پایان نامه با واژه های کلیدی شخص ثالث، حقوق تجارت، نقض قرارداد

دانلود پایان نامه ارشد

شخص ثالث في الواقع تصور مي كند كه وي خود اصيل است حال آنكه او در قالب نماينده براي اصيل مخفي عمل كرده است.
اين تئوري، محصول مطالعات انجام گرفته توسط حقوقدانان انگليس است. در حقوق انگليس، اين نحو عمل نماينده در مقابل صورت ديگري قرار مي‌گيرد كه نام و وجود اصيل براي شخص ثالث معلوم است و حالت اخير را “اصيل افشاء شده يا آشكار” مي‌نامند. البته حالت سومي نيز متصور است كه در آن صرفا وجود اصيل براي شخص ثالث روشن مي‌باشد يعني گرچه شخص ثالث نام اصيل را نمي‌داند اما وجود وي براي او آشكار است. حقوق انگليس صورت سوم را نيز تحت عنوان “اصيل افشاء نشده يا مخفي” قرار مي‌دهد يعني صرف ذكر وجود اصيل را براي رفع مسئوليت نماينده كافي نمي‌دانند.198
از نظر حقوق انگليس، در فرض اصيل افشاء شده يا آ‌شكار، نماينده هيچ مسئوليتي در خصوص معامله انجام شده در قبال شخص ثالث ندارد مگر اينكه شخصا مايل باشد كه در قرارداد قبول مسئوليت كند يا رويه تجاري اينگونه اقتضا نمايد و فقط اصيل است كه مي‌تواند شكايت كند يا عليه وي شكايت شود. البته در فرض مذكور چون وجود اصيل براي شخص ثالث اشكار است لذا شخص ثالث مكلف مي‌باشد حدود اختيارات نماينده را بررسي كند و هرگاه بدون اين بررسي، بعدا كاشف بعمل آيد كه نماينده خارج از حدود اختيارات عمل كرده است، در اين صورت ديگر اصيل مسئوليتي نخواهد داشت.
بالعكس در فرض اصيل افشاء نشده يا مخفي، خود نماينده تعهد و مسئوليت پاسخگويي به شخص ثالث را دارد البته ممكن است دو حق ديگر نيز بوجود بيايد: حق اصيل براي دخالت و حق شخص ثالث براي گزينش.
در مورد حق اول بايد گفت كه اصيل ممكن است بعد از معامله به شخص ثالث اعلام كند كه شخص طرف معامله او را در واقع نماينده بوده و به نمايندگي عمل كرده است. در چنين موردي شخص ثالث داراي حق دوم مي‌شود يعني حق گزينش تا تصميم بگيرد كه نماينده را بعنوان اصيل تلقي كند يا اصيل واقعي را طرف معامله به حساب آورد و البته در مورد اخير، نماينده از تكاليف خود در قبال شخص ثالث رهايي مي‌يابد.199
البته بسيار جالب است كه ماده 196 قانون مدني ايران بطرز عجيبي امكان رجوع شخص ثالث به اصيل مخفي را هم پيش‌بيني كرده و از اين حيث بايد گفت حقوق ايران متفاوت از حقوق انگليس مي‌باشد چرا كه رجوع ثالث به اصيل حتي مانند حقوق انگليس مشروط به دخالت اصيل نبوده بلكه، اصيل مخفي در برابر شخص ثالث بطور مطلق مسئوليت دارد. مگر آنكه معلوم شود عمل نماينده در حدود اختيارات اصيل مخفي نبوده كه در اين صورت مطابق ماده 674 قانون مدني ايران ديگر نمي‌توان مسئوليتي براي اصيل تصور كرد.200 ضمنا بايد گفت كه به مدد تئوري حكومت اراده ظاهري در خصوص اصيل مخفي، علاوه بر مسئوليت خود اصيل، نماينده ظاهري نيز مسئوليت دارد و بنظر مي‌رسد راه حل متخذه در حقوق ايران بر حقوق كشورهاي انگليس، فرانسه و آلمان برتري داشته باشد.
