پایان نامه با واژه های کلیدی عقد نکاح، قانون مدنی، شخص ثالث، فقه امامیه

دانلود پایان نامه ارشد

مهر المثل باید حال زن از حیث شرافت خانوادگی و سایر صفات و وضعیت او نسبت به اماثل و اقران و اقارب و همچنین معمول محل و غیره در نظر گرفته شود».
میزان مهر در صورت تفویض تعیین به شخص ثالث
در این خصوص دلیل روشنی در کتاب و سنت مشاهده نمیشود و بنابر اصل آزادی اراده، حکم شخص ثالث را بر زوجین باید نافذ دانست. با این حال به نظر میرسد شرط ضمنی زوجین در تفویض مهر به شخص ثالث، رعایت غبطه و مصلحت ایشان است. بنابر این چنانچه حکم وی عرفاً ناعادلانه و غیر منصفانه باشد، میتوان در نفوذ آن تردید نمود.
ج) میزان مهر المسمی
ماده 1080 قانون مدنی به حکومت تراضی طرفین بر میزان مهر، تصریح مینماید.71 این حکم به تأیید مشهور فقها پشت گرم است که ایشان نیز بر اساس کتاب72 و سنت73 و عده ای با اندیشه اجماع74، میزان مهر را مطلقاً تابع تراضی طرفین میدانند.
با این حال، حکم ماده 1080 ق.م. و پیشینه تاریخی آن باب گفت و گو را مسدود نکرده است. میزان مهر المسمی یکی از مباحث بسیار مهم و داغ حقوقی، اجتماعی، اقتصادی و حتی اخلاقی است. از سویی آزادی اراده اشخاص در تعیین میزان تعهداتشان، تضعیف کننده اعمال حد و مرزی بر میزان مهر است و از دیگر سو، مهر بسیار فراوان یا بسیار ناچیز، ناهنجاریها و خطاهای زیادی در چرخه زندگی اجتماعی بخشی از مردم پدید آورده؛ تا جایی که چند سالی است، مسأله مهر زیاد به یکی از مسائل اجتماعی و عمومی تبدیل شده است. عدهای برای دریافت راهکار مناسب جهت تعدیل و اصلاح این مسأله یا «معضل»75 به راهکار مبنایی متوسل میشوند و از منظر فقهی و حقوقی، رویکردهای جدید ارائه مینمایند76 و عده ای به نتایج آن نظاره میکنند و رویکردهای اقتصادی و جامعه شناختی در پیش میگیرند اما نقطه اشتراک غالب صاحب نظران، جهت گیری کلی ایشان در خصوص این مسأله است. تقریبا همه صاحب نظران مسأله مهر زیاد را در حال حاضر به یک «معضل» تعبیر میکنند.
به جهت اهمیت موضوع و تفصیل مباحث مربوط، در ادامه این نوشتار، ماهیت مهر را بررسی و بر اساس آن مباحث مرتبط با میزان مهر المسمی را بررسی خواهیم نمود.

بند دوم: مهر المثل
مهر المثل مهری است که زن مستحق دریافت آن است در حالی که در عقد نکاح، میزان مهر ذکر نشده یا مهر ذکر شده، باطل باشد.
الف) موارد استقرار مهر المثل
مهر المثل در مواردی به زن تعلق میگیرد که مهر در عقد نکاح ذکر نشده یا باطل باشد و یا وطی به شبهه صورت پذیرد؛
عدم ذکر مهر؛ تفویض بضع
از آنجا که مهر جزء مقتضای ذات نکاح دائم نمیباشد، ذکر نکردن مهر77 یا شرط عدم مهر موجب تزلزل نکاح نمیشود (ماده 1095 ق.م.)78 و طرفین میتوانند پس از وقوع نکاح و پیش از نزدیکی نیز بر تعیین میزان مهر تراضی نمایند.79 ماده 1087 ق.م. در این خصوص بیان میدارد: «اگر در نکاح دائم مهر ذکر نشده یا عدم مهر شرط شده باشد، نکاح صحیح است و طرفین میتوانند بعد از عقد مهر را به تراضی معین کنند و اگر قبل از تراضی بر مهر معین بین آنها نزدیکی واقع شود، زوجه مستحق مهر المثل خواهد». با این وصف، چنانچه پس از نزدیکی نیز زوجین بر میزان مهر تراضی نمایند، تراضی ایشان مقدم است. از منظر حقوقی، ماده 1087 در مقام بیان استحقاق زوجه نسبت به مهر المثل است و قسمت اخیر ماده 1087 ق.م. دلالتی بر انحصار حق زوجه در مهر المثل ندارد.
