پایان نامه با واژه های کلیدی علم و فناوری، اگزیستانسیال، ایدئولوژی، هرمنوتیکی

دانلود پایان نامه ارشد

اشیاء است.دازاین همواره در شبکه ای از نسب و روابط سکنی دارد.عالم، چیزی بیرون از اگزیستانسیال(تقریر ظهوری)دازاین نیست. انسان یک آگاهی ایزوله و بسته نیست که گاه از لاک خود بیرون بیاید، با جهان خارج تماس یابد، بدان یورش برد و آگاهی کسب کند و دوباره به لاک خود برگردد.اصطلاح دازاین به این امر اشاره دارد که انسان وجود حاضر است.از نظرگاه هرمنوتیکی، نحوه وجود ما با سایر موجوداتی که می شناسیم(مثلاً حیوانات یا ماشین ها)متفاوت است. اصطلاح اگزیستانس بیانگر این تفاوت است. انسان همواره در روشنگاه وجود، تقرر ظهوری دارد.
این قیام ظهوری، اساساً “قیام ظهوری با دیگران”است.بنیاد اگزیستانسیال دانش اطلاع رسانی همین جاست. اطلاع، در معنایی هرمنوتیکی-اگزیستانسیال عبارت است از اشتراک یک عالم مشترک به نحو موضوعی و انحیازی.اگرما به جست و جوی شرایط امکان مخابره معنی چیزها به یکدیگر در یک افق تفهمی خاص هستیم، پاسخ هرمنوتیکی این است که تمکن ما بر انجام چنین کاری به عالم مشترکی برمی گردد که از پیش داریم.لذا اطلاع محصول نهایی فرایند بازنمایی ابژه های جهان خارج در ذهن سوژه و انتقال آن به سوژه ای دیگر نیست.همچنین، اطلاع امر صادر از سوژه دربسته و محصور در خود نیست، بلکه ساحتی اگزیستانسیال از”وجود در عالم با دیگران”است. در این نگاه مرز مشخصی بین سخن برهانی و اطلاع بخش از یک سو و سخن اقناعی و برانگیزشی و استحسانی و استعاری از سوی دیگر وجود ندارد.نگاه شایع به اطلاعات از نظر دیدگاه اگزیستانس-هرمنوتیک نگاه مجموع داده های منظم معنی دار به اطلاعات از ماهیت بلاغی و خطابی و از غایت مندی اطلاعات غافل است.
این نگاه وجود شناسی رقومی را به نقد می گیرد.در نظر کاپورو این وجودشناسی رقومی تقریری خاص از ایدئالیسم جرج بارکلی است که آن را می توان با این جمله بیان کردکه در وجودشناسی رقومی، واقع در قالب اعداد و ارقام قالب بندی می شود.این قالب بندی را می توان گشتل اطلاعاتی نامید، یعنی تسلط سوژه بر واقعیت، به واسطه بازنمایی رقومی آن(کاپورو به نقل از خندان ،1387).
پس از بررسی ماهیت فناوری از دیدگاه اگزیستانسیالیست ها لازم است به بررسی ماهیت فناوری از دیدگاه پست مدرن ها بپردازیم. هیوبرت دریفوس در مقاله ای موسوم به “هایدگر در باب ارتباط میان پوچ گرایی، هنر، تکنولوژی و سیاست”مدعی است که واپس نهادگی ناشی از تکنولوژی آن قدر گسترش می یابد که سرانجام عینیت گرایی و ذهنیت گرایی در چارچوب شاکله ای خاص به یک پوچ گرایی اجل می انجامد. در ساخت شاکله تکنولوژیک، جهان و به طور کارکرد زیست در قالب کارایی روشی صرفاً به استخدام پیشرفت تکنولوژی
درمی آید. در این وضع انسان نیز چون سایر پدیده های طبیعی به ماده خام و کارمایه تکنولوژی تبدیل می شود.به دیگر سخن، به گفته دریفوس انسان ماهیت مدرن خویش در قالب سوژه را از کف می دهد و به ماده خام یاد شده تغییر ماهیت می دهد.
