پایان نامه با واژه های کلیدی ساختار قدرت، درون داده، برون داده

دانلود پایان نامه ارشد

به عنوان مهمترين حلقه اتصال استراتژيک ايران به حوزه‌هاي رقابت و نفوذ و دستيابي به نقش‌هاي متناسب با پايه‌هاي قدرت ايران در دامنه نفوذ مستقيم و غيرمستقيم در سطح منطقه و به خصوص خليج فارس به حساب مي‌آيد. از اين لحاظ نقش سازي ايران از طريق عراق بايد با در نظر گرفتن اتصال درون دادها و برون دادها صورت پذيرد. بدين معني که جمهوري اسلامي ايران ضمن اينکه از ابزارها و پايه‌هاي قدرت ملي خود از جمله ژئوپلتيک، روابط نزديک با بازيگران اصلي صحنه سياسي عراق،‌ ظرفيت‌هاي فرهنگي و اقتصادي و … در جهت متعادل کردن شرايط جديد منطقه‌ استفاده مي‌کند، به اين واقعيت نيز توجه داشته باشد که دامنه نقش آفريني در خارج از مرزهاي ملي نيازمند هدايت بازي و پذيرش نسبي نقش ساير بازيگران در روند موجود نيز مي‌باشد
منطق اتصال استراتژيک از طريق عنصر شيعه به اين واقعيت بر‌مي‌گردد که بازيهاي آينده در منطقه خاورميانه نه صرفاً بر اساس ايدئولوژي بلکه براي تثبيت حوزه‌هاي نفوذ و نقش‌ها صورت مي‌پذيرد. در اين راستا درجه نفوذ و نقش ايران در منطقه به درجه اتصال استراتژيک و هدايت روابط با گروههاي سياسي متحد و دوست همچون حزب‌الله، مجلس اعلاي انقلاب اسلامي، حزب الدعوه و… در جهت تثبيت موقعيت و نقش و جايگاه آنها در حاکميت سياسي دولتها دارد. چرا که اين گروهها تنها در چارچوب دولتها و حمايت‌ها و مشروعيت مردمي قادر به تداوم فعاليتها و نقش‌آفريني در دراز مدت خواهند بود. بهمين دليل نقش‌آفريني جمهوري اسلامي ايران از طريق اين گروه‌هاي سياسي بايد فراتر از مسايل صرف امنيتي- تقابلي به سوي مسايل استراتژيک و نقش‌سازي هدايت شود. ديگر تقويت عنصر شيعه در روابط ايران و عراق الزاماً به معناي تقويت زمينه‌هاي ايدئولوژيک نيست، بلکه در چارچوب اهداف و روابط استراتژيک بين دو کشور نيز ارزيابي مي‌شود. تقويت عنصر شيعي درساخت قدرت عراق ؛ نقش مؤثري دررفع تهديدات فوري امنيتي آمريکا در طي سالهاي 2003 تا 2005 داشته است .همچنين تقويت عنصر شيعي در ساخت قدرت عراق و تبديل عراق به يک کشور دوست و متحد ايران در منطقه ضمن جلوگيري ازتهديدات آينده ميتواند نقش مهمي در تقويت جايگاه ايران در ترتيبات سياسي – امنيتي خليج فارس و در روابط با آمريکا و ساير کشورهاي حوزه جهان عرب داشته باشد.( برزگر ، ديماه 1385)
همچنين ،پيچيدگي و تنوع در ترکيب و ساختار جمعيتي عراق شکاف‌هاي متراکم و متداخلي را در ابعاد قومي و مذهبي در اين کشور رقم زده است. در تقسيم بندي ديني- مذهبي، جامعه عراق از گروه‌هاي شيعه، سني، مسيحي، يزيدي، صائبي و… تشکيل شده است. به لحاظ قومي جامعه عراق ترکيبي از گروه‌هاي قومي کرد، عرب و ترکمن است. در کنار اين تنوع، در هم تنيدگي و پيوندهاي متداخل قومي- مذهبي به پيچيدگي اوضاع و احوال سياسي و تشديد شکاف‌ها کمک کرده است. در اين ميان و در حوزه ي سياسي بازيگراني از قبيل شيعيان، اعراب سني و کردها به عنوان کنشگران فعال نسبت به ساير گروهها درصدد ايفاي نقش موثر و افزودن بر جايگاه خود در معادلات سياسي عراق هستند. در واقع اين سه گروه با تفاوتهايي که دارند حايز اهميت هستند که با شناسايي اين بازيگران در عرصه ي سياسي عراق، رويکرد اين سه گروه را نسبت به ايران ارزيابي ميکنيم.

