمْ آيَاتِي فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ)309 “انسان از شتاب آفريده شده است. به زودى آياتم را به شما نشان مى‏دهم. پس [عذاب را] به شتاب از من مخواهيد.” طين را به عنوان يکي از معاني (عَجَلٍ) بيان مي کند و در تاييد اين معنا به شعر عرب استناد مي کند:
“و النبع ينبت بين الصخر ضاحية و النخل ينبت بين الماء و العجل”310
يعني چشمه از ميان سنگ ها مي رويد و نخل بين آب و خاک(گل) مي رويد.
ملا فتح الله در اين جا با استناد به شعر عرب اين مطلب را ياد آوري مي کند که يکي از معاني که براي (عَجَلٍ) آمده است، طين مي باشد و با توجه به اين، معناي آيه فوق اين است که خداوند انسان را از گل آفريده است چنان که در برخي ديگر از آيات نيز به آفريده شدن انسان از گل اشاره کرده است.311 در هر حال مفسّر در اين جا براي بيان معناي واژه به شعر عرب استناد کرده است.
وي همچنين در تفسير آيه (الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ فِرَاشًا …)312 “همان [خدايى] كه زمين را براى شما فرشى [گسترده] قرار داد.” يکي از معاني فعل (جَعَلَ) را “طفق و صار” به معني آغاز کردن، مي داند و در اين باره به شعر عرب استناد مي کند:

“فقد جعلت قلوص بنى سهيل من الاكوار مرتعها قريب”313
يعني ماده شتر جوان بنى سهيل از جايي که به چراگاهش نزديك است، شروع به چريدن مي کند.
همان طور که در ترجمه شعر مشخص است، جعلت در اين جا به معناي آغاز کردن است. وي بعد از بيان اين معاني براي جعل، آن را در آيه مورد به معناي “صير” گردانيدن مي داند و آيه را براساس اين معني ترجمه مي کند: يعني کسي که زمين را براي شما بساطي گسترده گردانيد.
مفسّر در برخي موارد بدون استناد به شعر يا نثر عرب به معني لفظ در زمان نزول اشاره مي کند و لفظ را با توجه به معناي زمان نزول تفسير مي کند به عنوان مثال ذيل تفسير آيه (وَاذْكُرُواْ اللّهَ فِي أَيَّامٍ مَّعْدُودَاتٍ فَمَن تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلاَ إِثْمَ عَلَيْهِ)314 “و خدا را در روزهايى معيّن ياد كنيد، پس هر كس شتاب كند [و اعمال را] در دو روز [انجام دهد]، گناهى بر او نيست، و هر كه تأخير كند [و اعمال را در سه روز انجام دهد] گناهى بر او نيست.” معناي (إِثْمَ) در جاهليت را تعجيل بيان مي کند و با توجه به اين معنا به تفسير آيه مي پردازد و مي نويسد که بعضي از متاخران نيز همين معنا را براي اثم در نظر گرفته اند و خداوند متعال در اين آيه مي فرمايد که براي کسي که عجله کند و در دو روز ياد خدا کند، گناهي نيست. وي همچنين با توجه به شرطيه بودن جمله، ثبوت اثم را براي کسي که قبل از اين دو روز عجله کند، مستلزم مي داند.315
خداوند در آيات قبل به تشريع احکام حج تمتع پرداخته است و در اين آيه به حاجيان دستور مي دهد که بعد از روز دهم ذي الحجه خداوند را ياد کنند، مفسّران با توجه به روايات منظور از ايام معدوده را سه روز بعد از روز دهم ذي الحجه مي دانند بنابراين کسي که بخواهد عجله کند در دو روز نخست يعني يازدهم و دوازدهم ذي الحجه بيتوته کرده و ياد خدا مي کند و در روز سيزدهم کوچ مي کند.
ملا فتح الله کاشاني با توجه به معناي اثم در عصر نزول اين معنا را براي آيه مطرح کرده است که کسي که در ايام معدودات عجله يا تاخير کند گناهي بر او نيست. اما برخي ديگر از مفسّران به دليل نبودن هيچ قيدي در آيه اثم را منحصر در عجله يا تاخير نمي دانند، بلکه آيه را اين گونه معنا مي کنند که کسي که حج را تمام کرده گناهانش بخشوده شده و گناهي بر او نيست خواه در دو روز عجله کند يا در سه روز تاخير کند.316