آقاي فورمستون در كتاب خود، تئوري اصيل افشاء نشده در مبحث اسناد تجاري را نيز بطور جداگانه مورد مطالعه قرار داده است. او چنين مي‌گويد: “نماينده‌اي كه براساس يك سند تجاري اقدام به انجام عمل حقوقي صدور برات مي‌نمايد هيچ مسئوليت شخصي ندارد مگر آنكه نام وي بعنوان اصيل يكي از طرفهاي عمل حقوقي201 در آن سند تجاري ظاهر شود و مسئوليتش بستگي به اين دارد كه آيا او بعنوان براتگير، برات را قبولي نوشته يا طرف ديگري مانند برات دهنده يا ظهرنويس بوده است. هنگامي كه او بعنوان براتگير قبول كننده برات در سند تجاري ظاهر مي‌شود سوال مهم اين است كه آيا برات بعهده خود وي بوده يا خير. اگر برات بعهده خود او صادر شده باشد، قبولي او شخصا وي را مسئول مي‌سازد ولو اينكه روي امضايش كلماتي را اضافه كند كه او را بعنوان نماينده توصيف نمايد. براي فرار از مسئوليت، او بايد كلمات صريحي بيان كند كه هويت اصيل وي را آشكار سازد.”202 در اينجا آقاي فورمستون سعي دارد تفهيم كند كه صدور برات بعهده براتگير بطوري كه نام براتگير در برات قيد بشود، ظهور در اين دارد كه براتگير خودش اصيل است و نمي‌تواند ادعا كند كه نماينده بوده است حتي اگر موقع امضاء كلماتي مانند “نيابتاً” يا “به نمايندگي” را اضافه كند چرا كه ظهور قيد نام او بعنوان براتگير در روي برات امكان نمي‌دهد تا اين واژه‌ها ظاهر فراهم شده را تغيير دهند ليكن چنانچه او تصريح كند كه نماينده‌اي بيش نبوده و براي اصيل معلومي عمل كرده در اين حالت، ظاهر اخيرالذكر ملاك عمل قرار مي‌گيرد و روشن شدن هويت وجودي اصيل يا بعبارتي وجود ظاهر و آشكار شده اصيل كافي خواهد بود تا مورد تحت شمول عنوان “اصيل افشاء شده” قرار گيرد و همانطور كه گفتيم در فرض مزبور، نماينده هيچ مسئوليتي نداشته بلكه اصيل مسئول است. آقاي فورمستون براي روشن كردن منظور خود مثال زير را اضافه مي‌كند: “چارلز نماينده يك شركت تجارتي است براتي بعهده خود چارلز با قيد نام و نام خانوادگي او بعنوان براتگير صادر مي‌شود. چارلز موقع امضاي ذيل ورقه برات چنين مي‌نويسد: براي شركت قبول شد. معهذا اين كلمات براي افشاء كردن هويت وجودي اصيل (يعني معلوم شدن نام او) كافي نبوده و او شخصا اصيل محسوب و مسئوليت دارد.”203
اين نويسنده انگليسي، عكس حالت فوق را نيز شرح مي‌دهد كه در آن ظهور برات حاكي از نمايندگي امضاء كننده و آشكار بودن وجود اصيل است. او اين حالت را چنين بيان مي‌كند: “مع الوصف هرگاه برات بعهده نماينده صادر نشده باشد مثل براتي روي شركتي كشيده شده باشد، در اين صورت مديران شركت موقع امضاي برات مسئوليت شخصي نداشته و صرف درج عنوان مديريت ايشان در ذيل امضايشان كافي است كه آنها را نماينده تلقي كنيم و هويت اصيل را كه همان شركت است، افشا شده بدانيم.”204
