پایان نامه با واژه های کلیدی شهري، هنري، نظير، اين‌رو

دانلود پایان نامه ارشد

نظير سيمرغ
6. . مضامين مذهبي نظير توحيد، نماز، اذان، انتظار فرج و…
7. . مضامين مذهبي، سياسي نظير شهادت، ولايت و…
8. . يادمانهاي تاريخي، سياسي، ورزشي و عمراني نظير يادمان انقلاب در ميدان انقلاب تهران و يادمان صعود ايران به جام جهاني فوتبال در بندر گناوه، يادمانهاي جنگ و يادمانهاي گازرساني به شهرها.
9. . مضامين عاطفي يا احساسي نظير مجسمه مادر
10. . مضامين اقتصادي و معيشتي نظير مجسمه هايي كه معرف شيوه معيشت و توليد در شهر يا منطقه هستند مانند مجسمه ماهيگير، چاي كار، چوپان و….
11. . توليدات عمده شهر و منطقه نظير مجسمه پسته، گندم، گلاب و….
12. . مضامين طبيعي و اقليمي نظير مجسمه هايي كه معرف طبيعت يا حيوانات ويژه منطقه هستند مجسمه پرندگان يا حيوانات بومي.
13. . مضامين سنتي و فرهنگي نظير مجسمه هايي كه شيوههاي زندگي عادات فرهنگي، نحوه تغذيه، آشاميدنيهاي مورد علاقه و… را نشان ميدهد: مجسمه قوري چاي، فنجان و…
14. . مضامين عملكردي نظير مجسمه هايي كه معرف عملكرد مكان هستند نظير مجسمه كوهنورد در تهران كه معرف هويت ورزشي اين منطقه است.
15. . پيامها و مفاهيم انتزاعي يا واقعي فرهنگي اجتماعي نظير تنهايي انسان، آزادي، تقابل مدرنيسم و سنت، رنج، فقر، بيخانماني، انحطاط، پرواز، شكوفايي، تلاش و…

2-7-9-نقشها و كاركردهاي مجسمه :
2-7-9-1- تقويت حس مكان:

يكي از مهمترين كاركردهاي مجسمه ايجاد حس مكان تعريف شده، القا روحيه خاص در فضا يا تقويت روحيه يك فضاست. «مكان بخشي از فضاست كه به وسيله شخص يا چيزي اشغال شده است و داراي معنايي ارزشمند است» در صورت هماهنگي مجسمه با محيط و تقويت انسجام بصري محيط پيرامون، شهروندان احساس رضايت و آرامش بيشتري ميكنند و حس مكان تقويت ميشود. منظور از مكاننمايي اين است كه طراح، مجسمه و پيرامون آن را به نحوي طراحي كند كه تداعي كننده يك فضاي به خصوص مثلا ميدان جنگ، يك بيشه يا يك چراگاه باشد.. www.iransculpture.ir
روميان باستان اصطلاحي داشتند به نام حس مكان30. ظاهرا اين اصطلاح مفهوم بسيار گسترده و فراگيري داشت و شامل تمام ويژگي هايي مي شد كه يك مكان را خاص و يگانه مي ساخت. اين اصطلاح براي يك شهر، منطقه و بيشه يا حتي اتاق ها و حياط هاي يك ساختمان به كار مي رفت.
منظور اين است كه هر فضايي نه تنها داراي يك فرم و شكل ظاهري است كه به كاربري و عملكرد آن پاسخگو است، بلكه به لحاظ مفهوم بايد در بيننده احساسي را ايجاد كند كه آن فرد حاضر حس مخصوص به آن فضا را داشته باشد.
به اين اعتبار عناصري كه در شهرجاي گرفته اند جزيي از مكان هستند كه در صورت هماهنگي و انسجام با يكديگر مضامين و مفاهيم مشتركي را بيان مي كنند و حس مكان يا تعلق به شهر را در شهروندان، به وجود مي آورند.
در صورت هماهنگي اجزاي هر شهر با ارزش هاي فرهنگي و اجتماعي و رواني شهروندان، حسي قوي از مكان ايجاد مي شود. با ايجاد حس قوي مكان احساس رضايت، لذت و آرامش نيز شكل مي گيرد. اما در صورتي كه عناصر يك مكان فاقد هماهنگي، انسجام بصري و ارتباط با هويت شهروندان و كيفيت هنري لازم در ارايه اثر باشد، احساس سردرگمي و بيگانگي با شهر ايجاد مي شود. ( سهيلي ، 6 /6/90 ، 12)

