پایان نامه با واژه های کلیدی سازمان ملل، سازمان ملل متحد، مدرنیزاسیون

دانلود پایان نامه ارشد

سوي مجمی عمومي سازمان ملل به منظور

ارزيابي یشرفتهاي اجرايي دستور کار 21 در نیويورک تشکیل و مو وعات متنوعي در مرحله توسعه ايدار با نام اجالس زمین +5 را بررسي نمود و نخستین فهرست شاخصهاي توسعه ايدار را که حاوي 134 شاخص بود، انتشار داد.طبق مصوبه اجالس فوقالعاده سازمان ملل در جوالي 1997 کلیه کشورهاي امضاء کننده تصويبنامه موظف به تهیه و ارائه استراتشي توسعه ايدار کشور خود تا حداکثر سام 2002 گرديدهاند.

• 147 کشور و دولت در مجموع نمايندگان 191 کشور در اجالس هزاره در سیتامبر 2000، اعالمیه هزاره را که هدفهايي خاص براي توسعه و ريشهکني فرر تعیین کرد، به تصوي رساندند و متعهد شدند تا سام 2015 به آن اهداف دست يابند.

-2-2 مدلها و نظريات )چارچوبنظري توسعه و پايداري(
-1-2-2 مفهوم توسعه
در تشريح مدهوم توسعه ابتدا عرايد و نظرات مشرح زير را ميتوان برشمرد :

• توسعه، اساساً يک عملکرد انساني است که در آن همه مردم جامعه به طور کامل بسیج ميشوند.دور باطل فرر و مرض شکسته ميشود؛ کیدیت زندگي همه مردم در همه نواحي جغرافیايي بهبود مييابد؛ در همان حام، مدهوم تازهاي از روابا کشور با ساير کشورها در سشوح بینالمللي مشرح ميگردد.

• توسعه عبارت است از گسترش دادن يک ديده در ابعاد مختلف به گونهاي که جامعیت داشته و دربرگیرنده توسعه اقتصادي، سیاسي، فرهنگي و تغییرات رفتاري فردي باشد.بنابراين، توسعه

ديدهاي يک بعدي نیست.از طرفي ميتوان آن را در مرابل اقتصاد به کار برد، مشروط بر اينکه توسعه اقتصادي به معناي واقعي کلمه به کار رود احسین شکوئي، 156 :1364د.

• از نظر سازمان ملل متحد هدف نهايي توسعه، ارائه فرصتهاي مناس به مردم براي زندگي بهتر، از طريق دسترسي به تسهیالت آموزشي، بهداشتي، رفاهي، تغذيه، مسکن و غیره است.

• براساس گزارش توسعه انساني سام 1995، توسعه انساني فرايندي است که دامنه حق انتخاب از سوي مردم را گستردهتر ميسازد.در واقی اين انتخابها، يا گزينهها، اياني ندارد و ميتواند در

طوم زمان دستخوش تغییر و تحوم شود.گزارش مذکور توسعه انساني را داراي دو جنبه ميداند : • يکي شکلگیري توانمنديهاي انساني نظیر افزايش سشح سالمت، دانش و مهارت.

• و ديگري به کارگیري اين توانمنديهاي اکتسابي در راه مراصد سازنده، کس آسايش و آرامش يا فعالیت در امور فرهنگي، اجتماعي و سیاسي.

• گزارشنهايي کندرانس مکزيکوسیتي ا1982د در مورد توسعه بیان ميکند که توسعه يک فرايند یچیده، جامی و چند بُعدي است که بجز رشد صرف اقتصادي کلیه ابعاد زندگي و کلیه نیروهاي يک اجتماع را شامل ميشود؛ اجتماعي که عناصر و اعضاي آن فراخوانده ميشوند تا رهاوردي در اين فرايند داشته و ميتوانند انتظار داشته باشند که در منافی آن سهیم باشند.بنابراين، تعريف اين اصل را مي ذيرد که توسعه بايستي بر مبناي هر اجتماع بوده و بايد هر اجتماع هويت بنیادي خود را ابراز دارد.

