پایان نامه با واژه های کلیدی سازمان ملل

دانلود پایان نامه ارشد

ميهن‌شان در اسرائيل را فراهم کرد. کوروش همچنين دستور داد که پرستش‌گاه اورشليم را بازسازي کنند و ظروف و اشياي طلايي و نقره‌اي را که نبوکدنصر از اورشليم ربوده بود، به يهوديان تحويل داد. استوانه‎ي کوروش پس از شکست دادن نبونيد و تصرّف بابل، نوشته شده و به منزله‎ي سند و شاهد تاريخي پرارزشي ‌است. در سال ???? ميلادي، سازمان ملل متّحد استوانه‏ي کوروش را به همه‏ي زبان‌هاي رسمي سازمان منتشر کرد و بدلي از اين استوانه در مقر سازمان ملل در شهر نيويورک قرار داده شد. هرودوت گزارش مي‌دهد که کوروش در جنگ با ماساژت‌ها کشته شد؛ ولي اين ديدگاه را اکثر مورّخان جديد رد مي‌کنند و معتقدند که داستان هرودوت ساختگي است. تنها منبع موثّق کهني که غيرمستقيم به مرگ کوروش اشاره مي‌کند، دو لوح و سند گلي يافت‌شده در بابل است که نخستين آن مربوط به دوازدهم اوت ??? پيش از ميلاد است که تاريخ آن “نهمين سال کوروش، شاه کشورها” را نشان مي‌دهد. سند دوّم که مربوط به سي و يکم اوت ??? پيش از ميلاد است، “سال آغاز فرمانروايي کمبوجيه، شاه کشورها” را بر خود دارد. اين دو سند که در ظاهر اهمّيّت چنداني ندارند، در واقع نشان مي‌دهند که کوروش در فاصله‏ي بين ?? تا ?? اوت سال ??? پيش از ميلاد درگذشته ‌است و يا حدّاقل، خبر درگذشت وي و بر تخت‌نشيني کمبوجيه در اين تاريخ به بابل رسيده ‌است. داندامايف به استناد هرودوت مي‌گويد که کوروش با کاساندان، شاهزاده‏ي هخامنشي ازدواج کرده و ? پسر به‌نام‌هاي کمبوجيه‏ي دوّم و برديا داشت و صاحب سه دختر به نام‌هاي آتوسا، آرتيستونه و احتمالاً رکسانا بود.84
2-3-4 پادشاهي کمبوجيه دوّم
کمبوجيه دوّم (پادشاهي: ??? تا ??? پيش از ميلاد)، دوّمين شاه دودمان هخامنشي و آغازکننده‏ي دودمان بيست و هفتم مصر و فرزند ارشد کوروش بزرگ و کاساندان است. مهم‌ترين اتّفاق دوران فرمانروايي وي، فتح مصر بود. نام کمبوجيه در استوانه‏ي کوروش و در رويدادنامه‏ي نبونيد، که منبعي بابلي است، به عنوان فرزند کوروش ياد شده است، که به سال ??? پيش از ميلاد مربوط مي‏شود. وي در اين سال شاه بابل بوده است. در سنگ‌نبشته‏ي بيستون در??? پيش از ميلاد نيز شرح کوتاهي درباره‏ي کمبوجيه آمده است.85 درباره‏ي زندگاني کمبوجيه، بيشترين منابع، مربوط به گزارش مورّخان کلاسيک يونان و روم، مانند هرودوت (??? – ??? پ. م) و کتزياس (مرگ بعد از ??? پ. م) است.86
در مورد کمبوجيه، منابع مصري با گفته‌هاي هرودوت ناسازگار است. زيرا منابع مصري نشان مي‌دهند که مصريان، کمبوجيه را همچون فرعون جديدي از دودمان بيست و هفتم مصر پذيرا شدند و او نيز به سنّت‌هاي بومي و ديني مصري‌ها سپاس گذاشت.87 امّا هرودوت او را فردي ظالم و مبتلا به بيماري رواني پارانويا توصيف مي‌کند. تصوير کمبوجيه در کتاب هرودوت، تصوير مهاجم بيگانه‏ي سنگدلي است که علاقه يا حساسيتي نسبت به عقايد اجتماعي و مذهبي مصريان ندارد. اين در حالي‌ست که متون مصري مربوط به آن روزگار، اين