پایان نامه با واژه های کلیدی صاحب نظران، زمان گذشته

دانلود پایان نامه ارشد

از خصو صيات منحصر بفرد جناب عبد المطلب که مورخان شمرده اند به شرح زیر است :
به نقل یعقوبی قريش به عبد المطلب، ابراهيم دوم مي گفتند.
در سفرها تا آنجا كه مي توانست به ديگران اطعام مي كرد مثلا هر جا فرود مي آمد يك شتر را قرباني مي كرد.
دريك نزاعي، حق با عبد المطلب شد و به او 100 شتر ديه دادند، او به مردم گفت هركس هر اندازه كه به دلش خطور مي كند مي تواند از اين شترها را بگيرد و به حضرت ابو طالب فرمود: اكنون كه مردم را از شترها اطعام كردم بقيه شترها را ببر در بالاي كوه ابو قيس آنها را بكش تا مرغان و درندگان بخورند.
ابوطالب گفت: ونطعم حتي ياكل الطير فضلنا اذا جعلت ايدي المفيضين ترعد يعني:اطعام مي كنيم تا مرغها از زيادي طعام ما بخورند آنگاه كه دست قمار بازان شروع به لرزيدن مي كند (آنگاه كه سخاوتنمدان بخل مي ورزند).66
عبد المطلب، سنتهاي را بنا نهاد كه در اسلام هم پذيرفته شده بود: وفاي به نذر. صد شتر در ديه پرداختن. حرمت نكاح محارم. موقوف كردن، درآمدن بخانه ها از پشت آنها. بريدن دست دزد. نهي از زنده بگور كردن دختران.مباهله (نفرين كردن يكديگر). حرمت ميگساري. حرمت زنا. حد زدن زناكار. قرعه زدن. عريان طواف نكردن. پذيرایي از مهمان. هزينه حج فقط از اموال پاك. بزرگداشتن ماه هاي حرام. تبعید زنان مشهور زنا كار. 67براي عبد المطلب در كنا كعبه فرشي مي انداختند و كسي نزديك آن مكان نمي شد تارسول خدا كه پسري بود مي آمد و از شانه هاي عموهاي خود مي گذشت و عبدالمطلب بانان مي گفت: پسرم را راه دهيد كه اين پسرم را شان و مقامي است.68
وقتی كه در مورد نشانها ي حضرت نبي و خصوصياتش براي عبدالمطلب مي گفتند او شادمانم مي شد پس مي گفت: بخدا سوگند ! اگر قريش درباره آب(زمزم و ذو الهرم، كه در منطقه ديگر حفركرده بود) رشك مي بردند، فرداست كه در شرف بزرگ و بنيان رفيع و عزت هميشگي و برتري تا پايان روزگار و روزقيامت، بر من رشك خواهند برد.
در سالهاي آخر عمرش كه حضرت نبي حضورداشت، قحطي رخ داد، مردم از او (عبد المطلب) خواستند كه برايشان دعا كند تا خدا باران بفرستد و او دعا كرد و دعايش مستجاب شد. 69
به ابو طالب فرمود تو را سفارش مي كنم پس از خود درباره اين يتيم، كه از پدرش جدا مانده است، او در گهواره پدر را از دست داده وبراي او مادري دلسوز بودي كه فرزندش را در آغوش مي كشد، اكنون براي دفع ستمي يا محكم ساختن پيوندي،به تو از همه پسرانم اميدوار ترم.
بعد ازوفات، مردم قريش ايشان را، با آب و سدر غسل دادند ودر دو برد يماني كه ارزش آن دو، 1000 مثقال طلا بود، پيچيدند و آن قدر مشك بر او ريختند كه بدن مبارك را پوشانيد و چند روزي روي دستان مردان قرار داشت، چون او را بس بزرگ وبزرگوار مي داشتند و پنهان ساختن اورا زير خاك روا نمي داشتند
عبدالمطلب، چنان مورد توجه دنياى آن روز بود كه او را با لقب «سيد البطحاء» آقاى سرزمين مكه وحومه آن و «ساقى الحجيج‏» آب دهنده حاجيان خانه خدا و «ابوالساده‏» پدر بزرگواريها و «حافرالزمزم‏» ايجاد كننده چاه زمزم می ‏خواندند. عبدالمطلب در حفظ و حراست وجود مبارك حضرت محمد(ص) بسيار كوشا بود. شيعه و اهل سنت ‏بر اين حقيقت معترف‏اند.