درمورد نگاه پست مدرن ها به فناوری باید بگوییم درهمین راستای انسان شناختی پست مدرن ها قرار می گیرد. چنانکه هابرماس از علم و فناوری همچون ایدئولوژی سخن می گوید. هنگامی علم و فناوری به ایدئولوژی تبدیل می شود که حاکمیت آنها از عرصه طبیعت به عرصه اجتماع تعمیم داده شود. در این حالت، روش شناسی فارغ از ارزش علم و فناوری، چنان که در رابطه با طبیعت مطرح است، به عرصه مسائل اجتماعی وارد می گردد و به این ترتیب، ویژگی هنجارین و اخلاقی مسائل اجتماعی به اموری صرفاً فنی فروکاسته می شود. درواقع، هابرماس در اینجا به تمایز دیرینه میان عمل اجتماعی و فن روی می آورد. از نظر وی، فن فارغ از ارزش است.
بر اساس چنین تمایزی هابرماس از دو گونه علاقه و عمل فنی یا ابزاری و علاقه و عمل ارتباطی در آدمی سخن می گوید.عمل ابزاری در ارتباط با طبیعت و به صورت تصرف و تسخیر طبیعت جلوه گر می شود و محمل آن نیز علم و فناوری است و بر حسب قواعد فناورانه که خود مبتنی بر دانش تجربی است، شکل می گیرد. این گونه از عمل به شکل کار و تولید آشکار می شود و منجر به رهایی انسان از قهر و سلطه طبیعت بیرونی می گردد. اما عمل ارتباطی بر حسب قواعد هنجارین نیز به فهم متقابل میان افراد بستگی دارد. به عبارت دیگر، در عمل ابزاری رابطه ذهن و عین برقرار می شود و افراد می کوشند علایق درونی خود را با تصرف و تسلط بر جهان برآورند؛ اما، در عمل ارتباطی رابطه ای میان ذهنی برقرار می گردد که در آن، افراد یکدیگر را متعلق به یک دنیا می دانند و رابطه خود را بر اساس فهم متقابل استوار می سازند.چنان که عمل فن آورانه انسان را از قهر طبیعت بیرونی رها می کند، عمل ارتباطی نیز وی را از طبیعت درونی خود و روابط اجتماعی سلطه گرانه رها می سازد. در این میان، اگر منطق عمل فناورانه به عرصه عمل ارتباطی بسط یابد، علم و فناوری شکل تخریبی به خود می گیرند و به تعبیر هابرماس مانند ایدئولوژی آشکار می گردند. این شکل تخریبی ازآنجا نشأت می یابد که عمل فناورانه حالت یک گفتمان کلی را به خودگرفته است ودر پی تصرف و تسلط است و در عرصه اجتماعی اشیاء را موضوع تصرف و تسلط قرار
می دهد.
