پایان نامه با واژه های کلیدی عملکرد سازمان، بهبود عملکرد، اخلاق کار

دانلود پایان نامه ارشد

توجيه اين مورد صنايع فولاد آمريکا را با بريتانيا به مقايسه مي گيرد.صنعت فولاد در ايالات متحده آمريکا نسبت به بريتانيا به مراتب بزرگتر بوده و از تجمع و درجه ادغام بيشتري برخوردار است.به اين ترتيب امکان رسيدن به بهره وري افزونتر در ايالات متحده آمريکا به مراتب بيشتر است.

8-2.عوامل موثر در افزايش سطح بهره وري
از آنجا که افزايش بهره وري يکي از اساسي ترين راههاي دستيابي به توليد بيشتر و مالا” تامين رفاه و بهزيستي افراد در جوامع مختلف است ? شناخت عوامل موثر در افزايش يطح بهره وري از آرمانهاي پايه اي محققان و پژوهش گران اين زمينه همواره بوده و هست ? اما تقريبا” تمام محققان و مولفان اين رشته در اين باب اتفاق نظر دارند که براي افزايش سطح بهره وري عامل يا علت بخصوصي را نمي توان ارائه کرد ? بلکه عنوان مي کنند که ارتقاء بهره وري را بايد معلول ترکيبي از عوامل گوناگون دانست.(لبطحي ? 1375)
راستاس 1948( Rustas) در اين مورد مي نويسد : ازدياد توليد به ازاي هر ساعت نفر کار را نبايد با سخت کوشي کارگر يکسان شمرد و فقدان افزايش بهره وري را نبايد با کاهلي کارگر يکي دانست.تغييرات بهره وري حاصل تاثيرات مرکب تعدادي عوامل جداگانه اما مرتبط با يکديگر است ? اهم اين عوامل عبارتند از:
* پيشرفت تکنولوژي
* کارائي
* مديريت
* بهبود جريان مواد و مصالح و قطعات و نيز مهارت و مجاهدت بيشتر کارگران و کارکنان.
اشتاينر و گلدنر (1982) نيز فهرستي از علل ازدياد بهره وري ترتيب داده اند.بخش اعظم افزايش بهره وري نتيجه ازدياد مکانيزاسيون در صنعت و خدمات است.استفاده از ماشين هاي بهتر و جديدتر کارکنان و کارگران را قادر ساخته است که محصولات و خدمات بيشتري را ارائه کنند.بعلاوه بالا رفتن سطح آموزش و مهارت نيروي کار ? کاهش خستگي افارد که نتيجه تقليل ساعات کا در هفته است ? بهبود شرايط کار ? برنامه ريزي ? کنترل علمي توليدات تاثير مهمي در ارتقاء بهره وري دارا هستند.(ابطحي? 1375) با تعطيل کردن و از ميان برداشتن واحد هاي توليدي و خدماتي غير کار آمد مي توان سطح کلي بهره وري را بالا برد.جوکز (J.Jewkes) 1966 در مقاله اي که درباره توليد سنگ در بريتانيا نوشته است عنوان مي کند که با تعطيل نمودن معادني که در حداقل کارائي هستند کل توليد معادل يک هشتم کاهش مي يابد ? اما در مقابل مقدار توليد به ازاء هر کارگر به ميزاني بيش از 12 درصد افزايش مي پذيرد(ابطحي?1375).
همانطور سالتر (1980) مي گويد : تجزيه وتحليل ارقام و آماري که تا کنون گرد آوري شده است به هيچ وجه روي اين نظر را که ازدياد کارائي کارگر علت اساسي افزايش بهره وري کار است را تائيد نميکند . بعلاوه تحليل آمار موجود مويد اين نظر نمي باشد که علت اساسي ازدياد بهره وري جايگزيني عوامل توليد و کارگرفتن سرمايه و ماشين آلات به جاي نيروي کار است.اما مي توان گفت هنگامي که جايگزيني عوامل توليد ارتقاء دانش فني و اعتلاي مهارت نيروي کار متفقا” تجمع کنند ? موجبات افزايش بهره وري را فراهم مي شود.
به اعتقاد کو آن لي ( Kwan?Lie ) 1969 اعتلاي جوامع بر ارتقاء سطح فکر مردم و سازمان دادن صحيح فعاليتهاي بشري منوط و استوار است.سرمايه ? منابع طبيعي ? دانش فني و برخورداري از کمکهاي خارجي همه داراي نقشهاي موثر ? اساسي و مهمي در تحقق آرمانهاي رشد و توسعه اقتصادي و افزايش سطح بهره وري هستند ? اما هيچ يک از اين عوامل اهميت چگونگي کيفيت منابع انساني را دارا نمي باشند و به پاي آن نميرسند.لذا بهبود کيفي عامل کار از طريق آموزش و بهسازس بايد سرآمد همه عوامل قرار بگيرد.(ابطحي ? 1375)
ناکاياما ?معتقد است که در بين عوامل متعدد و اثر گذار در بهبود بهره وري دو گروه نقش اصلي را دارند که عبارتند از :
1) عوامل کوتاه مدت 2) عوامل بلند مدت
