پایان نامه با واژه های کلیدی ظلم و ستم

دانلود پایان نامه ارشد

ارائه داده‏اند پرداخت. مهم‏ترين و مشهورترين اين کتيبه‏ها متعلّق به داريوش يکم (کبير) مي‏باشد. پادشاه مذکور که از ديدگاه مورّخان به عنوان معمار و احياگر اصلي امپراتوري هخامنشي مطرح مي‏باشد، در طول سلطنت طولاني‏اش، در جهت پيشرفت و گسترش کشور تحت فرمان خود به اقدامات و اصلاحات گسترده‏ايي در عرصه‏هاي مختلف سياسي و اقتصادي دست يازيده و به عنوان پادشاهي موفّق و کامياب امر نمود تا شرح اقدامات بزرگ او به صورت کتيبه‏هاي متعدّد به زبان‏هاي مختلف در دل کوه‏ها حک شود. داريوش در اين کتيبه پس از ذکر اصل و نسب و اثبات مشروعيّت خويش مبني بر انتساب به خاندان هخامنشي، اظهار مي‏دارد که چگونه مدّعيان و شورشياني را که عليه سلطنت مشروع او به شورش برخاسته بودند، سرکوب نموده است. در اين رابطه او ضمن ذکر نام شورشيان، شهرهايي را که اين مدّعيان تاج و تخت در آ‏ن‏ها علم عصيان برافراشته‏اند را نيز نام برده است و در اين زمينه اطّلاعات مفيدي در رابطه با اقوام متعدّد درون امپراتوري هخامنشي و نيز شهرهاي مهمّي که در آن‏ها شورش صورت گرفته، به دست مي‏دهد. همچنين يکي از موارد اهمّيّت کتيبه‏ي مذکور اين است که مطالب و گزارش‏هاي آن به جز در چند مورد اندک و جزئي با آن‏چه که هرودوت در کتاب “تواريخ” خويش آورده مطابقت مي‏کند و اين مسأله از دو جهت اهمّيّت مي‏يابد. اوّل اين که صدق ادّعاي داريوش را درباره‏ي ارسال مطالب موجود در کتيبه‏ي بيستون به نقاط مختلف امپراتوري به اثبات مي‏رساند و در مرحله‏ي دوّم سندي است مبني بر تأييد اظهارات هرودوت در مورد تاريخ هخامنشيان. داريوش در اين کتيبه وقايع مربوط به دوران سلطنت خويش را به صورت مختصر ذکر کرده و در اين زمينه بيشتر سعي نموده است تا مشروعيّت سلطنت خويش را براي جهانيان به اثبات برساند و به همين علّت به نظر مي‏رسد که اين کتيبه جنبه‏ي تبليغي داشته و بيشتر توصيف شاهنشاه از خويشتن است. در اين کتيبه‏ها شاهنشاه اشاره به شورش يک کشور خاصّي يا به عمليّات و اقدامات شاهانه در زمان و مکان معيّني نمي‏کند بلکه کتيبه‏هاي او قصد دارند مداومت قدرت و تعالي فضيلت‏هاي شاهانه را مصوّر کنند. به طور کلّي کتيبه‏هاي هخامنشي به سه زبان فارسي باستان، بابلي و عيلامي نوشته مي‏شد و اين نشان‏دهنده‏ي اوضاع فرهنگي و انساني قلمرو هخامنشي در نواحي غربي و جنوبي ايران بود. البتّه کتيبه‏هاي اندکي نيز به زبان‏هاي غيرپارسي يافت شده است؛ از جمله: کتيبه‏ي داريوش در مورد ترعه‏ي نيل به زبان مصري.
1-7 روش تحقيق
نوع روش اين تحقيق مبتني بر توصيف و تحليل محتوا است بدين صورت که مطالب و اطلاعات از کتب و منابع مربوطه به صورت برگه‏نويسي جمع‏آوري شده و بعد از پالايش و دسته‏بندي برگه‏ها و مبتني بر مطالب آن‏ها تأليف و تدوين مي‏شود و در ضمن تأليف ابتدا موضوعات توصيف و تفسير و سپس تحليل گرديده و در آخر نتيجه‏گيري مي‏شود.

