پایان نامه با واژه های کلیدی فرآیند کسبوکار، معماری سرویس گرا، مدیریت دانش

دانلود پایان نامه ارشد

سرعت اجراي سيكل فرآيندها: مدیریت فرآیند کسبوکار، با كاهش زمان اجراي فرآيندها و امكان اجراي موازي آنها سرعت كسبوكار را بهبود میبخشد.
• چابكي سازمان: BPM، اين امكان را براي سازمانها فراهم ميكند كه در صورت تغيير شرايط بهراحتي بتوانند تغييرات را در فرآيندها اعمال نمايند. به اين ترتيب، به حفظ موقعيت سازمان در بازار رقابتي كمك مينمايد.
• افزايش رضايتمندي مشتری: با كاهش زمان اجرا و اطيمنان از درستي فرآیندها باعث ميشود كه مشتريان سريعتر و آسانتر به نيازمنديهاي خود دست یابند.
• افزايش بهرهوري فرآيندها: مدیریت فرآیند کسبوکار منجر به افزایش کارایی با صرف منابع کمتر میشود.
• سرعت در بازار: هنگامی که یک ایده یا محصول جدید وارد بازار میشود، مدیریت فرآیند کسبوکار عاملی است که میتواند سازمان را به سمت رهبر بودن سوق دهد.
• دستیابی به انطباق: مواجه شدن با پیچیدگیها و قوانین، میتواند بسیار پرهزینه و وقتگیر باشد. با استفاده از مدیریت فرآیند کسبوکار میتوان این هزینهها را تحت کنترل نگه داشت.
• تسریع نوآوری: سازمانها به محیط کسبوکاری نیاز دارند که نهتنها تشویق به نوآوری در آن انجام میشود، بلکه نوآوری بخش طبیعی از عملیات روزانه سازمان است.

2-2-5- مزایای دیگر مدیریت فرآیند کسبوکار:
از دیگر مزایای مدیریت فرآیند کسبوکار در سازمان می توان به موارد زیر اشاره کرد]27:[
• نظارت بهتر بر عمليات كسبوکار
• بازگشت سريع سرمايه
• دستیابی به بازار جهانی
• امکان شناسايی و اصلاح فرآيندها
• بهبود فرآيندهای ارتباطی
• باز خورد سريع
• شناسايی گلوگاهها
• بهبود مداوم
• تسهيل تغييرات و هماهنگی با شرايط جديد
• ايجاد مبانی تعريف سياستگذاری
• يکپارچهسازی فرآيندها و خدمات
• تهيه گزارشها و تحليل اجرايی و مديريتی
• افزايش رضايت مشتری
• اولويتدهی مؤثر
• سرعت بخشیدن به تصميمگيری
• توسعهی فنآوری و تکنولوژی
• بلوغ سازمان

2-2-6 موانع پیادهسازی مدیریت فرآیند کسبوکار در سازمانها ]27[:

• تغییر فرهنگ سازمان،
• عدم آشنایی با مشکلات مربوط به طراحی فرآیندها،
• عدم استفاده از نظرات کاربران سیستم به هنگام انتخاب نرمافزار،
• نیاز مستمر BPM به پشتیبانی و مدیریت و ارزیابی فرآیندها.

2-3- چرخهی حیات مدیریت فرآیند کسبوکار
مدیریت فرآیندهای کسبوکار، فرآيندي منطقي براي مديريت کسبوکار و تغييرات آن است. هر فرآيند بايستی با توجه به وضع مطلوب پياده شود و سپس در طول زمان ميتوان فرآيند مورد نظر را بهبود بخشید. اين روال ممكن است بارها در مورد هريك از فرآيندها اجرا گردد. از اين رو، چرخهی حيات مدیریت فرآیندهای کسبوکار به طور تكرارشونده انجام میشود و درهر تكرار بايد ارزش افزودهاي به فرآيند و منطق کاری آن افزوده گردد (شکل2-2). در ابتدا براي اتوماسيون فرآيندهاي سازماني، بهتر است فرآیندهايي انتخاب شوند که در سازمان محوريت داشته باشند و در افزايش کارايي و کيفيت سرويسدهي به مشتريان مؤثر باشند [26].

