پایان نامه با واژه های کلیدی عملکرد سازمان، بر عملکرد سازمان

دانلود پایان نامه ارشد

مقايسهاي سازههاي تحقيق در بين صنايع
بر اساس سن وتاريخچه شركتها 90
نگاره 10-4 بررسي مقايسهاي سازههاي تحقيق
در بين صنايع براساس تعداد كاركنان شركت 91
نگاره 11-4 مدل اندازهگيري مزيت رقابتي به روش Amos Graphic 91
نگاره 12-4 مدل اندازهگيري بازارگرايي به روش Amos Graphic 92
نگاره 13-4 مدل اندازهگيري عملكرد به روش Amos Graphic 92
نگاره 14-4 مدل اندازهگيري هوش عاطفي به روش Amos Graphic 92
نگاره 15-4 مدل اندازهگيري هوش رقابتي به روش Amos Graphic 93
نگاره 16-4مقادير حاصل از مدلهاي متغيرهايي به روش Graphic Amos 93
نگاره 17-4 برآورد و ارزيابي مدل كلي به روش Amos Graphic 94
نگاره18-4 نتايج حاصل مدل از بررسي مدل کلي به روش Amos Graphic 94
نگاره19-4 نتايج حاصل از دادههاي جمعآوري شده از شركت حروف باران 95
نگاره20 -4 نتايج حاصل از دادههاي جمعآوري شده از شركت توان مهر 96

فصل 1
کليات تحقيق

1-1 مقدمه

هوشمندي سازماني، يكي از مهمترين قابليتهاي سازمان است كه ظرفيت تغييرپذيري سازمان را بالا ميبرد. براي مثال شركت موتورولا در طي چهار سال، 24 بار ساختار سازماني خود را تغيير داد. نكته بسيارمهم در اين مورد اين است كه سازمانها بايد ظرفيت جدا شدن از فرآيندها، سيستم
ها و تكنولوژيهاي كهنه و از رده خارج شده را داشته باشند. تا زماني كه نظام كهنه وجود دارد و افراد به اين نظام به شدت وابسته باشند، نميتوانند نظم نوين را منطبق با تغييرات و تحولات جايگزين كنند. آلبرچت1 (2003) بيان ميدارد كه عليرغم انجام كارها بوسيله كامپيوترها و نرم
افزارها، هنوز به سازمان ها و ساختارها و فرآيندها نياز ميباشد، و عليرغم انجام كارها بدون وجود انسان، كاركرد سازمانها به قدرت تفكر افراد، انگيزش و احساس تعهد آنها بستگي دارد.
آلبرچت هوش سازماني را استعداد و ظرفيت سازمان در انتقال قدرت ذهنياش و تمركز اين قدرت ذهني در تحقق رسالت سازمان تعريف ميكند. وي هوشمندي سازماني را در يك جمله كوتاه خلاصه ميكند:” هوشمندي سازماني عبارتست از موفق شدن سازمان در محيطش”. امروزه در اکثر کشورهاي جهان، صنايع کوچک و متوسط از جنبه هاي مختلف اجتماعي، توليدي، صنعتي و ارائه خدمات در حال نقشآفريني هستند. در بسياري از کشورها اين صنايع تأمين کنندگان اصلي اشتغال جديد، مهد تحول و نوآوري و پيشرو در ابداع فناوريهاي جديد هستند. اين صنايع با صادرات قابل توجه نقش موثري در توسعه اقتصادي کشورهاي خود ايفاء مي کنند. از آنجايي که يک شرکت هرچقدر هم خوب کار کند باز هم بايد از فعاليت هاي مقاصد رقيبان خود آگاه شود و لذا با توجه به اين شرايط کسب هوش رقابتي يکي از الزامات غير قابل انکار براي اغلب شرکت‌هاست تا بتواند از طريق کسب و تجزيه و تحليل اطلاعات و همين طور افزايش دانش و ايجاد آگاهي بر قابليتهاي خود بيفزايند و در پرتو اين دانش است که تصوير کاملي از وضعيت فعلي و آتي صحنه رقابت در پيش روي مديران نقش مي گيرد تا بتواند با تصميمگيريهاي سريع و به موقع موجبات رشد و توسعه سازمان خود را فراهم سازند. با توجه به اينکه هم اکنون موضوع هوش رقابتي و توسعه صنايع کوچک به عنوان يک نياز شناخته مي شود و موضوع جديدي مي باشد و همچنين به دليل کمبود پژوهشهاي صورت گرفته در رابطه با موضوع هوش رقابتي در صنايع کوچک كرمان، اين موضوع نيازمند بحث بيشتري ميباشد. هوش عاطفي عاملي است كه با منابع انساني سازمان در ارتباط ميباشد و موفقيت سازمان را در زمينه عملكرد نهايي در مقياس وسيعي تحت تاثير قرار ميدهد. بازارگرايي و مزيت رقابتي نيز دو عامل مهم و اثرگذار در سطح سازمان ميباشد. استراتژي رقابتي سازمان نوع جهت گيري سازمان در هر يك از چهار نوع استراتژي تدافعي، آيندهنگر، تحليلگر و انفعالي با توجه به نوع صنعتي كه در آن فعاليت ميكنند و نشاندهنده عملكرد مناسب يا نامناسب سازمان ميباشد و پيشبيني عملكرد آينده سازمان را نيز را امكانپذير ميكند.

