پایان نامه با واژه های کلیدی ریسک سیستماتیک، معیارهای ریسک، ضریب واکنش سود، بازده مورد انتظار

دانلود پایان نامه ارشد

(2010) به بررسی این موضوع که آیا نوسانات مشاهده شده در عملکرد شرکت با انتخابهای حسابداری ارتباط دارد یا خیر، پرداختند. مطالعهی آنها شواهدی درمورد علت اینکه چرا اکثر شرکتها ترجیح میدهند سود جامع را علیرغم تقاضای سیاستگذاران مبنی بر ارائهی سود جامع در یک صورت عملکرد، در صورت تغییرات حقوق صاحبان سهام ارائه دهند، فراهم کرد. چون، همانطور که آنها در آمارهای توصیفی مقطعی نشان دادند، در 72.5 درصد از نمونهی آنها، سود جامع دارای انحراف معیار بزرگتری (در نتیجه نوسان بیشتری)، در مقایسه با سود خالص بود.

2.3 تحقیقهای قبلی در مورد رابطه ریسک با سود جامع
2.3.1 رابطهی معیارهای نوسانات سود و معیار ریسک بازار
بیور و همکاران (1970)، در مقالهی بدوی خود، به بررسی ارتباط معیارهای ریسک در حسابداری با ریسکی که در تئوری پرتفوی تعریف شده بود، یعنی همان ریسک سیستماتیک، طی دو دورهی زمانی 1947-1956 و 1957-1965 پرداختند. آنها بر این باور بودند که تئوری پرتفوی معیارهای ریسک خود را صرفاً بر حسب فعل و انفعالات مشخص بازار معین میکند. اما، یک مسئله مهم برای حرفه حسابداری این است که ارتباط بین معیارهای ریسک تعیین شدهی حسابداری و معیارهای ریسک تعیین شدهی بازار را درک کند. بیور و همکاران (1970) نشان دادند که معیارهای ریسک در حسابداری را میتوان به عنوان جایگزینی برای کل نوسانات بازده اوراق بهادار سهام عادی شرکت در نظر گرفت. بنابراین، معیارهای حسابداری، هر دو اجزای ریسک سیستماتیک و مختص شرکتی (غیر سیستماتیک) را منعکس میکند. آنها به بررسی ارتباط بتا با هفت متغیر حسابداری (شامل پرداخت سود نقدی، رشد داراییها، اهرم مالی، اندازه داراییها، نسبت جاری، نوسانات سودها و بتای حسابداری) پرداختند. نتایج حاصل از این بررسی بیانگر آن بود که همه معیارهای ریسک که از طریق اطلاعات مربوط به سود تهیه میشوند (مانند پرداخت سود نقدی و بتای حسابداری)، چه در سطح اوراق بهادار منفرد و چه در سطح مجموعهای از اوراق بهادار (پرتفوی) در هر دو دورهی زمانی دارای ارتباط قوی با ریسک سیستماتیک هستند، درحالیکه معیار رشد داراییها در دورهی زمانی دوم و میانگین نقدینگی و اندازهی داراییها در دورهی زمانی اول در سطح اوراق بهادار منفرد دارای ارتباط قوی با ریسک سیستماتیک نیستند. در سطح پرتفوی نیز معیارهای رشد داراییها و میانگین نقدینگی در دوره زمانی دوم و معیار اندازهگیری در دوره زمانی اول دارای ارتباط معناداری با ریسک سیستماتیک نبودند. در نهایت، از بین کلیهی معیارهای مورد بررسی، نوسانات سود بالاترین ارتباط را با ریسک سیستماتیک (یا همان بتا) داشت.
