پایان نامه با واژه های کلیدی روابط اجتماعی، گروه همسالان، کنترل اجتماعی، پذیرش اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

اجتماعي نخستين بار توسط ادوارد راس ( 1951-1866) به كار رفت. اين پدیده سازوكارهايي است كه جامعه بوسيله آن تسلط خود را بر افراد اعمال ميكند و آنها را وا ميدارد تا با ارزشها و هنجارهاي جامعه همنوا شوند. منظور راس از كنترل اجتماعي نهادهاي نظم دهندهاي مثل باورهاي فوق طبيعي، تشريفات، افكارعمومي، اخلاق، هنر آموزش، حقوق و پديدههاي مربوط به آنها ميباشد كه موجب همنوايي رفتار فرد با خواستهاي گروهي ميشود (كوزر و روزنبرگ ، 1387: 107).
اميل دوركيم كه ابتدا كنترل اجتماعي را تنها با موانع خارجي تبيين مي كرد در تحقيقات بعدي تأكيد ميگردد كه هنجارهاي اجتماعي در واقع در فرد دروني مي شوند ” به طوري كه گويي همان جامعه است كه در ما زندگي مي كند ” از آن پس دوركيم به اين اعتقاد يافت كه اساس كنترل اجتماعي در تفكر فرد نسبت به تكاليف اخلاقي نهفته است كه او را به اطاعات وا ميدارد نه يك همنوايي ساده با فشارهاي خارجي ( همان، 1387:108).
نظريه كنترل اجتماعي در جرم شناسي براين پايه استوار است كه به منظور كاهش رفتار مجرمانه بايد همه افراد كنترل شوند. اين نظريه رفتار انحرافي را امري جهانشمول ميداند كه نتيجه كاركرد ضعيف سازوكارهاي كنترل اجتماعي و كنترلهاي شخصي و دروني است. پس دو عامل كنترلهاي دروني و كنترل اجتماعي بر ميزان جرم و بزه تاثير ميگذارد. كنترل دروني به معناي آگاهي از گناه و احساس شرم و تقصير كه فرد را از رفتار انحرافي باز ميدارد. كنترل اجتماعي نيز از طريق نهادهاي بنيادين اجتماعي مانند خانواده ، مدرسه، گروههاي همسالان، و غير اعمال ميشود (احمدي، 1384: 86).
نظريه كنترل اجتماعي بر اين پيش فرض استوار است كه رفتار بزهكارانه متعلق به همه طبقات اجتماعي است و جنبهي عمومي و جهانشمول دارد و نتيجه كاركرد ضعيف سازوكارهاي كنترل اجتماعي است. عوامل كنترل اجتماعي شامل وابستگي و تعلق به نهادهاي اجتماعي مانند خانواده، مدرسه و دين ميشود. نظريهپردازان كنترل اجتماعي در پاسخ به اين پرسش كه چه عواملي باعث بزهكاري جوانان ميشود، اعتقاد دارند اين نوع رفتارها بستگي به ميزان تعلقات تقيدات جوانان نسبت به نهادها و سازمان اجتماعي مانند خانواده، مدرسه و بعضاً گروههاي اجتماعي نظير گروه همسالان دارد. همچنين معتقدند كه تعهدات و تقيدات نسبت به نهادها و سازمان ها و گروهها ميتواند جوانان را در گروههاي رسمي ادغام نمايد و كنترل فردي و اجتماعي و تنظيم رفتار فراد را موجب گردد ( ني،1985 و هيرشي 1969).
راس1در كتاب خود يعني كنترل اجتماعي دين را يكي از اساسي ترين وسايل كنترل اجتماعي دروني ميداند. بنا به اظهار وي هنگامي كه آدمي دور از چشم آشنايان، همسايگان و ديگران است، نه قانون و نه افكار عمومي و نه هيچ چيز اجتماعي ديگر اعمال وي را مهار و كنترل نميكند، بلكه در اين مورد، كنترل عمل در پرتو ايمان به قدرتي صورت ميگيرد كه در همهي مكانها و زمانها شاهد اعمال آدميان است و رفتار مطلوب و نيك را پاداش ميدهد و بدي و گناه را مجازات ميكند (كينگ ،1349: 121).
به هر حال يكي از كاركردهاي دين، كنترل اجتماعي است. ارزشها و هنجارهاي مهم اجتماعي معمولاً نه فقط در قلمرو قانون، بلكه همچنين در قلمرو دين قرار ميگيرند دين از طريق تقويت ارزشها و هنجارهاي مهم به كنترل اجتماعي فرد كمك ميكند (رابرتسون ، 1372، 236).
در مجموع، طبق نظريه كنترل اجتماعي بايد بر كاركرد اجتماعي دين در خصوص آنچه دين براي مقيد كردن پيروانش به نظم اخلاقي جامعه انجام ميدهد پاي فشرد. باورها و تعهدات ديني به وسيله ارائه ممانعت هاي اخلاقي قوي و از طريق كاهش تعامل با همسالان منحرف همنوايي فرد ميشود. بنابراين دين باعث همنوايي با ارزشها و هنجارهاي اخلاقي است كه به طور معني داري بر رفتار انحرافي اثر ميگذارد.

