پایان نامه با واژه های کلیدی روابط اجتماعی، منابع قدرت، قانون مدنی، جامعه شناختی

دانلود پایان نامه ارشد

«زوجیّت» نام دارد و تعهدات طرفین از آن ناشی میشود؛ چه تعهدات مالی و چه تعهدات غیر مالی. پس تعهدات زوجین مستقیماً از توافق ایشان ناشی نمیشود تا تقابل یا عدم تقابل هر یک با دیگری قیاس شود. نگاه بشری نیز به ازدواج اینگونه نبوده و نیست. البته توافق طرفین در تعهدات ناشی از زوجیت مؤثر است و کاملاً کنار نمیرود. این طرفین هستند که میزان و نحوه اجرای مهر را تعیین میکنند. بر همین اساس طرفین به ابزارها و ضمانت اجراهای قراردادی اجرای قرارداد مانند حق حبس مسلح میگردند.
با این وصف مهر از منظر حقوقی، تعهدی نیمه قراردادی – نیمه قانونی است که در برابر کامیابی جنسی قرار نمیگیرد. در برابر، هدیهای از جانب مرد نیز نمیباشد بلکه تعهد قانونی الزام آور است که آثار تعهدی معوض بر آن مترتب میگردد. باید دقت کرد که عبارت «نحله» در آیه 4 سوره نساء به معنی هدیه و عطیه الهی است نه هدیه مرد به همسرش.145

گفتار دوم: رویکرد کارکردگرایانه به مهر
فلسفه مهر به این مسأله میپردازد که چرا مهر به عنوان حقی برای زن به رسمیت شناخته شده است و چه مزایایی برای زوجه در پی دارد؟ در ادامه این گفتار، به بررسی اقوال و احتمالات مطرح در این خصوص خواهیم پرداخت.

بند اول: ارضای نیاز فطری
مهر به مثابه سنتی اجتماعی، بر پایه و در پاسخ به نیاز فطری زن به حفظ عزت و احترام شکل گرفته است. قانون خلقت، جمال و غرور و بى‌نيازى را در جانب زن، و نيازمندى و طلب و عشق و تغزل را در جانب مرد قرار داده است. ضعف زن در مقابل نيرومندى بدنى به همين وسيله تعديل شده است و همين جهت موجب شده كه همواره مرد از زن خواستگارى مى‌كرده است.
زن غرایز خود را بیش از مرد در اختیار و مهار خود دارد. اين خصوصيت همواره به زن فرصت داده است كه دنبال مرد نرود و زود تسليم او نشود و برعكس، مرد را وادار كرده است كه به زن اظهار نياز كند و براى جلب رضاى او اقدام كند. يكى از آن اقدامات اين بوده كه براى جلب رضاى او و به احترام موافقت او هديه‌اى نثار او مى‌كرده است. مهر با حيا و عفاف زن يك ريشه دارد. زن به الهام فطرى دريافته است كه عزت و احترام او به اين است كه خود را رايگان در اختيار مرد قرار ندهد و به اصطلاح شيرين‌ بفروشد.146
در نقد این نظریه گفته شده است: «مشخص نیست که در توجیه مهر ، به کدام گروه از زنان اشاره شده است زیرا همان طور که می دانیم عادت به تعیین مهر میان مسلمانان وجود دارد. بنابراین نمی توان گفت که «الهام فطری زن» است که موجب تعیین مهر میشود زیرا اگر تعیین مهر فطری بود ، چرا زنان غیر مسلمان چنین فطرتی ندارند که در برابر مهر معلوم ومعینی وارد زندگی مشترک شوند؟»147
به نظر میرسد اصل این مطلب که کشش و جذب نمودن از سوی زن و کشیده شدن و اظهار نیاز و صرف هزینه برای به دست آوردن مطلوب از سوی مرد است امری طبیعی و فطری باشد. تا جایی که چنین نظم شگرفی صرفاً در بین انسان ها مشترک نیست و در غالب حیوانات نیز جنس نرینه برای کامیابی از جنس مخالف تلاش و رقابت مینماید. با این حال این حالت و وضع مشترک در اقوام و ملتهای گوناگون، جلوهها و پرتوهای مختلفی دارد. در برخی اقوام، مرد حلقه نامزدی پیشکش مینماید و در برخی دیگر مهر تعیین میشود و …

بند دوم: پشتیبانی اقتصادی از زوجه
یکی از نظرات شایع در خصوص فلسفه مهر این است که مهر، پشتوانه اقتصادی زن است. برخی از نویسندگان این تلقی عمومی از مهر را تأیید نموده و بیان میدارند: «نمیتوان انکار نمود که در صورت جدایی بین آنها (زن و شوهر)، زن خسارت بیشتری میبیند؛ زیرا مرد طبق استعداد خاص بدنی در اجتماع نفوذ بیش تری دارد و معمولاً ابتکار کارهای پردرآمد، در دست مردان است».148 بدین ترتیب، مهر نوعی جبران خسارت احتمالی زوجه و پشتوانه اقتصادی او محسوب میشود.
بررسیهای جامعه شناختی نیز مؤید این کارکرد مهر است. به باور برخی جامعه شناسان، به دلیل احتمال وقوع طلاق و عدم حمایت جامعه، چه از طریق قانون و چه با ایجاد محیط کسب برای زن مطلقه، دختر و خانواده او به راه حلهای فردی کشیده میشوند؛ از این رو زنی که ازدواج میکند، تنها از طریق مهریه بالا میتواند از وقوع طلاق جلوگیری کرده یا زندگی پس از طلاق را برای مدتی تأمین کند.149 باید توجه داشت که این کارکرد، غالباً ناظر به دوران پس از جدایی است و به بیمه خسارت جدایی میماند.