سپس، مطالعات دیگری با اضافه کردن معیارهای ریسک حسابداری مختلف انجام شد که به بررسی ارتباط بین معیارهای ریسک بازار و معیارهای ریسک حسابداری پرداختند (روزنبرگ و مکیبن95، 1973؛ لِو96، 1974). روزنبرگ و مکیبن (1973) نشان دادند که پیشبینیهای توزیع احتمال بازده میتواند براساس اطلاعات حسابداری شرکت و نیز سابقهی قبلی بازدههای سهام صورت گیرد. آنها از بتا (ریسک سیستماتیک) و ریسک مختص شرکتی (ریسک غیر سیستماتیک) به عنوان پارامترهای توزیع احتمال بازده استفاده کردند. آنها متوجه شدند که مطابق با نظر بیور و همکاران (1970) نوسانات سود مهمترین متغیر حسابداری در بیان ریسک شرکت است. روزنبرگ و مکیبن (1973) همچنین معیارهای اهرم عملیاتی را در تجزیه و تحلیلهای خود در نظر گرفتند و متوجه شدند که ارتباط آن با ریسک ناچیز است.
لِو (1974) در مقالهای با عنوان “رابطهی بین اهرم عملیاتی و ریسک” متوجه شد که بین اهرم عملیاتی و ریسک رابطهی معناداری وجود دارد. در یک بررسی جامع از تحقیقهای ریسک و متغیرهای حسابداری، راین97(1997) متوجه شد که در طول تاریخ، نوسانات سود تنها متغیر حسابداری بوده است که شدیداً با ریسک سیستماتیک ارتباط داشته است.
چمبرز98و همکاران (2007) بیان کردند که سایر اجزای سـود جامع عمدتاً شامل سودها و زیانهای تحققنیافتـهی مربوط به سـرمایهگذاریها، تغییـرات نرخ ارز و مصـونسازیهای اوراق مشتقه هستند کـه بهطورکلی به عنوان اقلام موقتی سود طبقهبندی میشوند. پاسخدهندگان به پیشنویس استاندارد 130 (FASB، 1996) بر این باور بودند که سایر اجزای سود جامع موقتی هستند و اگر آنها را همراه با نتایج عملیات اصلی شرکت گزارش کنیم، سود جامع از دورهای به دورهی دیگر نوسان خواهد داشت. همچنین لازم به ذکر است که این نوسانات به وسیلهی نیروهای بازاری که خارج از کنترل مدیریت هستند، به وجود میآید (SFAC130، بند 60).
سایر اجزای سود جامع در نتیجه تغییرات در نرخ بهـره، نرخ ارز و سایـر فرایندهای تصادفی ایجاد میشوند (اسمیسون99و همکاران، 1995). بهطورکلی، تغییرات در ارزش منصفانه داراییها و بدهیهای خاص که یک واحد تجاری مالک آن است، منجر به ایجاد سایر اجزای سود جامع میشود (چنگ و لین100، 2008). به عنوان مثال تغییرات در ارزش منصفانه اوراق بهادار آماده برای فروش، سود یا زیانهای نگهداری تحققنیافته را ایجاد میکند. با نگهداری داراییها، ارزش منصفانهی آنها به وسیلهی نوسانات بازار و نه عملیات اصلی واحد تجاری تحت تأثیر قرار میگیرد. علاوهبراین، تغییرات در ارزش منصفانه این داراییها تحققنیافته هستند و تأثیر آنی بر جریانهای نقدی ندارند اما ممکن است حاوی اطلاعاتی درباره تغییرات در ریسک بنیادی و جریانهای نقدی آتی باشند. تحقیقهای قبلی که رابطهی نوسانات سود و ریسک را در بخش بانکداری بررسی میکردند (مانند جونز و همکاران، 1991؛ برنارد101و همکاران، 1995؛ بارث و همکاران، 1995؛ هادر و همکاران، 2006) نشان دادند که حسابداری ارزش منصفانه نوسانات سود را افزایش میدهد.
