پایان نامه با واژه های کلیدی فرآیند کسبوکار، سیستمهای مدیریت، بهبود مستمر

دانلود پایان نامه ارشد

خطا مواجه شوند. فرآیند نوآوری باید همیشه در رأس لیست اولویت های یک کسبوکار باشد.

2-7-3- تفاوت BPM و :BPR
سیستمهایBPM وBPR در سازمان نقشهای یکسانی ندارند؛ چراکهBPR خواستار نابودی رادیکال فرآیندهای کسبوکار موجود است وBPM از فرآیندهای موجود با برنامهریزی عملی، تکرار شونده و افزایشی به وضع مطلوب میرسد [34].
2-8- سیستم مدیریت گردش کاری:
سیستم مدیریت گردش کار، سیستمی تعریف میشود که اجرای گردش کار را تعریف، ایجاد و مدیریت میکند و با استفاده از یک نرمافزار و یک یا چند موتور گردش کار، قادر به تعریف و تفسیر فرآیندها و تعامل با کاربران در گردش کار میباشد و در صورت نیاز، با استفاده از فنآوری اطلاعات ابزارها و برنامههای کاربردی را فراخوانی میکند [16].

2-8-1- معایب سیستم WFM
• سیستم گردش کار تنها یک نوع ابزار مسیریابی است که بر جنبه‎‌های عملیاتی متمرکز است. در واقع تمرکز آن تنها روی فرآیندهای کاری است نه محتوای فعالیت‎‌ها و وظایف. یعنی صرفاً انتقال داده‌‎ها طبق روال‎‌ها و قواعد از پیش تعیین شده بدون انجام هیچ‎‌گونه تجزیهوتحلیلی روی داده‎‌ها انجام می‎شود.
• رویکرد وظیفه‌‎ای دارد؛ نه فرآیندی.
• امکان برقراری ارتباط با پایگاه‎‌های دادهی سیستم‎‌های دیگر بهراحتی و سادگی امکان‎‌پذیر نیست.
• همراه سیستم گردش کار، سیستم‌‎های فرم‎‌ساز و گزارش‎‌ساز هم باید تهیه شود. چراکه سیستم گردش کار به تنهایی دارای محیط فرم‌‎ساز و گزارش‎‌ساز نیست.
• قواعد کاری ساده را پوشش می‎‌دهد.
• یکپارچه‌‎سازی آن محدود است.
• محیط طراحی فرآیند و فرم‎‌ها، دارای استاندارد جهانی نیست و برای این عملیات، حتماً، باید از متخصصین خبره برنامه‎‌نویس استفاده کرد.
• عدم کاربرپسندی محیط طراحی فرآیند به دلیل استفاده از کدنویسی‎‌های طاقتفرسا و زمان‎بر.
• امکان اعمال تغییرات و بهبود فرآیندها به راحتی امکان‎‌پذیر نیست.
• محدود بودن امکانات کنترلی و مدیریتی مدل‌سازی و طراحی فرآیند.
• عدم سهولت و سادگی در عملیات بهبود فرآیندها پس از اجرای آنها.
• قابلیت اخذ گزارشات کنترلی و مدیریتی آن در حد مقدماتی و محدود است.
• عدم پشتیبانی از دو نسخه از یک گردش کار
• عدم توانایی در پایش اطلاعات