عوامل کوتاه مدت در بهره وري کار ? غالبا” به ميزان فشار کار و نوسانات تجاري (به معناي تغيير در ميزان استفاده از تجهيزات) بستگي دارد.
انواع عوامل بلند مدت موثر در بهره وري عبارتند از :
* عقلاني کردن ساخت اقتصادي و بهره وري
* ايجاد وتوسعه محصولات جديد
* يافتن کانالهاي جديد بازار يابي
* کشف منايع جديد
* معرفي روشهاي توليد جديد
در يکي از گزارشهاي مربوط به بررسي هاي بهره وري که از سوي وزارت کار در ژاپن منتشر شده است ? عوامل موثر بر بهره وري به شرح ذيل دسته بندي شده است :
* نحوه استقرار تجهيزات و پرسنل
* مهارت نيروي کار
* کيفيت مواد
سازمان جهاني کار ? عوامل موثر بر بهبود بهره وري را از ديدگاه وسيعتر به سه دسته زير طبقه بندي مي کند :
* عوامل کلي از قبيل آب و هوا ? توزيع جغرافيايي ? مواد خام و غيره
* عوامل تشکيلاتي و فني از قبيل کيفيت مواد خام ? جانمايي و محل استقرار کارخانه ? فرسايش و از بين رفتن ماشين آلات و ابزار و غيره.
* عوامل انساني از قبيل روابط مديريت و کارکنان ? شرايط اجتماعي و رواني کار ? فعاليت اتحاديه هاي کارگري و غيره.
سولو ? عوامل موثر بر بهره وري را با در نظر داشتن تابع توليد ? تحولات فني و تراکم سرمايه معرفي مي کند.
برخي ديگر از اقتصاددانان ? عوامل موثر بر بهره وري را چنين تقسيم بندي کرده اند :
* تغييرات تکنولوژيک
* قابليت نيروي کار که به قابليت ها و توانايي هاي خاص کارگر محدود مي شود.
* ميزان سرمايه به ازاي واحد نيروي کار که منعکس کننده ميزان تمرکز سرمايه يا حجم سرمايه اي است که واحد نيروي کار مي تواند آن را مصرف کند.
سومانث ? نيز برخي از مهمترين عوامل موثر بر بهره وري را در آمريکا به شرح ذيل بر مي شمارد:
* سرمايه گذاري
* نسبت سرمايه به کار
* ميزان استفاده از ظرفيت
* قوانين دولت
* عمر کارخانه و تجهيزات
* هزينه هاي انرژي
* ترکيب نيروي انساني ( کار)
* اخلاق کاري
* تاثير اتحاديه ها
* ترس کارگران و کارکنان در مورد از دست دادن کار
* مديريت
* تحقيق و توسعه
بايد توجه داشت که هيچ يک از عوامل 12 گانه فوق به تنهايي مد نظر نيستند ? بلکه مجموعا” بر رشد بهره وري موثرند.
پرفسور ناياداما مي نويسد : اگر فرض کنيم که توليد (Q) تابعي از نيروي کار ( L)? سرمايه( K) ? مديريت( M) ? تکنولوژي(T)? سياستها (P) و امکانات زير بنايي محيطي(S) ? عوامل اجتماعي و فرهنگي (X) و ساير عوامل باشند آنگاه مي توان نوشت :
Q = F(L?K?M…P?S….)
به طوري که M?K?L?…. عوامل درون زا هستند و عوامل S?Pو…. عوامل برون زا .بنابراين ارتباط بين بهره وري کار و عوامل مختلف را مي توان به صورت زير تعريف کرد :
Q/K = (F9K/L?M?…)
به همين صورت ارتباط بين بهره وري سرمايه و عوامل مختلف را مي توان به صورت زير تعريف کرد:
Q/L = (F9I/K?M…)
چنين چهارچوبي ميتواند براي تجزيه و تحليل سطوح صنعت ? به عنوان يک کل و يا يک موسسه استفاده نمود.با استفاده از اين چهارچوب خبرگان براي بهبود بهره وري ? تغييرات بهره وري را در گذشته با مشخص کردن عواملي که به آن کمک کرده و يا براي آن محدوديت ايجاد کرده اند در نظر گيرند که در زير به تفکيک ذکر مي شوند :
در تجزيه و تحليل مديريت (M )
* سبک مديريت و تغيير پذيري آن
* دانش و تجربه
* ساختار سازماني
* فرآيند تصميم گيري
* سيستم اطلاعات مديريت
* مديران مياني و صف
* برنامه ريزي و کنترل
در تجزيه و تحليل نيروي انساني ( L)
* دانش و مهارت کارکنان
* سيستم انگيزشي
* سلامت و وضعيت زندگي کارکنان و کارگران
* سيستم جبران خدمت
* خصوصيات و انگيزه کارکنان
در مورد سرمايه ( K)
* اندازه موسسه
* اندوخته ها
* هزينه سرمايه
* منابع و استفاده از سرمايه گذاري هاي کوتاه و بلند مدت
* اهرمهاي مالي
در مورد تکنولوژي (T)
* طراحي کارخانه
* توازن تجهيزات
* ساده سازي و بهبود محصولات و فرآيند
* تنوع محصول و فرآيند
* ارتباط بين نيروي انساني و تجهيزات
* سرمايه گذاري براي تحقيق و توسعه
* عمليات نگهداري و تعميرات
* حمل و نقل مواد

