پایان نامه با واژه های کلیدی سوريه، حمايت، گروه‌هاي، کشورهاي

دانلود پایان نامه ارشد

جريان‌هاي اسلام‌گرا و مشخصاً جمهوري اسلامي و به ضرر رژيم صهيونيستي و آمريکا به وجود آمده بود، دوباره به سود خود کنند.
لذا برخي تحليل‌گران معتقدند که آغاز اعتراضات در سوريه، دروني و برآمده از ملت سوريه نبوده است. البته به هر حال بايد توجه کنيم که نظام سياسي حاکم بر سوريه از بسياري جهات مشابه مصر، تونس و يمن است. در سوريه هم فضاي امنيتي، رئيس‌جمهور مادام‌العمر و… برقرار است و مردم از مشارکت مدني و بسياري از حقوق و آزادي‌ها محروم‌اند.
چند ماه پيش از سال 2012 به صورت پراکنده، اعتراضات مردمي در شهرها و استان‌هاي سوريه قابل مشاهده بود. تعداد اين افراد کم نبود، اما آن‌ها اکثريت جامعه‌ي سوريه را تشکيل نمي‌دادند. تظاهرات مسالمت‌آميز اين عده از مردم بدون تحريک و حمايت‌ کشورهاي خارجي بود که متأسفانه با سرکوب و برخورد امنيتي و غيرقابل قبول نظام حاکم بر سوريه و ارتش اين کشور مواجه مي‌شد اين اقدامات دولت سوريه هزينه‌هاي بسياري براي آن کشور به همراه داشت و‌ باعث گسترش بحران هم مي‌شد. در کنار تظاهرات مسالمت‌آميز مردم، گروه‌هاي مسلحي هم وجود داشتند. از ابتداي سال 2012 ورق برگشت؛ مردم به طور کلي از صحنه‌ي تظاهرات مسالمت‌آميز خارج شدند و در حال حاضر، نقطه‌ي کانوني و وزن اصلي اعتراضات را گروه‌هاي مسلح تشکيل مي‌دهند. اين گروه‌هاي مسلح به چند دسته تقسيم مي‌شدند. يک دسته‌ي کلي از آن‌ها داخلي بودند و شامل شوراي ملي سوريه و افرادي مي‌شدند که از ارتش سوريه خارج شده بودند. علاوه بر اين افراد، تعداد قابل توجهي‌ از نيروهاي مسلح و تسليحات نظامي از بيرون وارد شده بودند و پشتيباني مالي و اطلاعاتي مي‌شدند.
تا زماني که نظام حاکم در سوريه در مقابل خود گروه‌هاي مسلحي را ببيند که از خارج کشور پشتيباني مي‌شوند و قصد براندازي نظام را دارند، بديهي است که در مقابل آن‌ها مقاومت مي‌کند مسلماً هر حکومتي باشد همين کار را مي‌کند و دوستانش نيز از او حمايت مي‌کنند. زماني مي‌توان از اسد انتظار داشت قدرت را واگذار کند که دو اتفاق بيفتد.
يکي اينکه اين فشار، ناشي از گروه‌هاي مسلح خارجي، اقدامات تروريستي و کشورهاي خارجي نباشد، بلکه برآمده از خواست اکثريت مردم باشد.دوم، اين تغييرات و اصلاحات در شرايط آرام سياسي انجام شود. در غير اين صورت، نه تنها براي اسد، بلکه براي هيچ حاکمي اين مسئله معقول نيست که صرفاً به دليل فشار گروه‌هاي مسلح و کشورهاي خارجي قدرت را واگذار کند.
دکتر صالحي معتقد است که، سوريه و منازعات اين کشور از چند موضوع نشئت مي‌گيرد. يکي از اين مسائل اين است که ساختار سياسي سوريه، همانند اکثر کشورهاي خاورميانه، اقتدارگرا، فردگرا و خانواده‌گراست. در واقع هرچند قانون اساسي حکومت اين کشور را جمهوري ناميده است، اما جمهوري در اين کشور خانوادگي و به نوعي شبيه به نظام پادشاهي است. زماني که بشار اسد مي‌خواست به رياست جمهوري برسد، چون 40 سال نداشت و بر اساس قانون اساسي نمي‌توانست رئيس‌جمهور اين کشور شود، قانون اساسي را تغيير دادند.
