پایان نامه با واژه های کلیدی شبکه اجتماعی، سبک زندگی، روابط اجتماعی، زیست جهان

دانلود پایان نامه ارشد

دی‌فلور، جامعه شبکه‌ای کاستلز و الگوی رمزگذاری و رمزگشایی استیوارت هال به‌‌‌عنوان پایه نظری این پژوهش انتخاب شده و فرضیات پژوهش بر همین مبنا طرح شده است. فرضیات پژوهش شامل تأثیر میزان و نوع استفاده از شبکه‌های اجتماعی اینترنتی بر گرایش به فردگرایی، مادی‌گرایی، سست شدن ارزش‌های مذهبی و گرایش به سبک زندگی غربی می‌باشد. روش تحقیق پیمایشی، و ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه محقق ساخته است. جامعه آماری این پژوهش، عبارت است از اعضای ایرانی شبکه اجتماعی اینترنتی و نمونه آماری، 300 نفر از اعضای فعال و آن‌لاین شبکه اجتماعی فیس بوک می‌باشد. که از طریق نمونه‌گیری غیر احتمالی در دسترس انتخاب شده‌اند. نتایج به‌دست آمده نشان می‌دهند که میان میزان و نوع استفاده از شبکه‌های اجتماعی اینترنتی و گرایش به فردگرایی، مادی‌گرایی، سست‌شدن ارزش‌های مذهبی و سبک زندگی غربی رابطه معناداری وجود دارند.
مفاهیم کلیدی: شبکه‌های اجتماعی اینترنتی، ارزش‌های غربی، فردگرایی، مادی‌گرایی، ارزش‌های مذهبی، سبک زندگی غربی.

فصل اول

مقدمات و کلیات

ـ مقدمه
ـ بیان مسأله
ـ اهمیت و ضرورت پژوهش
ـ اهداف پژوهش
ـ سازماندهی رساله

1ـ1ـ مقدمه
امروزه تحولی گسترده در عرصه ارتباطات و اطلاع‌رسانی در حال وقوع است که چشم‌انداز کاملاً متفاوتی از مفهوم و عملکرد تأثیر رسانه‌ها در برابر پژوهشگران قرار داده است. این تحول که بسیاری آنرا تحولی انقلابی در عرصه ارتباطات و شروع پارادایمی جدید در زندگی جوامع امروزی می‌خوانند، ظهور و توسعه حیرت‌آور رسانه‌های نوین در جهان امروز است که در طول زمانی کوتاه در سراسر جهان گسترش یافته و مهمترین و آشکارترین محصول آن اینترنت و شبکه‌های اجتماعی مجازی است (یزدخواستی و دیگران، 1392: 82).
شبکه‌هاي اجتماعی مجازي، در عصر حاضر نقش عمده و مهمی را در عرصه تغییر و تحولات اجتماعی برعهده دارند و این وسایل منشأ بسیاري از تحولات معاصر، راهنما و کنترل‌کننده جریان‌ها و تحولات در جهان محسوب می‌شوند (رحمانزاده، 1389: 4). شبکه‌های اجتماعی مجازی از زمان ظهور در اواخر دهه 90، در روند تکاملی خود تا سال 2003 و تاکنون به‌واسطه ایجاد امکان برقراری ارتباط سریع همزمان و غیرهمزمان، دسترسی به حجم زیادی از اطلاعات و انتشار گسترده آن کاربردهای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بسیاری را در این زیست جهان جدید رقم زده و توجه میلیون‌ها کاربر را از سراسر دنیا به خود جلب نموده‌اند. به‌دلیل رشد روزافزون تعداد اعضا و بعد تأثیرگذاری بر فضای واقعی، این شبکه‌ها اهمیت زیادی یافته و در طی یک دهه از پدیده‌های موقتی به جهانی تبدیل شده‌اند. چنان‌که نتایج یک نظرسنجی در 24 کشور جهان (2010) نشان می‌دهد در سراسر جهان به‌طور متوسط از هر 10 نفر کاربر اینترنت، شش نفر از شبکه اجتماعی بازدید می‌کنند. در این راستا استقبال کاربران ایرانی نیز از سایت‌های مذکور روند قابل توجه و تأملی را در پیش داشته است. مطابق آمار الکسا1، فیس بوک یکی از 10 سایت برتر مورد استفاده ایرانیان در فضای وب است (شهابی و بیات، 1391: 62).
با وجود کارکردهای مثبت این رسانه نمی‌توان از تأثیر این ابزارها بر فرهنگ و آینده فرهنگی جوامع چشم‌پوشی کرد. امپریالیزم فرهنگی به‌وجود آمده در فضای مجازی توسط صهیونیزم و کشورهای وابسته به آن و تهاجم به انواع فرهنگ‌های موجود بشری با شگردهای خاص و متنوع جهت سلطه همه‌جانبه و جهت‌دهی به افکار عمومی به سمت اهداف و ارزش‌های خود؛ از جمله کارکردهای منفی به‌شمار می‌روند. بایستی در برابر این نوع کارکردها؛ آگاهی، شناخت صحیح از نقش و عملکرد آن‌ها و همچنین برنامه‌ریزی منسجم داشت (www.gerdab.ir).
بنابراین آثار و پیامدهای فرهنگی شبکه‌های اجتماعی مجازی نیز اهمیت و موضوعیت یافته است. پژوهشگران علاقه‌مند و فعال این حوزه پژوهشی می‌کوشند به پرسش‌های مختلفی درباره تأثیر شبکه‌های اجتماعی مجازی بر فرهنگ و ارزش‌های اجتماعی، جنسیت، قومیت، هویت و دیگر نهادها پاسخ دهند. این پژوهش بر آن است تا تأثیر میزان و نوع استفاده از شبکه‌های اجتماعی اینترنتی بر گرایش به ارزش‌های غربی را مورد بحث و بررسی قرار دهد.