فصـل دوّم:
مفاهيم نظري و نگاهي اجمالي به
ظهور و سقوط سلسله‏ي هخامنشيان

2-1 اصول کشورداري
به فن اداره‏ي امور داخلي يک سرزمين يا مملکت اصول کشورداري يا حکومت گفته مي‏شود. البتّه اصطلاحات ديگري همچون سياست مدن، فنّ تدبير مدن، آيين مملکت‏داري و بيش از همه سياست داخلي را نيز در قالب تعاريف اصول کشورداري مي‏توان گنجاند. لغات کليدي اصول کشورداري شامل حکومت، سياست، سياست مدن و سياست داخلي مي‏شود. براي روشن شدن موضوع ابتدا به تعريفي کوتاه از موارد ياد شده مي‏پردازيم:
2-1-1 حکومت
حکومت از ماده‏ي حکم است و حکم در لغت به معناي منع و بازداشتن براي اصلاح و کار محکم و استوار است. حکومت نيز به معناي جلوگيري شخص از ظلم و ستم مي‏باشد. حکومت و حکم هر دو به معناي داوري کردن، فيصله دادن و نيز به معناي استقرار، ثبوت، اتقان و قاطعيّت در رأي آمده است.1 در اصطلاح سياست و علوم سياسي نيز حکومت و حکم به معناي فنّ کشورداري و تدبير و انديشه در اداره و تنظيم امور داخلي و خارجي کشور مي‏باشد. بنابراين حکومت در اصطلاح به فنّ تدبير مدن و آيين کشورداري تعريف شده است نه به معناي فرمانروايي و خودکامگي که هر گونه استقلال در انديشه و عمل افراد را سلب مي‏کند. ارسطو در اين زمينه مي‏گويد: “کشورداري2، عالي‏ترين شکل نمادين يک جامعه مي‏باشد و هدف آن، چيزي جز تدبير و انديشه‏گرايي و جلب منافع و حفاظت مصالح و دفع مفاسد آن جامعه به وجه احسن نيست.”3
2-1-2 سياست مدن
مدن جمع مدينه به معنى شهر است4 و بنابراين سياست مدن به معنى تدبير امور شهرها و جوامع است. محتملاً علّت به كار گرفتن اصطلاح سياست مدن به خاطر تأثّر فلاسفه‏ي اسلام از تفكّرات سياسى و فلسفه‏ي سياسى قبل از اسلام مخصوصاً فلسفه‏ي يونان است. در يونان باستان كلمه‏اى كه بر شهر اطلاق مى‏شود پوليس5 بود كه تقريباّ معادل Cite وCity است كه واحد جغرافيائى اجتماعى و سياسى حكومت در يونان باستان بود. به همين جهت اصطلاح سياستمدار در زبان‏هاى معاصر اروپائى كه پوليتيشن6 است نيز از ريشه‏ي همان كلمه‏ي پوليس به معنى شهر است. اين رابطه تا حدّى در مورد كلمه‏ي شهر7 و شهروند8 نيز رعايت شده است. بنابراين سياست9 در يونان باستان به معنى تدبير امور شهر بود و سياستمدار متخصّص درامور شهرى بود. بنابراين مدنيّت و سياست مدن تا حدّ وسيعى معادل اصطلاح اصلى يونانى است و با كلمه‏ي تمدّن10 نيز هم‏ريشه است. علّت رعايت واحد اجتماعى شهرى و شهرگرايى و شهري‏گرى و نيز مدنيّت، سياست مدن و تمدّن در سياست از آن جهت است كه جوامع كوچك روستائى جوامعى نيستند كه در آن‏ها افراد ضرورتاً مجبور باشند تن به تعهّدات اجتماعى بدهند و افراد مى‏توانند به صورت انفرادى زندگى خود را اداره كنند و حوائج محدود خود را رفع كنند. ولى در جامعه‏ي شهرى افراد قادر نيستند به طور انفرادى زندگى كنند. بنابراين لازم است به قانون و سياست تن در دهند و براى زندگى با هم و در كنار هم بايد قراردادى طبيعى يا اجتماعى را بر خود بپذيرند و از واحد اجتماعى شهرى است كه