پایان نامه با واژه های کلیدی سلسله مراتب

دانلود پایان نامه ارشد

هخامنشي به يک پايتخت قناعت نمي‏کردند. کوروش قبل از ساختن پاسارگاد در شوش اقامت داشت. سپس اکباتان و بابل را به عنوان پايتخت خود انتخاب کرد. کوروش پس از براندازي دولت ماد، هگمتانه را به عنوان پايتخت دوّم خود و بايگاني اسناد دولتي پادشاهي هخامنشي برگزيد. پايتخت قرار دادن هگمتانه به دست کوروش و ديگر شاهان هخامنشي، ناشي از سياست “بهره از تجربيّات ديگران” و “احترام به اقوام ديگر” بود. کوروش با اين کار و همچنين حفظ سمت هارپاگ به عنوان “وزير بزرگ” قلب همه‏ي مادي‏ها را تسخير کرد و از آن زمان محبوب همه‏ي مردم ايران شد. کوروش همه‏ي کارهاي ديواني و دولتي و اداري پادشاهي را در همان هگمتانه نگه داشت و با اين سياستِ درست، بدون هيچ هزينه و آسيب اقتصادي، فرهنگي و سياسي، جابجايي قدرت در ايران صورت گرفت. کوروش با ادغام ارتش پارسي و ارتش مادي و بخش‏بندي پست‏ها و مقام‏ها ميان بزرگان پارسي و مادي پاسخ همخون بودنش را به آن‏ها داد. افتخاري که به ديگران داده نشد و همين است که باعث مي‏شود گروهي بگويند، پادشاهي هخامنشيان اتّحاديه‏ي پارسيان و مادها بود. البتّه ترکيب کادر سياسي کوروش و بعدها کمبوجيه نشان‏دهنده‎ي به کارگيري کارمندان محلّي است، لکن اين افراد در سلسله مراتب اداري جايگاه متوسّطي داشته و هيچ يک از سِمَت‏هاي اجرايي و سياسي به آن‏ها واگذار نمي‏شد؛ بدين ترتيب مقامات بالا فقط به پارسي‏ها و برخي مادها اختصاص مي‏يافت.163 با اين همه سياست عفو همگاني پس از فتح شهرها و بخشش دشمنان زمين‏خورده و حتّي کمک به بازسازي شهرهاي فتح شده و از همه‏ي اين‏ها مهم‏تر نفي سياست “هدف وسيله را توجيه مي‏کند” در جنگ، سياست کلّي کوروش بود و درباره‏ي ديگر اقوام هم به کار رفت.
3-1-2 سياست خارجي کوروش
3-1-2-1 تصرّف ماد با تکيه بر سياست سازش با بزرگان ماد
کوروش در سال 550ق.م164 با ياري و همکاري مغان و مادها به گونه‏اي بر آستياگ165 (ايختويگو يا ايشتوويگو يا آژي‏دهاک) مادي غلبه کرد که به همدان پايتخت مادها آسيبي زياد وارد نيامد و همچنان به عنوان پايتخت باقي ماند و عمّال پارسي و مادي هر دو بر سر کار آمدند و چنان جابجائي قدرت مخفيانه صورت گرفت که در نظر ملل غربي حکومت پارسيان همان حکومت مادي جلوه کرده است.166 نحوه‏ي پيروزي کوروش بر آستياگ که به ياري بزرگان ماد کسب شده بود، مستلزم آن بود که نظامات جديد حکومت کوروش به ظاهر متضمّن سازش‏گونه‏اي با مادي‏ها باشد. بدين سبب با اين که اکباتانا غارت شد و بخشي از مادي‏ها برده گشتند و براي آن سرزمين -چون کشوري مفتوح- خراج وضع کردند، معهذا به منظور گذشت در مقابل بزرگان ماد يک سلسله اقدامات سازش‏کارانه و مصالحه‏جويانه نيز به عمل آمد. مثلاً کوروش پادشاهي ماد را لغو نکرد بلکه خويشتن را شاه ماد خواند و اين لقب را به لقب پيشين خود يعني پادشاه پارس افزود. حتّي در بسياري کتيبه‏هاي زمان داريوش اوّل هم پارس و ماد متّفقاً در برابر “ديگر کشورهاي (تابع)” قرار گرفته‏اند. در منقولات مؤلّفان يوناني، مدّتي بعد هم، در عداد اسامي اعيان دولت امپراتوري هخامنشي، به نام‏هاي نمايندگان ماد برمي‏خوريم. پادشاهِ امپراتوريِ هخامنشي را کماکان يونانيان