بنابراين معضل فردگرايي در سوريه مسئله‌اي است که از دوران حافظ اسد تا امروز در کشور وجود دارد. زماني که بشار به قدرت رسيد، وعده داد که اصلاحات، تقويت جامعه‌ي مدني و توزيع و واگذاري قدرت را در دستور کار خود قرار مي‌دهد؛ اما از آنجا که وزن و قدرت حزب بعث و نيروهاي امنيتي در سوريه بسيار زياد بود، عملاً اسد در يک عمل انجام‌شده قرار گرفت. بنابراين ريشه‌ي مشکلات امروز را بايد در نيروهاي امنيتي سوريه يافت.
دومين عاملي که سبب بروز اتفاقات اخير سوريه شد، به اعتقاد من، ناشي از ادراک اشتباه نخبگان از فضاي اجتماعي سوريه بود. آن‌ها در حقيقت حوادث سال 1982را به ياد دارند که حافظ اسد با استفاده از قوه‌ي قهريه و نيروي هوايي، ثبات را در جامعه‌ي سوريه برقرار کرد. اين افراد با توجه به اين تجربه‌ي تاريخي، به سمت اقدامات خشونت‌‌آميز حرکت کردند.
در حقيقت ، اينکه در تونس يا مصر نظام حاکم سقوط کرد، ولي در سوريه چنين اتفاقي نيفتاد ريشه در رابطه‌ي ارتش و نظام حاکم دارد. در تونس و مصر، پس از 10 يا 15 روز ارتش از حکومت جدا شد، ولي در سوريه ارتش بقا و دوام خود را وابسته به بقاي حکومت مي‌داند. در واقع نظام سوريه به گونه‌اي است که در آن، ارتش و حکومت در هم تنيده شده‌اند. به همين دليل، بحران سوريه تا امروز ادامه داشته است.( برهان ،30آذر1391)
4-5-2-4 دلايل حمايت ايران از حکومت سوريه
عليرضا نادر در مقاله ي خود که در انديشکده وند به چاپ رسيده است، اينگونه به اين موضوع پرداخته است که” در تحولات اخير روي داده در سوريه موضع ايران اين است که حکومت بشار اسد در قدرت باقي بماند. اما حکومت تهران آنقدر هوشيار است که بداند رژيم سوريه دير يا زود سقوط خواهد کرد. از اين رو، ايران حمايت خود از گروه‌هاي علوي و ديگر گروه‌هاي شبه نظامي را افزايش داده است، نه تنها به اين خاطر که بتواند در سوريه نفوذ خود را حفظ کند، بلکه مهم‌تر از همه اين که بتواند در صورت سقوط اسد، ارتباط فيزيکي خود با حزب الله را حفظ کند. سقوط رژيم اسد، نه تنها مي‌تواند نفوذ ايران در دنياي عرب را تحت تأثير قرار بدهد، بلکه مي‌تواند حمايت نظامي اين کشور از حزب الله را نيز کاهش بدهد. بيشتر سلاح‌هايي که تهران براي حزب الله ارسال مي‌کند، از طريق سوريه به دست اين گروه مي‌رسد. راه ديگر مي‌تواند ترکيه باشد. آنکارا که در حال رقابت با ايران براي افزايش نفوذ خود در خاورميانه است، جلوي ورود هواپيماها و تانکرهاي ايراني به مقصد سوريه و حزب الله را گرفته است. ايران مي‌تواند از طريق دريا نيز کمک‌هاي خود را به حزب الله برساند، اما اين کار زمان بيشتري مي‌برد، و کشتي‌هاي ايراني در برابر منع رفت و آمد آسيب پذير هستند.