بند سوم: توثیق نکاح
یکی از کارکردهای مهر که از سوی مردم و برخی نویسندگان اظهار میشود آن است که مهر، خصوصاً در صورتی که میزان آن هنگفت باشد، حکمرانی مطلق مرد در طلاق را محدود مینماید. بسیاری بر این باورند که تعیین مهر سنگین نوعی تضمین و توثیق برای زن محسوب میشود که با آن میتواند از طلاق و جدایی توسط مرد جلوگیری نماید.150
البته با توجه به وضع قوانین حمایت از خانواده مصوب 1346، 1353 و 1391151 و قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق سال 1370 و ماده 1133 اصلاحی قانون مدنی مصوب 1381 که مقرر میدارد: «مرد میتواند با رعایت شرایط مقرر در این قانون با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بنماید»، دیگر مرد در طلاق دادن زوجهاش مطلق العنان نیست. به طور خلاصه باید گفت، جریان طلاق با مراجعه به دادگاه، تعیین داور یا داوران و صدور گواهی عدم سازش صورت میپذیرد. بنابر این کارکرد مزبور تا حدودی سالبه به انتفاء موضوع است؛ ولی همچنان بسیاری از مردم و حتی برخی حقوقدانان152، مهر را به عنوان توثیق نکاح یا «جریمه طلاق» قلمداد مینمایند. در عمل نیز در غالب موارد، مطالبه مهر پس از اختلاف شدید طرفین و یا جدایی ایشان صورت میپذیرد که مؤید این تلقی عمومی از مهر است.

بند چهارم: قدرت بخشی به زن
از منظر جامعه شناسی، قدرت یکی از عناصر محور روابط اجتماعی از جمله روابط خانوادگی است. در خانواده نیز توزیع منابع قدرت، موقعیت افراد در سلسله مراتب خانوادگی را معین میکند. منابع قدرت ممکن است منابع اقتصادی قدرت، روابط اجتماعی و حتی قدرت جسمانی باشد. گفته شده است که زنان کمتر از 2 درصد مالکیتها را در اختیار دارند.153 از لحاظ روابط اجتماعی و قدرت جسمانی نیز غالباً کفه به نفع مردان سنگینی میکند. بنابر این، به طور طبیعی زن به ابزاری برای ایجاد تعادل در منابع قدرت در خانواده نیاز دارد.
پژوهشهای جامعه شناختی نشان میدهد که مهر، در برهه هایی از زمان به کمک زنان میآید تا قدرت مرد را تعدیل نمایند. همچنین مصاحبه های صورت گرفته در این پژوهشها نشان میدهد که مهر سنگین، اهرم قدرت زنان برای اهداف مشروع است. به عنوان مثال، با توجه به این که قانون مدنی حق طلاق را به مرد اعطا نموده و زنان به طور استثنایی و در موارد عسر و حرج، چنین حقی را پیدا میکنند که آن هم نیاز به اثبات دارد. در صورتی که زنان با داشتن مهر سنگین میتوانند مرد را ملزم به تعیین تکلیف در مورد وضعیت طلاق نمایند.154
علاوه بر این، مهر نوعی سرمایه اقتصادی است و با توجه به اینکه توزیع نابرابر امکانات اقتصادی و قدرت رابطه همبستگی مثبت دارد، مهر قدرت زنان را در خانواده افزایش میدهد. 155 با این اوصاف، مهر به زنان قدرت میبخشد.
به نظر میرسد تحقیقاتی از این دست با این که ابعادی از واقعیت را نشان میدهد، اما برخی پیش فرضها و مبانی آن محل تردید است. مثلاً با توجه به شرایط ضمن عقد نکاح که در اسناد ازدواج رایج است، حق طلاق برای زنان امری بسیار استثنایی نیست و در برابر، همچنانکه پیش از این گذشت، مردان نیز در طلاق دادن زنان اختیار مطلق ندارند. همچنین احتمالاً از لحاظ روش شناختی نیز چنین تحقیقاتی کامل نباشد ولی در مجموع گوشهای از واقعیت را نشان میدهد.
بند پنجم: جبران نابرابری در توارث
مطابق نص قرآن شریف، اصولاً زنان نصف مردان ارث میبرند.156 بسیاری از علمای مسلمان بر این باورند که حکمت این حکم، عدم توازن در تکالیف اقتصادی زن و مرد است. زن تکلیف و مسئولیتی نسبت به انفاق ندارد و در برابر مستحق دریافت نفقه میباشد. همچنین زنان از حق بر مهر برخوردارند و در مقابل همه این حقوق زن، مردان مکلف به اداء حقوق مالی زن از جمله مهر و نفقه هستند.
برخی صاحبنظران در این خصوص بیان داشتهاند: « علت اينكه اسلام سهم الارث زن را نصف سهم الارث مرد قرار داد، وضع خاصى است كه زن از لحاظ مهر و نفقه و سربازى و برخى قوانين جزايى دارد؛ يعنى وضع خاص ارثى زن معلول وضع خاصى است كه زن از لحاظ مهر و نفقه و غيره دارد.»157
با این حال در صحت این سخن تردیدهایی مطرح میشود. چگونه میتوان مهر را جبران نقص سهم الارث زنان دانست در حالی که شارع توصیه بسیاری به تقلیل مهر یا بخشش آن از سوی زن مینماید؟158 علاوه بر این، بر فرض که عدم تساوی ارث زن و مرد، بر اساس مهر و نفقه توجیه شود، عدم تساوی ارث فرزند دختر و پسر را با چه مبنایی باید توجیه نمود؟

