پایان نامه با واژه های کلیدی زبان فارسی، کتابهای درسی، آموزش زبان فارسی

دانلود پایان نامه ارشد

زبانشناسی با علومی چون روانشناسی، جامعهشناسی، عصبشناسی، مردمشناسی و جز اینها)، واژگان یک رشته به نقطۀ اشتراک آن رشته با چند رشتۀ دیگر بدل خواهند شد. از طرفی، سادهانگارانه است که اعتقاد داشتهباشیم وامگیری اتفاقی است که در هر زبانی رخ میدهد و حساسیت داشتن به ورود واژههای بیگانه امری بیهوده است. به این ترتیب، باید راهی برای مواجهه با پیامدهای این موضع پیدا کنیم. در زیر به دو مورد مهم از این پیامدها اشاره خواهد شد.
3-4-1. رشد در واژههای علمی و فنی
یکی از ویژگیهای بسیار مهم مفاهیم علمی و فنی رشد آنهاست. این ویژگی در علوم سنتی بسیار کمرنگ و کماهمیت است اما امروزه به دلیل شتاب گرفتن رشد علم و اختراع دستگاههای مختلف، هر روز شاهد خلق واژههایی در حوزههای گوناگون علمی هستیم (منصوری، 1390). سرعت بالای پیشرفت علم موجب شدهاست دانشمندان و فعالان هر رشتۀ علمی بکوشند یا واژههایی را برای نامیدن چیزها، روشها، کنشها، حقایق و مانند اینها برگزینند که زایایی لازم را برای بسط دادن و عمق دادن به آن شاخه از دانش را داشتهباشند و یا در ساختن واژههای جدید واژههای پیشین را پایه قرار دهند. در خصوص این مورد اخیر، میتوان فعل tolase را مثال زد که به روش پسسازی از واژۀ laser، که تصادفاً ظاهری شبیه به اسم فاعل انگلیسی دارد، ساخته شدهاست. حداقل کاری که در این میان میتوان برای زبان فارسی انجام داد این است که برای واژههای علمی بیگانه، برابرنهادهای فارسی زایا، و نه ابتر، بسازیم تا دستکم در قرض گرفتن علم از بیگانگان درنمانیم. واژۀ collapse را در نظر میگیریم. معادل فارسی که برای این مفهوم اخترفیزیکی در نظر گرفته شدهاست، رُمبش است. رُمبیدن به این معنی است که ستارهای بر اثر پدیدههای خاصی فرومیریزد و تبدیل به یک سیاهچاله میشود. اما ستارهای که رُمبش میکند، در انگلیسی collapsingstar نامیده میشود. انتخاب واژۀ زایای رُمبش به ما این امکان را میدهد که با پذیرش واژۀ اختر به عنوان معادل علمی واژۀ ستاره، لفظ رمباختر را برای گروه collapsingstar اتخاذ کنیم. اما بعضی از ادیبان و استادان زبان فارسی، معادل در خود فرو ریختن را به جای رمبیدن پیشنهاد میکنند که واژهای نازایاست و نمیتوان بر پایۀ آن معادل مناسبی برای گروه collapsingstar ساخت. همچنین است مناظر و مرایا برای optics، بیش از سهام منتشره مشتری پیدا کردن در برابر oversubscribe یا شهرنشینی بیش از حد متناسب برای overurbanization (منصوری، 1390).