2-8-2- تفاوت BPM و WfM
BPMSها توسعه داده شده و تکامل یافتهی WFMها هستند، چراکه در سیستمهای مدیریت فرآیند کسبوکار، محدودیتهای سیستمهای مدیریت گردش کار برطرف شده و راه حلهایی برای هرکدام از محدودیتها در نظر گرفته شده است. به زبان ساده میتوان چنین گفت که BPMS نهتنها تمام امکانات و قابلیتهای موجود در WFMS از قبیل ایجاد فرم، تعیین قوانین ساده و ثابت برای گردش فرمهای ایجاد شده و … را پوشش میدهد، بلکه دارای امکانات و قابلیتهای بسیار قدرتمندتری نیز میباشد که از آن میتوان به قابلیت یکپارچهسازی قوی نرمافزار، توسعهی نرمافزار، تجزیهوتحلیل روند و شبیهسازی غنیتر فرآیند و مدل سازی، مدیریت و به روزرسانی نسخههای جدید، پشتیبانی از قواعد کاری پیچیده و… است [11،36].
محققان از دو دیدگاه، تفاوت سیستمهای مدیریت فرآیند کسبوکار و سیستمهای مدیریت گردش کار را بررسی میکنند. دیدگاه اول بنابر تحقیقاتی که توسط شرکت گارتنر انجام شده است، بیان میکند کهBPM به عنوان یک نظام مدیریت فرآیندگرا در نظر گرفته میشود و رویکردی فرآیندی به فعالیتهای سازمان دارد و در تلاش است فعالیتهایی از سازمان که در تعریف فرآیند میگنجند را پوشش دهد، در حالیکهWFM به عنوان یک تکنولوژی معرفی میشود که از آن سیستم پشتیبانی میکند. دیدگاه دیگر که از سوی محققانی از جمله آلست36 و همکاران بیان میشود این است که WFM زیرمجموعهای از BPMتعریف میشود و در واقع یک مرحله از چرخهی حیات BPM میباشد ویک نقش مهم و بحرانی در مدیریت سیستمهای فرآیند کسبوکار بازی میکند. از بارزترین کمبودهای WFM تشخیص خطاها و تجزیهوتحلیل فرآیندها است [15،34،37].
بنابراین میتوان BPMS را به عنوان نسل بعد ازWFMS در نظر گرفت. به وجود آمدن قابلیتهای جدید در سیستمهای BPMS در سازمان، قدرت بهبود مستمر را ایجاد میکند که اساسیترین تفاوت را با سیستمهای سنتی و غیر انعطافپذیر WFMS، سبب میشود.

فصل سوم
روش تحقیق

3-1- مقدمه
مدیریت فرآیند کسبوکار شامل فعالیتهای مختلف میباشد که به نوع طرح، چرخهی حیات BPM و سطح بلوغ سازمان بستگی دارد [38،39]. BPMS، بهعنوان یک ابزار و راهکار مدیریتی به معنای واقعی برای مدلسازی، اجرا و پیادهسازی، پایش و بهبود فرآیندهای کسبوکار سازمانی میباشد. این راهکار، حاکمیتی را درسازمان برای افزایش چابکی و کارایی فراهم میآورد و به مدیران اجازه میدهد، بتوانند عملیات سازمان را با اهداف راهبردی و استراتژیهای کلان، همراستا نمایند. بدین جهت ضروری است این ابزار قابلیت یکپارچگی و پیوند زدن اشخاص، سیستمهای اطلاعاتی، وظایف، کسبوکارها، مشتریان و شرکا را با یکدیگر دارا باشد، بهطوری که بتواند تمام فرآیندهای خرد و کلان سازمان را بهصورت هوشمند و خودکار درآورده و مانع از بروز دوبارهکاریها و تأخیرها در فعالیتهای سازمان شود. بنابراین اهمیت انتخاب یک BPMS مناسب برای یک سازمان از اهمیت فراوانی برخوردار است. از این رو سازمانهایی که به ضرورت وجود این نوع سیستم پی بردهاند، در هنگام خرید و انتخاب BPMS دچار تردید و سردرگمی میشوند، چراکه هنگام انتخاب عواملی مانند: حمایت مدیریت ارشد، استراتژیهای سازمانی، فرهنگ سازمان مبتنی بر سیستم جدید، تکنولوژی و مدیریت پروژه نقش مهمی ایفا میکنند [40].
در حال حاضر طیف گستردهای از ابزارهایBPM برای استفاده در سازمانهای مختلف، در بازار موجود میباشد که برای هر هدف، نمادها، روش ها و ابزارهای مختلف استفاده میشود. همهی ابزارهای BPM ازهمهی فعالیتها یا هدفهای سازمان حمایت نمیکنند. با این حال برخی از ابزارها جامعتر و پیچیدهتر از بقیه میباشند. سازمانها اطلاعات کمی از جنبه های مختلف BPM دارند و همچنین عرضهکنندگان نرمافزار اطلاعات فنی محدودی در اختیار آنها قرار میدهند. از این رو در یک موقعیت آسیبپذیر قرار میگیرند و انتخاب ابزاری که خواستههای آنان را بدون هدر رفتن زمان و هزینهی زیاد برآورده سازد، امری ضروری میباشد [38،39].
امروزه، تعداد زیادی BPMS در بازار داخل و خارج کشور وجود دارد که مشتری‌ها در انتخاب بین آنها، بعضاً با سردرگرمی مواجه می‌شوند. گرچه پیاده‌سازی BPMS در سازمان با مزایای فراوانی همراه است، ولی مسلماً انتخاب یک BPMS مناسب با وضعیت کسبوکار سازمان، توانایی مالی و اجرایی آن و مهارت کارکنان نیز به نوبهی خود از اهمیت بسیار زیادی برخوردار می‌باشد [41]. براین اساس، معیارها و راهکارهای اصلی وجود دارد که سازمانها با تکیه بر آنها در تصمیمگیری خود، در نهایت می‌توانند مطمئن شوند که یک BPMS مناسب انتخاب نموده‌اند. در این بخش با بررسی شاخصهای ارزیابی BPMS میتوان به یک الگو جهت تعیین کارایی نرمافزارهای این حوزه دست یافت. باید توجه داشت که همهی ویژگیها در یک محصول خوب از نظر فنی خلاصه نمیشود، چرا که هدف سازمان صرفاً خرید یک BPMS مناسب نیست، بلکه هدف اصلی این است که بتوان این سیستم را در حداقل زمان ممکن و با بالاترین کیفیت و سرعت در سازمان اجرا و پیادهسازی نمود.