از منظر اصولی نیز ماده 1087 ق.م. بسیار دقیق و ظریف تنظیم شده است؛ ابتدا به نحو مطلق بیان داشته که «طرفین میتوانند بعد از عقد مهر را به تراضی تعیین کنند» و اشارهای به قبل یا بعد از نزدیکی ننموده و در ادامه به استحقاق زوجه، نسبت به مهر المثل تصریح مینماید: «و اگر قبل از تراضی بر مهر معین بین آنها نزدیکی واقع شود، زوجه مستحق مهر المثل خواهد بود». بنابر این جای تردید نمیگذارد که زوجین پس از نزدیکی نیز میتوانند بر میزان مهر تراضی نمایند. اصل حاکمیت اراده در عقود نیز مؤید این نتیجه است.
بطلان مهر
بطلان مهر چنانچه ناشی از مستحق للغیر بودن آن باشد، زن «مستحق مثل یا قیمت آن خواهد بود مگر اینکه صاحب مال اجازه نماید». (ماده 1100 ق.م). گفته شده است که در فقه نیز درباره این حکم، نظر مخالفی ابراز نشده است.80 ولی گروهی بر این باورند که زوجه مستحق مهر المثل است چرا که در فرض بطلان مهر، زوجه مستحق مهر المثل میشود و در این مورد نیز مهر باطل گردیده است.81 به هر حال قانون مدنی از نظر اول که شهرت بیشتری دارد پیروی کرده است؛ همچنین «در صورتی که مهر المسمی مجهول باشد یا مالیت نداشته باشد، …زن مستحق مهر المثل خواهد بود» (ماده 1100ق.م) چرا که برای مال مجهول یا فاقد مالیت نمیتوان مثل یا قیمت تعیین نمود. البته برخی فقها در موردی که مهر مالیت ندارد مانند قراردادن شراب یا خنزیر به عنوان مهر، قائل به بطلان نکاح هستند82 اما این قول خلاف نظر مشهور و مخالف این تحلیل حقوقی است که مهر جزء ارکان نکاح دائم نمیباشد.
سوالی که در این زمینه مطرح میشود آن است که آیا در وضعیت بطلان مهر، تعلق مهر المثل به زوجه منوط به نزدیکی است؟ به عبارت دیگر، چنانچه مهر المسمی باطل باشد و زوجین قبل از نزدیکی از یکدیگر جدا شوند، آیا زن میتواند نیمی از مهر المثل را مطالبه نماید؟
در این خصوص قانون مدنی ساکت است اما بیشتر حقوقدانان83 به تبع فقه امامیه این موارد را به مثابه وضعیتی میدانند که مهری تعیین نشده باشد. مطابق ماده 1088 ق.م.: «… اگر یکی از زوجین قبل از تعیین مهر و قبل از نزدیکی بمیرد، زن مستحق هیچگونه مهری نیست». در نتیجه «با توجه به اینکه مهر المثل در فقه امامیه و حقوق ایران با نزدیکی بر ذمه شوهر قرار میگیرد و صرف عقد موجب استحقاق آن نیست باید گفت مقصود قانونگذار در ماده 1100 آن بوده است که زن پس از دخول مستحق مهر المثل است»84 ایشان با توجه به شهرت این نظر در فقه، به ماده 3 ق.آ.د.م. سابق استناد مینمایند که در موارد سکوت قانونی باید به عادت مسلم رجوع نمود.85
در برابر این نظرات، برخی حقوقدانان استدلال نمودهاند: «در فقه امامیه در این باره که آیا زن پیش از نزدیکی استحقاق گرفتن مهر المثل را دارد یا مهر در برابر نزدیکی پرداخت میشود اختلاف است. پس نمیتوان در این باره به عادت مسلم مذهبی و ماده 3 قانون آیین دادرسی مدنی استناد کرد. افزودن شرط وقوع نزدیکی به ماده 1100 نه تنها با ظاهر بخش نخست این ماده، با مبنایی که در بخش دوم نیز انتخاب شده منافات دارد. زیرا در جایی که موضوع مهر به دیگری تعلق دارد و مالک، آن را اجازه نمیدهد، توافق درباره آن به عنوان مهر باطل است».