ابوطالب از چنین پدری به دنیا آمد و در خانه چنین شخصیت بزرگ و الهی پرورش یافت.
7 – جناب عبد المطلب و حمله به كعبه
يكي از وقايع مهم در زمان حضرت عبد المطلب، حمله به كعبه بود كه معروف است به حمله اصحاب فيل آن سال را عام الفيل گويند.و حضرت رسول عليه و آله السلام در آن سال به دنيا آمدند.
در اين بخش، به چگونگي برخورد و سخنان حضرت عبد المطلب در اين مورد و مسائلي كه مربوط
به ايشان در اين ماجرااست پرداخته مي شود:
ابرهه پادشاه يمن(صاحب فيل)، براي ترويج مسيحيت، كليساي عظيمي را در شهر صنعا (پايتخت يمن)، بنام قُليس بنا نهاد. توانست مسيحيان را از نقاط مختلف به آنجا بكشاند.
ابرهه با خبر شده بود كه در مكه، خانه ي است مورد توجه اعراب و آنها بهمين دليل به كليساي صنعا توجهي نمي كنند، بهمين خاطر پيغامي را براي مردم مكه فرستاد كه از كعبه دست بكشيد و به كليساي ما بياييد، اما مردم مكه آن شخص حامل نامه را كشتند ووقتيكه اين موضوع به اطلاع او رسيد، قصد حمله به كعبه كرد و براي اينكار 50 هزار مرد جنگي آماده كرد، اعراب باديه وقتي از اين ماجرا با خبر شدند، كسي از خودشان فرستادند تا آنجا را آلوده كند، در همين اوضاع و احوال خبر به ابرهه مي رسد كه چنين وچنان رخ داده است و او سوگند ياد مي كند كه كعبه را خراب مي كند.
اعراب مكه هم نتواستند جلوي آنها بايستند، بهمين دليل قريش به كوهها فرار كردند و جناب عبد المطلب فرمود: كاش فراهم مي شديم و اين لشگر را از خانه خدا دور مي كرديم.
و وقتيكه شتران جناب عبد المطلب را (كه حدود 200 شتر بود) به يغما بردند، او به نزد ابرهه رفت، چون ابرهه،چشمانش به پير مرد با وقار و با هيبت و زيبا افتاد، به او احترام كرد و او را در پهلوي خود نشاند و با او به سخن پرداخت. و از تقاضاي او جويا شد. جناب عبد المطلب فرمود: خواهش من اينست كه دستور دهي شتران منرا آزاد كنند.ابرهه در جواب گفت: تماشاي سيماي با شكوهت، اثر قوي در من گذاشت اما با اين درخواستت اثر آن هيبت كم شد، نمي خواهي كه از خراب كردن كعبه، منصرف ام كني ؟ او فرمود: انا رب الابل وللبيت رب يحفظه: من صاحب شتران خودم هستم و براي اين خانه صاحبي است كه خودش آنرا حفظ مي كند.70
ابرهه با اين سخن ايشان ترسي در دلش حاكم شده بود و اين سخن را دليلي بر عقل و بزرگواري ايشان دانست. 71سپس جناب عبد المطلب، با كسان خود به نزد كعبه رفنتند و فرمود: خدايا هر كس از خانه خود دفاع ميكند پس تو هم از خانه خود دفاع كن. مگذار صليب و نيروي آنها بر نيروي توپيروز گردد. مگذار داخل شهر حرام شوند و اگر اين كار را كردي پس قطعا پيش آمدي است كه كارهاي خود را با آن بانجام ميرساني (هر آنچه تو بخواهي همان ميشود) و با يارانش به بالاي كوه رفتند.
