پایان نامه با واژه های کلیدی ضمن خدمت، آموزش ضمن خدمت، آموزش کارکنان

دانلود پایان نامه ارشد

دانشگاهی به عهده وزارت آموزش و پرورش گذاشته شد. در سال 1366 قانون اهداف و وظایف وزارت آموزش و پرورش در 4 فصل 13 ماده و 9 تبصره تصویب گردید.
سازمان مدارس به سبک جدید در ایران از زمان تأسیس دارالفنون در سال 1228 (ه.ش) تأسیس گردید. در قانون فرهنگ مصوب 1290 (ه.ش) آمده است که مدارس و مکاتب بر چهار نوع مدارس ابتدایی روستایی، مدارس ابتدایی شهری، مدارس متوسطه و مدارس عالی می باشند.
در سال 1313 دوره های تحصیلی ایران شامل دوره ابتدایی (6 سال)، اول متوسطه (3 سال) و دوم متوسطه (3 سال) بوده است.
در قانون سال 1322 (ه.ش) دوره های تحصیلی عبارت بوده است از: آموزش ابتدایی (6 سال) و دوره متوسطه (دو دوره سه ساله که دوره اول عمومی و دوره دوم به بخش نظری و فنی و حرفه ای تقسیم شده است).
از سال 1345 لغایت 1370 شامل دوره های کودکستان (3-2 سال)، دبستان (5 سال)، راهنمایی تحصیلی (3سال)، دوره متوسطه (4 سال) و تحصیلات عالی بر حسب مورد (7-2 سال) بوده است.
از سال 1370 (ه.ش) تا کنون دوره متوسطه عمومی، فنی و حرفه ای به مدت 3 سال و دوره پیش دانشگاهی به مدت یک سال مصوب گردیده است.
2-4-2 جایگاه آموزش در ایران باستان
به گواهی تاریخ، ایرانیان از دیر باز برای خرد و دانش ارزش بسیار قائل بوده اند تا آن جا که در ادعیه و اورادی که از آن زمان ها به جای مانده است، از خداوند خواسته شده است که به آن ها دانش و بینش عطا فرماید.
در گاتها آمده است: «هر مرد و زن و یا پیر و دختر باید در راه دانائی و بینائی خود بکوشد؛ چرا که دانش دیده بیناست و هرکه دانشمند نباشد، کور و ناتوان است.» در این طریق به خصوص برای آموزش و پرورش دختران دستورات و دقت خاص اعمال می شده است و آن ها علاوه بر آموزش های مقدماتی، ادبیات، موسیقی و تحصیلات عالی نظری را نیز پا به پای پسران فرا می گرفته و به درجات عالی دانش نائل می شده اند.
در آموزه های زرتشت یکی از راه های رسیدن به بهشت موعود، «کوشش و کمک به تعلیم و تربیت نوع بشر» عنوان شده است، چرا که به نیروی دانش، شر و ستم، این دو آثار جهل، از جهان رخت بر می بندد.
در ایران باستان هدف از آموزش و پرورش این بود که کودک را معقتد به خدا و متدین بار بیاورند، او را دارای اخلاق نیکو کنند؛ به او پیشینه و هنر بیاموزند و به بهداشت تن متوجه و مأمور سازند.
