پایان نامه با واژه های کلیدی عملکرد سازمان، بر عملکرد سازمان، عصر اطلاعات، سهم بازار

دانلود پایان نامه ارشد

را ارتقا دهند.
5- سازمان ها بايد توجه داشته باشند که در صورتي که از منابع خود استفاده به جا نکنند و آنها را به صورت راکد رها کرده و از عملکرد خود بازخورد نگيرند به بقاي آنها در چنين محيط متغير و رقابتي، اميدي نخواهد بود.
با موارد مطرح شده در اين تحقيق سعي بر اين است که بررسي جامعي با توجه به : ميزان توجه سازمان به محيط (هوش رقابتي)، ويژگي هاي کارکنان و افراد سازمان(هوش عاطفي)،ميزان توجه به مشتري، توجه به رقيب و هماهنگي بين وظيفهاي(بازارگرايي)، ايجاد محصولات متمايز و موقعيت متمايز(مزيت رقابتي)و بررسي نوع استراتژي رقابتي و تعيين عملکرد سازمان با توجه به مواردي که ذکر شد، انجام شود.

7-1 استفاده كنندگان از نتايج تحقيق
از نتايج اين تحقيق به طور عام همه شرکتها و سازمان هاي توليدي و خدماتي و به طور خاص شرکتهاي شهرکها صنعتي كرمان که به دنبال کسب يک موقعيت برتر و عملکرد بهتر مي باشند مي توانند استفاده کنند. همچنين کساني که علاقهمند به مطالعه و بررسي در اين زمينه مي
باشند نيز مي توانند از نتايج اين تحقيق استفاده کنند.

8-1 جنبه نوآوري طرح
بر اساس بررسي هاي انجام شده هوش سازماني موضوعي بسيار با اهميت در تعيين موفقيت و بقاي سازمان مي باشد که در دو دهه اخير مطرح و مورد توجه واقع شده است و نقش تعيين کنندهاي در تخصيص منابع و تصميم گيريهاي کليدي سازمان دارد و ميتوان گفت که کل سازمان تحت تاثير هوش سازماني قرار دارد و هوش سازماني با تحت تاثير قرار دادن سازمان در زمينه و ابعاد مختلف، عملکرد راکه ستاده نهايي سازمان ميباشد را تحت تاثير قرار ميدهد و تا آنجا که مطالعه شده مدلي که در اينجا مطرح شده تا کنون با چنين موارد وعواملي موردبررسي قرار نگرفته است و در اين تحقيق اثرهوش سازماني بر عملکرد سازمان با توجه به متغيرهاي ميانجي بازارگرايي، مزيت رقابتي و استراتژي رقابتي مورد بررسي قرار گرفته است.

9-1 تعاريف مفهومي واژههاي تحقيق:
هوش سازماني: هوش سازماني توانايي يک سازمان در ايجاد دانش و استفاده از آن به صورت استراتژيک در انطباق با محيطش تعريف شده است(كارل آلبرچت12،2002).
هوش عاطفي: هوش عاطفي مديريت عواطف خود و ديگران است كه براي موفقيت فرد در موقعيت كاري و ديگر جنبههاي اجتماعي نظير هوش شناختي يا مهاتهاي فني ضروري مي
باشد(گلمن13،1996).
هوش رقابتي: فرآيندي كه از طريق جمعآوري اطلاعات در رابطه با رقبا و به كارگيري آن در برنامهريزي استراتژيك كوتاهمدت و بلندمدت منجر به آگاهي درمورد وضعيت رقابت و اينكه چگونه ميتوان يك قدم از رقبا جلوتر بود، ميشود(كاهانر14،1999).
بازارگرايي: بازارگرايي كسبوكارها را ترغيب ميكند تا نيازهاي بلندمدت و ميان
مدت مشتريان را مورد توجه قرار داده نوآوري و موفقيت بلندمدت سازمان را تحتتاثير قرار دهد(دي15،1998).
مزيت رقابتي: مزيت رقابتي توانايي منحصربه فرد شركت در ايجاد ارزش بيشتر براي مشتري مي
باشد(گرنت16،1997).
استراتژي رقابتي: استراتژي رقابتي به اين موضوع ميپردازد که سازمانها در صنايع مرتبط چگونه به رقابت بپردازند و چه موضعي در برابر رقبايشان براي خود ايجاد کنند(مايلز و اسنو17،1978).
عملکرد: سطحي كه اهداف كسب شدهاند به عنوان يك معيار مفهومي عملكرد سازماني مورد استفاده قرار ميگيرد(مورگان و كاتسيكيس18، 2004).
اثربخشي: اثربخشي با رشد در ارتباط است و شامل رشدسهم بازار، رشد فروش و يا رشد محصول جديد ميباشد(لي و گيما19، 2001).
کارايي: كارايي مربوط به حفظ هزينه در سطح پاييني ميباشد و شامل نرخ بازگشت دارايي، نرخ بازگشت فروش و نرخ بازگشت سرمايه ميباشد(لي و گيما،2001).