3-4-2. بیتوجهی گویشوران زبان به زبان فنی
نقش زبان در انتقال سریع و بیابهام مفاهیم بسیار زیاد است. کاربران زبان فارسی علمی، پژوهشگران و مدرسان مدارس عالی، معمولاً نسبت به این امر بیتوجهند. علت این بیتوجهی شاید در کمسابقه بودن فرهنگ نوشتاری علوم و فنون در ایران باشد. به هر جهت، پژوهشگران و مدرسان به هنگام صحبت با همکاران یا تدریس از زبانی استفاده میکنند که برای شنونده تا حدی مفهوم است و ابهامهای آن در گفتگوی حضوری حل میشود. اما این زبان گفتار برای انتقال نوشتاری مفاهیم کارا نیست. بسیاری از متخصصان ما که با واژهگزینی مخالفند از اهمیت این بُعد فرهنگ نوشتاری علوم بیاطلاعند یا در کار خود با آن کمتر مواجه شدهاند (منصوری، 1390: 31). این بیتوجهی کاربران به زبان علمی تأثیر بسیار ناخوشایندی در شنونده یا خواننده دارد. این تأثیر ناخوشایند چند جنبه دارد: یکی این که در خواننده یا شنونده این پندار را پدید میآورد که زبان فارسی توانایی بیان مطلب علمی را ندارد و متخصص ما از ناتوانی زبان فارسی در بیان مفاهیم آگاه بوده و به اجبار از واژههای بیگانه برای انتقال مفاهیم یا کار تحقیقاتی خود استفاده کردهاست. دوم این که به شنونده یا خواننده چنین القا میکند که مفاهیم علمی بسیار پیچیده است و بیان آنها بسیار دشوار. به این ترتیب دانشجو نیز درگیر زبانی پیچیده میشود و خیال میکند این پیچیدگی علم است که در زبان بازتاب یافتهاست. یعنی بدون این که متوجه مطالب علمی بشود در پیچیدگی کلمات و زبان گیر میکند و هیچ گاه به عمق علم نمیرسد. همچنین، دانشجویی که از طریق چنین متنی با علم آشنا میشود آن را بیگانه میپندارد و با این تصور خو میگیرد که علم در اختیار اقوامی است که زبان آنها غیرفارسی است و خود را تنها استفادهکننده از دانش دیگران میپندارد. این تصور معمولاً تا آن جا تقویت میشود که دانش را نوعی اطلاعات میپندارد که به بخشی از آن دسترسی دارد و هیچ گاه با فرایند خلاقیت در علم آشنا نمیشود. از همین روست که تصور ایستا بودن علم در وی تقویت میشود (همان: 33-34).
چنان که دیدیم، امر واژهگزینی ظریفتر و وقتگیرتر از آن است که در ابتدا تصور میشود. گویی، فرد یا افراد واژهگزین نیز باید آن فرایندهای ذهنی و عینیای را که مخترع یک روش یا دستگاه یا کاشف یک حقیقت یا قانون طی کردهاست در فکر خود مجسم کنند و به زیر و بم آن دستگاه، روش، حقیقت یا قانون آشنا و آگاه گردند تا در نهایت بتوانند به خلق برابرنهادی تمامعیار که به تمامی بازتابندۀ کنه آن واژۀ بیگانه باشد، دست بزنند.
با توجه به آنچه پیرامون اهمیت واژهگزینی عنوان شد باید تصریح کرد که بدون برنامهریزی و اقدام سریع نمیتوان در برابر هجوم واژههای بیگانه که همزمان با ورود علوم جدید به کشور ما، به زبان فارسی وارد میشوند، مقاومت کرد. این برنامهریزی و اقدام نباید صرفاً به ترجمۀ آن واژهها و اصطلاحها محدود شود بلکه واژهگزینان باید با ذات یک واژه آشنایی پیدا کنند و سپس معادلی برای آن بیابند یا بسازند. حال، از آن جا که واژههای بیگانه، حتی دایرۀ لغات دانشجویان فارسیزبان را نیز به گونهای تحت تأثیر قرار دادهاند که گاهی هنگام گفتگو به زبان فارسی نیز گویندگان باید معادل غیرفارسی (عمدتاً انگلیسی) برخی واژهها را بر زبان بیاورند تا شنوندگان آن واژه را درک نمایند، باید ابتدا با برنامهریزی و واژهگزینی بهنگام و منطقی، دانشگاهیان فارسیزبان را با برابرنهادهای فارسی واژههای بیگانه مأنوس و مألوف نمود و سپس آن برابرنهادها را به غیرفارسیزبانان نیز آموزش داد. بهترین روش برای انتقال این برابرنهادها به غیرفارسیزبانان، همانا گردآوری فهرست واژههای دانشگاهی است. در ادامه خواهیم دید که ملاحظات تدوین چنین فهرستی از واژهها کدامند.