شکل2-2- چرخهی حیات مدیریت فرآیند کسبوکار [26]

1. مرحلهی مدلسازي و طراحي:
در اين مرحله، منطق کسبوکار و فرآيندهاي آن مدل ميشوند. ديدگاه مدیریت فرآیندهای کسبوکار، بر اين مبنا است که در ابتدا لازم نيست فرآيندهاي کسبوکار بهينه گردند، بلكه ميتوان وضعيت موجود را مدل ساخت و بعد با استفاده از مكانيزمهايي که سيستم مدیریت فرآیندهای کسبوکار در اختيار ميگذارد، فرآيندها را بهبود بخشيد و آنها را بهينهتر ساخت. به منظور مدلسازي کامل منطق کسبوکار لازم است قوانين کسبوکار را مدلسازي نمود که اين کار از طريق موتور قوانين کسبوکار ممكن ميگردد. از طريق اين موتور ميتوان قوانين کسبوکار را مدل نمود و در طول زمان، تغييرات لازم را در آنها اعمال کرد؛ بدون آن که نيازي به تغيير در ساير اجزاي کسبوکار باشد.
2. مرحلهی توسعه و استقرار:
بعد از شناخت و مدلسازي فرآيندهاي کسبوکار، لازم است فرآيندهاي مربوط را به همراه قوانين کسبوکار پيادهسازي نمود و در سازمان مستقر ساخت. کلیهی سيستمهاي قديمي و موروثي از طريق سيستم مدیریت فرآیند کسبوکار بايد به هم متصل و يكپارچه شوند .جدا بودن محل نگهداري قوانين کسبوکار از فرآيندهاي کسبوکار اين امكان را فراهم ميسازد که بتوان مديريت تغييرات قوانين کسبوکار را بدون درگير شدن با تغييرات در فرآيندها به انجام رسانید.
3. مرحلهی مديريت و تعامل:
پس از استقرار سيستم در سازمان، کاربران مختلف در سازمان ميتوانند فرآيندها را اجرا کنند. در حین اجراي فرآيندها، گروههاي مختلفي از افراد سازمان با توجه به نقشي که در سازمان دارند، با فرآيندها به گونهاي که خاص نقش آنها است، درگير خواهند شد. به عنوان مثال، کاربران کسبوکار بعد از استقرار فرآيندهاي مكانيزه شده در سازمان بايد کارهایی از قبیل تأيید یا رد برخي تصميمات کلیدي و مديريت استثناهاي خارج از استراتژي معمول سازمان را انجام دهند، مديران و ناظران بر اجراي فرآيندها به طور مؤثر و بهينه نظارت کنند و متخصصان فنآوری اطلاعات، بايد فرآيندهاي مكانيزه را از لحاظ تطابق با استانداردهاي مختلف مديريت نمايند.
4. مرحلهی تحليل و بهينهسازي:
استقرار فرآيندها در سازمان به منزلهی اتمام کار نيست؛ بلكه، از اين پس کاربران حوزهی کسبوکار بايد بتوانند اجراي فرآيندها را بر اساس يك سري از پارامترهاي کلیدي در زمينهی اندازهگيري کارايي فرآيندها، تحليل نمايند و در صورت لزوم، تغييرات لازم را در فرآيندها اعمال کنند تا از اين طريق، کارايي فرآيندها افزايش يابد و هر نوع بهينهسازي مورد نياز در مورد آنها اعمال گردد. به وسيلهی اين قابلیت، کاربران حوزهی کسبوکار میتوانند تصميمگيريهاي مرتبط با فرآيندها را در زمان اجراي سيستم مشخص نمايند و در همانجا آنها را اعمال کنند.