• در بحث توسعه اجتماعي نیز مانند بسیاري از ديگر مداهیم اقتصادي و اجتماعي، دو ديدگاه عمده “رفاهگرا”‎و “مارکسیستي”‎وجود دارد.

• نظريه ردازان غیرماکسیست و رفاهگرا مدهوم توسعه اجتماعي را در حرکت به سوي کیدیت بهتر زندگي ميبینند.

• در مرابل نظريه ردازان رفاهگرا، ديدگاههاي مارکسیستي وجود دارد که در بحث توسعه اجتماعي بر ارزشهاي مبتني بر برابري اجتماعي تأکید ميکند.

-2-2-2 مکاتب فکري عمده توسعه در قرن بیستم

در طوم چهار دهه گذشته، رشته توسعه زير ندوذ سه مکت مختلف تحریراتي؛ يعني مکات نوسازي، وابستگي و نظام جهاني قرار داشته است.هر يک از مکات مزبور نیز در شرايا تاريخي متداوت به منصه ظهور رسیده و تحت تا یر سنتهاي نظري مختلدي قرار داشتهاند.همچنین مشالعات تجربي آنها بر ايه

مدرو ات نظري مختلدي شکل گرفته است.لذا
اس هاي هر يک از آنها به مسائل مربوط به توسعه جهان
سوم نیز متداوت ميباشد.با اين حام هر سه مکت
خود، الگوي توسعه يکساني را شت سر گذاشتهاند؛ يعني

س از اينکه هر يک از آنها مورد نرد و اعتراض مکات ديگر قرار گرفتند، شروع به اصالح فرضهاي اساسي خود نموده و در واکنش نسبت به بحثهاي منتردين، مو وعات جديدي را سرلوحه تحریرات خود قرار دادهاند.اين مکات فکري مشرح در قرن بیستم که در شکلگیري و تبیین مدهوم توسعه و ايداري نرش داشتهاند عبارتند از :

-1-2-2-2 مکتبنوسازي )مدرنیزاسیون(

تاري یدايش مکت نوسازي به دهه 1950، يعني به زماني بازميگردد که اياالت متحده به يک ابر قدرت جهاني تبديل گرديد لذا محررین علوم اجتماعي در امريکا بسیج شدند تا براي یشبرد نوسازي در کشورهاي تازه به استرالم رسیده جهان سوم راهحل تنظیم و ارائه نمايند.محررین مزبور تحت ندوذ شديد نظريه تکاملگرايي، مدهوم نوسازي را در قال يک فرايند مرحله به مرحله، غیرقابل بازگشت، رو به یشرفت و دراز مدت تصوير نمودند که به سمت الگوي جامعه آمريکا سیر ميکرد.همچنین آنها تحت تا یر نظريه

کارکردگرايي “ ارسونز”، نوگرايي و سنت را به دو مدهوم کامالً متباين و ناسازگار ميانگاشتند.در نتیجه دانش شوهان علوم اجتماعي در امريکا به کشورهاي جهان سوم توصیه ميکردند که به نسخهبرداري از ارزشهاي امريکايي رداخته و براي ايجاد دگرگوني در نهادهاي سنتي خود، بر روي وامها و کمکهاي اقتصادي امريکا نیز حساب کنند.با اين حام وقتي مکت نوسازي در اواخر دهه 1960در معرض هجوم انترادات قرار گرفت، محررین اين فرضهاي اساسي را مورد اصالح و تجديدنظر قرار دادند.طبق آخرين مضامین مورد قبوم مکت نوسازي، سنت ميتواند نرش مدیدي را در توسعه ايدا نمايد و کشورهاي جهان سوم نیز ميتوانند هر يک، الگوي خاص توسعه خويش را برگزينند.اين اصالحات جديد در مکت نوسازي، آغازگر خا سیر تحریرات جديدي بوده است که از آن با عنوان مشالعات نوسازي جديد ياد نمودهاند.