در مورد سياستها (P)
* نرخ ماليات
* نرخ بهره
* سياستهاي اعتباري (سياستهاي محدود کننده دولت و محيطي )
* سياستهاي واردات
* سياستهاي بودجه بندي
* سياستهاي صنعتي
* تعرفه هاي گمرکي
درمورد امکانات زير بنايي بيروني (S)
* شبکه نيروي برق
* سيستم جاده و بزرگراه
* تسهيلات حمل و نقل
* سيستم آب
در مورد عوامل اجتماعي _فرهنگي (X)
* خصوصيات و ارزشهاي اجتماعي نسبت به کار
* ارزشهاي فرهنگي نسبت به کار
* ارزشهاي مذهبي نسبت به کار
در ادامه پرفسور ناداياما مي نويسد براي مطالعه عميق ? اطلاعات بسيار جزئي تر کمک کننده خواهد بود به عنوان مثال اطلاعات در زمينه هاي زير پيشنهاد مي کند.
سيستم برنامه ريزي و کنترل توليد، تسهيلات حمل و نقل مواد، زمان دسترسي به ماشين يا تجهيزات، نرخ ضايعات با توجه به محدوديتهاي مختلف، دسترسي به قطعات يدکي، کفايت سرمايه تجاري، دسترسي به توازن تجهيزات، سياست روابط کاري، وضعيت رشد و توسعه کارخانه ، تغيير در ترکيب توليد ، کيفيت مواد اوليه ، دسترسي به نيروي ماهر و آموزش ديده ، جهت حرکتي سياستهاي تجاري و اقتصادي دولت .
وي اضافه مي کند که عوامل فوق همه جزئيات نيست و خبرگان ممکن است عوامل مناسب ديگري را نيز به آن اضافه نمايند.(گروهي از اساتيد مديريت ? 1377 ? 518-514)
جوزف پروکوپنکو عوامل موثر بر بهره وري را در فالب يک مدل به 2 دسته تقسيم ميکند :

