پایان نامه با واژه های کلیدی سرمایه در گردش، مدیریت سرمایه، وجوه نقد، سودآوری

دانلود پایان نامه ارشد

مستقیم با مدیران شرکت در اختیار ایشان قرار می گیرد؛ لیکن سهامداران نقش اساسی درنظام راهبري شرکت می توانند داشته باشند، لذا ترکیب مختلف آنها در شرکتها می تواند اثرهاي متفاوتی برعملکرد شرکتها و همچنین نحوه انعکاس اطلاعات شرکت در بازار و تقارن اطلاعات شرکت داشته باشد. بنابراین باتوجه به نوع مالکیت، نحوه نظارت برعملکرد مدیریت شرکتها نیز میتواند متفاوت باشد.
با ایجاد شرکت هاي سهامی بزرگ و حضور گسترده سرمایه گذاران فعال در بازارهاي سرمایه، به تدریج با منسجمتر شدن بازار سرمایه کشورها، مالکیت سهام شرکتها از افراد به نهادها انتقال یافت و این مبنایی براي شکلگیري سهامداران نهادي گردید. دراین میان آنچه که بیشتر جلب توجه میکند حضور روزافزون سرمایهگذاران نهادي در دایره مالکین شرکتهاي سهامی عام و تأثیري است که حضور فعال این گروه برنحوه حاکمیت درسازمان ها وهمچنین عملکرد آنها میتواند داشته باشد.
سهامداران نهادي داراي توان بالقوه تأثیرگذاري بر فعالیتهاي مدیران به طور مستقیم از طریق مالکیت و به طور غیرمستقیم از طریق مبادله سهام خود می باشند و تأثیر مستقیم یا غیر مستقیم سهامداران نهادي میتواند بسیار با اهمیت باشد (پورزمانی و خریدار، 1392).

2-7- سرمایه در گردش
توسعه فعالیتهای تجاری، توسعه کمی و کیفی مدیریت مالی را در پی داشته و به تبع این مدیریت را پیچیده کرده است. تداوم فعالیتهای بنگاههای اقتصادی تا میزان زیادی به مدیریت منابع کوتاهمدت آنها بستگی دارد؛ زیرا فعالیتهای عملیاتی در دوره عادی معمولاً سالانه، به سرمایه در گردش و مدیریت مطلوب آن بستگی دارد، به‌گونه‌ای که نتایج مورد انتظار تحقق یابد و امکان تداوم فعالیت در درازمدت فراهم شود. بنابراین، سرمایه در گردش از اقلام مهم داراییهای واحدها و بنگاههای اقتصادی تلقی می‌شود که در تصمیمهای مالی، نقش برجسته‌ای دارد.
تعریف واژه سرمایه در گردش در متون حسابداری، داراییهای جاری منهای بدهیهای جاری است و نشانگر میزان سرمایه‌گذاری شرکت در وجه نقد، اوراق بهادار قابل فروش، حسابهای دریافتنی تجاری و موجودی مواد و کالا منهای بدهیهای جاری است. برخی نویسندگان، سرمایه در گردش را به‌وسیله مجموع داراییها و بدهیهای جاری معنی می‌کنند و اختلاف آنها را به‌عنوان سرمایه در گردش خالص بیان می‌کنند. به‌عبارت دیگر، سرمایه در گردش خالص، معرف آن بخش از داراییهای جاری است که بر بدهیهای جاری فزونی دارد و از طریق وامگیری درازمدت و حقوق صاحبان سرمایه، پشتیبانی شده است (شباهنگ، 1387).