2-2-2-4 رويکرد سني‌ها ي عراق به ايران
رويکرد گروه‌هاي سني به ايران تحت تاثير رقابت دروني آنها با گروه‌هاي شيعي و روابط با شيعيان عراق قرار داشته است. با وجود اين، در نوع نگاه و عملکرد گروه‌هاي سني ميانه‌رو و گروه‌هاي سني ضد ايراني چون بعثي‌ها نسبت به ايران اختلافات جدي وجود دارد. هر چند ايران جدا از روابط و احساسات مذهبي نسبت به شيعيان در قالب يک استراتژي ملي در قبال عراق خواستار مشارکت تمامي گروه‌هاي عراق در ساختار قدرت و ارتباط با گروه‌هاي معتدل است، اما بخشي از گروه‌هاي سني با گرايش‌هاي تماميتخواه، مشارکت اکثريت شيعي در روند سياسي کشور را براساس وزن جمعيتي آنها تحمل نمي‌کنند و حمايت ايران از اين امر را محکوم مي‌کنند. بر اين اساس، حمايت ايران از شيعيان و تشويق آنها به دموکراسي از منظر بخشي از گروه‌ها و رهبران اعراب سني عراق، مي‌تواند به قرباني شدن منافع و تضعيف جايگاه ‌سني‌ها در معادلات عراق منجر شود. اين نگاه باعث مخالفت سني‌ها و دولت‌هاي عربي منطقه و نگراني آنها از برهم خوردن توازن قدرت در عرصه ساختار سياسي عراق به نفع شيعيان و متعاقب آن توازن قواي منطقه‌اي به نفع ايران در نتيجه شرايط جديد منطقه‌اي مي‌باشد .( کرمي ، 21تير91)
3-2-2-4 رويکرد شيعيان عراق به ايران
مذهب شيعي عاملي است که به رغم قوميت عربي گروه‌هاي شيعي، باعث تمايز و با توجه به رويکرد برخي از رهبران سياسي و مذهبي موجب انزواي نسبي آنها در جهان عرب شده است و برخي از اعراب نيز بين شيعي و ايراني بودن ارتباط برقرار مي‌کنند. اين ديدگاه جهان عرب باعث حمايت آن از حاکميت اقليت سني بر اين کشور طي دهه‌هاي گذشته و عدم اعتراض به سرکوب شيعيان عراق شد. از منظر تاريخي،‌ کشورهاي عربي منطقه نه تنها عاملي مثبت براي حمايت از قدرت يابي شيعيان نبوده‌اند، بلکه حتي همواره خواستار تضعيف قدرت و نقش گروه‌هاي شيعي در عراق بوده‌اند. از اينرو تجربيات تاريخي به همراه تحولات چند سال اخير به شيعيان عراق آموخته است که نمي‌توانند از پشتوانه قدرت کشورهاي عربي منطقه براي کسب حمايت در منازعات داخلي قدرت چندان اميدوار باشند. جمهوري اسلامي ايران طي سالهاي حکومت بعث از گروه‌هاي مخالف شيعي و کرد حمايت بعمل آورد و در دوره جديد نيز با حمايت از روند سياسي عراق و قدرت يابي دولت دموکراتيک، از اکثر گروه‌هاي سياسي عراق بويژه شيعيان و اکراد حمايت کرده است. سياست حمايت ايران از شيعيان عراق علاوه بر جنبه‌ها و زمينه‌هاي مذهبي و تاريخي- فرهنگي آن در راستاي اولويت اساسي و راهبردي ايران در قبال عراق به عنوان تهديدي امنيتي است. اين امر باعث شده است که گروه‌هاي شيعي، جمهوري اسلامي ايران را به عنوان يکي از ستون‌هاي قدرت و منبع حمايت بيروني براي کسب موقعيت و برتري در منازعات دروني قدرت تلقي کنند، حمايتي که در دوره کنوني نهادينه سازي قدرت، بسياري از مباحث و نگرش‌هاي ملي آنها را نيز تحت تاثير قرار مي‌دهد. خشونت‌هاي فرقه‌اي سني‌ها عليه شيعيان در عراق و ناخرسندي کشورهاي عربي از قدرت يابي شيعيان در اين کشور اين عوامل باعث تقويت نگاه و رويکرد مثبت گروه‌هاي شيعي نسبت به ايران شد .(کرمي،21تير1391)
4-2-2-4 رويکرد کردهاي عراق به ايران