-2-2-2-2 مکتب وابستگي)مکتب نئومارکسیستي(

مکت وابستگي نیز با اقتباس از نظريات انرالبي “اکال ”‎و نئومارکسیستي، تصويري از مناسبات میان کشورهاي جهان سوم و غرب ارائه نمود که حاکي از وجود نوعي روابا اقتصادي تحمیل شده از خارج، مبتني بر بهرهکشي، وابسته و خالف جهت توسعه بود.لذا مکت وابستگي از اين نظر دفاع ميکرد که کشورهاي جهان سوم براي یشبرد يک راه توسعه مسترل و خودکدا، چارهاي جز قشی همه رشته یوندهاي خود با غرب ندارند.با اين وجود، وقتي مکت وابستگي نیز در اوائل دهه 1970در معرض هجوم انترادات قرار گرفت، محررین آن، اصالحاتي در فرضهاي اساسي خود به عمل آوردند.طبق آخرين ديدگاههاي نظريه ردازان مزبور، وابستگي نه تنها يک فرايند اقتصادي، بلکه يک فرايند سیاسي ـ اجتماعي است.همچنین وابستگي تنها منحصر به يک رابشه خارجي نیست.بلکه يک رابشه مشخص تاريخي در داخل را نیز دربرميگیرد؛ و باالخره اينکه توسعه نیز ميتواند سايه با سايه وابستگي، به یشرفت خود

ادامه دهد .اصالحات اخیر نیز در مکت
وابستگي، آغازگر خا سیرجديدي از تحریرات گرديد که تحت
عنوان “مشالعات وابستگي جديد”‎مورد توجه قرار گرفته است.
-3-2-2-2 مکتب نظام جهاني

در اواخر دهه 1970، با یدايش مکت
نظام جهاني، ديدگاه ديگري براي بررسي مساله توسعه ايدار آغاز

گشت.ديدگاه نظام جهاني خا فکري ديد آمده در حوزه توسعه است.اين ديدگاه نیز زوايهاي جديدي را براي تدسیر و تحلیل رويدادهاي مهم دهه 1970 بر روي ما گشوده است.به گدته کاي ديدگاه نظام جهاني

والرشتاين از دو مکت
فکري عمده يعني ادبیات نئومارکسیستي در زمینه توسعه و مکت فرانسوي
سالگشت ريشه گرفته است.
“امانوئل والرشتاين”‎و
یروان وي، به منظور تأمل و بازنگري در مورد مسائل خشیري که طي دو دهه

اخیر از درون تحوالت اقتصاد جهاني برخاسته، ديدگاه جديدي را موسوم به “نظم جهاني ”‎تشکیل دادند.خاستگاه اولیه اين مکت مرکز مشالعات نظامهاي اقتصادي، تاريخي و تمدنهاي برادم در دانشگاه دولتي نیويورک در بینگهامتون بود و از محصوالت آن نیز ميتوان نشريه Review را نام برد که در آن به تحلیل نظامهاي اقتصادي در دورههاي بلندمدت تاريخي و گسترههاي وسیی جغرافیايي، کلیت فرايند تاري اجتماعي، و ماهیت نا ايدار نظريات، اولويت خاص داده ميشود.

دانش شوهان اين ديدگاه، در وهله نخست تحت تا یر مکت وابستگي و سیس مکت فرانسوي سالگشتها، رورت بررسي کلیت نظام و همینطور روندهاي بلندمدت را مورد تأکید قرار دادهاند.بدين ترتی ، اقتصاد جهاني به عنوان واحد تحلیل اين ديدگاه نیز به صورت يک نظام تاريخي متشکل از سه اليه مرکز، نیمه یرامون و یرامون، مورد تجزيه و تحلیل قرار ميگیرد.مکت نظام جهاني قائل به اين بود که تا اواخر

قرن بیستم، اقتصاد جهاني سرمايهداري به مرحله گذار ميرسد که در آن امکان تغییر مسیر واقعي تاري

بشر دور از دسترس نیست.با اين حام وقتي مکت نظام جهاني نیز در اواخر دهه 1970 در معرض هجوم انترادات قرار گرفت، محررین آن به اصالح برخي مدرو ات اساسي خود رداختند.در اين روايت اصالح شده، مدهوم نظارت جهاني به جاي يک واقعیت شيگونه، به عنوان يک ابزار تحریراتي صرف درنظر گرفته شده است؛ مشالعات شوهشگران نیز اکنون در هر دو سشح ملي و جهان شموم به انجام رسیده و تحلیلهاي طبراتي نیز به عنوان مکمل تحلیلهاي اقشار اجتماعي به آن ا افه شده است.اين اصالحات موج شروع روند جديدي در تحریرات تحت عنوان مشالعات ملي در ديدگاه نظام جهاني گرديد.