2-8- راهبردهای سرمایه در گردش
اهمیت روزافزون سرمایه در گردش در تداوم فعالیتهای واحدهای تجاری موجب شده است که راهبردهای مختلفی برای مدیریت سرمایه در گردش در نظر قرار گرفته شود. واحدهای انتفاعی با به‌کارگیری راهبردهای گوناگون در رابطه با مدیریت سرمایه در گردش، می‌توانند میزان نقدینگی شرکت را تحت تأثیر قرار دهند. هر یک از راهبردهای مختلف دارای میزان ریسک و بازده متفاوتند. مدیران مالی شرکتها نیز با توجه به شرایط حاکم بر وضعیت شرکت و همچنین با توجه به ویژگیهای شخصیتی و فردی خود، از بین راهبردهای جسورانه یا خطرپذیر و یا راهبردهای محافظه‌کارانه یا خطرگریز و یا ترکیبی از این دو یک راهبرد را انتخاب می‌کنند (رهنمای رودپشتی و همکاران، 1389). در شرایط اطمینان، فروش، هزینه‌ها، زمان پرداخت و سایر موارد، آشکارا معلوم است و همه شرکتها داراییهای جاری را فقط در پایینترین سطح نگهداری می‌کنند. نگهداری سرمایه در گردش بیش از نیاز شرکت، باعث افزایش هزینه تأمین مالی و کاهش سود خواهد شد و هرگونه نگهداری کمتر از حداقل مورد نیاز، باعث تأخیر در پرداخت تعهدات به عرضه‌کنندگان مواد و کالا و از دست دادن قسمتی از فروش بهعلت کمبود موجودی کالا و محدودیت در استفاده از تسهیلات اعتباری خواهد شد.
در شرایط نبود اطمینان، وضعیت تغییر می‌کند و شرکتها ملزمند که حداقل وجوه نقد و موجودی کالا را بر اساس پرداختها، فروش و زمان سفارش مورد انتظار و همچنین مقدار اضافی دیگری نگهداری کنند که به آن، ذخیره اطمینان می‌گویند. همچنین، سطح حسابهای دریافتنی از طریق شرایط اعتباری تعیین می‌شود و هر قدر شرایط اعتباری بهتر شود، حسابهای دریافتنی برای مقدار معین فروش بیشتر می‌شود. سیاست سرمایه‌گذاری جسورانه‌ شرکتها برای داراییهای جاری، باعث می‌شود که وجه نقد و موجودی کالا به میزان کم نگهداری شود. این نوع سیاست، خطر پرداخت‌نشدن به‌موقع بدهی و خطر از دست دادن مشتریان را افزایش می‌دهد. اغلب، سیاست جسورانه، بیشترین بازده را در پی خواهد داشت، ولی در عوض ریسک بالایی را نیز داراست؛ در حالی که سیاست محافظه‌ کارانه عکس آن است (جاننثاری، 1391). در ادامه به تبیین راهبردهای مدیریت سرمایه در گردش از دیدگاه رهنمای رودپشتی و کیایی (1387) پرداخته میشود. به بیان رهنمای رودپشتی و کیایی (1387)، مدیران سرمایه در گردش، از دو راهبرد برای مدیریت سرمایه در گردش استفاده مینمایند:
1. راهبردهای داراییهای جاری
2. راهبردهای بدهیهای جاری

2-8-1- راهبردهای داراییهای جاری
2-8-1-1- راهبرد محافظهکارانه (در مدیریت داراییهای جاری)
مفهوم این راهبرد آن است که شرکت با نگهداری پول نقد و اوراق بهادار قابل فروش، میکوشد نقدینگی خود را حفظ کند. خطر این روش بسیار اندک است، زیرا قدرت نقدینگی نسبتاً زیاد، به شرکت این امکان را میدهد که بدهیها را در موعد مقرر پرداخت کند. همچنین، بهخاطر نگهداری موجودیهای زیاد، خطر از دست دادن مشتری اندک است و شرکت کمتر با خطر ورشکستگی مواجه خواهد شد. اما بازدهی شرکت پائین است.

2-8-1-2- راهبرد جسورانه (در مدیریت داراییهای جاری)
در این رویکرد، مدیران سرمایه در گردش میکوشند تا وجوه نقد و اوراق بهادار قابل فروش را به حداقل ممکن برسانند و میزان سرمایهگذاری در موجودی کالا را کاهش دهند. ریسک این رویکرد بسیار بالا است و خطر عدم توان پرداخت تعهدات و از دست دادن مشتری بسیار زیاد است. اما در مقابل، بازدهی شرکت بهخاطر تهیه داراییهای ثابت و گردش عملیاتی زیاد داراییهای جاری، افزایش مییابد.