در ادامه، در فصل1، تعريف و تبيين مساله تحقيق، ضرورت انجام تحقيق و سوابق تحقيق ارائه خواهد شد.

2-1تعريف و تبيين مساله تحقيق
كارل آلبرچت (2002) هوش سازماني را توانايي و قابليت يک سازمان در سازماندهي کردن همه قدرت هوشي سازمان و تمرکز بر اينکه، قدرت هوشي کسب فلسفه وجودي و هدف سازمان را امكان پذير کند، تعريف ميكند.از ويژگيهاي كسبوكار امروز تغيير و تحولات پيچيده و سريع و رقابت فزاينده ميباشد، سازمانها براي رقابت با رقبا و بقا در چنين محيطي ناچارند از منابع خود به بهترين نحو بهره بگيرند از جمله اهم اين منابع هوش سازماني ميباشد.
فقط با استخدام افراد زبده و متخصص و هوشمند نميتوان هوشمندي سازمان را تضمين کرد زيرا اين گونه افراد معمولا تک رو هستند و کمتر با اعضاي ديگر سازمان به تبادل نظر ميپردازند و به همين دليل ممکن است که اگر اشتباهي در عملکرد آنان رخ دهد پي به اشتباه خود نبرند و آن را بارها تكرار كنند بدون اينکه چيزي ياد بگيرند. عدم موفقيت يک سازمان دليل كم هوشي افراد آن سازمان نيست بلکه ممکن است ريشه در ساختار و فرهنگ آن سازمان داشته باشد و در اين گونه سازمانها افراد هوشمند بي انگيزه هستند و احساس رضايتمندي نميكنند چرا که با وجود آگاهي افراد سازمان از تغييرات، سازمان به آن تغييرات بيتوجه است. در سازمان براي جلوگيري از چنين حالتي بايد هوش سازماني در همه ابعاد مورد توجه همه افراد سازمان به خصوص مديران سازمان كه تصميماتشان نقش تعيينكنندهاي در اين زمينه دارد، قرار گيرد و سعي كنند كه طبق برنامهاي منظم از وضعيت و ميزان هوش سازماني خود اطلاع كسب كنند و با بازخوردي كه از محيط ميگيرند تصميمات مقتضي را در اين زمينه اتخاذ كنند. بررسيها نشان داده است که گوي رقابت آينده را مديراني خواهند برد که بتوانند به طور اثربخش ونتيجه بخش با منابع انساني خودارتباط برقرارکنند. دراين زمينه هوش عاطفي يا همان هوش هيجاني يکي ازمؤلفه هايي است که مي تواند به ميزان زيادي درروابط مديران با اعضاي سازمان نقش مهمي ايفا کند. امروزه هوش عاطفي به عنوان نوعي هوش تبيين شده است که شامل درک دقيق هيجانات خود شخص و تعبير دقيق حالات هيجاني ديگران است .هوش عاطفي ،فرد را از نظرهيجاني ارزيابي ميكند، به اين معني که فرد به چه ميزاني ازهيجانات واحساسات خود آگاهي دارد وچگونه آنها راکنترل و اداره مي کند. نکته قابل توجه در راستاي هوش عاطفي اين است که “تواناييهاي هوش عاطفي ذاتي نيستند،بلکه مي توانند آموخته شوند. ” در اين تحقيق هوش سازماني از دو بعد هوش عاطفي و رقابتي بررسي ميشود.هوش عاطفي مديريت عواطف خود و ديگران است كه براي موفقيت فرد در موقعيت كاري و ديگر جنبههاي اجتماعي نظير هوش شناختي يا مهاتهاي فني ضروري مي