قابلیتهای کلیدی سیستم مدیریت فرآیند کسبوکار [15]:
1. مشارکت نزدیک کسبوکار و فنآوری اطلاعات،
2. قابلیت یکپارچهسازی افراد و سیستمهایی که در فرآیندهای کسبوکار شرکت دارند،
3. توانایی شبیهسازی فرآیندهای کسبوکار جهت طراحی بهینهترین فرآیندها برای اجرا در سازمان،
4. قابلیت نظارت، کنترل و بهبود فرآیندهای کسبوکار در زمان واقعی
5. قابلیت ایجاد تغییر در فرآیندهای کسبوکار موجود در زمان واقعی.

3-2- معیارهای انتخابBPMS مناسب

شاخصهای انتخاب شده، براساس چرخهی حیات مدیریت فرآیند کسبوکار، اجزاء مدیریت فرآیند کسبوکار و نظر خبرگان در زمینهی BPMS، به 14 گروه اصلی طبقهبندی شدهاند. همانطور که اشاره شد، چرخهی حیات BPMS، به 4 قسمت عمده تقسیمبندی میشود که به بهبود مستمر فرآیندهای سازمان منتج میشود. آن 4 گروه عبارتند از: مدلسازی و طراحی، توسعه و استقرار، مدیریت و تعامل، تحلیل و بهینهسازی. جهت سنجش میزان کارایی نرمافزار هرکدام از این بخشها به چند زیر مجموعه تقسیم میشوند که برای تعیین شاخصهای نرمافزار از آن زیرمجموعهها استفاده میشود.
برخی از شاخصها به دلیل اهمیتی که در زیرساخت و فنآوری سیستم دارند، جزء شاخصهای اصلی محسوب میشوند که شامل معیارهای فنی و اجرایی هستند و برخی دیگر به دلیل نقش حمایتی جزء شاخصهای فرعی محسوب میشوند. اما این موضوع به منزلهی بی اهمیت بودن و حذف شاخصهای فرعی نیست، چراکه در ارزیابی سیستم و نرمافزار، نقش خاص خود را ایفا میکنند. معیارهای اصلی که در چرخهی حیات BPMS میگنجند، عبارتند از: قابلیت مدلسازی، قابلیت شبیهسازی، قابلیت پیادهسازی، تجزیهوتحلیل فرآیند، فنآوری نرمافزار، سازگاری نرمافزار، همکاری فرآیند، مدیریت امنیت، مدیریت فرمها، پورتال گردش کار، مدیریت و نظارت، بایگانی و گزارشات، قواعد کسبوکار و معیارهای فرعی شامل تأمین کننده، خدمات و پشتیبانی و سابقهی محصول میباشد (شکل 3-1).