مدنيّت، تعاون، سياست و تمدّن آغاز مى‏شود. به احتمال علّت آن‏كه پيامبر پس از هجرت به يثرت نام آن‏جا را مدينه نهاد و بعداً به مدينه‏النّبي شهرت يافت آن بود كه پيامبر (ص) مى‏خواست پايه‏هاى مدنيّت و تمدّن اسلامى را بنيان‏گذارى نمايد. به مدّت چهار قرن -از اواخر قرن ششم پيش از ميلاد تا اواخر قرن دوم پيش از ميلاد- عهد دولت شهرى11 يا دولت سيته به عنوان سياست غالب حکومت رواج داشت. در اين عهد اساس سياست و حكومت بر مفهوم جغرافيايى و آمارى منطقه‏ي يك شهر و جمعيّت استوار بود و اين شهرها در ابتدا با ايجاد روابط با يكديگر شكل ضعيف كنفدراسيون را داشتند و سپس با تقويت حاكميّت بيشتر يك شهر و شهرهاى ديگر و گرايش به سيستم متمركز به صورت فدراسيون درآمدند.12
2-1-3 سياست داخلي
سياست، رهبري صلح‏آميز، يا غيرصلح‏آميز روابط ميان افراد، گروه‏ها و احزاب در داخل يك كشور (سياست داخلي) و روابط ميان يك دولت با دولت‏هاي ديگر در عرصه‏ي جهاني (سياست خارجي) است.13 بر اين اساس سياست داخلي عبارت از [تنظيم و اجراي] اصول و قواعد حاكم بر روابط سياسي ميان نيروهاي اجتماعي در داخل يك كشور است.14 در تعريف ديگر سياست داخلي عبارت است از راه و رسم حكومت و كاربرد قدرت و تمام اموري است كه در قلمرو اختيارات دولت و نهادهاي سياسي (در عرصه‏ي داخلي) قرار دارد.15 به عبارت ديگر هر امري كه مربوط به دولت و مديريّت و تعيين شكل و مقاصد و چگونگي فعّاليّت دولت (در عرصه‏ي داخلي) باشد را سياست داخلي گويند، امور سياسي شامل مسائل مربوط به ساخت دولت، ترتيب امور در كشور، رهبري طبقات، مسائل كشاكش بر سر قدرت سياسي ميان حزب‏ها و گروه‏هاي بانفوذ و غيره است.16 بنابر اين سياست داخلي به مجموعه خطّ مشي‏ها و تصميم‏گيري‏هاي دولت در عرصه‏ي داخلي كشور اطلاق مي‏گردد كه ابعاد مختلف سياسي، اقتصادي، اجتماعي، امنيّتي، فرهنگي، نظامي و… را در بر مي‏گيرد.
2-2 سياست خارجي17
جوامع از زمان‏هاي کهن با يکديگر روابط سياسي داشته‏اند و در چارچوب يک سلسله اصول مشخّص و از پيش تعيين شده، براي دستيابي به اهداف سياست خارجي با کشورهاي دور و نزديک رابطه برقرار مي‏کردند؛ توسّل به “جنگ” به عنوان ابزاري کلاسيک و شناخته شده مورد توجّه کشورها بوده و “ديپلماسي” نيز در تحصيل اهداف و رفع اختلافات نقش چشمگيري داشته است.18 مبحث سياست خارجي از مقولات مهم و سرنوشت ساز هر حکومتي محسوب
مي گردد؛ ديگر اين که کسب شناخت و آگاهي در زمينه‏ي تاريخ ديپلماسي دول مختلف موجبات شناخت وضع حکومت‏هاي پيشين و چگونگي عملکرد آن‏ها را فراهم مي‏آورد. برآيند اين کوشش‏ها، افزايش سطح آگاهي‏هاي ملّي است که بي‏ترديد با ميزان مشارکت و توجّه مردم به پديده‏ها و رويدادهاي سياسي به ويژه سياست خارجي و آگاهي‏هاي ملّي رابطه‏اي مستقيم دارد. با اين توضيحات به تعاريف و ديدگاه‏هاي مختلف در باب سياست خارجي مي‏پردازيم:
2-2-1 تعاريف و ديدگاه‏ها