2-7-9-2- تعريف و هويت بخشي به فضاهاي شهري:

«هويت يعني محل يك محل معين حدي كه شخص ميتواند يك مكان را به عنوان مكان تمايزي از ساير مكانها شناخته و يا بازشناسي كند به طوري كه شخصيتي مشخص، بينظير و يا حداقل مخصوص به خود را دارا شود». مجسمه هايي كه از طراحي خلاقانه و هنرمندانهاي برخوردارند ميتوانند هويتبخش باشند.
.www.iransculpture.ir
سازمان جامعه امروزي ما را وادار مي‌نمايد تا با گسترش شهرها فضاي زيستي بيشتري را به وجود آوريم.
آن‌چه كه موجب ناراحتي است اين است كه اين شهرها در رابطه با نيازهاي واقعي بشر بوجود نيامده است بلكه موجوديت آن‌ها نتيجه اجتناب‌ناپذيري زندگي است كه اساس خود را بجاي انسان محوري بر ماشين محوري بنا نهاده است و بدون توجه به نيازهاي روحي و رواني بشر روز به روز بر گسترش خود مي‌افزايد در چنين شرايطي فضاي شهري بدون حضور عناصر هنري فضايي است بي‌روح و فاقد نشانه‌هاي خاطره‌انگيز و اين‌گونه فضا نيز ساكنيني را پرورش خواهد داد بدون هويت و علاقه به شهرستان، افرادي كه هيچ خاطره مشتركي از شهر در اين خصوص در ذهن‌شان نقش نخواهد بست و از اين‌رو هيچ ارتباط عاطفي ناشي از خاطره اثر هنري نيز با يكديگر برقرار نخواهد نمود. اما با توجه به اين نكته لازم و ضروري است كه هنر در فضاي شهري بجز تاثير زيباشناسانه بر فضا، قابليت تاثيرپذيري بر جامعه را نيز مي‌تواند داشته باشد. از اين‌رو توجه به اين دوجنبه در خلق آثار هنري در سطح شهر مي‌توان نام برد، هنري كه نه تنها به كيفيت فضايي شهر مي‌افزايد بلكه موجب ارتقاء فرهنگ جامعه را نيز به وجود مي‌آورد. مجسمه فردوسي جدا از ارزش‌هاي هنري خود نه تنها به عنوان يك نشانه شهري و خاطره مشترك بين شهروندان عمل مي‌نمايد بلكه توجه به فرهنگ با ارزش و كهن ملي را به ياد هر ايراني مي‌آورد. فرهنگي كه در صورت فراموش نمودن آن هويت، اتحاد و غرور ملي آسيب‌پذير خواهد شد و جامعه بدون ريشه، جامعه‌اي تهي و فاقد ارزش‌هاي فرهنگي – اجتماعي مي‌باشد.
نداشتن خاطره مهم‌ترين عاملي است كه باعث از دست رفتن هويت در شهرهاي جديد و امروزي مي‌گردد و همچنين باعث مي‌شود شهرهاي كهن با بافت و معماري ارزشمند به راحتي توسط افراد از بين رفته و نابود شوند و جاي خود را به مراكز سكونتي بدون هويت دهند. مراكزي كه فارغ از ويژگي‌هاي فرهنگ – تاريخي – اقليمي – اجتماعي منطقه شكل مي‌گيرند. آن چيزي كه ما را به خانه، محله و شهرمان علاقه‌مند مي‌نمايد داشتن خاطره‌هايي دوست داشتني از آن‌هاست و هر آن چه اين خاطره‌ها قوي‌تر و ماندگارتر باشند دل كندن از آن براي‌مان سخت‌تر و مشكل‌تر و تلاش در جهت حفظ و بهتر نگاه داشتن‌شان بيشتر و در نتيجه حفظ هويت تاريخي و ريشه‌هاي فرهنگي‌مان قويتر خواهد بود و در صورت حذف اين عنصر، شايد صرفاً انگيزه‌هاي مادي جايگزين آن شده و در اين صورت جهت حفظ و پاس داشت ارزش‌هاي آن‌ها هيچ ضمانتي وجود نخواهد داشت و به راحتي آن‌ها را به دست تغييرات