نمودار 1-2 عوامل موثر بر بهره وري

افزايش بهره وري انجام بهتر کارها نيست بلکه مهمتر از آن انجام کارهاي درست است (خاکي? 1377) منظور عوامل موثر در افزايش بهره وري تشخيص عوامل اصلي و کليدي با کارهاي درست است که مي تواند طرف توجه و مورد علاقه مديران در بهره وري باشد.توليد ? فرآيند هاي اجتماعي ? پيچيده ? انطباق پذير و مداوم است.روابط دروني بين نيروي انسان ? سرمايه و محيط سازماني_اجتماعي با توجه به برقراري توازن و هماهنگي و ادغام کلي آنها با يکديگر در فرآيند توليد از اهميت فوق العاده اي برخوردار است.افزايش بهره وري بستگي به آن دارد که مدير به شيوه اي موفقيت آميز بتواند نظام اجتماعي _ توليدي را تشخيص دهد.در بين عوامل متعدد اثر گذار در بهره وري 2 گروه عوامل داخلي و خارجي نقش دارند. (مطابق نمودار شماره 1-2)
عوامل داخلي يا دروني توسط فرد يا مدير بنگاه قابل کنترل است ولي عوامل خارجي يا بيروني خارج از کنترل فردي يا بنگاهي است.براي بهبود عملکرد سازمان بايد عوامل خارجي که در مديريت و کارئي بنگاه موثرند در نظر گرفته شوند.از اين رو اولين گام مديريتي در راستاي افزايش بهره وري تشخيص دامنه مشکلات در چهارچوب دو گروه عوامل داخلي و خارجي و گام بعدي تشخيص عوامل قابل کنترل است . ممکن است عوامل بسياري براي يک بنگاه خارجي و غير قابل کنترل ? ولي براي بنگاه ديگر کنترل پذير باشد.براي مثال بسياري از عواملي که براي يک بنگاه خصوصي عوامل خارجي است براي دولت ? نهادهاي منطقه اي و ملي ? اتحاديه ها و گروههاي ذي نفوذ مي توانند عوامل داخلي باشد.زيرا دولت مي تواند ماليات وضع کند ? قوانين بهتر کارگري به اجرا بگذارد ? دسترسي بهتر و سهلتر به منابع طبيعي داشته باشد ? ساختار اجتماعي را بهبود ببخشد ? سياست قيميت گذاري اعلام مي نمايد و ….. اما بنگاههاي خصوصي از امتيازات فوق برخوردار نيستند.هر يک از عوامل داخلي و خارجي خود به عوامل جزئي تري قابل تفکيک هستند ? که به ترتيب آنها را مورد بررسي قرار مي دهيم.(پيمان ? 1374?71 )

1-8-2.عوامل داخلي بهره وري بنگاه
عوامل داخلي بهره وري بنگاه در دو گروه قابل تقسيم مي باشند .
گروه اول عوامل سخت افزاري يا عواملي که به آساني و در کوتاه مدت قابل تغيير نيستنند . اين عوامل شامل محصول بنگاه ، تکنولوژي توليد ، ماشين آلات و تجهيزات

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی سلسله مراتب، توسعه خود Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی ساختار صنعت، مصرف مواد