10-1 خلاصه فصل
در اين فصل مساله تحقيق و ضرورت و اهداف انجام تحقيق بيان شد. شيوه هاي مورد استفاده براي انجام پژوهش و تعاريف عملياتي واژه هاي مورد استفاده براي انجام تحقيق در ادامه آورده شده است. در آخر نيز اشاره اي به نتايج مورد استفاده پس از انجام تحقيق، استفاده کنندگان تحقيق و جنبه نوآوري طرح و نوع متغيرهاي تحقيق مطرح شده است.

11-1 مباحث فصل آينده
مباحثي كه در فصل آينده مطرح مي شود در رابطه با ادبيات و سابقه تحقيق متغيرهاي تحقيق كه شامل هوش سازماني، هوش عاطفي،هوش رقابتي، بازارگرايي، مزيت رقابتي، استراتژي رقابتي و عملكرد سازمان مي باشد.

فصل دوم
ادبيات موضوع

1-2 مقدمه
با توجه به سرعت فزاينده تغييرات در رقابت و تكنولوژي، پنج تغيير عمده كه در جهان به وقوع پيوسته است را ميتوان به صورت ذيل بيان كرد:
1- همه تمدنهاي انساني در عصر اطلاعات غرق شدهاند در صورتي كه بسياري از سيستمهاي اجتماعي-اقتصادي هنوز ساختار ماشيني عصر صنعتي را دارند. بنابراين نوعي عدم تطابق آشكار ميان چشمانداز و ساختار كنوني سازمانهاي انساني بوجود آمده است.
2-رقابت از حالت محلي خارج شده و به سمت رقابت جهاني كشيده شده است،كه در نتيجهي آهنگ سريع تغييرات در جهان، مساله سازگاري و تاثيرگذاري در محيط رقابتي دشوار شده است.
3-پيشرفتهاي سريع در تكنولوژي، بالاخص تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات، ارتباط بهتر رات فراهم ساخته است در حاليكه بسياري از سازمانها از كاربرد و اهيت آن مطلع نيستند.
4- نظريههاي اقتصادي، ديگر توان توضيح پويايي بسيار بالاي اقتصاد جهاني را ندارد. براي تصميم
گيري سازماني ديگر مدلهاي خطي مانند نظريهبازي، مهندسي مجدد كارايي لازم را ندارد. بنابراين نياز به مفهوم علمي جديدي احساس ميشود.
5- تغيير اصلي انجام شده اين است كه انسانها دريافتهاندكه جهان بيشاز آنكه يك ماشين باشد يك ذهن است(پآياكسو و همكاران، 2002).
با توجه به تغييراتي كه ذكر شد سازمان بايد براي بقا و كسب موفقيت در چنين محيط رقابتي بايد از همه ابعاد مورد ارزيابي قرار گيرد، در اين تحقيق به اين مهم پرداخته شده است و سازمان از چندين بعد كه شامل هوش سازماني(هوش عاطفي، هوش رقابتي)، مزيت رقابتي، استراتژي رقابتي، بازرگرايي و عملكرد مورد مطالعه قرار گرفته است.

مفهوم و تعريف هوش 2-2
در طول تاريخ بشر هميشه درصدد كسب موفقيت و پيشرفت بوده است. اخيراٌ دستيابي به علوم و فنون مختلف، بشر را در اين راه با سرعت به جلو برده است. در حوزه موفقيتهاي فردي تصور ميشود كه بهرهي هوشي معيار اصلي توانايي يادگيري و موفقيت افراد است(ميرزايي،85:1386).
فرهنگ لغت وبستر واژهي هوش را اينگونه بيان ميكند:
• توانايي يادگيري، درك، فهم و رويارويي با موفقيتهاي جديد؛
• استفاده ماهرانه از دلايل،
• توانايي به كارگيري دانش در محيط چندگانه شخصي
به طور كلي تعاريف متعددي را توسط روانشناسان براي هوش ارائه شده است را ميتوان به سه گروه تقسيم كرد:
1-تعريف ترتيبي هوش: به اعتقاد روانشناسان ترتيبي،هوش كيفيتي است كه مسبب موفقيت تحصيلي ميشود و از اينرو يك نوع استعداد تحصيلي به شمار ميرود.آنها براي توجيه اين اعتقاد اشاره ميكنند كه كودكان باهوش نمرههاي بهتري را در درسهاي خود كسب نموده و پيشرفت تحصيلي چشمگيري نسبت به كودكان كم هوش دارند. برخي محققان معتقدند كه هوش توانايي كاري حافظه است(كايلون و كريسيتال20،1990).
2-تعريف تحليلي هوش: بنا به اعتقاد نظريه پردازان تحليلي، هوش توانايي استفاده از پديدههاي رمزي يا قدرت و رفتار موثر و يا سازگارس با موقعيتهاي جديد و تازه است. شايد بهترين تعريف تحليلي هوش به وسيله ديويد كسلر روانشناس آمريكايي پيشنهاد شده باشد كه بيان ميكند” هوش يعني تفكر عاقلانه، عمل منطقي، رفتار موثر در محيط”.
3-تعريف كاربردي هوش: در تعريف كاربردي، هوش پديدهاي است كه از طريق تستها سنجيده ميشود و شايد عمليترين تعريف براي هوش باشد( دراكر21، 1993).
1-2-2هوش سازماني:
هوش مجموعهاي از تواناييهاي شناختي است كه به ما امكان ميدهد تا نسبت به جهان اطراف آكاهي پيدا كنيم و ياد بگيريم كه مسائل را حل كنيم. به عبارت روشنتر، هوش يك ظرفيت شناختي است كه امكان كسب دانش، يادگيري و چگونگي حل مسأله و مشكلات را فراهم مي
كند(آقايار، 1386،36).
هوش توانايي سازگاري با محيط است و افراد با هوش آنهايي هستند كه به طريقي مهارتهاي مناسب خود را در محيطهاي فعلي به دست ميآورند.