سپس عبدالله را فرستاد تا خبر از سپاه ابرهه بياورد و عبدالله گفت آنچه را كه اتفاق افتاد.
(پرندگاني به امر خدا وند جل وعلا، بصورت ابابيل (دسته دسته و متفرق)، اصحاب فيل را به زير رگبار سنگهاي خود گرفتند كه بقول قرآن كريم، آنهارا مانند كاههاي خوردشده تبديل كرد (كه هيچ كس نمي داند اين چه سنگهاي بود و چه چيزي در درون خود داشتند كه بدنها را به اين صورت تبديل مي كرد، 72
جناب عبد المطلب پس از اين ماجرا، فرمود: اي دعوت كننده مرا شنوانيدي، سپس مرا از شنيدن صداي شما كري نيست. آيا خدا را اراده تازه اي پيش آمده است يا او را در اينان سنتي است كه در امتها نبوده است: در حاليكه اشرم (ابرهه) سواران خود را پيش ميراند گفتم: اين اشرم براستي مغرور است. البته خانه را خدا يي است كه نگهبان آن است و هر كس بگناه آن كند نابود مي شود. تبع (حارث بن شداد) در زمان گذشته نيز آهنگ آن كرد و همچنين حمير(ابن عبد الشمس بن قحطان) و طايفه اش گستاخي كردند. پس از آن باز گشت در حاليكه در گردنش زخمي بود كه راه نفس اورا گرفته بود. در اثر بيداد (خراب كردن كعبه) در حرم، جرهم (قبيله ي از يمن) پس از طسم (قبيله ي از عاد) و جديس(قبيله ي از بحرين) و گروه بسيار ديگري هلاك شدند. و سرنوشت هر كس كه با مكر بجنگ حرم آيد همين است چه عذاب خدا امري است حتمي. ما خدا را مي شناسيم و در ميان ما صله رحم و وفاي بعهد و پيمان سنت است.پيوسته خدا را در ميان ما حجتي است كه خداوند به سبب آن بلاها را از ما دفع مي كند. ما در شهر خدا نزديكان خداييم و از زمان ابراهيم پيوسته چنين بوده است73
عبدالمطلب بن هاشم، نخستين جد پيامبر اکرم است. وي زمامدار قريش و کليددار کعبه بود و حدود 80 سال زندگي کرد. در سراسر عمر خود لب به شراب نزد و مردم را از آدم کشي و ميگساري و بدکاري باز مي‌داشت. او در شمار مردان موحد و معتقد به معاد بود. يکي از کارهاي مهم عبدالمطلب حفر چاه زمزم و بهره‌برداري رايگان عموم از آن بود. در آن هنگام عبدالمطلب فرزندي به نام حارث داشت که با کمک او چاه را حفر کرد. عبدالمطلب چون يک فرزند داشت احساس مي کرد که در ميان قريش ضعيف و ناتوان است؛ پس در پيشگاه خداوند نذر کرد که اگر صاحب ده پسر شود يکي را در پيشگاه کعبه قرباني کند. وقتي شمار پسران عبدالمطلب به ده رسيد عبدالمطلب خود را براي اداي نذرش آماده کرد. در مراسم قرعه کشي براي انتخاب قرباني قرعه به نام کوچکترين فرزند عبدالمطلب، عبدالله پدر گرامي حضرت محمد(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) افتاد . 74
عبدالله بن عبدالمطلب، پدر بزرگوار حضرت محمد است که ظاهراً در 546 ميلادي به دنيا آمد. عبدالله وقتي به 24 سالگي رسيد پدرش، عبدالمطلب، در صدد اجراي نذرش برآمد و همان طور که گفته شد قرعه به اسم عبدالله درآمد. عبدالمطلب عبدالله را به سوي قربانگاه برد، اما با تدبير مرد دانايي از اهالي يثرب قرباني کردن عبدالله به قرباني کردن صد شتر بدل شد و عبدالله از مرگ نجات پيدا کرد. بعد از مراجعت از قربانگاه عبدالمطلب به خانه وهب بن عبد مناف بن زهره رفت و دختر پاکدامن او، آمنه، را به عقد عبدالله درآورد و حمزه بن عبدالمطلب، عموي پيامبر، در همان سال تولد پيامبر، از دلاله متولد شد. 75
در سال 570 ميلادي، که پيامبر و عمويش به دنيا آمدند، واقعه اصحاب فيل به وقوع پيوست. ابرهه حبشي از طرف پادشاه حبشه مأمور شد تا يمن و بعد عربستان را به تصرف درآورد و کعبه را ويران سازد تا مردم به جاي زيارت کعبه، به زيارت کليسايي که پادشاه حبشه در صنعا ساخته بود بروند. وي براي تحقق اين هدف شوم با سپاهي عظيم همراه فيل هاي جنگي به سوي مکه رهسپار شد. در نزديکي مکه، ابرهه مأموري فرستاد و به وي گفت که پيش بزرگ قريش برو و بگو که هدف من نابودي کعبه است و اگر قريش مقاومت نکند هيچ خوني ريخته نخواهد شد. عبدالمطلب در پاسخ گفت «کعبه خانه خداست، خدا هر چه صلاح بداند همان را انجام خواهد داد.»