اما پیش از ورود به بخش بعد باید گفت که جهتگیری پژوهش حاضر، صرفاً به سوی واژههایی است که در متون علمی، با هر موضوعی و در هر رشتهای، یافت میشوند و آشنایی با آنها دانشجویان را یاری میکند آمادگی و توانایی درک هر مطلب علمی را داشتهباشند تنها به این شرط که لغات تخصصی آن رشتۀ علمی را فراگرفتهباشند. این جهتگیری از آن روست که این پژوهش با هدف معرفی فصل اشتراک نوشتههای علمی انجام میشود و به دنبال تقویت این بُعد از توانایی زبانی در زبانآموزان است و این به آن دلیل است که این پژوهش، در اساس، راهی برای روشن کردن گوشهای تاریک از وضعیت آموزش زبان فارسی به غیرفارسیزبانان میجوید.
3-5. ملاحظات تدوین فهرست واژههای دانشگاهی
پیش از ورود به بحث اصلی، لازم است بدانیم در این پژوهش (از اینجا به بعد) منظور و مراد از واژه چیست. اگر واژههای یک زبان را گنجینۀ واژهها98 بنامیم، آن گاه باید این گنجینه را شامل و حاوی عناصر واژگانی و نیز عناصر دستوری بدانیم. اما عناصر واژگانی، خود انواع متفاوتی دارند. در میان عناصر واژگانی، گاه واژههای غیربسیط همچون مادرزن، نمکدان و مانند آن و گاه، جملاتی مثل چطوری؟ و خوش آمدید! که به صورت یک تکه99 در حافظه ثبت میشوند (یور100، 2012). به عقیدۀ نیشن (2003) نیز، دو نوع گنجینۀ واژهها در زبان قابلشناسایی است: یکی واحدهای چندواژهای101 که به استنباط نگارنده، هممعنی (یا تقریباً هممعنی) با باهمآیی است؛ مثلاً این که در زبان فارسی تمایل گویشوران به بهکار بردن باران شدید و برف سنگین است تا باران سنگین و برف شدید. دیگری خانوادههای واژگانی است که مدنظر این پژوهش هم هست و منظور از آن، مجموعۀ واژههایی است که از افزوده شدن پیشوندها و پسوندها به ریشه ساخته میشوند. با این مقدمه به سراغ آشنایی با واژههای دانشگاهی و اهمیت آنها میرویم.
واژههای دانشگاهی برای زبانآموزان مشکلات زیادی به وجود میآورند (کوهن102 و همکاران، 1988؛ به نقل از کاکسهد، 2000: 213)، زیرا آنها معمولاً با این دسته از واژهها به آن اندازه که با واژههای فنی103 رشتۀ خود آشنایی دارند، آشنا نیستند و از طرف دیگر، واژههای دانشگاهی نسبت به واژههای خدمات عمومی104 بسامد وقوع پایینتری دارند (وورتینگتون105 و نیشن، 1996؛ خو106 و نیشن، 1984؛ به نقل از کاکسهد، 2000: 213).
به عقیدۀ کارسون (1997)، یادگیری واژههای انگلیسی دانشگاهی و بهکارگیری آنها در دانشجویانی که به لحاظ مؤلفههای فرهنگی و اجتماعی با یکدیگر متفاوت هستند، یکسان نیست. وی اظهار میدارد که تسلط بر واژههای یونانیـلاتینی رایج در انگلیسی که بخش عمدۀ واژههای دانشگاهی این زبان را تشکیل میدهند، از ضروریات کسب موفقیت در دانشگاه است.