در زمان هخامنشیان توسعه صنایع و حرف گوناگون و سازمان اداری و تشکیلات وسیع دربار نیاز مبرمی به نیروی انسانی متخصص و کارآمد داشت. به همین لحاظ در صدد بر آمدند علاوه بر آموزش های دینی سایر علوم را در مدارس، مکان هایی سوای خانه و پرستش گاه ها بر پا دارند. با توسعه تعلیم و تربیت مدارس عمومی در نقاط مسکونی، نزدیک محل کسب، بازار و محل زندگی مردم ساخته شد. در این گونه مدارس مدارس آموزش دینی و اخلاقی، (آشنایی با زمینه های اعتقادات مذهبی و چگونگی تعالیم زرتشت)؛ آموزش اداری و کشوری (ارتباطات، روابط عمومی، امور مالی و حسابداری، مقایسات) آموزش نظامی (شناخت و آشنایی با ابزارهای جنگی و کسب مهارت و تسلط در استفاده از آن ها) آموزش سیاسی (دیپلماسی و روش کشور داری)؛ آموزش صنعتی (دانش و صنعت سفال، فلز، بافندگی، چوب، شیشه و کاغذ)؛ آموزش نیرومندی و بهداشت (سواری، تیراندازی، شکار چوگان، کشتی و پلوانی، راهپیمایی، کوه نوردی، دو، شنا و شطرنج) و آموزش هنری (دانش و مکتب موسیقی، پیکرنگاری، پیکر تراشی و منبت کاری) از جمله آموزش های رایج در ایران بود. با توسعه علوم و دانش که در نتیجه توسعه آموزشگاه ها و مدارس دولتی و عمومی از یک سو و حشر و نشر با یونانیان و برقراری رابطه با هندوستان از سوی دیگر صورت گرفت، به تدریج مدارس عالی در ایران پدیدار شد. جلوه بارز این گونه آموزشگاه ها که در آن جا،در سطوح عالیه تدریس و تحقیق می شد، دانشگاه جندی شاپور است که به دستور اردشیر بابکان در قرن سوم میلادی بنیانگذاری شد.
در این دانشگاه که طی چندین قرن مرکز دانش جهانی محسوب می شد، طب، دارو سازی و دامپزشکی، فلسفه، هیئت و نجوم، ریاضیات، حکمت، منطق، الهیات و… تدریس می شد و دانشکده طب و نجوم آن در بسط و تحکیم این علوم به کشفیات و پیشرفت های فوق العاده بزرگی نائل شد.
2-4-3 جایگاه آموزش در ایران دوره اسلامی
با ظهور اسلام و پذیرش آن توسط ایرانیان نه تنها در اعتقاد و باور آنان به آموزش خللی پدیدار نشد، بلکه با تأکیدی که بر آموختن علم به عنوان یک ارزش اسلامی صورت گرفت، این اعتقاد راسخ تر گشت؛ چه در قرآن مجید به تحصیل و تحقیق توصیه شده است، همه گویای ترغیب مسلمانان به آموختن دانش است. ضمن این که تقریباً همه بزرگان، نویسندگان و شاعران ایرانی نیز در آثار خود مردم را به فرا گرفتن دانش و هنر تشویق و تحریص کرده اند.
به این ترتیب، با بسط حکومت اسلامی، دانش آموزی بیش از پیش رونق یافت و به حیات علمی مسلمانان انجامید، که جلوه بارز آن را می توان در دارالعلم ها، مدرسه ها، خانقاه ها و جامعه های علمی جست وجو کرد که در مدتی بیش از هزار سال بنا به مقتضیات زمان مرکز دانش و بینش و مطالعه و تحقیق در انواع علوم و تهذیب و تزکیه افراد آدمی بوده و هزاران پیشوا، عالم، مربی و مراد تربیت کرده است.
در اواخر قرن سوم هجری در شهرهای عمده ایران مدارسی بر پا شد و حجره هایی برای سکونت طلاب تعیین گردید و برای تأمین مخارج مدرسه و پرداخت حقوق مدرس و کمک هزینه تحصیلی به طلاب موقوفاتی مقرر شد.
با آغاز صدرات خواجه نظام الملک روند توسعه مدارس، بیش از پیش صورت پذیرفت. به خصوص که نظام الملک برای هر یک از مدارس جدید التأسیس(نظامیه) دهات، بازار، گرمابه و مستغلات دیگر وقف کرد که از درآمد آن مخارج مدرسه و حقوق مدرسین و کارکنان تأدیه گردید. به این ترتیب در اکثر شهر های ایرانی مدارسی بر پا شد و بر اثر آن زبان و ادبیات فارسی و عربی، علوم ریاضی، تاریخ و فلسفه و طب، خصوصاً علوم دینی رواج بسیار حاصل کرد و کتاب های عدیدهای تألیف و تصنیف شد.