اگر سایر اجزای سود جامع موقتی (یا ناشی از حسابداری ارزش منصفانه) باشد، پس میتوان گفت که آنها منجر به ایجاد نوسانات در سود جامع خواهند شد. یک سوال اساسی این است که آیا این افزایش نوسانات سود جامع به ارزیابی ریسک کمک میکند؟ تحقیقهای انجام شده در این زمینه، شواهد مستقیمی ارائه نکردند که افزایش نوسانات مرتبط با ارزشهای منصفانه موجب ارزیابی بهتر ریسک شوند (راین، 1997). یک مطالعهای که اخیراً به این موضوع پرداخت، تحقیق هادر و همکاران در سال 2006 بود. آنها نوسانات سود را به عنوان عنصری از ریسک در سه معیار مختلف سود (سود خالص، سود جامع و یک جایگزین برای سودهای مبتنی بر ارزش منصفانه) برای 202 بانک تجاری ایالت متحده، در طی دورهی 1996 تا 2004 بررسی کردند. نتایج این تحقیق نشان داد که نوسانات سود مبتنی بر ارزش منصفانه به طور معناداری بزرگتر از نوسانات سود خالص یا سود جامع است. تعدیلات ارزش منصفانه که بانکها در سود جامع شناسایی میکنند با تعدیلات افزایشی ارزش منصفانه که در سود مبتنی بر ارزش منصفانه شناسایی میکنند رابطهی منفی دارد. ولی، نوسانات تعدیلات افزایشی سود مبتنی بر ارزش منصفانه خیلی بیشتر از نوسانات تعدیلات ارزش منصفانه شناسایی شده در سود جامع است. یافتههای این تحقیق همچنین نشان داد که رابطه ضریب بتای نرخ بهره بلندمدت (شاخص ریسـک نرخ بهره مبتنی بر بازار) با نوسانات سـود مبتنی بر ارزش منصفانه معنیدارتر از رابطهی آن با نوسانات سود خالص یا سود جامع است. بالاخره در بین دو مجموعه از تحلیلهای قیمت سهام مشاهده شد، نوسانات سود مبتنی بر ارزش منصفانه با قیمت سهام رابطهی منفی قوی دارد. درمجموع نتایج این تحقیق نشان داد برخی از بانکها در مقابل تغییرات سال به سال ارزش منصفانه ابزارهای مالی خود به طور کامل مصونسازی نشدهاند و نوسانات در سود خالص و سود جامع تصویر ناقصی از ریسک ارزش منصفانه بانکها را فراهم میکند. نتایج آنها همچنین نشان داد که نوسانات سود ارزش منصفانه، عناصر ریسکی را منعکس میکند که به وسیلهی نوسانات موجـود در سـود خالص یا سـود جامع درنظـر گرفته نمیشود.

2.3.2 قیمتگذاری معیارهای نوسانات سود
جنسن102(1969) بر این باور بود که به طور کلی سرمایهگذاران ریسک گریزند و تنها زمانی حاضر به پذیرش ریسک بالاتر هستند که بازده آتی بیشتری انتظار داشته باشند. از این رو، یک پرتفوی با ریسک بالاتر باید بازده بیشتری نسبت به یک پرتفوی با ریسک کمتر پیشنهاد کند. این بازده مورد انتظار بالاتر، صرف ریسک سهام، مازاد بازده مورد انتظار در بازار سهام بر نرخ بدون ریسک است و در بطن اقتصاد مالی103 قرار دارد (کلاوس و توماس104، 2001).
تحقیقهای قبلی (لیتزنبرگر و رائو105، 1971؛کالینز و کوثری106، 1989؛ ایزن و زمیجاسکی107، 1989) نشان دادند که قیمتهای سهام، صرف ریسک مربوط به نوسانات سودها را منعکس میکند. لیتزنبرگر و رائو (1971) با استفاده از یک نمونه متشکل از 87 شرکت فعال در زمینه برق، نشان دادند که سرمایهگذاران ریسکگریزند و بین نرخ مورد انتظار بازده و انحراف معیار سوددهی تقریباً یک رابطهی خطی وجود دارد.