تصوير را تأييد نمي‌کنند.88 پس از آن که هرودوت به علّت خصومت‌هايي که يوناني‌ها با بربرها و به ويژه پارس‌ها داشتند، کمبوجيه را به ديوانگي و کفر متّهم نمود، مورّخين ديگر از قبيل ژوستين و استرابون و ديودور سيسيلي نيز با او هم‏صدا شدند.89 منابع يهودي و عبراني نيز اغلب با تعصّبات ديني آميخته‌اند و در طيّ گذشت زمان، در متون ادبي توراتي، بسياري از وقايع تاريخي عمداً جابجا شده‌اند؛ براي نمونه رويدادهاي دوران کمبوجيه را به عهد پدرش کوروش نسبت داده‌اند.90
هرودوت مي‌گويد کمبوجيه فرزند ارشد کوروش بزرگ و کاساندان است. اين در حالي است که کتزياس گزارش داده، کمبوجيه فرزند کوروش و آميتيس، دختر شاه ماد است که به گفته‏ي محمّد داندامايف در دانشنامه‏ي ايرانيکا، اين روايت صحيح نيست. در سنگ‌نبشته‏ي بيستون آمده ‌است که برادر کمبوجيه، برديا نام داشته و هر دوي آن‌ها “از يک پدر و مادر بودند.” در استوانه‏ي کوروش نيز کوروش از مردوک مي‌خواهد نه‌ تنها خود او را، بلکه “پسرش” کمبوجيه را نيز مورد رحمت قرار دهد. به گفته‏ي هرودوت، کمبوجيه داراي سه زن بود که دو تن از آن‌ها خواهران او به نام‌هاي آتوسا و رکسانا بودند و ديگري، فيديما دختر هوتن بود. کمبوجيه از هيچ‌کدام از زن‌هايش فرزندي نداشت.91
هرودوت گزارش مي‌دهد که کمبوجيه داراي سه زن بود که دو تن از آن‌ها خواهران او بودند. او مي‌نويسد: “با آن که در هيچ دوره و زماني در پارس سابقه نداشت برادر با خواهر وصلت کند، کمبوجيه به اين خيال افتاد که برخلاف شرع و آئين قومي خويش، با خواهر خود رکسانا ازدواج کند. پس قضات شاهي را احضار کرد و پرسيد “آيا در پارس قانوني هست که ازدواج بين خواهر و برادر را مجاز سازد؟” داوران شاهي پاسخ متناسبي يافتند که نه خلاف واقع بود و نه جان آن‌ها را به خطر مي‌انداخت. آن‎ها هر چند نتوانسته بودند، قانوني پيدا کنند که چنين امري را تجويز کند ولي قانوني يافتند که به پادشاه ايران اختيار مي‌داد، به آن‏چه دلخواه اوست، رفتار کند. کمبوجيه نه يک بار بلکه دو دفعه، از حق جديد استفاده کرد و با خواهرانش آتوسا و رکسانا ازدواج کرد.” اين‏جا براي نخستين بار است که صحبت از ازدواج با محارم مي‌شود و همانطور که هرودوت هم تأکيد کرده ‌است، ازدواج کمبوجيه با خواهران خود برخلاف قانون هخامنشيان بود92 و پيش‌تر، پارسيان هرگز در کنار خواهران خود نزيسته و دست به چنين کاري نزده بودند و کمبوجيه نخستين کسي بود که با خواهران خود ازدواج مي‌کرد.93 مدارک دوره‏ي هخامنشي حاکي از آن است که اين نوع ازدواج در خاندان پادشاهي مرسوم بوده94 و همان‏گونه که خانتوس نيز گزارش داده‌است، “مغان با مادران خويش همبستر مي‌شوند. آنان ممکن است چنين رابطه‌اي را با دختران و خواهران خود نيز داشته باشند”.95