بودریار از جمله پست مدرن ها معتقد است که امروزه از طریق فناوری و تکنولوژی واقعیت از طریق به صحنه آوردن نگاتیو (سالبش) جعل می شود.فی المثل، او توضیح می دهد که دیسنی لند “وهمی است و جهانی که آن را احاطه می کند(لوس آنجلس و سایر جاهای امریکا)واقعی است.”در چیزی شبیه به این، ما مجرمیت را به گونه ای به صحنه می آوریم که بتوانیم یک سیستم عدالت که مشروع جلوه کند را جعل کنیم.ما در به صحنه آوردن نگاتیو(سالب)تمایزگذاری هایی از قبیل واقعی و تخیلی، درست و غلط، بحق و نابجا را جعل می کنیم. وی معتقد است که به منظور احیای معکوس واقعیت در قالب خیال ساخته می شود.به زعم نیست انگاری پست مدرن جامعه مدرن در تلاش برای حفظ واقعیت، مستأصل شدن است.این امر در کثرت به صحنه آوردن نگاتیو(سالب) ها مشهود است.اثبات واقعیت از طریق به صحنه آوردن امر خیالی به اثبات حقیقت از طریق شایعه، اثبات قانون از طریق قانون شکنی، اثبات کار از طریق اعتصاب و …الخ انجامیده است. در مرحله نهایی تصویر، هنگامی که سیستم غایت لنفسه و خود مختار می شود، همین بازنمود واقعیت هم از دست می رود. این مرحله واقعیت گزافه است. مرحله فروپاشی واقعیت و سربرآوردن اصالت واقعیت گزافه از دل آن و به عبارت دیگر، کپی برداری دقیق از واقعیت، ترجیحاً از طریق یک رسانه کپی کننده از قبیل تبلیغات یا عکاسی یا مکان سایبری و واقعیت مجازیاست.واقعیت، با کپی برداری از یک رسانه به رسانه دیگر بی ثبات می گردد و به نماد مرگ بدل می شود. اما در عین حال واقعیت از طریق انهدام خود، به خود قوت می بخشد و به واقعیتی لنفسه، و نه لغیره بدل می شود. بدین ترتیب، واقعیت گزافه بتواره پرستی ابژه ای از دست رفته که دیگر ابژه بازنمایی نیست، بلکه خلسه تحقیر و آیین نابودی خود است.
در واقعیت گزافه بحران بازنمایی، که دیرزمانی است که در ذهن مدرن لانه کرده است، مغلوب واقعیتی می شود که در چرخه نامتناهی تکرار محض، اسیر آمده است. در عصر واقعیت گزافه، واقعیت عبارت است از آنچه که
می توان از آن یک کپی (و به عبارت دیگر، یک تصویر مصنوع)از آن عرضه کرد.در پایان فرایند مستعد شدن برای کپی برداری، واقعیت تنها آن چیزی نیست که قابل کپی برداری است، بلکه آن چیزی است که همواره در معرض کپی برداری است.
از تحلیل مختصر فوق مشخص می شود که در منطق بودریار یک سیر قهقرایی نامتناهی وجود دارد. به صورتی که ما امر تخیلی را به صحنه می آوریم تا واقعیت را جعل(بازنمایی)کنیم. این بازنمایی، خود به بازنمایی دیگری بدل می شود و این سلسله بازنماییی ها ما را به ساحت واقعیت گزافه می کشاند.در ساحت واقعیت گزافه هر چیزی در معرض بازنمایی و کپی برداری است.در واقعیت گزافه، بشر یقین می کندکه وجودش به عنوان بازنمایاننده تمام یقین و حقیقت-قطعی و یقینی است، یعنی اثبات وجود خود می کند.معذلک، همین بشری که با بازنمایی قطعیت یافته است(سوژه یقینی ای که قالب بندی در برابر او و برای او یقینی گشته است) اکنون خودش نیز قالب بندی و به منزله شیوه ای از گشتل فرا-فرمان آورده می شود.مقام بشر از بازنمایی کننده به بازنمایی شده تبدیل می شود. اکنون دازاین محفوف در تصویر مصنوع است(اینترونا،1384).