و اقوام شرقي در محاورات عادي “شاه ماد” مي‏خواندند. معهذا، کوروش چنان‏که در موارد متشابه عمل کرد (مثلاً در بابل) -با اين که اسماً و ظاهراً “پادشاهي” ماد را حفظ نمود -ساتراپي در آن‏جا منصوب ساخت و اوّلين ساتراپ ماد اُيبار بود. به گفته‏ي کتزياس، کوروش با دختر آستياگ که آمي‏تيد نام داشت ازدواج نمود ولي قبلاً شوهر اوّل او “اسپيتام” را که مدّعي تاج و تخت ماد و رقيب وي بود اعدام کرد و منظور او اين بود که براي مدّعاي خويش يعني حکومت “قانوني” بر امپراطوري آستياگ دلايل متقن تهيّه کند. ظاهراً در ميان مادي‏ها و پارسيان -مانند مصريان- رسم بود که پسر، دختر و يا داماد (شوهرِ دختر) پادشاه پيشين قانوناً به سلطنت مي‏رسد. بدين سبب پادشاهان غالباً با خواهران خود مزاوجت مي‏کردند و الخ و اين رسم خارج از خاندان سلطنتي نيز در ايران باستان و آسياي ميانه جاري و ظاهراً گرايشي بود به حفظ سهم مال و منال زن در داخل خانواده‏ي پدرشاهي و جلوگيري از خروج آن.167 سياست دائمي و لايتغيّر کوروش اين بود که حسن توجّه محافل معيّني از کشورهاي مفتوح و به خصوص بزرگان و اعيان را به سوي خويش جلب کند. و بدين سبب عادتاً شاهاني را که اسير مي‏کرد سياست نمي‏نمود و به قتل نمي‏رسانيد. آستياگ نيز از اعدام جان به در برد و به گفته‏ي کتزياس به عنوان جانشين و حاکم هيرکانيه، “محترمانه” به آن سرزمين تبعيد شد ولي چيزي نگذشت که خواجه‏اي به نام پتساک به تحريک اُيبار به عنوان ديدن دخترش، وي را به بيابان برد و در آن جا رها کرد تا از گرسنگي بميرد.168 دياکونوف به نقل از کتزياس مي‏نويسد: “پسران آمي‏تيدا (دختر آستياگ) به نام‏هاي اسپيتاک و مهابرن (از شوهر نخست) پس از قتل آستياگ، از سوي کوروش به مقام ساتراپي هيرکانيه و دربيک‏ها منصوب شدند.”169 همچنين عدّه‏اي از بزرگان ماد وارد خدمت کوروش شدند. مثلاً هارپاگ يکي از سرداران نامي وي و سوّمين حاکم ليدي پس از مازار مادي بود. هارپاک يونيّه را نيز براي کوروش فتح کرد. ظاهراً وي مايل به بازگشت به سرزمين ماد نبود و يا ترديد داشت و در آسياي صغير مقيم گشت و در آن جا املاک و اراضي وسيع به دست آورد. در کتيبه‏ي بيستون داريوش اوّل نيز نام عدّه‏اي از سرداران پارس که مادي بوده‏اند برده شده است.170
3-1-2-2 سياست جنگ و توسعه‏ي قلمرو حکومتي با تصاحب سه مرکز مهم از چهار قدرت بزرگ جهان آن زمان با تکيه بر تساهل و مدارا با ملل مغلوب
مقارن پادشاهي کوروش در انشان (پيش از سقوط ماد)، “چهار نيروي بزرگ – ماد، کَلده[بابِل]، ليدي و مصر- سراسر شرق نزديک را ميان خود بخش کرده بودند.”171 پس او ناچار بود براي اين که قدرت خويش را به اثبات برساند، از همان ابتدا به سياست جنگ با اقوام مختلف روي آورد. سياستي که اصل خود را بر اساس “تسامح و مدارا” با اقوام گذشته بود. او پس از غلبه بر آستياگ شاه ماد، بر خلاف شاهان گذشته، با خوشرويي و نرمي با او رفتار کرد و تحوّلي شگرف را در نحوه‏ي حکومت‏داري در عرصه‏ي تاريخ ايجاد کرد.172 تصرّف سرزمين بزرگ و قدرتمند ماد به وسيله‏ي کوروش، قدرت‏هاي بزرگ ديگر يعني ليدي، بابل و مصر را به وحشت انداخت. پس از فتح ماد، نخستين دولتي که تصميم به پيش‏دستي در جنگ با کوروش گرفت کروزوس پادشاه ليدي بود (تصوير 3-4).