عبدالمطلب به مردم مکه گفت که به کوه هاي اطراف پناه ببرد تا در امان باشند. سپس خود را به کعبه رساند و با دلي سوزان به پروردگار چنين گفت: «بارالها براي مصون بودن از شر و گزند آنان، اميدي به غير از تو نيست. آنان را از حريم خود باز دار. از خانه خود دفاع کن. روزي را نرسان که صليب
آنان پيروز گردد و خدعه آنان غالب و فاتح شود». سپس خود نيز همراه مردم به کوه هاي مکه پناه برد و در انتظار ماند. بامدادان که لشکر ابرهه آماده حرکت به سوي کعبه شد ناگهان دسته هايي از پرندگان در آسمان ظاهر شدند که در منقار و پاهاي خود سنگ هايي حمل مي کردند. اين مرغان لشکر ابرهه را سنگ باران کردند به گونه اي که بيشتر لشکريان هلاک شدند. ابرهه دستور عقب نشيني داد و خود بر اثر زخم هايي که از پرتاب سنگ بر بدن داشت در صنعا جان سپرد. خداوند در
سوره «فيل» به اين واقعه اشاره فرموده است. آن سال به سبب اين واقعه به عام الفيل مشهور شد و مبدأ تاريخي پيدا کرد. .76 77
8 – ایمان اجداد ابوطالب از نظر علمای سنی
چنان که دانشمند «اهل سنت»، ابن ابى الحدید، می ‏گوید:78 ابوطالب و پدرش «عبدالمطلب» بزرگ «قریش» و امیر و سرور «مکه معظمه» بودند و مردم آن سامان و مهاجرین و مسافرین این شهر
تاریخى و زائران بیت خدا را پذیرایى و رهبرى می ‏کردند.
روایت عبد الله عمر هم دلالت بر این معنا دارد، که ابو بکر در روز فتح مکه پدرش راکه در آن ایام مرد نابینائی بود نزد رسول الله آورد.حضرت فرمود: چرا این پیر مرد را زحمت دادی؟به من می گفتی من خود نزد او می رفتم؟ابو بکر عرض کرد: خواستم تا خداوند اجر وثواب به او مرحمت کند، به خدائی که تو را به حق مبعوث کرد من آن روزی که ابو طالب اسلام آورد بیشتر خوشحال بودم تا امروز که پدرم اسلام می آورد، منظورم خوشحالی و خشنودی وروشنی چشم شما است، حضرت فرمود: راست می گوئی. 79
9 – بررسی اشکالات صاحب المنار و پاسخ به آن
صاحب تفسیر المنار بر خلاف بسیاري از صاحب نظران اهل سنت و همۀ شیعیان بر این باور است که پدر و مادر پیامبر(ص) مشرك بوده و گرفتار آتش دوزخ هستند و احادیثی را که بر طهارت روحی و اعتقادي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی امام صادق، پیامبر اسلام(ص)، رسول خدا (ص)، ظاهر و باطن Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی امام صادق