3-3- نظريه جامعه پذيري 2

به طور كلي جريان اجتماعي شدن و جامعه پذيري، به جا افتادن ارزشها و مهارتها در فرد اشاره دارد، تا اشخاصي كه نقشهاي اجتماعي را اشغال ميكنند معرفت كافي بيابند به اينكه چه چيزي از آنها انتظار ميرود و چگونه بايد عمل كنند بعلاوه همين انتظار را از ساير مردم داشته باشند و بخواهند كه آنها نيز بدين ترتيب عمل كنند. اگر جامعه پذيري در اين شكل تحقق يابد، بديهي است كنشهايي كه در نقش خاص انجام ميگيرد، ضمن آن كه متاثر از ارزشهاي عاملان كنش است، با رفتار اشخاص ديگر كه تحت تاثير ارزش در شخص آنها است نيز همساز است. اين همسازي تحميلي نيست بلكه به محض اينكه مردم با الگوهاي اساسي ارزش كه به نحو منظمي به كالبد اجتماعي منتظم هستند، آشنا شوند و آنها را به كار گيرند، كنشهاي خود انگيخته ميشوند. به يقين جامعه پذيري، پرونده محركهاي اساسي است كه اشخاص، كنش خود را بر آن بنا ميكنند. بنابراين هر فعاليتي محصول تواناييهاي فردي، قواعد و هنجارهاي هر نقش اجتماعي و ايستارهاي ارزشي در جامعه است ( اسكيدمور، 1372،155).
بنابراين ميتوان گفت ” فرد از بدو تولد در معرض جامعهپذيري جريان اجتماعي شدن، و در چندين نظام ارتباط اجتماعي ( خانواده، مدرسه، دوستان، …) شريك است. در تجربه اين ارتباطات او به عنوان يك كنشگر اجتماعي اهل همكاري و مذاكره ( تعارض آميز) درباره عادات و قواعد اين همكاري، شكل ميگيرد. تصور فرد از خودش، تعادل و ساختار شخصيتش دچار آسيبپذيري ميگردد. چنانچه او را به بازي نگيرند و يا نتوانند براي تغيير دادن قواعد بازي (همكاري اجتماعي) مداخله كند، به موجب غريزه واكنش دفاع ا زخود، گرايش مييابد كه به دنبال بازيهاي ديگر ( به عنوان گروههاي مرجع) برود، يا بازيهاي ديگر ابداع كند كه در آنها شريك ارتباطات اجتماعي تازهاي ( بعنوان معاشرتهاي ترجيحي) خواهد شد، كه از او يك كنشگر اجتماعي معتبر در نظر شخص خودش خواهد ساخت ” (كيوي، 1370: 136).