هر دو دسته مشالعات وابستگي جديد و مشالعات ملي در ديدگاه نظام جهاني از نظر حساسیت نسبت به کنش مترابل میان عوامل داخلي و خارجي، با هم يکسان هستند.اما تداوتهايي نیز از نظر گستره مو وعات تحریق و دورنماي آنها از توسعه وجود دارد.گستره مو وعات تحریق در مشالعات نظام جهاني بسیار وسییتر از مشالعات وابستگي جديد، که عمدتاً بر یرامون متمرکز است، ميباشد؛ اين تحریرات هم کشورهاي یراموني و هم کشورهاي مرکزي و نیمه یراموني را در برميگیرد.همینشور برخالف مشالعات وابستگي جديد که خروج کامل از موقعیت وابستگي ار امري ناممکن ميدانند، مشالعات نظام جهاني امکان تحرک عمودي کشورها را در اقتصاد جهاني تحت شرايا خاص مي ذيرد.از اين رو، آنان تو یح ميدهند که هنگکنگ و چین توانستهاند از موقعیت یراموني خود قدم بیرون بگذارند، در حام که اين احتمام وجود دارد که اياالت متحده نیز سیشره خود بر اقتصاد جهاني سرمايهداري را از دست بدهد اآلوين، يهسو، 53 :1979د.

-4-2-2-2 مکتب نظام نوين جهاني

با توجه به تحوالت صورت گرفته در دهه اخیر ما شاهد ظهور و بروز سیشره سیاسي و اقتصادي امريکا بر کل جهان بودهايم و چنین به نظر ميرسد که امريکا با درک موقعیت برتر خود در سشح جهان خواهان برخورداري از امتیازات جديد در سشح بینالمللي ميباشد.امتیازاتي که ديگر حتي در تضاد با تن دادن به خواست کشورهاي ديگر در مجمی عمومي سازمان ملل است و اين نهاد بینالمللي از نظر آمريکا ديگر از جايگاه خرد جمعي برخوردار نیست.بيشک ما شاهد بروز و ظهور مکت جديدي هستیم که توسا امريکا از آن با عنوان نظام نوين جهاني ياد ميشود.در حام حا ر اياالت متحده امريکا در قدرتمندترين دوران تاريخي خود قرار دارد.اين کشور با اجراي استراتشي یروزي بدون جنگ ابرقدرت شرق را مضمحل کرد و طي چند سام گذشته به راهانداختن جنگهاي زنجیره اي را در دستور کار خود قرارداده است.نخستین نمونه از اين سیاست به دوران حاکمیت دموکراتها بازميگردد که يوگسالوي به دلیل قتل عام آلبانیايي تبارهاي کوزوو مورد تهاجم قرار گرفت.از اقدامات صورت گرفته ديگر ميتوان به خروج يک جانبه امريکا از یمان کیوتو و برافروزي آتش جنگ در عراق در آغاز هزاره سوم میالدي نام برد.با تغییر

حاکمیت در امريکا، به ويشه س از وقوع تکاندهندهترين حاد ه تروريستي تاري
11 سیتامبر، جنگ به
عنوان تنها راهحل معضالت جهاني از سوي گروه جنگ ساالر کنوني امريکا به رسمیت شناخته شد.
دکترين نئو محافظهکاران امريکا متأ ر از نظرات “آلبرت ولستر”، بزرگترين
استراتشيست امريکا و

“ساموئل هنتینگتون”‎بنیانگذار نظريه جنگ تمدنها است که به دخالت و سلشه يکجانبه آمريکا برکل جهان و تسلا بر شريانهاي منابی انرژي در جهان چشم دوخته است

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی سازمان ملل، سازمان ملل متحد Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی اقتصاد بازار، تأمین کننده، علم اقتصاد، اقتصاد باز