برنامه مدارس در ابتدا ساده بود و به تدریج رو به تکامل گذاشت. تا آن جا که در بعضی از مدارس، طلبه می توانست در هر یک از رشته های تفسیر قرآن، علم کلام و رجال و حدیث و فقه، حکمت و علوم طبیعی و ریاضی و یا یکی از فنون پزشکی، شاعری، دبیری، منجمی و مهندسی تحصیل کند. با این حال که در هر مدرسه تدریس می شد بستگی به زمان و مکان و وسعت مدرسه و میل واقف و میزان موقوفه و عده طلاب و شخصیت و تخصص مدرسان داشت.

معارف جدید در ایران: تأسیس دارالفنون
آشنایی ایران با تمدن جدید در عهد صفویه آغاز گردید و معارف جدید اروپائی به مفهوم مجموعه علوم، صنایع، هنر و آداب و رسوم ممالک مترقی آن خطه به ایران وارد شد. با زیاد شدن ارتباط ایران با اروپا راه انتشار معارف جدید در ایران بیش از پیش هموار گردید و تأسیس مدارسی که سبکی متفاوت از مدارس سنتی ایران داشت و مواد درسی جدیدی به شیوه های بدیع و تازه تدریس می نمود و غالباً توسط کشیش های خارجی و با هدف های خاص مذهبی- سیاسی تأسیس یافته بود، سرآغازی بر تحول آموزش و پرورش در ایران گردید.
مهم ترین اقدامی که در جهت تأسیس مدارس جدید به سبک مدارس اروپایی در ایران صورت گرفت، کوششی بود که از طرف امیر کبیر برای تأسیس دارالفنون انجام شد (1228 ه.ق) «او که ترتیبات زندگی و معارف جدید را به اجمال در مدت اقامت کوتاه خود در روسیه و مأموریت طولانی خویش در کشور عثمانی دیده و در جریان کارهای اداری، احتیاج ایران را به افراد کاردانی که از معارف جدید با اطلاع باشند، دریافته بود… به تأسیس دارالفنون همت گماشت».
نظر امیر در تأسیس درالفنون بیش تر داشتن مدرسه ای فنی و نظامی و طبی و صنعتی… به منظور آشنا ساختن مردم ایران به صنایع، حرف و فنون جدید اروپا و انتشار آن در ایران بود. به همین لحاظ در این مدرسه مهندسی، داروسازی، طب و جراحی، توپخانه، پیاده نظام، سواره نظام و معدن شناسی تدریس می شد. ضمن این که متناسب با دروس اختصاصی هر شعبه دروس دیگری نیز همچون تاریخ، جغرافیا، طبیعیات، ریاضیات و… تدریس می گردید. در سال 1300، شواری عالی فرهنگ به وجود آمد و امور فنی آموزشگاه ها از آن پس به تصویب آن شورا رسید. در سال 1306 وزارت فرهنگ برای مدارس خارجی حدودی تعیین کرد و در سال 1319 مدارس آمریکایی و انگلیسی برچیده شد، ولی مدارس فرانسوی تا سوم شهریور 1320 باقی ماند. از اول فروردین 1312 تمام دبستان های دولتی که تا آن زمان ماهیانه کمی از دانش آموزان می گرفتند، رایگان اعلام شدند و برای پرورش آموزگار در اسفند 1312 قانون تربیت معلم وضع شد.
در سال 1317 در سازمان و برنامه دبیرستان ها تغییراتی داده شد که سبب سنگینی دستور تحصیلات و رعایت نکردن ذوق شاگرد شد و مواد درسی منظور گردید که در زندگی مورد نیاز نبود. دوره آموزش متوسطه که تا آن زمان دو دوره سه ساله بود و دوره دوم دارای چند رشته بود و دانش آموز در انتخاب آن ها آزادی داشت به سه دوره تبدیل شد:
1- دوره اول سه ساله 2- دوره دوم دو ساله که دنباله دوره اول و اجباری بود 3- دوره آخر یک ساله که به سه رشته ادبی، ریاضی و طبیعی تقسیم می شد. همچنین در برنامه دانشسرای عالی، حق اختیاری که دانشجویان از سال 1313 در انتخاب شهادت نامه های گوناگون داشتند سلب شد و به طور کلی آموزش و پرورش، مقتدر و متمرکز شد و چون دولت مقتدر بود تذکرات را نمی پذیرفت. اما در مقابل این تغییرات نامطلوب همان سال یک دوره کامل کتب درسی برای دبیرستان ها تألیف شد.