3-4-نظریه نیازها3

به طور کلی “نیاز، احساس فقدان یا حرمانی است که یه یک موجود زنده (بخصوص انسان آگاه) به جهت آنکه درجریان تحقیق اهدافش خود را فاقد چیزی می بیند، دست میدهد. این احساس که میتواند جهاتی آسیبی یابد، موجب تمایل به هر آنچه میشود که امکان ارضای نیاز را فراهم می سازد” (بیرو،242:1366)
انسان به عنوان یک موجود طبیعی، دارای خصوصیاتی است که او را از حیوانات متمایز می نماید. او بر عکس حیوانات، به علت کمبود یا فقر غریزه از بدو تولدش به کمک انسان ها محتاج است. اما این محتاج بودن تنها شامل تغذیه لباس و مسکن نمی شود. بلکه او یک نیاز اساسی دیگر نیز دارد که می بایست به کمک و به وسیله دیگران آن را ارضا نماید و عموما به این نیاز اساسی کمتر توجه می شود. او نیازمند به تماس، محبت، درددل، و … و یا به عبارت دقیق تر نیازمند به روابط اجتماعی است و در آغاز خانواده به عنوان یک واحد جامعه به کمک او می شتابد، اما خانواده نیز پیرو فطرتش در خود میل و نیاز کمک به فرد را احساس میکند که این خود یکی از علل پیدایش زندگی اجتماعی است، لیکن خانواده به فرد کمک نمی کند، بلکه انتظاراتی نیز از او دارد که برای یک زندگی اجتماعی با دیگر انسانها لازم به نظر میرسند. بدین معنی که فرد می بایست بتدریج ارزشها، قواعد و هنجارهای آن جامعه را بیاموزد و به اصطلاح درونی کند. نیازهای غیر اجتماعی و نامشخص او نیز می بایست کانالیزه شده و شکل اجتماعی به خود بگیرند، لذا این کار از طریق هدایت و وارشاد، تشویق و توبیخ و یا مجازاتهای باصطلاح مثبت و منفی به طرز مستقیم و غیر مستقیم (به عنوان مکانیسمهای کنترل اجتماعی) از سوی جامعه و اعضای آن(به عنوان مبادله اجتماعی) انجام میگیرد. بدین ترتیب از برخی نیازها که مورد قبول جامعه نیستند، اجباراً یا کاملا چشم پوشی شده و یا گاه با برخی از نیازهای جامعه پسند تعویض، و یا شکل و روش ارضای آنها با هنجارهای اجتماعی تطبیق داده می شوند و به صورت عادت در می آید. یعنی انسانها همواره در پی آنند که نیازهای خود را با اکثریت افراد جامعه و هنجارهایی که آنها دارند تطبق دهند. اما جامعه فقط کارش این نیست که مانع از بروز نیازها شود (بواسطه فشار هنجاری) بلکه بر عکس او خود نیازهایی را تولید میکند. بدین معنا که انسانها در روابط اجتماعی و کنش های متقابل خود با محیط (گروه همسالان، رسانه های جمعی، و نظایر آن) افرادی را به عنوان سر مشق(گروههای مرجع) پیدا میکنند. خود را در جای آنها احساس کرده و با آنها همانند نموده، و رفتارشان را تقلید می کنند و از این طریق (در پی مقایسه با دیگران) در آنها مورد تشویق دیگر اعضای جامعه واقع شود و یا با وصف مخالفت و مجازات آنها به طور مخفی انجام پذیرد، و همین سر منشأ بسیاری از رفتارهای نابهنجار یا به اصطلاح انحراف اجتماعی است بنابراین اشاعه نیازها خود علت اساسی انحرافات اجتماعی است (رفیع پور،17:1364).
بنابراین بسیاری از اوقات نیازها در پی مقایسه با دیگران به وجود می آید، مخصوصا در شرایط رقابت، با افراد یا گروه های مرجع (یعنی افراد یا گروههایی که انسان خود را با آنها مقایسه میکند) می توانند خواسته های جدیدی در انسان برانگیزند. در واقع وقتی فرد یک وسیله ارضای نیاز را ببیند و ادراک کند و ببیند که دیگران آن وسیله را در اختیار دارند. او نیز میل به داشتن آن کند، اما امکان به دست آوردن آن را نداشته باشد، این احساس بی عدالتی نسبی یا محرومیت نسبی، ممکن است به تدریج موجب بغض، حسادت و عکس العملهای عاطفی شود، و در صورت فقدان کنترل اجتماعی رفتارهای نابهنجار دیگر را در پی داشته باشد. ضمناً این احساس در منتهی درجه به احساس تضاد اجتماعی می انجامد و عکس العملهای شدید اجتماعی را در پی خواهد داشت (رفیع پور،19:1364).

