پایان نامه با واژه های کلیدی علوم قرآن

دانلود پایان نامه ارشد

ممکن است (قُلِ اللّهِ) دلالت بر جواب مشرکان کند و (شَهِيدٌ بِيْنِي وَبَيْنَكُمْ) جمله ابتدائيه و خبر براي مبتداي محذوف باشد. با توجه به اين معناي آيه اين گونه خواهد شد که خداوند بزرگترين گواهي است و او گواه بين من و شماست و يا اين که کل جمله (قُلِ اللّهِ شَهِيدٌ بِيْنِي وَبَيْنَكُمْ) دلالت بر جواب مشرکان باشد.
ملا فتح الله در اين جا مي توانست با ذکر موقعيت کلمات از نظر نحوي به اين نکته پي ببرد. چنانچه صاحب الکشاف و علامه طباطبايي;نيز به اين وجوه اعرابي آيه اشاره کرده اند.399
در نتيجه مي توان گفت مباحث ادبي در تفسير منهج الصادقين ترتيب خاصي ندارد و مفسّر هر جا لازم ديده است به نظر شخصي خود بحثي از قواعد ادبي را گنجانده است.
3-2- 3- عدم توجه به ديدگاه مخالف در مباحث ادبي
يکي ديگر از کاستي هايي که در تفسير منهج الصادقين در مورد رعايت اين قاعده به چشم مي حورد عدم توجه مفسّر به ديدگاه هاي ديگر در مباحث ادبي است. وي در برخي موارد به نظرات مخالف توجه نکرده است در حالي که جا داشت ايشان ديدگاه مخالف را نيز مطرح مي کرد و براى اثبات نظر خويش و رد آراء مخالف بحث و استدلال مى‏ کرد، ولى ايشان چنين نكرده و مطلب ادبى مورد نظر خويش را به صورت مطلبى مسلّم و بدون اشاره به اين كه در آن اختلاف است يا خير، ذكر كرده و از آن نتيجه گرفته است؛ براى مثال، در تفسير آيه شريفه (وَيَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّسَاء قُلِ اللّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ وَمَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ…)400 “و در باره آنان، رأى تو را مى‏پرسند. بگو: “خدا در باره آنان به شما فتوا مى‏دهد، و [نيز] در باره آنچه در قرآن بر شما تلاوت مى‏شود…” واو در (وَمَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ) را واو عطف مي داند و دو احتمال در مورد معطوف عليه ذکر مي کند يا عطف بر اسم الله شده است و يا عطف بر ضمير مستتر در (يُفْتِيكُمْ)که آن نيز به الله بر مي گردد.401 در حالي که برخي آن را “واو استيناف” و برخي ديگر “واو قسم” مي دانند و در معطوف عليه آن نيز احتمالات ديگري ذکر کرده اند از جمله اين که ممکن است بر موضع و موقعيت (فِيهِنَّ) عطف شده است، هر چند که “فيهن” جار و مجرور است ولى در واقع مفعول(يُفْتِيكُمْ) است و يا عطف بر كلمه(النِّسَاء) در جمله: (يَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّسَاء)شده است.402 شايسته بود مفسّر منهج الصادقين نيز به ذکر اين احتمالات مي پرداخت و نظر خود را مبني بر عاطفه بودن واو تقويت و علت ترجيح آن را ذکر مي کرد چه بسا که بتوان با توجه به احتمالات نکات بيشتر و بهتري از آيه برداشت کرد.