1ـ2ـ بیان مسأله2
ارزش به مثابه یک پدیده اجتماعی، از زمان تشکیل اجتماعات اولیه تاکنون در زندگی انسان نقشی مهم داشته است. به زعم ماکس وبر، زندگی بشر از یک رشته انتخاب‌ها تشکیل شده است. که افراد از طریق آن‌ها نظامی از ارزش‌ها را برپا می‌کنند. ارزش‌ها پایه و اساس بینش و کنش انسان را تشکیل می‌دهند و در انتخاب گزینش و انجام کنش اجتماعی و رفتار نقش دارند از نظر کوئن، ارزش‌ها در واقع انعکاسی از نیازهای مادی و روانی انسان و تبلوری از وضعیت ارتباط متقابل و روابط اجتماعی هستند که به تعابیر گوناگون، از جمله احساسات عمیق و تعیین بخش رفتار، از نظر روشه، نگرش بنیادی ناظر بر اهداف، و از نظر گیدنز، آرمان‌های انتزاعی، محسوب می‌شوند (قنبری و دیگران، 1390: 24).
ارزش‌ها عمیق‌ترین عنصر فرهنگی هستند که از سنت‌ها، مبانی اخلاقی و به‌ویژه از ایدئولوژی حاکم بر جامعه نشأت می‌گیرند (علاقه‌بند، 1380: 45). فیلسوفان علوم اجتماعی، قوام فرهنگ را به ارزش‌ها می‌دانند؛ چون جامعه که در حقیقت چیزی جز تجسم ارتباطات افراد و کنش‌های آنان با یکدیگر نیست، تنها با تکیه بر فرهنگ شکل می‌گیرد و آنچه شکل‌دهنده پایه‌های نظام رفتاری افراد و یا به تعبیر جامعه‌شناسان، تعیین‌کننده حدود رفتار و افعال فرد است، همان ارزش‌هاست. از این رو بنیان فرهنگ بر همان جنبه شناختی‌اش یعنی ارزش‌ها نهاده شده است و ارزش نه‌تنها هویت فرهنگ، بلکه هویت هر جامعه‌ای را شکل بخشیده و سمت و سو می‌دهد؛ چون جامعه، همان جمع جبری افراد است و ارزش‌ها نیز درونی‌ترین لایه‌های شخصیت درونی انسان هستند. ارزش‌ها به‌عنوان شکل‌دهنده پایه‌های نظام رفتاری افراد، دارای بیشترین تأثیر در کنش آنان بوده، در بعد روانی و فردی، مهمترین منبع را برای جهت‌گیری و درک و شناخت از خود و در بعد اجتماعی مجموعه‌ای از عقاید و نگرش‌ها هستند که فرد، طی فرایند جامعه‌پذیری آن‌ها را به‌دست می‌آورد و خود را با قواعد و هنجارهای جامعه هماهنگ می‌سازد (مریجی، 1387: 26ـ23).
ارزش‌ها با تغییر تمدن و فرهنگ جامعه تغییر می‌کنند. جوامع انسانی در طی زمان‌ها و مکان‌های مختلف تحولات بسیاری را به خود دیده است، این امر موجب شده برخی از ارزش‌ها در گذر زمان تغییرات بسیاری نمایند. جامعه ما و بسیاری دیگر از جوامع امروزی در معرض ارزش‌های متنوع و متفاوت قرار دارد و همین امر منجر به بروز بسیاری از اختلالات رفتاری و هنجاری و به‌عبارت دیگر بحران هنجاری شده و باعث گردیده است فرهنگ ما کلیت خود را از دست بدهد. این تعارض و از دست دادن کلیت فرهنگی در جامعه ما به‌دلیل تحولاتی ایجاد شده که خود ناشی از ورود تکنولوژی و به تبع آن تغییر در سبک و روش