2-8-2- راهبردهای بدهیهای جاری
2-8-2-1- راهبرد محافظهکارانه (در مدیریت بدهیهای جاری)
مدیر محافظهکار میکوشد تا در ساختار مالی شرکت، میزان وامهای کوتاهمدت را به حداقل برساند و برای تهیه داراییهای جاری، از وامهای بلندمدت که بهره شناور دارند، استفاده میکند. در پارهای مواقع، بهجای اخذ این گونه وامها، از منابع دیگری نظیر سرمایه صاحبان سهام تأمین مالی میکند. شرکتی که وامهای کوتاهمدت را به حداقل ممکن میرساند، احتمال ریسک ورشکستگی و ناتوانی در پرداخت بهموقع وامها را به شدت کاهش میدهد. همچنین استفاده از وامهای بلندمدت و حقوق صاحبان سهام به جای وامهای کوتاهمدت باعث افزایش هزینه سرمایه و کاهش نرخ بازده سهامداران شرکت میشود.

2-8-2-2- راهبرد جسورانه (در مدیریت بدهیهای جاری)
در این رویکرد مدیر میکوشد سطح وامهای کوتاه مدت را به حداکثر برساند و داراییهای جاری خود را از محل این وامها تأمین کند. اگر سطح وامهای کوتاهمدت یک شرکت به حداکثر برسد، خطر احتمال اینکه شرکت نتواند بهموقع آنها را بازپرداخت کند، افزایش خواهد یافت و وقتی بازار با کمبود پول و اعتبار مواجه است، گرفتن وامهای کوتاه مدت به آسانی میسر نمیشود و هزینه آن بالا خواهد رفت.
سیاستی که یک مدیر در اداره امور سرمایه در گردش شرکت در پیش میگیرد، ممکن است با توجه به داراییهای جاری و بدهیهای جاری باشد. اگر شرکتی در مورد بدهیهای جاری یک راهبرد جسورانه اتخاذ کند و در مورد داراییهای جاری نوعی راهبرد محافظهکارانه در پیش گیرد، سیاست کلی شرکت متعادل و بین ریسک و بازده نوعی توازن برقرار میگردد. چنانچه شرکت هم در مورد مدیریت داراییهای جاری و هم در مورد مدیریت بدهیهای جاری سیاست جسورانه اتخاذ کند، سیاست کلی شرکت متهورانه بوده و ریسک و بازده افزایش مییابد.
در نمودار شماره 2-1، مفهوم ترکیب این دو راهبرد در اجرای سیاست سرمایه در گردش نشان داده شده است.
نمودار 2-1. ویژگیهای ریسک و بازده با توجه به سیاستهای سرمایه در گردش