4-4- استناد به سخنان صحابه و اهل لغت
مفسّر در موارد بسيار زيادي به سخنان صحابه خصوصا ابن عباس در بيان معناي واژگان استناد مي کند به عنوان نمونه در آيه (رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنتَ خَيْرُ الْفَاتِحِينَ)317 “بار پروردگارا، ميان ما و قوم ما به حق داورى كن كه تو بهترين داورانى” با توجه به قول ابن عباس، واژه “فتح” را به قاضي معنا کرده است318 و يا در آيه (لَابِثِينَ فِيهَا أَحْقَابًا)319 “روزگارى دراز در آن درنگ كنند.” واژه احقاب را به دهور يعني روزگاران دراز معنا کرده است.320
گاه نيز مولف به سخن لغت شناسان اشاره مي کند و معناي واژه اي را با استفاده از سخن اهل لغت بيان مي کند به عنوان نمونه در مورد معناي واژه (رَمَضَانَ) در آيه(شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ)321″ماه رمضان [همان ماه‏] است كه در آن، قرآن فرو فرستاده شده است.” به قول خليل بن احمد اشاره مي کند و آن را مشتق از “رمض” که به معناي باراني که قبل از پاييز مي بارد و گرد تابستان را از عالم مي شويد، مي داند و تسميه ماه رمضان به اين نام را از آن جهت مي داند، که اين ماه همه گناهان را مي شويد.322

4-5- اشاره به وجود معاني مختلف در لفظ
ملا فتح الله کاشاني در هر جا که لازم مي بيند به معاني مختلف واژه اشاره مي کند به عنوان مثال وي در ذيل آيه شريفه (… وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُواْ فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَاسِقِينَ)323 “ولى كسانى كه به كفر گراييده‏اند مى‏گويند خدا از اين مثل چه قصد داشته است [خدا] بسيارى را با آن گمراه و بسيارى را با آن راهنمايى مى‏كند و[لى] جز نافرمانان را با آن گمراه نمى‏كند.” معاني مختلف دو واژه اضلال و هدايت را بيان مي کند وي واژه “اضلال” را به معاني امتحان، عذاب و تلبيس مي داند و تنها حمل معني اخير را براي خداوند جايز نمي داند و از آن جا که اضلال در آيه مورد بحث به خداوند متعال نسبت داده شده است، معناي آيه را با توجه به دو معناي نخست مطرح مي کند، مفسّر در ادامه واژه هدايت را به معاني زيادي الطاف، اثابت، حکم، ارشاد، ايجاد علوم ضروري در قلوب بندگان، مي داند و سه وجه معنايي اول را مختص مومنان و دو وجه اخير را شامل جميع مومنان و کافران مي داند، ملا فتح الله براي هر کدام از معاني که در اين جا ذکر مي کند مستندي از قرآن يا شعر عرب و … مي آورد.324
وي همچنين در ذيل تفسير آيه شريفه (تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ)325 “آن جماعت را روزگار به سر آمد دستاورد آنان براى آنان.” معاني مختلف واژه (أُمَّةٌ) از جمله جماعت، امام، قامت، استقامت در دين،حين و اهل ملت واحده را بيان مي کند و براي هر کدام از اين معاني نيز مستندي از آيات قرآن يا شعر عرب مي آورد و معناي امت در آيه مورد بحث را جماعت يا گروه مي داند.326
در آياتي ديگري نيز ملا فتح الله کاشاني به ذکر معاني مختلف واژگان پرداخته است که از ذکر آن در اين جا خودداري مي کنيم خواننده محترم مي تواند براي اطلاع بيشتر به تفسير منهج الصادقين مراجعه کند.327