2-4- اجزاء مدیریت فرآیند کسبوکار
مدیریت فرآیند کسبوکار چند ضابطه را در بر میگیرد تا در محیطها و بخشهای متفاوتی در یک سازمان به کار گرفته شود. برخی از این روشها عبارتند از ]9،12 [:
1. مدلسازی فرآیند کسبوکار12:
این روش، فرآیند را در یک قالب گرافیکی تعریف میکند. فرآیندهای مدل شده به طور مستقیم در ضوابط بعدیBPM استفاده میشوند. بنابراين، مدلسازی فرآیند معمولاً به عنوان شروع کار مدیریت فرآیند کسبوکار در نظر گرفته میشود. این مدلها با استفاده از ابزار مدلساز فرآیند تعریف میشوند، که نباید با ابزارهای گرافیکی مانند Visio و PowerPoint اشتباه گرفته شود. مدل بهدست آمده از اشیایی تشکیل شده که با موتورهای مدیریت فرآیند کسبوکار، میتوانند به یکدیگر مرتبط شوند. این مدلها از دیاگرامهای متفاوتی تشکیل میشوند تا ابعاد متفاوتی از سازمان را نمایش دهند. مدلها در یک انبار ساختیافته نگهداری میشوند.

2. مستندات فرآیند کسبوکار13:
این بخش، مکملی است بر دیاگرامهای فرآیندها با استفاده از اشكال گرافيكی، توضیحات عملکردها (آنچه باید انجام شود) و ترتیب کارها. همچنین مستندات بیشتری نیز در رابطه با چگونگی انجام فعالیتهای کسبو کار وجود دارد. مواردی مانند دستورالعمل کار، روالهای کاری استاندارد، قالبهای اصلی14و اجزای آموزشی به دیاگرامها اضافه میشوند تا یک فرآیند مستند شده را ایجاد کنند.

3. گواهی فرآیند کسبوکار15:
مراقبت از قابلیت فرآیندها، برای هماهنگی با استانداردهای مستندات صنعتی مانند ISO را شامل میشود. این مورد تأیید میکند که فرآیندها قبل از بهکارگیری در داخل سازمان با روش مناسبی تأیید و گواهی شدهاند.

4. همکاری فرآیند کسبوکار16:
از یک سو فرآیندها را در اینترانت یا اکسترانت در اختيار ميگذارد و از سوی دیگر به کاربران این امکان را میدهد تا از دانش چگونگی انجام فرآیندها استفاده کنند و از طریق همکاری کاربر و کار، تولید را بهبود بخشند. این بخش از BPM ، نه تنها فرآیندهای مستند شده و آماده برای کلیهی کارمندان و بخشها را تهیه میکند، بلکه با فراهم کردن کارکردهایي براي همکاری کارمندان به آنها این امکان را میدهد که پروژهها، کارها و تراکنشها را در یک کار تیمی مدیریت کنند. به این ترتیب مدیریت دانش را درسطح کل سازمان توسعه میدهند.

5. سازگاری فرآیند کسبوکار17:
فرآیندها را برای تنظیمات داخلی و خارجی آماده میکنند. یکپارچه ساختن فرآیندهای موجود در BPMS با سایر نرمافزارهای سازمان هزینههای عملیاتی را کاهش میدهد. فرآیندهایی که گواهی شدهاند، براي انجام مميزي و دريافت گواهي مورد استفاده قرار میگیرند.

6. بهینهسازی فرآیندهای کسبوکار18:
این ضابطه، مسئول بهبود مستمر فرآیندها است و شامل ابزارهایی برای تعیین کارایی فرآیند واقعی در برابر استانداردهای داخلی و شاخصهای صنعتی است. قابلیت تحلیل کمیِ یکپارچه نیز برای تشخیص گلوگاهها و تخمین زمانهای توان عملیاتی و امکان کاهش هزینه در این ضابطه به کار میرود. این تحلیل کمی معمولاً شامل یک موتور شبیهساز، برای تحلیل هاي “اگر … چه می شود؟19” است.