زندگی مردم است. فرهنگ سنتی، قواعد، هنجارها و یک روش زندگی داشت که همه آن را پذیرفته و بر طبق آن عمل می‌کردند در نتیجه جامعه در حال تعادل بود و مردم می‌دانستند که در وضعیت‌های مختلف چه واکنشی باید انجام دهند. اما فرهنگ جدید و صنعتی بسیاری از قواعد را برهم زده است. در گذشته، خانواده، شخصیت مذهبی و روابط اجتماعی را به‌خوبی به نوجوانان آموزش می‌داده است ولی امروز نهادها و سازمان‌های موجود در جامعه (مانند رسانه‌های جمعی) بسیاری از مسائلی که خانواده توصیه می‌کند، برهم زده و از روال خود خارج می‌سازد اکنون به‌دلیل بقا و وجود بسیاری از ارزش‌های مذهبی و سنتی گذشته و همچنین ورود یا ایجاد بسیاری از ارزش‌های جدید، جامعه با سبکی از زندگی روبرو شده است که نه نشانی از سیوه سنتی دارد و نه شیوه تعقلی امروز. نهادها و عوامل متعددی دست‌اندرکار تربیت و اجتماعی کردن نسل جدید هستند و در کل مشخص نیست تربیت‌کننده نسل امروز کیست و شخصیت افراد جامعه چگونه شکل می‌گیرد (جلیل‌وند، 1388: 123).
انقلاب رسانه‌ای در دهه‌های اخیر که فرهنگ جدیدی را برای جوانان به همراه آورده است، موجب تغییر و دگرگونی در فرهنگ و زمینه‌های پایبندی به ارزش‌ها، نهادها، سبک زندگی و نظایر آن گردیده است (عالی، 1388: 211). شبکه‌های اجتماعی اینترنتی به‌عنوان مهمترین مصادیق این امر، نفوذ هرچه بیشتر و تأثیر انکارناپذیر بر کلیه ابعاد شناختی آدمی یافته و فرهنگی نو به‌وجود آورده است.
بر اساس تعریف صدیق بنای، شبکه‌های اجتماعی واژه‌ای است که برای نامیدن گروهی از افراد که در این میان خود دارای ارتباطات وسیع و مستمر هستند و یک حلقه منسجم ارتباطی را تشکیل می‌دهند، به‌کار می‌رود. وی معتقد است این واژه امروز بیشتر برای نامیدن سایت‌های اینترنتی به‌کار می‌رود که افراد با عضویت در آن‌ها امکان دستیابی به اطلاعات سایر اعضا، آشنایی با علایق آنان، به اشتراک‌گذاری تولیدات متنی، صوتی و تصویری و نیز تشکیل گروه‌هایی بر اساس علایق مشترک با برخی دیگر از اعضای سایت را پیدا می‌کنند (بشیر و افراسیابی، 1391: 32).
شبکه‌های اجتماعی مجازی از زمان ظهور در اواخر دهه 90، در روند تکاملی خود تا سال 2003 و تاکنون به‌واسطه ایجاد امکان برقراری ارتباط سریع همزمان و غیرهمزمان، دسترسی به حجم زیادی از اطلاعات و انتشار گسترده آن کاربردهای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بسیاری را در این زیست جهان جدید رقم زده و توجه میلیون‌ها کاربر را از سراسر دنیا به خود جلب نموده‌اند (شهابی و بیات، 1391: 62). شبکه‌های اجتماعی اینترنتی به محلی برای حضور اقشار مختلف جامعه به‌ویژه جوانان کشورهای