کالینز و کوثری (1989) در تحقیقات خود پیرامون ضریب واکنش سود108، به این نتیجه رسیدند که عواملی مانند ریسک و رشد سودهای آتی در ارزیابی سود شرکت اهمیت دارد. کالینز و کوثری(1989) در تحقیق خود دربارهی ضریب واکنش سود و ریسک سیستماتیک (بتا) به شواهدی مبنی بر رابطهی منفی و قوی بتا و ضریب واکنش سود دست یافتند و متوجه شدند که تنها تنزیل کننده (کاهش دهنده) ضریب واکنش سود، ریسک سیستماتیک است.
ایزن و زمیجاسکی (1989) مشابه با تحقیق بال و براون (1986) نشان دادند که قیمتهای سهام نسبت به تغییرات مثبت سود هر سهم و افزایش سود واکنش مثبت و نسبت به تغییرات منفی و کاهش سود هر سهم، واکنش منفی نشان میدهند. آنها همچنین نشان دادند که نوسانات مقطعی در ضریب واکنش سود قابل پیشبینی است. آنها بر این باور بودند که مدلهای ارزشیابی که سودها را به قیمتهای اوراق بهادار مرتبط میکنند، پیشبینی میکنند که ضریب واکنش سود با نرخهای بازده مورد انتظار رابطه منفی دارند. ایزن و زمیجاسکی (1989) از یک مدل رگرسیون تصادفی استفاده کردند و شواهدی ارائه دادند که با این پیشبینیها سازگار بود.
اگرچه SFAC115 برای تمامی شرکتها به کار میرود، بارث و همکاران (1995) بیان کردند که مدیران بانک منتقدان اصلی به این استاندارد هستند. آنها همچنین بیان کردند که در طی جلسات عمومی FASB، نمایندگان بانکها، ادعا میکردند که سودهای مبتنی بر ارزش منصفانه اوراق بهادار سرمایهگذاری به احتمال زیاد، نوسان بیشتری نسبت به سودهای مبتنی بر هزینههای تاریخی دارد. نمایندگان بانکها بر این باور بودند که استفاده از حسابداری ارزش منصفانه منجر به گمراهی استفـادهکننـدگان صورتهای مالی خواهـد شد، به این دلیل کـه، مازاد نوسـانات ایجاد شده منعکسکنندهی نوسـانات اقتصادی زیربنایی عملیـات بانکها، نیست. بنابراین، سرمایهگذاران تصمیمگیریهای مربوط به تخصیص سرمایه را به صورت ناکارامد انجام خواهند داد و این موجب افزایش هزینهی سرمایه خواهد شد. پس از انتشار پیشنویس استاندارد 130 گزارشگری سود جامع، استدلالهای مشابه با نظر مدیران بانکها مشاهده شد (SFAC130، بند 60). اخیراً، اظهارنظرکنندگان به پروژه مشترک IASB/FASB در باب “نحوه ارائه صورتهای مالی” هم بیان کردند که ارائهی یک صورت ترکـیبی از سود جامع، استفادهکنندگان از صورتهای مالی را گمراه میکند و به سوءتعبیرهای مهمی از عملکرد یک شرکت منجر میشود (IASB، 2009، بند 40).
بر همین اساس، بارث و همکاران (1995) به بررسی این موضوع که آیا قیمتهای بازار، اختلاف نوسان بین سودهای مبتنی بر ارزش منصفانه و سودهای مبتنی بر هزینههای تاریخی را منعکس میکنند یا خیر، پرداختند. آنها یک نمونه از بانکهای ایالت متحده را انتخاب کردند و پس از بررسی، متوجـه شدند که قیمتهای سهام، این اختلاف نوسان را منعکس نمیکند. آنها معتقد بودند که چون بانکها به طور کامل سود یا زیانهای ارزش منصفانهی تحققنیافتهی همهی ابزارهای مالی را افشا نمیکنند، این یافتهها میتواند نتیجهی اندازهگیری ناقص ارزش منصفانه در سود باشد.
به طور مشابه، هادر و همکاران (2006) بر این باور بودند که چون بسیاری از

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی صورتهای مالی، وضعیت مالی، صاحبان سهام، حقوق صاحبان سهام Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی بازار سهام، قیمت بازار، محتوای اطلاعاتی، مدیریت سود