فصل ششم: توجه به قراين تفسير در منهج الصادقين
قراين جمع قرينه و به معناي نشانه و علامت است. صاحب فرهنگ معين، قرينه را اين گونه معنا کرده است:”علامت، نشانه، نظير، آنچه که دليل باشد براي فهم مطلبي يا پيدا کردن مجهولي يا رسيدن به مقصدي.403″ در فرهنگ ابجدي قرينه اين گونه معنا شده است:”القَرِينَة- ج‏ قَرائِن‏: مؤنّث (الْقَرين‏) است، همسر؛ “قَرِينَةُ الكَلامِ”: قرينه كلام كه دلالت بر مُراد يا امرى كند؛ “دُورٌ قرائِنُ‏”: خانه‏هايى كه رو به روى هم باشند.404″
در بحث قراين تفسير، مقصود از قراين، امورى است كه به نحوى با كلام ارتباط لفظى يا معنوى داشته و در فهم مفاد كلام و درك مراد گوينده مؤثر باشد.405
1- اقسام قراين
قراين به اقسام مختلفي تقسم مي شود و دسته بندي هاي مختلفي براي آن صورت گرفته است. در اين جا به دو نوع تقسيم بندي اشاره مي کنيم.
الف) قراين تعيين کننده( معيّنه) و قراين برگرداننده (صارفه)
ب) تقسم بندي ديگري نيز براي قراين صورت گرفته است که آن را به دو نوع قراين پيوسته و قراين ناپيوسته تقسيم مي کند. قراين پيوسته نيز خود به قراين پيوسته لفظي و پيوسته غير لفظي تقسيم مي شوند. سياق از انواع قراين پيوسته لفظي و شأن نزول، سبب نزول، فرهنگ زمان نزول و زمان و مکان نزول از انواع قراين پيوسته غير لفظي است. از قراين ناپيوسته نيز مي توان به آيات و روايات اشاره کرد.
در اين فصل بر آنيم تا ميزان رعايت توجه به اين قاعده يعني توجه به قراين را در تفسير منهج الصادقين بر اساس تقسيم بندي اخير بررسي کنيم.
2- دليل لزوم توجه به قراين
در اين که توجه به قراين در فهم و تفسير قرآن نقش مهم و کليدي ايفا مي کند جاي هيچ شک و ترديدي نيست به عنوان مثال اگر مفسّري قرآن را بدون توجه به سياق يا شأن نزول آن تفسير کند بدون شک برداشتي صحيح از تفسير نخواهد داشت و چنانچه مي توان گفت بخشي از خطاها و برداشت هاي ناقصي که در تفسير قرآن رخ داده است ناشي از عدم توجه کافي مفسّر به اين قاعده مهم تفسيري است.

3- سياق
سياق در کتب لغت به معاني مختلفي از جمله روش، طريقه، مهر، کابين و تتابع406 به کار رفته است. سياق در اصل از ريشه (س و ق) و به معناي راندن و به حرکت در آوردن و سوق دادن چهار پايان است407
در زبان عربي به کسي که در عقب کاروان است و کاروان را به جلو مي راند سائق گفته مي شود. در عربي امروز به راننده اتومبيل سائق مي گويند. به بازار نيز از آن جهت سوق گفته مي شود که اجناس مورد نياز مردم از هر طرف به آن جا سوق داده مي شود.408
به مهريه زنان هم سياق گفته مي شود چون در زمان قديم در ميان اعراب مهريه زنان را بر شتران و چهار پايان قرار مي دادند و آن ها را به خانه پدر عروس مي راندند.409
در مورد معناي اصطلاحي سياق بايد گفت با وجود استفاده فراوان برخي مفسّران و دانشمندان از سياق، هيچ کدام از آنان تعريف دقيقي از آن ارائه نداده اند و تنها به اهميت توجه به اين قاعده در فهم و تفسير قرآن اشاره کرده اند. با تتبع در کتب مختلف به تعريفي از سياق که سيد محمد باقر صدر، مطرح کرده است، بر مي خوريم.