اندکي پس از آن‏که بابل توسّط کوروش بزرگ فتح شد، کمبوجيه نيز “شاه بابل” معرّفي شد و عملاً به‌عنوان جانشين تعيين شده بود و کوروش، امور اين مملکت را به او واگذار کرد.96 فقط در اسنادي که مربوط به ماه‌هاي دوّم تا يازدهم نخستين سال حکومت کوروش مي‌شوند، يعني بين آوريل تا دسامبر سال ??? پيش از ميلاد، کمبوجيه داراي عنوان “شاه بابل” است. پدر او عنوان “شاه سرزمين‌ها”، يعني امپراتوري ايران را دارد. در رويدادنامه‎‏ي نبونيد گزارش اين انتصاب آمده است؛ کمبوجيه براي قانوني شدن انتصابش، در جشن سال نوي بابلي که در ?? مارس سال ??? پيش از ميلاد بر‌گزار شد، شرکت کرد و آيين مذهبي بابلي‌ها را به جا آورد. بنابراين کمبوجيه تنها ? ماه شاه بابل بود تا اين که پدرش او را به دلايلي که بر ما معلوم نيست، از اين منصب محروم کرد. از اين گذشته، وي تنها شاه شهر بابل و برخي نواحي شمالي کشور بود. در حالي که کنترل نواحي مرکزي و جنوبي کشور، همچنان در دستان کوروش بود.97 ولي کوروش پيش از لشکرکشي به شرق، دوباره کمبوجيه را به‌عنوان وليعهد خود و شاه بابل انتخاب کرد.98 برخي از پژوهشگران عقيده دارند که کمبوجيه پيش از حمله‏ي پدرش به آسياي مرکزي و نبرد با ماساژت‌ها، در سال ??? پيش از ميلاد، شاه بابل نبود، بلکه در سال ??? پيش از ميلاد به اين سمت منصوب شد. جانشيني در زمان هخامنشيان با پسر ارشد نبوده بلکه به خواست فرمانروا وابسته بود و او از ميان فرزندانش يکي را به جانشيني برمي‌گزيد. هرچند انتصاب نخستين پسر معمول بود ولي قانون لازم‌الاجرايي نبود.99 به هر حال پس از کوروش بزرگ، کمبوجيه دوّم به سلطنت رسيد و علاوه بر عنوان پادشاهي هخامنشي به عنوان فرعون مصر نيز حکم راند.
بر پايه‏ي سنگ‌نبشته‏ي بيستون و متون رسمي بابلي، کمبوجيه پس از ماه ژوئيه سال ??? پيش از ميلاد درگذشته است. او هنوز در مصر بود که گئومات در ?? مارس سال ??? در ايران جاي او را گرفت و بر تخت نشست.100 بر اساس گفته‌هاي هرودوت، او در راه بازگشت به ايران، در سوريه بود، که خبر برتخت‌نشيني گئومات را از جارچي دريافت کرد.101 مرگ کمبوجيه در هاله‌اي از ابهام و افسانه است: بر اساس کتيبه‎ي بيستون، او “به مرگ خود مُرد.” اين عبارت مشخّص نمي‌کند که آيا کمبوجيه خودکشي کرد يا چنانچه برخي استدلال کرده‌اند، منظور داريوش، مرگي بر اثر جهالت و عقوبت کارهاي کمبوجيه بود. عبدالحسين زرّين‌کوب معتقد است که اين جمله‏ي داريوش، هم فکر وقوع خودکشي را نفي و هم مرگ طبيعي را انکار مي‌کند.102 هرودوت گزارش مي‌دهد شاه هنگام سوارشدن بر اسب بي‌احتياطي کرد و خنجري که بر کمر داشت در رانش فرو رفت و پس از سه هفته، درگذشت.103 از سوي ديگر، کتزياس گزارش مي‌دهد که کمبوجيه بر اثر حادثه‌اي در خانه‌اش در بابل درگذشت: “هنگامي که او براي سرگرمي خويش تکّه چوبي را با کاردش مي‌تراشيد، کارد در رانش فرو رفت، آن را شکافت و بعد از يازده روز درگذشت.”104 او همچنين مي‌نويسد که ايگسابات، يکي از سرداران هخامنشي جنازه‏ي او را با خود به پايتخت آورد.105
2-3-5 کودتاي گئوماتا يا بردياي دروغين