باشد.
تا سال 1995 ميزان فروش شركتها به عواملي از قبيل قيمت، كيفيت، محصول، خدمات، تبليغات، گستردگي بازار و … مرتبط ميگرديد، عامل هوش عاطفي عامل جديدي است كه در سالهاي اخير تحت عناوين مختلفي همچون اميد و خوشتختي به ديگر عناصر تأثيرگذار بر ميزان فروش شركتها اضافه شده است و تقريباً در تمامي مطالعات انجام شده نشان داده شده است كه نوع فعاليت و فروش محصول آنها به صورت فرد فرد انجام ميگيرد، اهميت مضاعف مييابد، اكثريت بخشهاي خدماتي از قبيل بانكداري، شركتهاي مشاورهاي، سرمايهگذاري و از جمله شركت هاي بيمه مشمول اين گروه از فعاليتها هستند.
هوش رقابتي فرآيندي است كه از طريق جمعآوري اطلاعات در رابطه با رقبا و به كارگيري آن در برنامهريزي استراتژيك كوتاهمدت و بلندمدت به آگاهي درمورد وضعيت رقابت و اينكه چگونه مي توان يك قدم از رقبا جلوتر بود، منجر ميشود. بازارگرايي كسبوكارها را ترغيب ميكندتا نيازهاي بلندمدت و ميانمدت مشتريان را مورد توجه قرار دهند كه اين امر نوآوري و موفقيت بلندمدت را تحتتاثير قرار ميدهد. مزيت رقابتي توانايي منحصربه فرد شركت در ايجاد ارزش بيشتر براي مشتري ميباشد.
بازاريابي و نوآوري به عنوان محرك رشد اقتصادي و اجزاي اصلي مزيت رقابتي نگريسته مي
شوند(لوكاس و فرل2، 2000). كالي و جاورسكي3(1993) توانايي درك و پاسخ به بازارها را به عنوان عناصر كليدي بازارگرايي مدنظر قرار ميدهند، در مفهومسازي آنها سازمانهايي كه بازارگرا ميباشند قادرند تا بهتر به دستاندازهاي محيطي پاسخ دهند و احتمالا عملكرد مالي بهتري را تجربه ميكنند(سينكولا،بيكرونوردير4،1997).
استراتژي رقابتي به اين موضوع ميپردازد که سازمانها در صنايع مرتبط چگونه به رقابت بپردازند و چه موضعي در برابر رقبايشان براي خود ايجاد کنند. كه در اين تحقيق از طرحي كه مايلز و اسنو در زمينه استراتژي رقابتي كه شامل استراتژي آيندهنگر، تحليلي، تدافعي و واكنشي ميباشد، استفاده ميشود.
سطحي كه اهداف كسب شدهاند به عنوان يك معيار مفهومي عملكرد سازماني مورد استفاده قرار مي گيرد. معيار عملكرد در اين تحقيق در دو بعد كارايي و اثربخشي مورد بررسي قرار مي
گيرد.
با توجه به مطالبي كه در اين قسمت مطرح كرديم در اين تحقيق به دنبال بررسي ميزان تأثير هوش سازماني بر عملكرد سازمان با توجه به قابليتهاي بازاريابي( بازارگرايي، مزيت رقابتي و استراتژي رقابتي) ميباشيم.
بنابراين در اين مطالعه بر آن شديم تا ميزان تاثير هوش سازماني(هوش عاطفي، هوش رقابتي) بر عملكرد سازمان با توجه به قابليتهاي بازاريابي در شركتهاي شهركهاي صنعتي كرمان را مورد آزمون قرار دهيم . بنابراين سوالاتي که در اين مطالعه پيگيري مي‌شود به قرار زير مي‌باشند:

سوال اصلي:آياهوش سازماني بر عملکرد سازمان اثر مي گذارد؟
سوالات فرعي:
1-آيا هوش سازماني بر بازارگرايي اثر دارد؟
2-آيا هوش سازماني بر مزيت رقابتي اثر دارد؟
3- آيا هوش سازماني با استراتژي هاي رقابتي ارتباط معني دار دارد؟
4- آيا بازارگرايي بر عملکرد سازمان اثر دارد؟
5- آيا مزيت رقابتي بر عملکرد سازمان اثر دارد؟
6- آيا استراتژي هاي رقابتي با عملکرد سازمان ارتباط معني دار دارد؟

3-1ضرورت انجام تحقيق:
توسعههاي تكنولوژيكي، اقتصادي، جغرافيايي و سياسي به طور قطع در حال تغيير دادن جهان هستند. تغيير در زمينههاي علم و فناري، جهانيسازي اقتصاد، نرخ و حالت توليد دانش و شيوهاي كه سازمانها در حال رشد و تكامل هستند، در حال وقوع ميباشد. اين تغيير ، تأثير عميق و بي
سابقهاي بر شيوه رقابتي شركتها دارد. قوانين جديد بازي در حال پديدار شدن هستند كه رويكردهاي جديدي را براي شيوهاي كه شركتها توانمنديهاي استراتژيك و نوآوريشان را مديريت ميكنند، ميطلبد.همانطور كه فرصتهاي جديد بازار پديدار ميشوند شركتها ياد مي
گيرند تا توانمنديهايشان را سريعتر و به شيوههاي نوآورتر به كار گيرند و در كسب فرصتهاي جديد و پيشروي رقابتي موفق باشند(بيرچال و تاويستيگا5، 2005).
نگاهي كوتاه به ساختار اقتصادي كشورهاي مختلف ما را با اهميت و جايگاه شركتها كوچك و متوسط بيشتر آشنا ميكند. اخيراٌ بسياري از كشورها دريافتهاند كه واحدهاي توليدي كوچك قادر به ايفاي نقش عمدهاي در اقتصاد ملي هستند. در برخي از كشورها اينچنين به نظر ميرسد كه اقتصاد ملي بر پايه واحدهاي كوچك بنا شده است. در تايوان 90 درصد صادرات توسط اين بخش تامين ميگردد.تجربه تايوان باعث شد كه بسياري از كشورها همانند سنگاپور و مالزي اقتصاد خود را به سمت واحدهاي كوچك و متوسط سوق دهند(كياني،1372). در ايران حدود 7/99 درصد كارگاههاي صنعتي كشور، سازمانهايي هستند كه كمت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی نتايج، صنايع، مقايسه، رقابتي Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی عملکرد سازمان، بر عملکرد سازمان، سهم بازار، سلسله مراتب