تصوير (3-4). موقعيّت سرزمين ليدي و مرز آن با ماد (روشن‏ضمير، 1389: 98)
کروزوس خواست اتّحادي عليه کوروش از مصر، ليدي و بابل ترتيب دهد ولي جاسوسان کوروش به او خبر دادند، کوروش فوراً سپاهي فراهم آورد و آماده‏ي حرکت به طرف آسياي صغير گرديد. او سپاهيانش را گروه‏بندي کرد و به آنان دستور داد تا ورزش‏هاي گوناگون انجام دهند و آموزش کافي ببينند، چادرهاي صد نفري ترتيب داد که با هم غذا بخورند و به دسته‏هاي ده نفري تقسيمشان نمود. او پيوسته با فرمانده‏ي دسته‏ها صحبت مي‏کرد و حتّي آن‏ها را به ناهار دعوت مي‏کرد و گاه نيز براي سربازان سخنراني مي‏کرد و آن‏ها را مورد تشويق قرار مي‏داد و به آنان مي‏گفت: اگر پيروز شويم خود دشمن و ثروت او از آن ماست و اگر شکست بخوريم هستي و دارايي ما از آن دشمن خواهد بود. حالا بگوييد: آيا براي اين که هر کس کوشش کند بهتر نيست که در تقسيم پاداش و نتايج پيروزي به شايستگي افراد معتقد باشيم. به اين ترتيب علاقه‏ي وافري در سربازان جهت تلاش و تحرّک ايجاد مي‏کرد. پيش از اين کوروش جاسوساني از سفراي هندي به بهانه‏ي عقد پيمان بين آن‏ها و هند براي کسب خبر روانه‏ي آن ديار (ليدي) کرد. سفراي هندي پس از بازگشت گزارش دادند کروزوس آماده‏ي حمله شده است.173 کروزوس پادشاه ليدي که سياست توسعه‏ي ارضي را دنبال مي‏کرد، به تدارک جنگ پرداخت و قبل از جنگ علاوه بر مستعمرات آسياي صغير که با خود متّحد ساخت، سفيري نزد دولت اسپارت فرستاد و از آن تقاضاي اعزام سپاه و کشتي جنگي کرد و با آمازيس فرعون مصر و نبونيد پادشاه بابِل هم قرارداد اتّحاد بست174 و از متّحدان خويش تقاضاي کمک کرد. امّا قبل از رسيدن قواي متّحدين، به قلمرو کوروش تجاوز کرد. کوروش که استراتژيستي فوق‏العاده بود با وجود اين که هنوز پايه‏هاي قدرتش تثبيت نشده بود تصميم گرفت به مقابله‏ي او بشتابد و به دشمن فرصت ندهد که بر وي بتازد. طبق گزارش ديودور سيسيلي، کوروش پيش از آغاز جنگ پيکي را نزد کروزوس فرستاد که اگر وي داوطلبانه خود را تسليم کوروش کرده، ابراز بندگي کند، کوروش او را بخشيده، به عنوان والي ليدي منصوب خواهد کرد. کروزوس نپذيرفت و پاسخ داد بايد کوروش و پارسيان که قبلاً بنده‏ي مادها بوده‏اند، نسبت به شاه ليدي اظهار بندگي کنند نه من.175 اگر اين گفته‏ي ديودور درست باشد، بايد گفت کوروش قصد نداشت براي حلّ و فصل مناقشات به خشن‏ترين ابزار سياست خارجي يعني جنگ متوسّل شود؛ بلکه تمايل داشت از راه‏هاي ديپلماتيک ضمن دست يافتن به هدف خويش به مناقشه فيصله دهد. حرکت سريع و جسورانه‏ي کوروش به کروزوس و هم‏پيمانانش فرصت نداد تا بتوانند به يکديگر بپيوندند.176 کوروش پس از عقد قرارداد صلحي با “نبونيد” پادشاه بابل به طرف ليدي حرکت کرد و سرانجام در زمستان سال 546 ق.