خواهيم سپرد. به اين نكته نيز بايد توجه داشت كه يك نشانه شهري و يك اثر هنري در شهر، رابطي است مشترك كه در خاطر نسل‌ها جاي دارد و زبان مشترك است بين آن‌ها كه ميتواند بستري باشد مناسب جهت تداوم فرهنگي جامعه و يك جامعه به پيشرفت دست نخواهد يافت مگر با حفظ اين پيوندها، ميان يك جامعه شهري 20 ساله و يك جامعه شهري 200 ساله، تفاوت‌هاي زيادي است كه ناشي از اين ارتباط فرهنگ شهري مي‌باشد.
يكي ديگر از دلايل فرسودگي سريع بافت‌هاي ارزشمند در شهرهاي كهن، ترك اين مناطق توسط ساكنان قديمي و ساكن شدن افرادي در اين بافت‌ها است كه به هيچ وجه در آن خاطره‌اي نداشته و در نتيجه تعلق خاطري به آن ندارند و از اين‌رو از آن مراقبت نمي‌نمايند. براي آنان، چنار قديمي وسط ميدان با ساير درختان هيچ فرقي نمي‌كند، سقاخانه كنار گذر با آب‌خوري فلزي بي‌هويت تفاوتي ندارد، از اين‌رو دليلي وجود ندارد كه از آن حفاظت و به وجودش در محله خود افتخار نمايند.
از دلايل عدم وجود هويت و زيبايي در شهرهاي كنوني و به ويژه شهرهاي جديد تاسيس ما نيز عدم توجه به نقش خاطره و ايجاد ارتباط فرهنگي بين ساكنين از طريق نشانه‌هاي هنري در سطح شهر و در مراحل ايجاد فضاي شهري است. چه در سيماي ابنيه و چه در عناصر متشكله فضاي شهري. هيچ عنصري كه بتوان به آن افتخار كرد، بتوان از آن به عنوان شاخص و نشانه شهر و محله ياد نمود به چشم نمي‌خورد. از اين‌رو ساكنان هيچ موضوع فرهنگي مشتركي نخواهند داشت كه زمينه ارتباطات قوي اجتماعي در بين آن‌ها را فراهم نموده و آنان را بدل به يك خانواده بزرگ نمايد.
در اين ميان نشانه‌هاي شهري و مهم‌ترين آن‌ها احجام هستند كه مي‌توانند ما را در به خاطر سپردن سيماي شهري و ايجاد خاطراتي زيبا و بياد ماندني در ذهن‌مان ياري نمايند. سقاخانه‌اي زيبا، چناري كهن و تنومند، آب‌نمايي در وسط ميدان‌چه، محله مجسمه‌اي در سر در ورودي خانه همسايه و يا نمونه‌هاي مشابه‌اي كه در بافت كهن شهرهاي‌مان به وفور مي‌توان از آن‌ها ياد نمود. از اين‌رو جدا از جنبه‌هاي هنري اثر كه به خاطر‌ه‌انگيز بودن آن كمك مي‌نمايند. انتخاب محل نصب اثر و نيز موضوع آن بسيار مهم مي‌باشد. به‌طور مثال طراحي صحيح و خاطره‌انگيز بودن وسايل بازي براي كودكان در پارك مي‌تواند در علاقه كودكان به آن پارك تاثير فراواني بگذارد به گونه‌اي كه آنان خاطره حضور در آن‌جا را هيچ‌گاه فراموش ننمايند.
هر آن‌چه ساكنان و شهروندان در ايجاد و خلق اثر هنري مشاركت بيشتري داشته باشند، آن اثر در ذهن‌شان ماندگارتر و خاطره‌انگيزتر خواهد بود. از اين‌رو در صورت ساخت اثر در جلوي ديدگان شهروندان و مشاركت آنان به عنوان شاهدان توليد يك اثر، مي‌توان بدين وسيله آنان را در آفرينش هنري مشاركت داد و تاثيرپذيري آن را در اذهان شهروندان ماندگارتر و خاطره‌انگيزتر نمود. هر چه اثر هنري بتواند خود را در زندگي و فعاليت روزانه ساكنان بيشتر وارد نمايد بيشتر مي‌تواند با آنان ارتباط برقرار كرده و در ذهن‌شان ماندگارتر شود و در ارتقاء روحي آنان موثرتر باشد. اثري كه برگرفته از باورها، داستان‌ها، افسانه‌ها، وقايع تاريخي ساكنان شهر باشد تأثير بيشتر خواهد داشت. اثري كه در زندگي روزمره مردم حضوري بيشتر داشته باشد، موثرتر خواهد بود. اثري كه بتواند باورهاي ساكنان را بهتر بيان نمايد، بيشتر در دل‌ها و خاطره‌ها جاي خواهد گرفت.