سياست دولت‏ها اصولاً يا به امور داخلي مربوط مي‏شود يا به امور بين‏المللي؛ اصطلاح سياست خارجي در مقابل امور داخلي به کار مي‏رود. در خصوص سياست خارجي به تعريف‏هاي زيادي برمي‏خوريم، بدون اين که اين تعريف‏ها تفاوت ماهوي و مفهومي داشته باشند و تقريباً همه‏ي آن‏ها به يک مفهوم اشاره دارند. امّا از ميان آن‏ها، اين تعريف کامل‏تر و روشن‏تر به نظر مي‏رسد: “سياست خارجي عبارت است از: خط مشي و روشي که دولت در برخورد با امور و مسايل خارج از کشور براي حفظ حاکميّت و دفاع از موجوديّت و [تعقيب و تحصيل] منافع خود اتّخاذ مي‏کند.”19
به بياني ديگر، سياست خارجي عبارت است از يک استراتژي يا يک رشته اعمالِ از پيش طرح‌ريزي شده توسّط تصميم‌گيرندگان حکومتي که مقصود آن دستيابي به اهدافي معيّن، در چهارچوب منافع ملّي و در محيط بين‏المللي است.20 به‌طور خلاصه مي‏توان گفت که سياست خارجي شامل تعيين و اجراي يک سلسله اهداف و منافع ملّي است که در صحنهي بينالمللي از سوي دولتها انجام ميپذيرد. سياست خارجي ميتواند ابتکار عمل يک دولت و يا واکنش آن در قبال کنش ديگر دولتها باشد.21 به عبارت ديگر سياست خارجي بازتاب اهداف و سياست‌هاي يک دولت در صحنه روابط ‌بين‌المللي و در ارتباط با دولتها، جوامع، سازمان‌هاي بين‌‌المللي، نهضت‌ها، افراد بيگانه و حوادث و اتفاقات جهاني است.22 در تعريفي ديگر ميتوان اين‌طور تعريف کرد که: جهتي را که يک دولت برميگزيند و در آن از خود تحرّک نشان ميدهد و نيز شيوهي نگرش دولت را نسبت به جامعهي بينالمللي، سياست خارجي مي‌گويند.23 البتّه عدّه‏اي معتقدند سياست خارجي، پلي است که سياست داخلي را به محيط بين‏الملل ارتباط مي‏دهد. برخي نيز سياست خارجي را به معني دنبال کردن هدف‌هاي کشور در محيط بين‌المللي و در رابطه با جامعه‌ها، دولت‌ها و کشورهاي ديگر مي‏دانند. از ديدگاهي ديگر، سياست خارجي، راهنماي موضع‌گيري در جهان است؛ و مجموعه‌اي از اهداف بين‌المللي و راه‌هاي رسيدن به آن‌ها را شامل مي‌شود. سياست خارجي کشورهاي مختلف، با هم متفاوت است و سياست خارجي يک کشور نيز در طي زمان، تغيير مي‌کند.24
بر اساس تعريفي ديگر سياست خارجي عبارت است از تدوين، اجرا و ارزيابي تصميم‏گيري‏هايي كه از ديدگاه خاص همان كشور جنبه‏ي برون‏مرزي دارد.25 در تعريف ديگر سياست خارجي به آن دسته از فعّاليّت‏هاي دولتي اطلاق مي‎شود كه به روابط كشوري خودفرمان يا دولت‏هاي جداگانه و خودفرمان ديگر مربوط مي‏شود.26 به هر حال مقوله‏ي سياست خارجي از پيچيده‏ترين و گسترده‏ترين و عميق‏ترين مقولات در ميان تمامي شاخه‏هاي علوم اجتماعي است كه ده‏ها و حتّي صدها عامل اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي، تاريخي، و تكنيكي در داخل واحدهاي سياسي و در سطوح مختلف نظام بين‏الملل در آن دخالت مجرّد يا متقابل دارند.27 از اين رو در تدوين و تنظيم و هدايت سياست خارجي، عوامل و متغيّرهاي گوناگوني دخالت دارند كه بدون شك آگاهي از كمّ و كيف و آثار

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع متغير، معيار، کمترين Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی ناخودآگاه