او چنين ادامه مي‌دهد: “وقتي كه نماينده‌اي سند تجاري صادر يا ظهرنويسي مي‌كند ممكن است حالات زير رخ دهد. اگر وي اسم خودر ا بدون هيچ توضيحي امضاء كند، اصيل مربوطه مخفي و او شخصا مسئول خواهد بود ليكن هرگاه توضيحي در ذيل امضاي خود اضافه كند،‌دو حالت متصور است توضيحي كه صريحا بيان مي‌كند وي بعنوان نماينده شخص ديگري عمل كرده، نام و هويت او را نيز معلوم مي‌كند (ولو اينكه بعدا معلوم شود كه اين هويت، واقعي نبوده) در اين صورت اين شخص نماينده محسوب و از مسئوليت شخصي مبري مي‌شود مثل جايي كه مي‌نويسد. براي و از طرف آقاي جونز205 و حالت دوم وقتي است كه توضيح ذيل امضاء مبهم بوده و هويت اصيل را آشكار نمي‌كند كه در اين صورت همچنان مسئول خواهد بود مثل اضافه كردن عبارت “مديران” در كنار امضاي y, x در مقام ظهرنويسي برات كه در اين مثال واژه مديران ضرورتا هويت اصيل مربوطه و اينكه مديران چه شركتي بوده‌اند را معلوم نمي‌سازد و نتيجتا از نظر حقوق كامن لا، كماكان اصيل مربوطه افشاء نشده و مخفي باقي مانده و y,x شخصا مسئوليت خواهند داشت.”206 اين نويسنده چيره دست انگليسي با ذكر دو مثال و مقايسه آن‌ها به خوبي نشان داد كه اوضاع و احوال ظاهري چگونه مي‌تواند موقعيتها را نسبت به هم تغيير دهد. يعني عبارت مشترك “مديران” در دو مثال مختلف، دو نتيجه متفاوت داشت. در مثال نخست ديديم كه صدور برات بعهده شركت تجارتي، خود ظاهري فراهم ساخته بود كه هويت شركت تجارتي بعنوان اصيل (يعني براتگير) افشاء شده تلقي گردد و ذكر عبارت “مديران” توسط امضاء كنندگان موقع قبولي برات نيز كافي تلقي شد چون هويت اصيل بنام ظاهر برات آشكار و معلوم بود. حال آنكه در مثال ديگر بلعكس هيچ ظاهري براي افشاء شدن نام اصيل وجود نداشت و امضاء كنندگان اين بار در مقام ظهرنويس، برات را امضاء كرده بودند و نتيجتا ذكر عبارت “مديران” نمي‌توانست هويت شركت تجارتي را كه ايشان بعنوان نماينده وي، برات را ظهرنويسي كرده بودند افشاء كند و نتيجتا مثال اخير مشمول عنوان “اصل افشاء نشده” محسوب و خود امضاء كنندگان مسئوليت شخصي پيدا كردند.
بدين ترتيب كامن لا با اعطاي حق مداخله به اصيل افشاء نشده به سوي پذيرش اين واقعيت گام برداشت كه براي نماينده و اصيل افشاء نشده، حقوقي مستقل و جداگانه ايجاد شود و البته با اين قيد كه حقوق نماينده نسبت به اصيل جنبه فرعي و تبعي دارد و هرگاه دعواي اقامه شده توسط نماينده عليه شخص ثالث در خصوص نقض قرارداد مردود اعلام شود، به دعوي مشابه اقامه شده توسط اصيل عليه ثالث تسري نخواهد يافت. چنين نيست كه چون دعوي نماينده به نيابت از سوي اصيل مطرح شده پس اصيل از اقامه دعوي مشابه ممنوع است.207
آقاي دكتر ناصر كاتوزيان حق مداخله اصيل افشاء نشده در قرارداد منعقده توسط نماينده با شخص ثالث را در يك جمله كوتاه مورد اشاره قرار مي‌دهد: “در حقوق انگليس، رجوع اصيل به ثالث را نيز در صورتي كه مقصود معامله با شخص نماينده نباشد مباح مي‌دانند”.208
آقاي فريدمان در خصوص ضرورت تحقيق پيرامون وجود اصيل افشا نشده از سوي شخص ثالث، بطور قاطع بيان مي‌دارد كه “هيچ وظيفه‌اي بعهده شخص ثالث نيست تا تحقيق كند كه آيا غير از خود نماينده، يك اصيل افشاء نشده ديگر وجود دارد يا خير؟ تا آنجا كه به شخص ثالث مربوط مي‌شود او به اتكاء و اعتماد خود نماينده حاضر به بستن قرارداد شده و تعهدات آن را هم بر مبناي همين ظاهر از نماينده مي‌خواهد. البته شخص ثالث همواره اين احتمال را مي‌دهد كه چنين فردي،‌مجوز انجام قرارداد را به نمايندگي از ديگري داشته باشد و ممكن است متعاقبا متوجه شود كه اصيل افشاء نشده‌اي هم وجود داشته است.”209