– هر شهر را مي‌توان به عنوان يك خانه بزرگ در نظر گرفت، خانه‌اي كه از يك سو متأثر از سليقه، فرهنگ، روحيه و… ساكنان خود است و از سوي ديگر بر فرهنگ، سليقه، روحيه و … ساكنان خود تأثير مي‌گذارد. در صورتي كه وارد خانه‌اي شويم مي‌توانيم از نوع و نحوه چيدمان مبلمان خانه و يا رنگ‌هاي بكار رفته در تزيينات داخلي آن به روحيه و سلايق ساكنان خانه همچنين فرهنگ و آداب و سنن آنان و موضوعات مورد علاقه‌شان پي ببريم.
از اين‌رو چهره و نماي شهر نيز بيان كننده نگرش و نحوه تفكر ساكنان آن مي‌باشد. شهري آلوده، آشفته و بي‌هيت، از يك‌سو بيان كننده شهرونداني است كه به شهر خود هيچ علاقه‌اي نداشته و به‌طور موقت در آن زندگي مي‌كنند و نسبت به آينده شهر هيچ احساس مسوليتي نمي‌كنند و از سويي ديگر بيان كننده فشارهاي روحي است كه اين آشفتگي بر شهروندان خود مي‌گذارد. همانگونه كه ساكنين يك خانه بر ويژگي‌هاي فضاي داخلي آن مؤثر هستند، فضاي داخلي خانه نيز بر روحيه افراد ساكن تأثيرگذار خواهد بود. از اين‌رو در صورتي كه اين چرخه شكسته نشود نتيجه‌اي جز به وجود آمدن فضايي ناآرام كه خود زاييده‌ي افرادي ناآرام‌تر است نخواهيم داشت.
از اين‌رو در هنگام بهسازي فضاي شهري مي‌بايست هم به ارتقاء كيفي ظرف توجه داشت و هم به ارتقاء فرهنگي مظروف. هم مي‌بايست به ويژگي‌هاي كالبدي شهر توجه داشت و هم به آموزش شهروندان. و چه ابزاري بهتر از هنر كه مي‌تواند هم آموزش دهنده باشد و هم زيبا‌كننده. يكي از تاثيرات حضور آثار هنري در فضاي شهر، كمك به تقويت خوانايي شهري است.
نشانه در فضاي شهري به شهروندان و مراجعين كمك مي‌نمايد تا بهتر بتوانند فضاهاي شهر را در خاطر نگه داشته و بين آنان تفاوت كالبدي قايل شوند. واضح است داشتن تصويري روشن از محيط، شخص را قادر مي‌سازد به آساني از جايي به جاي ديگر برود و اين خود زمينه و نقطه حركتي را به وجود مي‌آورد كه براساس آن شخص امكان بيشتري در انتخاب پيدا نموده و بتواند اطلاعات بيشتري را كسب نمايد. از اين‌رو تصويري روشن از محيطي كه شخص در آن زندگي مي‌نمايد پايه‌اي موثر و مفيد در رشد قواي ذهني او مي‌تواند باشد.
صحنه‌اي كه به خوبي بتواند در خاطر ضبط شود نه تنها مي‌تواند در ذهن شخص تصويري دقيق به وجود آورد بلكه خود نقشي اجتماعي بر عهده خواهد گرفت و مي‌تواند براي سمبل‌ها و و خاطرات مشترك

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی فرهنگ عامه Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی اعداد و ارقام، ساختار شهر، ناخودآگاه