«نکاح در صورتی بدون مهر به شمار میرود که طرفین چنین خواسته باشند و تنها در این صورت است که زن پیش از نزدیکی استحقاق گرفتن مهر المثل ندارد و ماده 1087 ق.م. اجرا میشود. ممکن است از نظر قواعد عمومی معاملات این مبنا قابل ایراد باشد و بر آن خورده بگیرند که چگونه میتوان قصد را از موضوع آن جدا ساخت. ولی با ملاحظه مواد 1087 و 1100 ق.م. و تاریخ حقوق به خوبی معلوم میشود که نویسندگان قانون جز این نخواسته اند؛ امری که به طور مسلم با انصاف و طبیعت اخلاقی عقد نکاح سازگارتر است»86
برخی نویسندگان نیز در تأیید این نظر به ماده 1082 ق.م. استناد کرده اند که بیان میدارد: «به مجرد عقد، زن مالک مهر میشود و میتواند هر نوع تصرفی در آن بنماید». یعنی اصل بر این است که به محض وقوع عقد و پیش از نزدیکی، زن مالک مهر است و احکام مواد 1087 و 1088 ق.م. اموری استثنائی تلقی میشوند که باید به نحو مضیق تفسیر شود.87 همچنین بیان داشته اند که «در موضوع حاضر مهر تعیین شده است، النهایه تعیین مهر، باطل شده است و به حکم قاعده کلی وقتی یکی از عوضین باطل میشود، بدل آن، جای آن را میگیرد»88
به نظر نگارنده نظر اخیر با تردیدهایی جدی مواجه است؛ اول اینکه ایشان برای تردید در استناد به ماده 3 ق.آ.د.م. سابق اشاره داشته اند که در این خصوص اختلافاتی در نظرات فقها وجود دارد، بدون اینکه به نظرات مختلف اشاره نمایند. تفحص و گردش در آثار فقهی نشان از آن دارد که اختلاف زیادی در این مسأله مطرح نشده است تا جایی که مرحوم صاحب جواهر در خصوص عدم استحقاق زوجه بر مهر المثل پیش از نزدیکی، ادعای اجماع نموده است.89 ایشان علاوه بر اجماع، به کتاب و سنت نیز استناد مینمایند. البته همه روایات منقول در این زمینه، ناظر به موردی است که مهر در نکاح تعیین نشده باشد و ناظر به مسأله مورد نظر نیست.90
دوم آنکه، ایشان نکاحی را که طرفین قصد تعیین مهر داشتهاند از نکاح مخالف آن تفکیک میکنند و بدین ترتیب به مهر المثل در نکاح اول جنبه قراردادی میدهند. این در حالی است که مهر المثل در فقه و حقوق ایران ماهیت جبران خسارتی دارد. با پذیرش غیرقراردادی بودن مهر المثل نمیتوان استحقاق زوجه نسبت به آن را ناشی از توافق اولیه طرفین دانست. چه بر توافق باطل هیچ اثری مترتب نیست. همچنان که مهر نیز از ارکان نکاح نیست تا بگوییم طرفین، نکاح دارای مهر را قصد کردهاند.