7. اتوماسیون فرآیند کسبوکار20:
وظیفهی این ضابطه، یکپارچگی کاربرها، فرآیندها و نرمافزارهای کاربردی مربوطه است. با استفاده از یک موتور مدیریت جریان کار با استفاده از اطلاعات فرآیند BPM، آنگونه که مدل شده است؛ ميتواند برای مسیردهی و اجرای تراکنشهای خودکار بهكار رود. این تراکنشهای خودکار میتواند شامل اجرای کار پیادهسازی شده توسط کار قبلی، برنامهریزی کار تکامل یافته و اعلان کاربر، نظارت در زمان واقعی بر اجرای کار و غیره باشند (شکل 2-3).

شکل 2-3- اجزاء مدیریت فرآیند کسبوکار [12]

2-5- پیشینهی مطالعات در زمینهی مدیریت فرآیند کسبوکار
بنا به نظر آلست21 و همکاران (2003)، مدیریت فرآیند کسبوکار توسعهیافتهی مدیریت گردش کار میباشد، که در دههی نود آغاز شد و شامل پشتیبانی فرآیندهای کسبوکار با به کارگیری متدها، تکنیکها و نرمافزارهای طراحی میباشد و تصویب، کنترل و تحلیل فرآیندهای عملیاتی، افراد، سازمانها، برنامههای کاربردی و مستندات را امکانپذیر میسازد [28].
بنا به نظر اسمیت و فینگر22 (2007)، هدف اصلی مدیریت فرآیند کسبوکار افزایش توانایی سازمانها برای پاسخگویی سریع به تغییرات محیط میباشد. فنآوری اطلاعات، نقش بزرگی در پشتیبانی و کنترل فرآیندهای کسبوکار امروزی بازی میکند و کنترل فرآیندها را به کسبوکار و کنترل سیستمها را به فنآوری اطلاعات باز میگرداند. مدیریت فرآیند کسبوکار مسیر مستقیمی را از تحلیل و طراحی فرآیندها تا پیادهسازی و استقرار آنها طی میکند [2].
شمس و مهجوریان در مقالهی ” مدل وابستگی میان مدیریت فرآیندهای کسبوکار با معماری سرویس گرا” برای مدل تعامل BPM و SOA23 دو الگوي مختلف ارائه دادهاند. در الگوي اول معماري سرویسگرا به عنوان چارچوبی گسترده، هم در کسبوکار و هم در فنآوري اطلاعات مطرح میشود که دربردارندهی BPM نیز هست. اما در الگوي دوم BPM به عنوان رهیافتی در لایهی کسبوکار سازمان که هدفش کنترل و بهینهسازي فرآیندها است، ترسیم میشود که از SOA، تنها به عنوان فنآوري پشتیبان کننده استفاده میکند، هدف این مقاله تدوین ویژگی و حوزهی کاربرد هر کدام از این دو الگو است [3].
وحیدی (1389)، در پایان‌نامهی خود با عنوان “ارائهی مدل یکپارچه برای مدیریت فرآیند کسبوکار با رویکرد معماری سرویسگرا” خاطرنشان می‌کند که با توجه به ماهیت مدیریت فرآیند کسبوکار و معماری سرویسگرا که هر دو رویکردی بادید فنآوری دارند می‌توانند مکمل یکدیگر باشند. زیرا مدیریت فرآیند کسب‌وکار درک عمیقی از فرآیندها را ایجاد می‌کند. همچنین تکنولوژیهای مطرح در مدیریت فرآیند کسبوکار می‌توانند هماهنگ‌سازی اجرای فرآیندها را از طریق سرویسهای معماری سرویسگرا انجام دهند. البته از سوی دیگر، فشارهای هزینه و رقابت بین سازمانی باعث شده است که سازمان‌ها به سمت ایجاد مدیریت فرآیند کسبوکار ساده و سازگار با توان بالا حرکت کنند. در این تحقیق از چرخهی عمر معماری سرویسگرا و مدیریت فرآیند کسب‌وکار و لایه‌های درگیر ارتباطی آنان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی فرآیند کسبوکار، سیستمهای مدیریت، بهبود مستمر Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی فرآیند کسبوکار، سیستم مدیریت، بهبود عملکرد