“و نريد بالسياق كل ما يكتنف اللفظ الذى نريد فهمه، من دوالّ اخرى سواء كانت لفظية كالكلمات التى تشكل مع اللفظ الذى نريد فهمه كلاما واحدا مترابطا، او حالية كالظروف و الملابسات التى تحيط بالكلام و تكون ذات دلالة فى الموضوع؛ يعني مقصود ما از سياق هرگونه، دليل ديگرى است كه به الفاظ و عباراتى كه مى‏خواهيم آنها را بفهميم، پيوند خورده است؛ خواه از مقوله الفاظ باشد، مانند كلماتى كه با الفاظ مورد بحث، يك كلام به هم مرتبط را مى‏سازند ، خواه قرينه حالى باشد، مانند شرايط و فضاى محيط بر كلام كه داراى دلالتى در موضوع مى‏باشند. “410
يکي از دانشمندان معاصر علوم قرآني با مطرح کردن اين تعريف و گسترده دانستن آن تعريف ديگري از سياق مطرح مي کند که ارتباط آن با موضوع مورد بحث ما بيشتر از تعريف شهيد صدر است، وي مي نويسد: “سياق نوعي ويژگي براي واژگان يا عبارت و يا يک سخن است که بر اثر همراه بودن آنها با کلمه ها و جمله هاي ديگر به وجود مي آيد.”411
يکي ديگر از قرآن پژوهان نيز معناي گسترده اي براي سياق مطرح مي کند و مي نويسد: “وَ نَقصُدُ بِالسياقِ اَلجَّوُ اَلعامُ اَلّذي يُحيطُ بِالکَلِمهِ وَ مَا يَکتَنفِها من قرائنَ و عَلاماتِ؛ مقصود ما از سياق جو عامي است که کلمه را در بر گرفته و آن چه که از قراين و علامات پيرامون کلمه مطرح است.412”
صاحب کتاب شناخت قرآن در تعريف خود از سياق قراين غير لفظي را داخل مي کند و مي نويسد: “معمولا در گفت و شنودهاى متعارف و در نوشته جات متعارف قرائن صدر و ذيل عبارت معناى خاصّى به جمله مى‏دهد و منظور را محدود مى‏كند. و اين معنى در اصطلاح معمولى”سياق” و”مساق” خوانده مى‏شود.413″
با توجه به مطالب فوق مي توان اين گونه نتيجه گرفت که سياق وجه ارتباط و تناسب کلمات، آيات و سوره ها با يکديگر و طرز جمله بندي آن است و به عبارت ديگر نوع چينش کلمات يک جمله و پيوند آن با جملات پيشين و پسين و محتواي کلي بر آمده از آن را سياق مي نامند.
رابطه ميان معناي لغوي و اصطلاحي سياق اين است که معناي لغوي راندن به جلو است به نوعي به نظم وترتيب بر مي گردد؛ در معناي اصطلاحي نيز همانطور که اشاره شد منظور چينش کلمات مورد نظر است که به نظم و ترتيب مربوط مي شود. مفسّر بايد در هنگام تفسير از سياق که يکي از قراين لفظي پيوسته محسوب مي شود استفاده کرده و در تفسير به آيات، کلمات و سوره قبل و بعد آيه اي كه در صدد تفسير آن است، توجه کند. در ادامه به اهميت توجه مفسّر به سياق در تفسير قرآن مي پردازيم.
3-1- اهميت توجه به سياق در تفسير
يكى از مواردي كه مفسّر براى فهم قرآن بايد به صورت جدى مورد توجه قرار دهد، سياق است؛ زيرا وقتى يك گوينده سخن مى گويد و اين گوينده حكيم مى باشد و دچار خطا و سهو و نسيان نيز نمى شود، معنا ندارد جمله هايى بياورد که با هم متناقض باشند، بلكه يك هماهنگى ويژه اى بين قسمت هاى مختلف سخن او وجود دارد؛ از اين رو وقتى كلمه هايى را پشت سر هم مى آورد، كلمه هاى قبلى ربط ويژه اى با كلمه هاى بعدى دارد و سياق براى فهم واژه ها و جمله هاى يك متن قرينه مى باشد، و ناديده گرفتن آن هماهنگى و تناسب ياد شده را خدشه دار مى كند؛ در قرآن کريم که فصيح ترين کلام ها است نيز اين گفته صادق است زيرا گاهى يك آيه با آيات قبل و بعد با هم مرتبط مى‏باشد و گاهى حتى دو سوره در حكم يك سوره شمرده شده است. مانند سوره فيل و قريش که برخي از دانشممندان علوم قرآني آن دو را يک سوره اطلاق کرده اند، پس در تفسير آيات بايد به سياق آن ها توجه کنيم.