سوم اینکه استدلال ایشان مبنی بر اینکه «نکاح در صورتی بدون مهر به شمار میرود که طرفین چنین خواسته باشند» موجه نیست. چرا که بر قصد باطل اثری مترتب نمیشود. ممکن است در این خصوص ایراد شود که اسامی معاملات، اسمهایی هستند که برای معنی صحیح و فاسد آن وضع شده است91 و لذا چنانچه مهر باطل باشد نیز عنوان مهر بر آن صدق میکند. اما در حقیقت، بحث از صحیح و اعم بحثی لفظی است و هیچ کس تردیدی ندارد که از لحاظ ترتب آثار حقوقی تفاوتی بین بطلان عمل و فقدان عمل نیست.
چهارم اینکه استناد ایشان به انصاف و طبیعت اخلاقی عقد نکاح، جداً محل تردید است؛ انصاف امری شخصی و ذهنی92 است که هر کس از آن برداشتی میکند و طبیعت اخلاقی نکاح نیز هیچ نشانه و راهنمایی در مورد بحث پدید نمیآورد. ممکن است کسی بگوید که انصاف و اخلاق حکم میکند زوجهای که عنوان اجتماعی متأهل را یدک کشیده و پس از جدایی یا فوت همسر، احتمالا خواستگاران کمتری داشته باشد، از مهر المثل (ولو نیمی از آن) محروم نگردد. در برابر، شخصی چنین برداشت کند که چرا مردی که هیچ تمتعی از همسرش نبرده است باید هم مکلف به پرداخت نفقه باشد و هم نیمی از مهر المثل؟ و یا در صورت فوت شوهر، چرا باید هم سهم الارث زوجه را بپردازند و هم بقیه اموال شوهر ناکام! به عنوان مهر المثل به همسر پرداخت شود و سایر وراث از آن محروم شوند؟
منظور اینکه عدالت و انصاف مفاهیمی هستند که در جهت ذهنی هر شخصی قابل تمسک و استناد است و نمیتوان به سادگی مستند حکم فقهی قرارگیرد.93 به تعبیر دقیق برخی حقوقدانان، عدالت امری منضبظ نیست و در استدلال حقوقی نمیتوان مستقیماً به آن استناد نمود.94
پنجم اینکه تمسک به تاریخ حقوق، در موضع اثبات سخنی که بر خلاف نظر مشهور فقها و حقوقدانان است موجه نیست. همچنانکه در مذاکرات اعضای شورای ملی در حین تصویب مواد 1087 و 1100 قانون مدنی، نشانه ای از تأیید این سخن نیست.95
همچنین استدلال بعضی نویسندگان مبنی بر اینکه احکام مندرج در مواد 1087 و 1088 ق.م. استثنایی بر حکم ماده 1082 ق.م. است، توجیهی ندارد؛ چرا که استثنا و مستثنی منه باید موضع بیان واحد داشته باشند. ماده 1082 ق.م. ناظر به موردی است که مهر المسمی عین معین است و ارتباطی به سایر اقلام مهر (مهر المثل و مهر المتعه) ندارد. حتی ماده 1082 ناظر بر مهر المسمای کلی نمیباشد چرا که در مهر کلی، زن طلبکار مهر میگردد نه مالک آن.96 اما مواد 1087 و 1088 ق.م. ناظر به مهر المثل است.
در نهایت اینکه پاسخ قاطع و نهایی به پرسش فوق و پرسشهایی از این دست مستلزم شناخت ماهیت مهر المثل است. چنانچه مهر المثل را بدل مهر المسمی بدانیم، منطقاً احکام مهر المسمی بر آن مترتب میگردد و جنبه قراردادی یا شبه قراردادی خواهد داشت. اما اگر مهر المثل جبران خسارت نزدیکی باشد، جنبه غیر قراردادی به خود میگیرد و زوجه صرفاً پس

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی شخص ثالث، قانون مدنی، عقد نکاح، فقه امامیه Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی نکاح موقت، فقهای امامیه، عقود معین، قانون مدنی