م از فلات آناتولي به سمت غرب راند و در نخستين نبرد خود با ليديان آن‏ها را شکست داد و در پشت ديوارهاي قلعه‏شان اسير ساخت. در همان ابتداي نبرد اسبان سوارنظام سپاه ليدي از شتران سپاه کوروش ترسيده و رم کردند.177 کوروش توانست با نبوغ نظامي خود و دليري سردارانش شهر سارد را تصرّف کند و بدين ترتيب قشون کروزوس فراري شدند و کوروش بدون جنگ وارد سارد پايتخت ليدي شد و به حيات دولت مقتدر ليدي پايان داد. کروزوس تسليم شد و کوروش او را بخشيد و سپس وي را به خدمت خود درآورد. در واقع کوروش پس از فتح سارد با کروزوس همان معامله‏اي را کرد که با آستياگ کرده بود. در اينجا نيز او کروزوس را مورد عفو بزرگ‏منشانه‏ي خود قرار داد و با وي مهرباني‏ها و مدارا کرد و حتّي وي را مشاور افتخاري (به قول يوناني‏ها: اندرزگو) دربار خود قرار داد. علاوه بر آن به استناد نوشته‏ي کِتزياس، پس از آن که کوروش، کروزوس را به ايران برد، در سرزمين ماد ولايتي را به نام بارنِه در حوالي اکباتان (همدان) با دستگاه شاهانه به عنوان تيول به او بخشيد.178
واکنش‏ دولت‏هاي بزرگ زمان و اتّحاد آنان در مقابل دولت نوبنياد کوروش، اهداف سياست خارجي دولت هخامنشي را مشخّص کرد. مسلّم بود که کوروش در آينده تصرّف سرزمين‏هاي متّحدين مزبور را در رأس اهداف سياست خارجي خود قرار خواهد داد. تحوّلات پس از سقوط ماد و تهاجم ليدي، کوروش را بر اين کار مصمّم کرد؛ چرا که در منازعه‏ي ايران و ليدي مجدّداً دولت‏هاي مصر و بابل و حتّي اسپارت عليه ايران با پادشاه ليدي عقد اتّحاد بستند. بنابراين، مهمّ‏ترين اهداف سياست خارجي کوروش با موضع‏گيري دولت‏هاي متخاصم رقم خورد. به بيان ديگر، او قصد جنگ با دولت‏هاي ديگر را نداشت؛ امّا موضع‏گيري دولت‏هاي متخاصم در برابر کوروش او را بر آن داشت تا عليه آن‏ها اقداماتي انجام دهد. او نمي‏توانست اتّحاد دشمنان را ناديده بگيرد و اقدامي نکند.179
کوروش پيش از اين که فتوحات خود را در غرب ادامه دهد و متّحدين عليه خود را در سر جايشان بنشاند؛ با شورش‏هايي در مرزهاي شرقي و شمال شرقي ايران روبه‏رو شد. پس نخست تصميم گرفت تا امنيّت را در اين نواحي برقرار سازد. او به سرعت توانست نواحي مذکور را تصرّف کند. تا سال 545 ق.م تمام آسياي صغير به تصرّف ايران درآمد و پس از آن کوروش متوجّه شرق شد و از سيحون تا نزديکي سند و سغد و ترکستان را به تصرّف خود درآورد و وسعت و عظمت امپراتوري افزايش يافت. سپس توجّه خود را به غرب مخصوصاً ناحيه‏ي بابل معطوف ساخت. بابل، يکي از مهم‏ترين، عظيم‏ترين، باشکوه‏ترين و متموّل‏ترين شهرهاي دنياي کهن بود.180 پس از لحاظ استراتژيکي فتح آن براي کوروش بسيار مهم جلوه مي‏کرد. کوروش پس

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی عدل و داد، حقوق بشر Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی افغانستان