بند ششم: مهر به مثابه ارزش نمادین
گفته شده است که از مجموع قواعد حاکم بر مهر میتوان برداشت نمود که مهر صرفاً نمادی در جهت ارزش و تقدس بخشیدن به زن است. زنان در دوران نکاح حق برخورداری از نفقه دارند و لذا نمیتوان مهر را پشتوانه اقتصادی زن در دوران نکاح دانست. از دیگر سو مهر حقی برای زن است که در دوران نکاح نیز میتواند آن را مطالبه کند. علاوه بر این شارع مقدس، علیرغم به رسمیت شناختن این حق برای زوجه و تقبیح شدید کسانی که خود را ملزم به تأدیه آن نمیدانند، به زنان نیز توصیه به بخشیدن مهر نموده است. امام صادق علیه السلام در کلام گهرباری فرمود: «هر کس با زنی ازدواج نماید و قصد پرداخت مهر آن زن را نداشته باشد، نزد خداوند زانی محسوب میشود.»159 در برابر توصیه های بسیار زیادی به کم بودن میزان مهر شده است تا جایی که برخی فقها بر این نظر رفتهاند که تعیین مهر بیش از مهرالسنه معتبر نیست اما در استحباب مؤکد کمی مهر تردیدی نیست. همچنین به زن ها توصیه اخلاقی شده است که مهر خود را به شوهرانشان ببخشند.160
همه این موارد نشان از این دارد که شارع مقدس، مهر را صرفاً امری نمادین برای تقدیس زن در نظر گرفته است وگرنه چنانچه شارع از وضع این نهاد، اهداف اقتصادی و حمایتی برای زوجه در نظر داشت، توصیه به بخشیدن یا تقلیل میزان مهر نمینمود.
برخی نویسندگان، عدم جریان غرر و خیار غبن در مهر، عدم رکنیت مهر در نکاح و سایر احکام مترتب بر نکاح را نیز شاهدی بر ماهیت فرا اقتصادی و غیر انتفاعی مهر بر شمردهاند.161
به نظر میرسد چنین نگاهی به مهر ناشی از نوعی ایده آل گرایی باشد ولی هنگام تحلیل کارکردها یا کارویژه های یک نهاد، بهتر است با نگاه واقعی به موضوع نظر افکند. از منظر فقهی و حقوقی، مهر به هر میزان مجاز و متداول است و جامعه در وضع مهر، کارویژه های اقتصادی و اجتماعی آن را بیش از جنبه شاعرانه و ایده آل آن در نظر میگیرد. برخی نگاه های ایده آل گرا به نهادی بسیار حساس و سرنوشت ساز مفاسد زیادی نیز در پی دارد.
موارد چندی به گوش رسیده است که برخی زوجین جوان، بنابر رویکرد آرمانی خود، چنین نگاهی به مهر داشتهاند و میزان مهر را بسیار اندک و خلاف عرف در نظر گرفتهاند که در نتیجه پس از چندی، دختران جوان بدون داشتن هیچ پشتوانه اقتصادی مجبور به قبول متارکه گردیده و از «نگاه مقدس» سابق خویش شدیداً پشیمان شدهاند.
در مجموع به نظر میآید که نهاد مهر، در طول زمان کارویژه های متنوعی پیدا کرده است که در قالب یک کارکرد خاص نمیگنجد. بنابر این، مهر هم به عنوان ارزش نمادین و هم پاسخ به نیازهای طبیعی زن وضع شده است و هم کارکردهای اقتصادی و اجتماعی خاصی دارد که به بیشتر آنها اشاره شد.
مبحث سوم: میزان مهر
میزان مهر162 یکی از مباحث بسیار مهم و داغ حقوقی، اجتماعی، اقتصادی و حتی اخلاقی است. هر چند غالباً مهر سنگین یا حد اکثر مهر موضوع بررسیها قرار گرفته است اما بعد مخالف، یعنی مهر بسیار

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی نکاح موقت، فقهای امامیه، عقود معین، قانون مدنی Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی قانون مدنی، مفهوم شناسی، فقهی و حقوقی، فقه امامیه