در خصوص نوع رويکرد و روابط گروههاي کرد عراق با ايران، مسئله از پيچيدگي بيشتري برخوردار مي باشد. از يکسو، رهبران کنوني در زمان حاکميت بعثي ها از حمايت جمهوري اسلامي بهرهمند بودند و در نگاهي وسيع تر با توجه به احساس نزديکي قومي- نژادي بيشتر نسبت به ايران در منطقه، در مقايسه با ترک ها واعراب داراي رويکردي دوستانه تر و نگاهي همگرايانه تر در قبال ايران هستند. از سوي ديگر، کرد ها با توجه به ذهنيت تاريخي ناشي از قطع حمايت رژيم پهلوي از آنها در دهه 1970 و ديگر تحولات کردي، به سياست هاي ايران با نوعي ترديد، هرچند اندک، و احتياط مينگرند. اما در مجموع گروهاي کرد بعد از آمريکا، ايران را به عنوان دومين بازيگر خارجي عمده ميدانند که ميتواند از طريق همکاري با آن و کسب حمايت، در جهت افزايش قدرت و توان تاثير گذاري و خودمختاري در عراق حرکت کنند. از آنجا که ايران از زمان فروپاشي رژيم بعث و آغاز روند جديد دولت- ملت سازي در عراق، اصلي ترين حامي منطقه اي اين روند محسوب مي شود و ضمن شناسايي دولت جديد در جهت ايجاد ثبات و امنيت در عراق بعد از صدام تلاش ميکند، گروهاي کرد تداوم حمايت ايران را عاملي عمده در جهت موفقيت اين روند جديد ميدانند. و بر اين اساس، نگاهي مثبت به ايران نسبت به ديگر کشور هاي منطقه دارند. (کرمي،21تير ماه 1391)
در سال 2003 آمريکا با سياست يکجانبه گرايي، عراق را اشغال و رژيم بعث را ساقط کرد. اشغال عراق توسط آمريکا براي ايجاد نظام مطلوب در خاورميانه و کليد ورود به خاورميانه تلقي مي شد. اما تصور آمريکا محقق نشد و فشارهاي داخلي آمريکا را وادار کرد تا حکومت مردمي عراق و دموکراسي نسبي را بپذيرد که اين امر در انتخابات ژانويه 2005 رقم خورد. بازيگران اصلي اين عرصه انتخاباتي از سه طيف بزرگ داخلي عراق يعني کردها، شيعيان و سنيهاي عراق شکل گرفت. در روند دولت- ملتسازي، شيعيان با توجه به اکثريت جمعيت آنها پيروز عرصه انتخاباتي شدند، کردها هم توانستند بر اساس فدراليسم تا حدودي به خواسته هاي خود برسند. در اين ميان سني ها بازنده اصلي شکل گيري قدرت جديد در عرصه ساختار سياسي عراق بودند. لذا همواره از ناراضيان اصلي در اين ساختار سياسي شکل گرفته در عراق ميباشند. اين گروهها هرکدام ديدگاه متفاوتي نسبت به رقيب منطقهاي يعني ايران دارند، شيعيان شامل دو گروه شيعيان مذهبي و سکولار مي باشد، در اين ميان شيعيان مذهبي که اکثريت قاطع شيعيان عراق را تشکيل مي دهند، پيوند نزديکي با ايران داشته و همواره ايران را حامي خود ميدانند و بيشتر به ايران نزديکترند. در مقابل شيعيان سکولار که در اقليت هم هستند عربيت را بر مذهب ترجيح داده و به سمت عربستان سعودي گرايش دارند. کردها به سياستهاي ايران با نوعي ترديد، هرچند مثبت ولي اندک، مينگرند. با اين حال ميتوان گفت سه دليل زير در اين نوع نگاه موثر بوده است: 1- حمايت ايران از رهبران کرد در زمان صدام 2- احساس نزديکي قومي- نژادي به ايران 3- ذهنيت تاريخي ناشي از قطع حمايت رژيم پهلوي از آنها در دهه 1970. در مورد اعراب سني ميتوان گفت که رويکرد گروههاي سني به ايران تحت تاثير رقابت دروني آنها با گروههاي شيعي و روابط ايران با شيعيان عراق قرار داشته است که همواره ديدگاهي بدبينانه و تعارض گونه نسبت به ايران دنبال ميکنند.