در سال 1313 محل تحصیل دوره ی ابتدایی را «دبستان» و مدرس این دوره را «معلم» و محل تحصیل دوره متوسطه را «دبیرستان» و مدرس این دوره را «دبیر» نامیدند. در سال 1313 دانشگاه تهران تأسیس شد. در سال 1314 فرهنگستان ایران برای حفظ و ارتقای زبان فارسی به وجود آمد و به وضع واژه های فارسی و جایگزین در برابر واژه های بیگانه پرداخت.
در سال 1304 (آغاز سلطنت رضاخان) در کشور 109 هزار دانش آموز با 6 هزار معلم وجود داشت و در سال 1320 (تبعید رضاخان) 536 هزار دانش آموز و 14 هزار معلم وجود داشت. از سال 1326 تأسیس مدارس و آموزشگاه های فنی و حرفه ای آغاز شد. در سال 1341 مقرر شد که هر ساله عده ای از مشمولین نظام وظیفه دارای مدرک دیپلم به کار آموزش در روستاها مشغول شوند.
آموزش ضمن خدمت کارکنان در ایران
در ایران نیز همانند بسیاری از ممالک، آموزش ضمن خدمت بصورت استاد – شاگردی از گذشته وجود داشته، ولی آموزش ضمن خدمت نیروی انسانی به شیوه ی امروزی و به صورت مؤسسه ای تا اواسط دهه ی 1310مطرح نبوده است. با وجود این، داده های موجود حاکی از آن است که قبل از این دهه و در دهه های قبل آموزش کارکنان به صورت موردی و پراکنده وجود داشته است. بر اساس اطلاعات موجود، در 1314 در راه آهن مرکزی تحت عنوان «هنرستان فنی راه آهن» تأسیس شد و سپس در1318 آموزشگاهی در وزارت پست و تلگرف و تلفن آغاز به کار کرد. این جریان با تأسیس مراکز آموزشی در شرکت ملی نفت، بانک کشاورزی و سایر مؤسسات وسازمان ها دنبال شد. سپس در گمرک و وزارت دارایی نیز تلاش هایی برای آموزش ضمن خدمت صورت پذیرفت و آموزش هایی در زمینه ی وظایف شغلی به کارکنان ارائه شد. از 1327 آموزش ضمن خدمت کارکنان در قلمرو فعالیت های دولت قرار گرفت و وزارتخانه های مختلف دوره ها و برنامه های آموزشی مختلفی را به تناسب نیاز و به صورت موردی به مرحله ی اجرا گذاشتند.
شروع آموزش ضمن خدمت به صورت منظم و منسجم در وزارت آموزش و پرورش از1364می باشد. در این سال واحد آموزش کارکنان در این وزارتخانه تشکیل شد و از لحاظ ساختاری زیر نظر دفتر تشکیلات و روش ها قرار گرفت: البته قبل از این نیز آموزش های ضمن خدمت در این وزارتخانه برای کارکنان ارائه می شد (فتحی واجارگاه،1387). و در نهایت هدف نهایی آموزش کارکنان در آموزش و پرورش کارایی و اثربخشی بیش تر و بهتر یادگیری است، بنابراین بررسی و آگاهی از نتایج و بازده آموزش کارکنان، لازمه فرایند نیازسنجی و آموزش است و با این شیوه است که حلقه ی آموزش کامل

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی فرهنگ و تمدن، ارزیابی عملکرد، عملکرد کارکنان Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی نیازهای فردی، هدف های آموزشی، روابط اجتماعی