از نظر دریفوس اکنون ارتباط میان دانشمندان در شبکه جهانی وب به موضوعی جانبی تبدیل شده است.شبکه چنان غول آسا شده که آن نیاز خاص اولیه، دیگر امری کاملاً فرعی می نماید.از اینجا هر کاربرد تازه آن، امری غافلگیر کننده است.اگر جوهر تکنولوژی آن باشد که هر چیز را به آسانی قابل دسترسی و بهینه کند، در این صورت اینترنت وسیله تکنولوژیک کاملی است.این گرایش به انعطاف پذیر ساختن هر چیز تا حد امکان است که در نتیجه مات را به دیجیتال و رقومی کردن و پیوند بینابینی هر میزان از واقعیت که بتوانیم سوق داده است. میزان امکاناتی که شبکه جهانی برای انجام این کار در اختیار ما قرار می دهد، به معنای اصیل لفظ نامحدود است.این انعطاف پذیری محض به طور طبیعی به رقابت افراد برای پیش بینی های عجیب و غریب در مورد شکل های آینده شبکه می انجامد که از آن جمله می توان به امکان دسترسی به هرگونه اطلاعات به وسیله موتورهای جست و جوگر، رونق اقتصادی از طریق تجارت و بانکداری و پست الکترونیک، آموزش عمومی فراگیر اشاره کرد، که انسان را در معرض آشنایی و تماس با کل واقعیت قرار خواهد داد.بنابراین از نظر ستایشگران اینترنت، انسان هویتی هایی هر چه بیشتر انعطاف پذیر نسبت به گذشته کسب خواهدکرد. به این ترتیب وجوه جدیدی از معنا در زندگی چهره خواهد گشود و موجب گسترش دایره ادراک انسانی خواهد شد.اما از نظر دریفوس به شهادت نتایج اینترنت چنین نیست، از باب نمونه هنگامی که به افراد امکان دسترسی به شبکه جهانی اطلاعات داده می شود، آنان در می یابند که دچار احساس انزوا و افسردگی شده اند.چیزی که از نظر دریفوس از عدم حضور متجسد افراد در برابر یکدیگر ناشی شده است. در اینجا ارتباط دیجیتالی اینترنتی در ساحت ذهن و هوش مجازی از جمله دوستی از روی شبکه اطلاعاتی نسبت به دوستی های نزدیک و حضوری جسمانی و بدنی بسیار محدودتر و شکننده تر است و هرگز ارتباطات الکترونیک نمی توانند پیوندهای محکم انسانی را برقرار سازند(مددپور،1383).
پس از آنکه گفته شد هابرماس از فناوری همچون ایدئولوژی سخن می گوید، لازم است از سخن فوکو در مورد فناوری بگوییم. فوکو واژه فناوری برای به کارگیری نمایش قدرت در لایه های گوناگون و فرودست جامعه به کار می برد و در نوشته هایش به دو نوع فناوری اشاره می کند که بر پیدایش ماهیت خود در انسان اثر می گذارند.
گونه ای از فناوری با تعریف و کنترل اصول راهنمای رفتار آدمی در پی چیره شدن برآن ها با به کار گیری قدرت برای دستیابی به اهدافی مشخص است؛ به گونه ای که برآیند این روند پرورش افرادی فرمان بر و سودمند باشد که بتوانند به خوبی نقش های کاربردی خود را در زندگی بازی کنند. فناوری خود دگرگونی شخص را در راستای دستیابی به موقعیت ویژه از خرد، کمال، پاکی و خوشبختی با کار بر روی جسم، روح، اندیشه و اصول، شدنی
می سازد.
گونه ای دیگر از فناوری برای سخن گفتن از این که چه گونه درباره خود شناخت می یابیم و چه گونه خود را
می شناسیم، می باشند. کسانی که درچارچوب زمینه های موضوعی وگفتمانی دانش را به وجود می آورند، نوعی نظم دهی در آن ها به وجود می آورند.این نظم دهی که در چارچوب های دانش صورت می گیرد، به منظور و هدف شکل دهی به خود های انسانی در جهت اهداف و منافع خاصی هستند.که در پیدایش و ساخت سوژه انسانی وتعریف خودمان نقشی بنیادی دارد.این گفتار که برگرفته از نظام کنترل اجتماعی است معمولاً کوچک شمرده
می شود؛ اغلب چنین به نظر می رسد که ایجاد انضباط در امور و کارها پیش درآمدی برای آزادی از فرمان برداری از دیگران ودیدگاه های دیگران باشد زیرا همه باید به این انضباط ها تن دردهند؛ ولی از دیدگاه فوکو چنین نیست؛ زیرا آن چه درباره انسان گفته می

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی اگزیستانسیال، مصرف گرایی، عالم محسوس، ذخیره سازی Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی هویت فردی، کامپیوترها، عصر دیجیتال، اگزیستانسیال