بنا به روايت هرودوت، برديا به‌ همراه کمبوجيه به مصر رفت ولي پس از مدّتي بين آن‌ها اختلافاتي ايجاد شد و کمبوجيه دستور داد برادرش به ايران بازگردد و مخفيانه فرمان قتل او را صادر کرد که در بين راه توسّط مأموران دولتي کشته شد. امّا بنا بر سنگ‌نبشته‏ي داريوش در بيستون، کمبوجيه قبل از حرکت به‌ سوي مصر، برديا را به قتل رسانيد.106 هرودوت مي‌گويد، برديا پس از فتح مصر در اين کشور بود و کمبوجيه به خاطر رشک بر او فرمان داد تا او به ايران برگردد. پس از رفتن او، کمبوجيه بيمناک بود و ترس از اين داشت که برديا او را بکشد و خود بر تخت بنشيند. او به پرکساسپ فرمان داد تا به پارس برود و برديا را به‌طور پنهاني بکشد. پرکساسپ نيز چنين کرد و بنا بر گفته‏ي برخي، برديا را در شکارگاهي کشت و برخي ديگر نيز مي‌گويند که او را در درياي اريتره در آب غرق کرد.107 پس از کشتن برديا، جز چند تن از مردم، کسي از راز کشتن او باخبر نبود؛ از جمله‏ي آنان پيشکار کمبوجيه بود که کاخ شاهي را در دست داشت. اين مرد برادري داشت که به برديا شباهت بسياري داشت. او طرحي انديشيد و به برادر خود گفت که تو بايد به‌نام پسر کوروش بر تخت شاهي بنشيني. بردياي دروغين بر تخت نشست و دو برادر به سراسر کشور و از جمله به مصر، پيک و پيغام فرستادند که از اين پس بايد فرمانبردار برديا پسر کوروش بود نه کمبوجيه. کمبوجيه اندکي بعد از اين واقعه و پس از اعتراف به کشتن برديا در نزد بزرگان پارس که در بستر مرگ او حضور داشتند، پس از هفت سال و پنج ماه شاهي درگذشت. بزرگان پارس حرف کمبوجيه را باور نکردند و گمان کردند که او چنين گفته ‌است تا آن‏ها را به ستيز با برديا برانگيزد. پرکساسپ نيز که با مرگ کمبوجيه خود را در امان نمي‌ديد کشتن برديا را انکار مي‌کرد. بدين ترتيب بردياي دروغين با مرگ کمبوجيه بي‌رقيب شد. او ماليات سه سال را به مردم کشورهاي شاهنشاهي بخشيد و نيز آنان را از خدمت جنگي معاف ساخت.108
امّا برخي از پژوهشگران معاصر در درستي قتل برديا توسط کمبوجيه اتّفاق نظر ندارند و برخي همچون وينکلر، رست، کارل جوليوس بلوخ، آلبرت اومستد و ديگران، معقتدند مردي که بر کمبوجيه شوريد، در واقع بردياي واقعي پسر کوروش بزرگ و وارث حقيقي سلطنت بود. داريوش بزرگ او را کشت، آن گاه او را گئومات ناميد و داستان بردياي دروغين را اختراع کرد تا غصب سلطنت را موجّه جلوه دهد.109 آلبرت اومستد مي‌گويد، ارشام پدربزرگ داريوش، تنها يک شاه کوچک محلّي بود، و پسرش ويشتاسب فرماندار پارت و گرگان بود. با اين حال اگر جانشيني بر اساس پيوندهاي خوني و خانوادگي باشد، پدربزرگ و پدر داريوش هنوز زنده بودند و بر او پيشي داشتند.110 داريوش فقط از راه يک شاخه‏ي فرعي با خاندان شاهنشاهي بستگي داشت و هيچ دليلي نيست که باور کنيم او را پس از شاه وارث تاج و تخت مي‌دانستند.111 طرفداران اين نظريّه همچنين مي‌گويند که هرودوت و اسناد بابلي کسي را که بر کمبوجيه شوريد، گئومات نخوانده‌اند و با نام برديا از او ياد کرده‌اند. اين نشان مي‌دهد که غاصب نامي جز برديا نداشته‌ است. براي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی اعلان جنگ Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی انتخاب سرنوشت، افغانستان