2-9- مدیریت بهینه سرمایه در گردش
مدیریت سرمایه در گردش عبارت است از ترکیب بهینه اقلام سرمایه در گردش، یعنی داراییها و بدهیهای جاری؛ به‌گونه‌ای که ثروت سهامداران را حداکثر سازد (رهنمای رودپشتی و همکاران، 1389). مدیران واحدهای انتفاعی در شرایط مختلف با توجه به عوامل درونی و بیرونی و با در نظر گرفتن ریسک و بازده، باید راهبردهای مناسبی را برای اداره و مدیریت سرمایه در گردش واحد خود انتخاب کنند؛ به‌گونه‌ای که منجر به افزایش بازده، توان نقدینگی، توان پرداخت بدهی و در نهایت تداوم فعالیتهای واحد انتفاعی گردد. سرمایه در گردش یکی از منابع تأمین مالی، به‌ویژه برای شرکتهای کوچک و متوسط و در حال رشد است. مدیران مالی واحدهای تجاری، روزانه با تصمیمهای مربوط به مدیریت سرمایه در گردش روبه‌رو می‌شوند. برای نمونه، نگهداری حجم بالایی از موجودیها باعث کاهش در هزینه‌های وقفه احتمالی در چرخه تولید یا زیانهای تجاری ناشی از کمبود محصولات، کاهش هزینه‌های عرضه و حفاظت در مقابل نوسانهای قیمتها می‌شود و از طرف دیگر، به فروش شرکت از جهات مختلف اعتبار تجاری مناسب می‌بخشد. با اینکه سرمایه‌گذاری زیاد شرکتها در موجودیها و کسب اعتبار تجاری باعث کاهش ریسک می‌شود، اما در مقابل، سودآوری را نیز کاهش می‌دهد (لازاریدیس و تریفونیدیس64، 2006).
از نگرانیهای مدیریت، میزان سرمایه‌گذاری در داراییهای جاری و مدیریت سرمایه در گردش است؛ به‌گونه‌ای که از یک طرف سهم بازار و اعتبار تجاری کسب‌شده بین مشتریان و عرضه‌کنندگان خود را حفظ کند و از طرف دیگر، سودآوری خود را افزایش دهد. لذا مدیریت این داراییها و بدهیهای کوتاهمدت به این دلیل نیازمند توجه خاص است که مدیریت سرمایه در گردش، نقش مهمی در سودآوری و نقدینگی شرکتها و همچنین ریسک و بازده آنها بازی می‌کند.
هدف نهایی هر شرکت، ایجاد ارزش برای ذینفعان است و سودآوری از مولفه‌های اصلی این هدف است. همچنین، حفظ نقدینگی نیز از هدفهای مهم واحدهای تجاری است؛ اما مسئله این است که افزایش در سود شرکت در حالت کلی، منجر به افزایش در نقدینگی نمی‌شود و این دو هدف راهبردی همیشه همسو و در یک جهت نیستند. اگر افزایش سود منوط به مصرف نقدینگی باشد، در این صورت ممکن است مشکلات جدی به بار آورد. بنابراین باید بین این دو هدف راهبردی تمایز قائل شد و یک هدف نباید فدای هدف دیگر شود. از یک طرف، اگر ما به سود توجه نکنیم، نمی‌توانیم برای دوره درازمدت فعالیت کنیم و از طرف دیگر، اگر به نقدینگی توجه نکنیم ممکن است با مشکلات مرتبط با ناتوانی در پرداخت دیون و ورشکستگی روبه‌رو شویم (جاننثاری، 1391).

2-10- عوامل موثر بر سرمايه در گردش
عوامل زيادي ممكن است بر روي سرمايه در گردش و سياستهاي سرمايه در گردش سازمان تأثير بگذارند. در اينجا چهار مورد از اين عوامل كه از اهميت بيشتري برخوردار هستند، توضيح داده ميشود و باقي عوامل نيز در حد اشاره خواهند آمد.

2-10-1- مدیریت وجوه نقد
شركتها راهبردهاي مديريت وجوه نقد خود را بر محور دو هدف تعيين ميكنند: ۱) تهيه و تأمين وجه نقد براي انجام پرداختهاي شركت؛ و ۲) به حداقل رساندن موجوديهايي كه در شركت به صورت راكد باقي ميماند (نوو، 1386).
پلاك و ككورك65 (2007) نيز اهداف مديريت وجوه نقد را افزايش نقدينگي، كنترل جريان نقدي، افزايش ارزش سرمايه و كاهش هزينههاي سرمايه بيان كردهاند و در مطالعهاي كه در جمهوري چك داشتهاند، به اين نتيجه رسيدند كه بسياري از فعاليتهاي بانكداري و خزانهداري در جمهوري چك بر روي مديريت وجوه نقد كه شامل بودجهبندي سرمايه، مديريت بدهيها، روابط خوب با بانكها، پرداخت به عرضهكنندگان، جمعآوري وجوه از مشتريان، كنترل پول خارجي و گزارش و حمايت فني از اين

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی حاکمیت شرکتی، بازار سرمایه، ساختار مالکیت، ایالات متحده Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی وجوه نقد، مدیریت موجودی، سرمایه در گردش، سیستم تولید به هنگام