2-2-2 تعريف هوش سازماني از ديدگاه دانشمندان
• ويلنسكي در1967 هوش سازماني را جمعآوري، طبقه بندي، ارائه و تبادل اطلاعات موردنياز جهت فرآيندهاي تصميمگيري ميداند(ويلينسكي22، 27:1967).
• ماتسودا هوش سازماني را به عنوان مجموعهاي متشكل از هوش سازماني و مصنوعي و تعامل آنها ميداند(ماتسودا23،1993: 9-664).

• هوش سازماني ايجاد و تقسيم كارآمد نمايندگي بين افراد، گروهها و سازمان است. تكنولوژي ارتباطات و اطلاعات اين نمايندگي را در سطوح تصميمگيري و اطلاعرساني حمايت ميكند (كوربون24،81:1993-678 ).

• گلين معتقد است هوش سازماني حاصل اجتماع و تعامل هوش تكتك اعضاي سازمان است. هوش سازماني فرآيندي اجتماعي است كه تئوريهاي آن بر اساس تئوريهاي هوش انساني طرح
ريزي شده است(گلين25،3:1996).

عليرغم مباحث ذكر شده پيرامون هوش سازماني و آزمونهاي هوش مطالب زيادي را مي
توان از آن آموخت كه يكي از مهمترين آنها مفهوم هوش از ديدگاه گاردنر است كه ميتوان از آن به عنوان قياسي مناسب براي توسعه هوش سازماني بهره جست. بر اساس اين نظريه مفهوم هوش سازماني با درك و ارزيابي قابليتهاي بالقوه موردنياز يك سازمان جهت حل مشكلات و توليد كالاهايي آغاز ميشود كه روشي فوقالعاده براي شبكه تجارب محيطي خواهد بود(گاردنر26،1999: 27).
هلل هوش سازماني را توانايي سازمان در ايجاد و بهرهگيري از دانش مطلوب در تطابق با شرايط محيطي ميداند. در گذشته سازمانها بر اساس ايفاي نقش، محصولات، كارمندان، سود حاصله و فرآيندهاي سودآور مورد ارزيابي قرار ميگرفتند، اما امروزه به عنوان سيستمهاي هوشمندي به آن ها نگريسته ميشود كه براي مديريت دانش طراحي شدهاند(هلل27،2006).
در جوامع در سطح گستردهتر هوش به عنوان تفاوتهاي فردي تعريف ميشود و به اين ميپردازد كه چگونه بعضي از افراد بيشتر از ديگران در تحصيل، زندگي و ساير زمينهها موفقترند. هوش يك حس است كه به وسيله آزمونهاي روانسنجي هوش اندازهگيري ميشود و ممكن است حتي در تفاوتهاي فردي پنهان نيز آشكار نشود(زارع،1385).
هوش سازماني توانايي سازمان در تصميمگيري براي موقعيتها و شرايط عادي و غير عادي مي
باشد ( ماسن28،1996).
از ديدگاه مك مستر29 (1998)هوش سازماني سطح تفكر سازمان، توانايي اعمال رفتار منعطف و خلاق ميباشد.
مينچ30(1996)هوش سازماني را با توجه به 4 ويژگي توصيف ميكند:
• رفتارهاي هدفگرا
• اطلاعات سازماني معتبر و قابلدسترس به منظور تحقق اهداف
• انتخاب فعاليتهاي مناسب و مديريت آنها
• كنترل نتايج

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی عملکرد سازمان، بر عملکرد سازمان، سهم بازار، سلسله مراتب Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی صاحب نظران