راجع به حقوق شخص ثالث در برابر افشاء نشده نبايد فراموش كنيم كه چون مداخله اصيل افشاء نشده مي‌تواند به حقوق شخص ثالث كه در زمان عقد قرارداد تصور مي‌كرده با شخص ديگري (نماينده) معامله مي‌كند، آسيب بزند لذا متقابلا قاعده‌اي در جهت حمايت از حقوق شخص ثالث تمهيد شده كه بموجب آن شخص ثالث مي‌تواند از پذيرش اصيل افشاء نشده بعنوان طرف اجراء كننده قرارداد امتناع كند براي مثال قراردادي كه با تكيه بر مهارت‌هاي يا ملائت و تمكن نماينده يا شهرت اومنعقد شده اساسا نمي‌تواند امكان دخالت شخص ديگري (اصيل افشاء نشده) را بجاي امضاء كننده قرار داد بدهد و بدين ترتيب شخص ثالث موظف نخواهد بود اجراي قرارداد از اصيل پنهاني را بپذيرد و يا وقتي كه شخص ثالثي بدليل ويژگي‌خاصي كه در اصيل پنهاني وجود دارد حاضر نمي‌شود قرارداد را به طرفيت او بپذيرد (و حال آنكه اگر اين شخص خاص نبود، هركس ديگري را بعنوان اصيل افشاء نشده، مي‌پذيرفت) مانند موردي كه مديران يك سينما حاضر به فروش بليط به يك منتقد نمايش كه در گذشته نسبت به آنان انتقاد داشته نشدند، بعلاوه شخص ثالث در فرض پذيرش اصيل پنهاني، مي‌تواند هر گونه دفاعي را كه عليه نماينده داشته، عينا عليه اصيل پنهان نيز مطرح كند210 و بدين ترتيب از تضييع حقوق شخص ثالث با توسل به دو امكان فوق الذكر تا حدود زيادي احتراز خواهد شد.
از آنچه در بالا گفته شد اين مبناي مسلم حقوقي بدست مي آيد كه حقوق انگليس در خصوص ارائه دكترين اصيل افشاء نشده بيش از هر چيز بر روي ظاهر عمل نماينده در قرارداد خود با شخص ثالث و حدود اعتماد و باور شخص ثالث به ظاهر فراهم شده توسط نماينده اتكاء كرده است و اگر مي‌بينيم كه عليرغم تعهد نماينده موصوف، امكان شناسايي حقوقي براي اصيل پنهان را نيز فراهم مي‌كند صرفا براي توسعه و تسهيل تجارت بوده اما در عين حال باز هم به حقوق شخص ثالث احترام گذاشته و اعتماد او به ظاهر اوليه قرارداد را فراموش نمي‌كند. همانطور كه از جملات برخي نويسندگان حقوق انگليس استنباط مي‌شود، مجوز اخير براي دخالت اصيل پنهان، به مثابه ناهنجاري بر پيكره دكترين اصيل افشاء نشده و قواعد حقوقي آن مي‌ماند و بايد بدقت كنترل شود تا موجب انحراف و تضييع حقوق شخص ثالث اعتماد كننده به ظاهر نگردد.211

فصل سوم
اصول و قواعد ناشي از نظريه ظاهر در حقوق تجارت

فصل سوم رساله را به طرح اصول و قواعد ناشي از نظريه ظاهر در حقوق تجارت ايران اختصاص داده ايم که اين فصل را به دو مبحث تقسيم کرده ايم، مبحث اول تئوري ظاهر در اسناد تجاري و مبحث دوم تئوري ظاهر در شرکتهاي تجاري را

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی شخص ثالث، حقوق تجارت، اشخاص ثالث، حقوق اشخاص Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی اشخاص ثالث، حقوق تجارت، قانون نمونه، شخص ثالث