جمهوري اسلامي ايران معتقد است که حکومت سوريه بخش مهمي از جبهه‌ي مقاومت در برابر اسرائيل است، و در صف مقدم جبهه‌ي جنگ ايران با آمريکا قرار دارد. برخي از مقامات ايران، حمايت بي چون و چراي حکومت از رژيم اسد را زير سؤال برده‌اند، اما به نظر مي‌رسد که جمهوري اسلامي سياست حمايت همه جانبه را در پيش گرفته است.همچنين اين نگراني وجود دارد که، اعطاي امتياز به ايران بر سر موضوع سوريه مي‌تواند جايگاه آمريکا را در کشورهاي عرب تضعيف کند.چشم انداز سياست ايران نشان مي‌دهد که اين کشور هيچ تمايلي به مذاکره با آمريکا بر سر سوريه ندارد، خصوصاً تا زماني که آمريکا و متحدانش بخواهند حکومت علوي‌ها در اين کشور را ساقط کنند. اما اگر يک نقش مهم براي حکومت ايران در آينده‌ي سوريه در نظر گرفته شود، مي‌توان تهران را پاي ميز مذاکره کشاند. اما اعطاي چنين امتيازي مي‌تواند مورد نکوهش اپوزيسيون سوريه قرار بگيرد، گروهي که ممکن است روزي بر اين کشور حکمفرما شود. از طرف ديگر، نفوذ قوي ايران در آينده‌ي سوريه بعد از سقوط اسد، مي‌تواند جايگاه آمريکا را نه تنها در سوريه بلکه در جهان عرب و کشورهاي سني تضعيف کند.”( نادر، 8ارديبهشت1392)
5-5-2-4 نقش عربستان در سوريه
عربستان مشخصاً سوريه را از نگاه عينک رقابت هاي منطقه اي با ايران (مهار الگوي نفوذ معنوي ايران) نگاه مي کند و در واقع براي همين در مقابل نظام اسد و در دفاع از قيامي که عليه اين نظام صورت گرفته گام بر مي دارد. در واقع کاهش نفوذ ايران در منطقه يا مهار کردن الگوي نفوذ انقلاب اسلامي در دنياي عرب که زماني در قالب هلال شيعي مطرح گرديد. عربستان دامنه اين تهديد را بعد از بهار عربي گسترده تر مي بيند و نزديکي گروه هاي مقاومت و بخصوص سوريه به ايران را به منزله برهم خوردن تعادل منطقه اي و به حاشيه رفتن سياست هاي سعودي مي داند. بنابراين عربستان در هماهنگي با رويکرد غربي – عربي تلاش دارد تا موقعيت ايران در سوريه را کاهش دهد. از اينرو در چنين شرايطي عربستان براي محدود سازي قدرت ايران در خاورميانه از گروههاي معترض در سوريه حمايت مي کند.
محيط ژئوپليتيکي عربستان سعودي پس از تحولات جهان عرب در محاصره تحولاتي قرار گرفت و موجب شد تا سياست حفظ وضع موجود اين کشور به چالش کشيده شود. بر اين مبنا بحران سوريه کانوني شد تا عربستان بتواند معادلات قدرت در حال شکل گيري را دگرگون سازد و در مقابل نظم ايجاد شده موازنه ايجاد کند. در سطح ژئوپوليتيکي فشارهايي که عربستان همراه با طرح غرب و اتحاديه عرب اعمال کرده است تا بر اساس آن سياست هاي راديکاليستي سوريه و حمايت هاي آن از جريان مقاومت در منطقه تضعيف گرديده و با حذف اين نقش، نقش ايران نيز در منطقه کاهش يابد و با تضعيف نقش اين دو کشور، فرصت براي نقش آفريني در مسائل لبنان و فلسطين افزايش پيدا خواهد کرد. موفقيت عربستان در ساقط کردن نظام سوريه مي تواند موفقيت مهمي براي احياي نقش منطقه اي عربستان و آينده سياست هاي عربي سعودي ها باشد و بر ژئوپليتيک خاورميانه و شکل گيري ائتلاف ها و دسته بندي هاي جديد منطقه اي تأثيرات قابل توجهي بر جاي بگذارد.