شواهد تازه پیرامون پردازش صرفی واژهها در مغز در زبانهای گوناگون نشان میدهد تفاوت در [چگونگی] قرار گرفتن در معرض زبان، چینشهای متفاوتی از واژگان ذهنی107 را موجب میشود و این خود ممکن است منجر به دگرگونیهای فرهنگیاجتماعی در یادگیری واژهها و استفاده از آنها در هر چهار مهارت زبانی و در هر دو زبان اول و دوم شود (کارسون، 1997: 672).
یک فهرست واژههای دانشگاهی در هدفگذاریهای شرکتکنندگان در دورههای زبانی108 نقش تعیینکنندهای دارد. چنین فهرستی به زبانآموزان کمک میکند که به طور مستقل مطالعه کنند و اساس مناسبی برای انتخاب متن و تدوین فعالیتهای یادگیری109 توسط طراحان دوره و مواد [آموزشی] است (کاکسهد، 2000: 214). اما یک فهرست واژههای دانشگاهی باید بر پایۀ دادههای جمعآوریشده از پیکرهای فراگیر باشد. یک فهرست دلخواه فهرستی است که به زیرفهرستهایی110 بسامدمبنا111 تقسیم شدهباشد تا بتوان از آن برای ترتیببندی112 آموزش و تولید مواد [آموزشی] کمک گرفت؛ فهرستی تدوینشده بر پایۀ [بسامد] وقوع خانوادههای واژگانی113 در یک پیکره از متنها که نشان دهد کدام عضو هر خانوادۀ واژگانی (اسم یا فعل یا صفت یا …) بیشترین کاربرد را در متنهای دانشگاهی دارد (همانجا).
اگر بپذیریم که متنهای دانشگاهی رویهمرفته یک گونۀ کاربردی را تشکیل میدهند، آنگاه باید در گردآوری پیکره، متنهایی را انتخاب کنیم که به لحاظ اندازه و هیأت نمایندۀ تام و تمام گونۀ خود باشند. استفاده از متنهای طولانی باعث میشود که حجم بیشتری از پیکره فقط به یک سبک (مخصوصاً در بهکارگیری واژهها) از یک نویسنده اختصاص یابد. پس بهتر است با انتخاب متنهای کوتاهتری که نویسندگان آنها نیز یکی نیستند، پیکرهای تهیه کنیم که واژههای موجود در فهرست نهایی حاصل از آن تا حد امکان دامنۀ شمول وسیعتری داشتهباشند (کاکسهد، 2000).
گونههایی چون گونۀ متنهای دانشگاهی چند زیرشاخه را دربرمیگیرند. پیکرۀ یک فهرست واژههای دانشگاهی باید حاصل انتخاب عادلانۀ واژهها از متنهای نوشتهشده پیرامون مباحث گوناگون باشد. تقسیم کردن پیکره به بخشهای هماندازه، به پژوهشگر امکان میدهد دامنۀ وقوع واژههای دانشگاهی را در شاخهها، رشتهها و موضوعات متفاوت موجود در پیکره اندازهگیری کند (همان: 216). پیکرۀ طراحیشده برای مطالعه بر روی واژههای دانشگاهی باید آن قدر بزرگ باشد که وجود شمار معقولی از موارد رخداد این دست واژهها را تضمین کند (همانجا).
یکی از معیارهای تدوین یک فهرست واژههای دانشگاهی، انتخاب واژهها از پیکره است. محققان تا به حال دو روش انتخاب برای فهرست واژههای دانشگاهی اتخاذ کردهاند. مثلاً لین114 (1973) و قادسی115 (1979) واژههایی را انتخاب کردند که زبانآموزان با استفاده از آنها به دفعات در کتابهای درسی خود حاشیهنویسی کردهبودند چون معتقد بودند که آن حاشیهنویسیها نشانۀ دشواری در یادگیری یا فهم آن واژهها در هنگام خواندن بودهاست. کامپیون116 و الی117 (1971) نیز واژهها را بر اساس وقوع در سه یا بیشتر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی زبان خودکار، زبان فارسی، ارزش افزوده Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی زبان فارسی، آموزش زبان، آموزش زبان فارسی