شکل 3-1- شاخصهای اصلی مدیریت فرآیند کسبوکار [42]

3-2-1- قابلیت مدلسازی:
فاز اول بسیاری از پروژهها از جمله بهبود فرآیندها، مهندسی مجدد، معماری سازمانی و… با مدلسازی فرآیندهای وضعیت موجود سازمان آغاز میگردد. به بصریسازی توالی فعالیتهای کسبوکار و اطلاعات مرتبط با آن مدلسازی فرآیند اتلاق میگردد. هدف از مدلسازی فرآیندهای کاری یک سازمان، ایجاد یک زبان مشترک مفهومی (مبتنی بر استاندارد) و ساده (در قالب اشکال گرافیکی که هم حجم کمتری دارند و هم بهراحتی توسط کاربر قابل درک هستند)، بین مدیران و کارشناسان سازمان، و تحلیلگران سیستمی، با هدف استخراج فرآیندهای موجود و نمایش فرآیندهای جدید می‌باشد. در چنین فعالیتی تحلیل‌گران از ابزارهای مدل‌سازی برای مدل کردن وضعیت فعلی و وضعیت آینده سازمان استفاده می‌کنند. بنابراین بایستی تجزیهو تحلیل مناسب جهت ارتقاء سطح سازمان صورت گیرد. تصویر گرافیکی در مدلسازی باعث سهولت ارتباط و درک مشترک گروههای ذینفع از فرآیند میشود. با استفاده از ابزار مناسب، مدلها را میتوان با اطلاعات در مورد مسائل، خطرات، مفروضات، فرصتها، و غیره غنی نمود و با عناصر اطلاعات سایر مدلها از جمله دادهها و نمودار سازمانی، برای تجزیهوتحلیل دقیقتر و بهترو گزارشهای گسترده سازمانی ارتباط برقرار کرد. مدلها باید به راحتی در دسترس افراد متصدی فرآیند قرار گیرند و توسط صاحبان کسبوکار نگهداری و بهروزرسانی شوند، چراکه پایهای برای پیادهسازی فرآیندها و بهبود مستمر آنها در سازمان محسوب میشوند. این ابزار به یک مخزن مرکزی جهت سهولت دسترسی و بدون محدودیت الگوسازان برای کمک به تولید مدلهای صحیح و کامل نیاز دارد [38،39].
در سیستمهای BPMS، لزومی ندارد قبل از استقرار سیستم، مدل مطلوب فرآیندی احصاء شود. با توجه به سرعت تغییر نیازمندیها در سازمان تهیه مدل مطلوب، بدون ضمانت اجرایی، مؤثر نخواهد بود. بنابراین میبایست از روش بهبود مستمر استفاده نمود و پس از مدلسازی وضعیت موجود و اجرای فرآیندها براساس وضعیت موجود، اقدام به بهبود فرآیندها نمود. هدف از مدلسازی فرآیند کسبوکار شناسایی و مستندسازی فعالیتهای جاری و شناسایی و مستندسازی فعالیتهای وضع مطلوب است. در واقع چالشی است برای تشخیص این مسئله که راهکارها و فرآیندها در حال حاضر چگونه انجام میشود و برای رسیدن به وضعیت بهینه چه اقداماتی شامل سیستمهای فنآوری اطلاعات، دادهها، آموزش، اختیارات و مسئولیتها، تعاملات و مستندسازی در اولویت قرار میگیرند [43].

3-2-1-1- سطوح متفاوت مدلسازی فرآیندها:
• نقشهی فرآیند (فلوچارتهای ساده)
• توصیف فرآیند (فلوچارت به همراه اطلاعات جزئی)
• مدلهای فرآیند (فلوچارت به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های پرسش نامه Next Entries پایان نامه با کلید واژه های تستوسترون