5-2-2-4 دورنماي روابط ايران وعراق
استفاده از نقش فرصت ساز شيعه براي گسترش ظرفيت‌سازي در حوزة سياست خارجي ايران براي اولين بار با انجام تحولات جديد در عراق صورت گرفته است. نکته محوري در شرايط حاضر اين است که درجه تعاملات ايران با شيعيان عراق براي اولين بار بر محور اتصالات طبيعي فرهنگي و سياسي بين ملتها و دولتها بطور همزمان قرار گرفته است. بر اين اساس حضور ايران در عراق و در منطقه، تلاشي در جهت ايجاد روابط استراتژيک و گسترش نقش و نفوذ است نه صرفاً براساس بازي‌هاي ايدئولوژيک. اين امر ريشه در ويژگي‌هاي طبيعي ساخت قدرت و سياست، ژئوپلتيک، سابقه فرهنگي و ظرفيت‌هاي اقتصادي و سياسي ايران دارد. (برزگر ، ديماه 1385)

6-2-2-4 نقش عربستان در عراق
حمله آمريکا به عراق در سال 2003 و فروپاشي نظام سياسي اين کشور تأثير عميقي بر سياست خارجي عربستان بر جاي گذاشت و منافع ملي سعودي ها را تحت تاثير قرار داد. عربستان در آستانه تهاجم به عراق اگرچه بنا به محدوديت‌ها و مقتضيات داخلي و منطقه‌اي، موضع صريحي در حمايت از حمله به عراق ابراز نکرد و از در اختيار قرار دادن پايگاه هوايي به نيروهاي ائتلاف خودداري نمود، اما با اجازه به آمريکا و نيروهاي ائتلاف در استفاده از فضاي آسمان خود در مرزهاي عراق و عربستان، همگامي خود با اين اقدام را نشان داد.مقامات سعودي اگرچه از سقوط صدام خشنود بودند، اما نگراني و هراس آنها از بابت آينده سياسي عراق از همان ابتداي اشغال عراق مشهود بود. اگر چه سقوط صدام حسين به بخشي از نگراني هاي امنيتي دولت سعودي پايان داد؛ اما تحولات متعاقب آن به نگراني هاي جديدي انجاميد که قدرت گيري شيعيان، به حاشيه رفتن اهل سنت، تغيير نظام سياسي، تکامل سياسي عراق از جمله اين نگراني ها بود. بي شک سياست هاي آتي عربستان در قبال عراق، بدون در نظر گرفتن تأثير هر يک از متغيرهاي نامبرده، نمي تواند تحليل واقع بينانه اي از روابط دو کشور و فرآيندهاي جديد ارائه نمايد.

عربستان در فضاي جديد، سني‌هايي را که پيش از اين در منصب

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی افغانستان، انقلاب اسلامى، تمرکز قدرت، مواد مخدر Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی ساختار قدرت، آغاز بحران، روشنفکران، حقوق بشر