ژئوکالچر يا ژئوپليتيک فرهنگي فرايند پيچيده‏اي از تعاملات قدرت، فرهنگ و محيط جغرافيايي است که طي آن فرهنگ و ايدئولوژي ها همچون ساير پديده‏هاي نظام اجتماعي‏ همواره در حال شکل‏گيري، تکامل، آميزش و جابجايي در جريان زمان و در بستر محيط جغرافيايي اند. به عبارت ديگر ژئوکالچر ترکيبي از فرايندهاي مکاني- فضايي‏ قدرت فرهنگي ميان بازيگران متنوع و متعددي است که در لايه‏هاي مختلف اجتماعي و در عرصه محيطي به نقش‏آفريني پرداخته و در تعامل يا رقابت با يکديگر بسر مي برند و بر اثر همين تعامل مداوم است که در هر زمان چشم‏انداز فرهنگي‏ ويژه‏اي خلق مي‏شود. از آنجا که فرايند سياسي متضمن ترکيبي از حالتهاي‏ سه‏گانه ستيزه، رقابت و همکاري‏ است، بنابراين نواحي فرهنگي يا حوزه‏هاي تمدني در طول تاريخ‏ همواره اشکال سه‏گانه مذکور را در کنار هم به نمايش گذارده‏اند.( کرمي ، 30آبان1391)
6-5-2-4 ابعاد تقابل عربستان با سوريه
الف)مقابله با سياستهاي حکومت سوريه
يکي از جلوه هاي تقابل عربستان در برابر سوريه به سياست هاي راديکاليستي و تندروانه سوريه در منطقه بر مي گردد. سعودي ها همواره سوريه را به خاطر مواضع راديکاليستي و حمايت از گروههايي که سياست وضع موجود را به خطر انداخته و مقاومت را در منطقه اشاعه مي دهند، متهم نموده و آنرا خطري براي منافع و آينده پادشاهي هاي محافظه کار مي ديد. نگراني عربستان تا حدود زيادي ريشه در واقعيت داشت، از آنجا که سوريه به تنهايي فاقد منابع کافي براي ادامه سياست هاي خود در لبنان و اراضي اشغالي بود، اقدام به ائتلاف‌ سازي بدون توجه به‌ ايدئولوژي متحدين خود نمود. ائتلاف هاي جديد شرايط تازه‌اي را براي دستيابي به اهداف سوريه مهيا مي‌ساخت. از ‌اين رو در زمان حافظ اسد، سوريه به طور همزمان ائتلاف هايي را با کشورهاي نفت خيز عربي، اتحاد شوروي و ‌ايران اسلامي ‌پي ريزي نمود که ‌اين ائتلاف ها تا امروز به اشکال گوناگون با نوسان و شکست روبه رو بوده است. پس از حمايت هاي سياسي و نظامي دولت حافظ اسد از ايران در جنگ با عراق، صدام حسين و ملک فهد پادشاه وقت عربستان در يک طرح مشترک، گروه اخوان المسلمين سوريه (که از گذشته مخالفت ها و درگيري هايي با حزب بعث و حافظ اسد داشتند) را تحريک کردند و جنگي داخلي طي سال هاي 1982-1984 بر سوريه تحميل نمودند تا شايد از مواضع حمايتي خود از ايران کوتاه بيايد. حافظ اسد پس از کنترل جنگ داخلي که نزديک به20 هزار کشته داشت، عراق را به حمايت از اخوان مسلمين و دخالت در سوريه متهم کرد و به اين بهانه تمام مرزهاي خود را با عراق طي جنگ تحميلي مسدود نمود. در واقع تقابل اين دو ايدئولوژي همواره سايه خود را بر نگرش و طرز تلقي دو کشور سوريه و عربستان از يکديگر بر جاي گذاشته است. براي مثال در اجلاس دمشق در مارس 1991 که با شرکت شش کشور شوراي همکاري خليج فارس بعلاوه مصر و سوريه موسوم به طرح امنيتي 2+6 براي انجام همکاري هاي اقتصادي، سياسي، نظامي و امنيتي ميان اعضا شکل گرفت، عربستان و مصر ميانه رو در يک سر طيف با سوريه راديکال در طرف ديگر قرار داشتند که نهايتاً با

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی جهان اسلام، صدور انقلاب Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی افغانستان