مختلف دنیا و مکان تبادل آرا و افکار ایشان تبدیل شده‌اند. شبکه‌های اجتماعی اینترنتی علاوه بر این‌که مرجع تأمین بسیاری از نیازهای فرهنگی و اجتماعی اعضای خود هستند، این امکان را برای اعضا فراهم می‌کنند که همزمان با انجام سایر فعالیت‌های اجتماعی از طریق رایانه یا تلفن همراه، فعالیت خود را در این جوامع مجازی پیگیری کنند (بشیر و افراسیابی، 1391: 32). این شبکه‌ها به‌دلیل رشد روزافزون تعداد اعضا و بعد تأثیرگذاری بر فضای واقعی، اهمیت زیادی یافته و در طی یک دهه از پدیده‌های موقتی به جهانی تبدیل شده‌اند. چنان‌که تحقیقی در سال 2010 نشان می‌دهد در سراسر جهان در سراسر جهان به‌طور متوسط از هر 10 نفر کاربر اینترنت، شش نفر از شبکه اجتماعی بازدید می‌کنند. همچنین بر اساس اکانت‌های موجود، شبکه اجتماعی فیس بوک به‌عنوان محبوب‌ترین شبکه اجتماعی اینترنتی جهان، بالغ بر 400 میلیون اکانت فعال از کاربران را دارد، روزانه بیش از 35 میلیون کاربر فیس بوک اکانت خود را به روز می‌کنند، و این مطلب به این معناست که در هر ثانیه 695 به‌روزرسانی در فیس بوک رخ می‌دهد. در این راستا استقبال کاربران ایرانی نیز از سایت‌های مذکور روند قابل توجه و تأملی را در پیش داشته است. به‌عنوان مثال بر اساس آمار سایت برتربین، تعداد کاربران ایرانی شبکه اجتماعی فیس بوک تا 9 میلیون نفر تخمین زده می‌شود (www.bartarbin.ir). گزارش دیگری از سایت گرداب، نشان می‌دهد 29 درصد کاربران شبکه‌های اجتماعی مجازی از شبکه‌های اجتماعی اینترنتی غیربومی نظیر فیس بوک، توییتر، یاهو 360، و نت لاگ استفاده می‌کنند. 55 درصد مردان و 54 درصد زنان اذعان کرده‌اند که بیشترین وقت خود را در مقایسه با سایر فعالیت‌های روزمره را به استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی اختصاص می‌دهند (www.gedab.ir).
با این حال، گذشته از تأثیرات مثبت شبکه‌های اجتماعی اینترنتی، به گفته مانوئل کاستلز، امکان پیدایی جامعه شبکه‌ای که افراد و جوامع را در قالب‌‌های تازه هویت بخشیده، نه‌تنها قواعد و قوانین حاکم بر ارتباط و تعامل میان انسان‌ها، بلکه ایستار ما را نسبت به خود، دیگران و جهان تغییر داداه است (کاستلز، 1380: 20). در این فضا دگرگونی عظیمی در حوزه‌های هویت و فرهنگ پدیدار شده یا در حال ظهور است و فرهنگ غربی و ارزش‌های آن در حال گسترش به سراسر جهان و از جمله کشورمان و بسط هژمونی خو

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی تحلیل واریانس، میزان استفاده، روش پژوهش، نظریه وابستگی Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی سبک زندگی، شبکه اجتماعی، مبانی نظری، روابط اجتماعی