4-6- شناسايي معناي حقيقي و مجازي و فرق نهادن بين آن ها
مولف تفسير منهج الصادقين در جاهاي مختلفي از تفسير خود به معناي حقيقي و مجازي اشاره مي کند، به عنوان مثال وي ذيل آيه (إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ)328 “بى‏گمان، كسانى كه خدا و پيامبر او را آزار مى‏رسانند، خدا آنان را در دنيا و آخرت لعنت كرده است.” براي ايذاء دو معناي حقيقي و مجازي بيان مي کند و مي گويد اگر ايذاء بر معناي حقيقي حمل شود که همان اذيت کردن است در حق رسول خدا9صحيح است و بايد در مورد خداي تعالي در معناي مجازي حمل شود يعني کاري که موجب کراهت خداوند است، انجام مي دهند؛ در اين حالت لفظ واحد بر دو معني مختلف حمل شده است که مخالف با مذهب علماي عرب است و يا اين که بگوييم مراد ايذاء رسول9است و ذکر خدا براي تعظيم است و اگر ايذاء بر معناي مجازي حمل شود مراد از ايذاء خدا و رسولش9 انجام امري است که موجب کراهت آنها باشد خواه مخالفت امر خدا کنند يا به او چيزي نسبت دهند که از آن منزه است يا تکذيب نبوت پيامبر9کنند، در هر دو صورت خدا و رسولش9 را اذيت کرده اند؛ ملا فتح الله خود بعد از ذکر معناي مجازي و حقيقي و بيان تفاوت ميان آن ها ايذاء در آيه مورد بحث را بر معناي مجازي حمل کرده و آيه را بر اساس آن تفسير مي کند.329
مفسّر همچنين ذيل تفسير آيه (ثُمَّ جَعَلْنَاكُمْ خَلاَئِفَ فِي الأَرْضِ مِن بَعْدِهِم لِنَنظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ)330 “آن گاه شما را پس از آنان در زمين جانشين قرار داديم تا بنگريم چگونه رفتار مى‏كنيد.” در تفسير (لِنَنظُرَ) به ذکر معناي حقيقي و مجازي آن مي پردازد و معناي مجازي را براي نظر کردن خداوند به بندگان ترجيح مي دهد؛ چرا که قرينه اي براي ترجيح معناي مجازي وجود دارد و آن اينکه نظر کردن به معناي حقيقي بر حق تعالي روا نيست، چرا که نظر کردن در معناي حقيقي يا به معناي تفکر است و تفکر يکي از وظايف قلب است و به کار بردن آن در اين جا درست نيست، و يا به معناي گردانيدن چشم و نگاه کردنِ پروردگار است که مستلزم جسم بودن پروردگار است و آن نيز نادرست است. پس بايد نظر در اين جا به معناي مجازي که همان علم خداوند است، به کار رفته باشد.331
در موارد ديگري نيز ملا فتح الله به معناي حقيقي و مجازي اشاره کرده و با فرق نهادن بين آن ها يکي را بر ديگري ترجيح داده است، خواننده محترم مي تواند به متن تفسير منهج الصادقين مراجعه کند.332

5- نقد و بررسي روش ملا فتح الله در توجه به مفردات
ملا فتح الله کاشاني در توجه به مفردات راه ميانه را برگزيده است وي در مقدمه تفسيرش در مورد روش خويش در بررسي لغات و مفردات در تفسير منهج الصادقين مي نويسد: “و در بيان اعراب و لغت بر طريق خير الامور اوسطها سلوك نمايد و بعضى از سخنان ارباب تحقيق را نيز به حيّز تحرير درآورد.333”

5-1- امتيازات
با کاوش در تفسير منهج الصادقين روشن مي شود که مفسّر از اين قاعده در جاهاي مختلفي از تفسير خويش بهره برده و به آن توجه داشته است که مثال هاي آن را قبلاً يادآور شديم. در هر حال توجه به اين قاعده توسط مفسّر با نقاط قوت و ضعفي همراه بوده است. استناد به آيات، روايات، اشعار عرب و سخنان صحابه و نيز توجه به معاني مختلف در لفظ و شناسايي معناي حقيقي و مجازي و فرق نهادن بين آن ها و همچنين اجتهاد مفسّر در معناي کلمات از نقاط قوت روش تفسيري مفسّر در توجه به مفردات است ولي نقاط ضعف و کاستي هايي نيز در روش وي در زمينه تبيين مفردات به چشم مي خورد که به آنها اشاره مي شود.

5-2- کاستي ها
5-2-1- عدم تبيين همه مفردات
يکي از کاستي هايي که در روش تفسيري منهج الصادقين ديده مي شود اين است که مفسّر به تبيين همه مفردات نپرداخته است ممکن است برخي از مفردات واضح بوده و نياز به تبيين نداشته باشد اما تبيين برخي از مفردات که وي به آن نپرداخته است، در تفسير آيات و روشن شدن معنا و مفهوم آيات موثر بوده است. به عنوان نمونه در تفسير (يَوْمَ تَمُورُ السَّمَاء مَوْرًا)334 “روزى كه آسمان سخت در تب و تاب افتد.” به تبيين کامل معناي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی امام صادق، منابع معتبر، استعمال لفظ Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی نزول قرآن، مفردات قرآن، اعجاز قرآن