3-5 نظریه مبادله اجتماعی

در اصطلاح “مبادله” عملیاتی است که از طریق آن شخص یا گروهی خدمت یا کالایی را به گروه یا شخصی دیگر در مقابل دریافت کالا یا خدمتی هم ارز، تسلیم می دارد. هر یک از طرفین مبادله امتیازی می یابد، چه به نظرش کالایی که دریافت داشته، می باشد. در معنای مجازی نیز بهنگام بیان صوری از ارتباطات اجتماعی بین انسانها یا بحث از روابط متقابل بین افراد یا گروهها، در سطح حیات فکری یا عاطفی، باز سخن از مبادله به میان می آید. به طور کلی مبادله پایه و اساس زندگی در جامعه است لذا با تکمیل روابط متقابلی که از طریق مبادله صورت می گیرد، هر واحد یا هر جز از حیات اجتماعی از خدمات و کالاهایی که دیگران توان ارائه آن را دارند برخوردار می شود (بیرو،1366: 123).
به طور کلی افراد آرزوها و اهداف شخصی روشنی برای خود دارند، هر کسی ممکن است به چیزهایی نیاز داشته باشد، اما این نیازها، اهداف مشترک نیستند، لذا خواسته و اهداف شخصی و منحصر به فرد افراد، انگیزه های خودخواهانه ای را به آنان میدهد، و اگر چه فرهنگ نیز در این انگیزش دارای نقش می باشد، در عین حال انگیزه ها در جهت دستیابی به کالا و رضاها، لذات یا رضایت خواسته شده، سوق داده می شوند، در واقع افراد بر اساس خودخواهی به کنش می پردازند تا به لذت مطلوب خود برسند، لیکن هر کسی در ازای آنچه میگیرد چیزی باید بدهد. به عبارت دیگر اگر رضایت متقابل وجود نداشته باشد، هیچ تعامل اجتماعی صورت نخواهد گرفت. معهذا در این بده بستان همیشه دریافت پاداش متضمن هزینه است. بنابراین رفتار روزمره مردم پاسخی به خواسته و محاسبه فردی است و کنشگران در انتخابهای خود در مقایسه میان پاداشها و هزینههای کنشهای بدیل) از آزادیهای زیادی برخوردارند. اما قویترین انگیزه یا پاداش مشترک در این تعامل، تائید اجتماعی است و به نظر میرسد مردم در زندگی روزمره خود در جستجوی مطلوب واقع شدن هستند. از آن در روابط اجتماعی خود لذت میبرند، لذا اشخاصی را که دوست دارند و تائید میکنند، ترجیح میدهند(معاشرتهای ترجیحی)و از کسانی که منتقدشان هستند و آنها را اخطار کار میپندارند می پرهیزند با در نظر گرفتن تائید اجتماعی به عنوان یک پاداش عمومی، می توان پیش بینی کرد که میزان تائید اجتماعی متقابل(نیاز به پذیرش اجتماعی) میان کسانی که آزادانه و به طور منظم با یکدیگر همکاری دارند

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی دانشجویان دختر، عزت نفس، حجاب و عفاف، یشرفت تحصیلی Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی جامعه آماری، مدل مفهومی، روش تحقیق، کنترل اجتماعی