دانشمندان اسلامى نيز توجه به سياق كلام را در تفسير جمله‏ها و آيات قرآن لازم دانسته و از آن با عبارات گوناگونى ياد كرده‏اند.
يكى از انديشمندان معاصر درباره رعايت سياق مى‏گويد: “بايد خيلى دقت كنيم وقتى مى‏خواهيم آيه‏اى را زير موضوعى و عنوانى قرار دهيم، آيات قبل و بعد را هم در نظر بگيريم و اگر احتمال‏مى‏دهيم كه در آيات قبل و بعد قرينه‏اى وجود دارد، آن را هم ذكر كنيم … تا موقع مراجعه به آيه، آن قراين كلامى مورد غفلت واقع نشود”.414
بدرالدين زركشى در البرهان اساس کار مفسّر را توجه به سياق کلام مي داند و مى‏نويسد: “اساس كار مفسّر بايد بر نظم کلام و ساختار جمله باشد، هر چند كه با اصل معناى وضعى مخالف باشد؛ زيرا مجازگويى امرى رايج است.”415
وي در جايي ديگر در اين باره مى‏نويسد: “دلالت سياق موجب روشن شدن “مجمل” و حصول يقين به عدم وجود احتمال خلاف و تخصيص عام و تقييد مطلق و تنوع دلالت، مى‏گردد. و آن از بزرگ ترين قراينى است كه بر مراد متكلم دلالت مى‏نمايد و هر كس به اين قرينه مهم بى‏اعتنا باشد در نظير آن به اشتباه مى‏افتد و در مناظرات و گفت و گوهاى خود نيز به خطا خواهد رفت. در سخن خداوند متعال دقت نما كه فرمود: (ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ)416 “بچش كه تو همان ارجمند بزرگوارى!” كه چگونه سياق آن دلالت بر ذلت و حقارت (مخاطب فعل (ذُقْ)) مى‏نمايد.417
سخن زركشى درست است زيرا زماني که قرآن مجيد توسط آياتى پيرامون موضوع خاصى سخن مى‏گويد، توجه به يك آيه و چشم پوشى از آيات ديگر جز لغزش و دورى از مقصد قرآن، نتيجه ديگرى ندارد. اين شيوه، منحصر به تفسير قرآن كريم نيست، بلكه در تفسير سخن هر فرد حكيمى بايد چنين اسلوبى رعايت شود.
در ميان مفسّران, علامه طباطبايى; توجه بيشتري به سياق آيات داشته است و از سياق آيات شريفه در بيان لغات، تركيب آيات، ترجيح قراءات، نقد احاديث، بيان محذوفات، ترتيب نزول آيات، مكّى و مدنى بودن آيات شريفه، ترتيب سُوَر، ردّ آراء گوناگون تفسيرى، ترجيح اقوال تفسيرى، نقد پاره اى از تركيبات ادبى، بيان مرجع ضميرها، و نقد آراى كلامى و جز اينها بهره برده است. ملا فتح الله نيز کم و بيش به اين شيوه توجه کرده است در ادامه به بررسي روش وي در رعايت اين قاعده و ذكر نمونه‏هايى در اين زمينه خواهيم پرداخت.

3-2- انواع سياق
براي سياق انواع مختلفي متصور است اگر از کنار هم قرار گرفتن کلمات در يک جمله سياق به دست آيد آن را سياق کلمات گويند و اگر از کنار هم قرار گرفتن جملات و آيات سياقي ايجاد شود، آن را سياق جمله ها يا آيات مي خوانند گاهي نيز از به دنبال

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی ضمير، برخي، ترکيبي Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی علوم قرآن