پایان نامه با واژه های کلیدی رهبري، تئوري، ويژگي

دانلود پایان نامه ارشد

“ارزش ها” سروكار دارد. رهبري معنوي با ارزش ها سروكار دارد و ايجاب مي‌كند كه دربارة راه ها وگزينه هايي كه در پيش رو قرار دارد به پيروان آگاهي لازم داده شود تا آنها بتوانند هنگام واكنش نشان دادن در برابر پيشنهاد يك رهبر جهت رهبري، انتخابي آگاهانه بنمايند. ( استونر27 ، فري من28 وگيلبرت29 ، 1935 : 804 )
رهبري از وظايف عمده مديريت است. امروزه نقش مدير به عنوان رهبر به قدري اهميت پيدا کرده است که در همه زمينه ها براي يافتن اشخاصي که توانايي لازم براي رهبري داشته باشند کوشش مستمر به عمل مي آيد (راهداري شمالي، 1390 : 30 ).
بحث رهبري و تأثير آن بر عملكرد و اثربخشي سازمان، دير زماني است كه در محافل مديريتي مطرح گرديده است. متخصصان رهبري راه هاي مختلفي را براي شناخت موضوع رهبري و ارتباط آن با اثربخشي سازمان انتخاب كرده اند و بر مبناي آن تئوري هاي متعددي را ارئه نموده اند ( فرانكوئر30 ، 2008 ، به نقل از حسن زاده و همکاران ، 1390 : 74 ) .
نتايج تحقيقات مختلف بيانگر آن است كه ويژگي هاي شخصيتي احتمال موفقيت رهبر را افزايش مي دهد، اما هيچ كدام از ويژگي هاي شخصيتي نمي تواند موفقيت او را تضمين كند ( رابينز31 ، 1381 ، به نقل از حسن زاده و همکاران ، 1390 : 74 ) .
ويژگي مشترك تمامي تئوري هاي جديد رهبري را مي توان در اين مطلب خلاصه نمود كه همه آنها به دنبال روشي مي باشند تا به لحاظ دروني افراد را بر انگيزند ( حسن زاده و همکاران ، 1390: 74 ) .
رهبري اصطلاحي است که برداشت هاي متفاوتي را در افراد مختلف ايجاد مي کند. در حالي که براي بعضي به معني جاذبه فرديتي است ، براي بعضي ديگر به معني قدرت و اختيار است (خانکا ، 1389 : 311).
تعاريف متعددي از رهبري ارائه شده است كه به چند نمونه از آنها اشاره مي گردد :
ـ كيمبل وايلز32( به نقل از طوسي، 1377 : 26 ) اذعان مي دارد ، رهبري عبارت از هر نوع كنشي است كه براي تعيين هدف ها و مقاصد جمعي و وصول به آنها صورت مي‌گيرد.
رهبري عبارت است از هنر تاثير گذاري بر افراد به طوري كه از روي تمايل و علاقه براي دست يافتن به اهداف گروهي تلاش كنند ( ايران نژاد پاريزي ، 1386 : 42 ) .
مفهوم رهبري براي دانشجويان مديريت همواره عنواني گسترده و مبهم ولي جذاب بوده است. آميتاي اتزيوني33 در تعريف رهبري مي گويد ” : رهبري قدرتي است كه اغلب مبتني بر خصوصيات شخصي و معمولاً داراي ماهيت هنجاري است ” ( هوي و ميسكل ، 1382 : 86 ) .
تري34 ( 1979 : 342 ) رهبري را عمل تاثيرگذاري بر افراد به طوري كه از روي ميل و علاقه براي هدف هاي گروهي تلاش كنند عنوان مي نمايد .
به عقيده بارنارد ، ” رهبري حالت رفتار افرادي است كه بدان وسيله ، افراد يا فعاليت هايشان را در سازماندهي تلاش ها ، راهنمايي مي كند “.

2-1-1-2- سير تحول تئوري هاي رهبري
به چهار روش در خصوص تئوري هاي رهبري بحث مي‌گردد. نخستين راه اين است كه دربارة ويژگي هاي شخصيتي رهبران صحبت كنيم كه آنان بدين وسيله از افراد غير رهبر متمايز مي‌شوند. در راه يا روش دوم سعي مي‌شود تا رهبر بر اساس رفتار معرفي شود. ارائه الگوي اقتضايي، همان روش سوم است و بدان وسيله كاستي هاي تئوري هاي پيشين رهبري را بر مي‌شمارند و بدين ترتيب، نتيجة تحقيقاتي را كه دربارة رهبري انجام شده است ارائه مي‌دهند. در روش چهارم پژوهشگران درصدد شناسايي مجموعه اي از ويژگي هاي شخصيتي هستند كه مي‌توانند بدان وسيله يك رهبر را معرفي كنند. اين خط فكري بر اين اساس قرار دارد كه رهبري بيشتر نوعي شيوه است و كمتر به ماهيت رهبري توجه دارد ( رابينز ، 1384 : 642 ) .
سير تکوين تئوري هاي رهبري نشان مي دهد که تئوري خصيصه اي در دهه 1930 ، تئوري رفتاري دردهه 1950، تئوري وضعيتي در دهه 1960 ، مطرح شده است ( موراي35 ، 2008 : 24) .
الف – تئوري خصوصيت ( ويژگي هاي شخصيتي )
مفهوم مورد توجهي که پس از سال ها تعمق فلسفي و تلاش تحقيقاتي در مورد رهبران مورد تاييد قرار گرفته ، آن است که رهبران کساني هستند که خصوصيات و ويژگي هاي موهبتي شان آنها را براي نقش رهبري مناسب ساخته است . به طور کلي اعتقاد بر اين بوده است که خصوصياتي همچون هوش ، خلاقيت ، پشتکار و ثبات عاطفي مشخصه فرد شايسته اي است که رهبري را اعمال مي کند ( آونز ، 1382 : 204).
اين تئوري ، همانطوري که توسط کلي36 ( 1974) توصيف شد ، اولين تئوري است که تلاش مي کند ويژگي هاي فردي ( نظير فيزيکي ، فرديتي و رواني ) را که با موفقيت رهبري مرتبط هستند ، طبقه بندي نمايد . ويژگي هايي که پژوهشگران به رهبران نسبت داده اند جنبه هايي مانند قد ، وزن ، فيزيک ، سلامتي ، سطح انرژي بالا ، ظاهر مناسب ، هوش ، دانش ، قضاوت و تصميم گيري خوب ، بينش ، اصالت ، تسلط ، ثبات ، اعتماد به نفس ، بلند همتي و مانند آن هستند . از آنجايي که همه افراد اين خصوصيات را نداشتند ، تنها افرادي که داراي آنها بودند رهبران مستعدي محسوب مي شدند ( خانکا ، 1389 : 320 ) .
اين تئوري حاوي محدوديت هايي به شرح زير است :
1- تئوري ويژگي به عنوان يک تئوري معتبر پذيرفته نمي شود.
2- در اين تئوري ، مجموعه استواري از ويژگي ها که از مطالعات پژوهشي نشات گرفته باشد و بتواند به طور موفقيت آميز رهبران را از غير رهبران متمايز سازد ، وجود ندارد.
3- اندازه گيري يا سنجش بسياري از اين ويژگي ها دشوار است . از اين رو هميشه تمايز بين رهبران و پيروان امکان پذير نيست .
اين محدوديت ها سبب شد تا پژوهشگران براي فهم رهبري ، مطالعه ويژگي ها را رها کرده و تلاش هاي خودشان را بر مشاهده رفتارهاي رهبران متمرکز سازند . از اين رو تئوري هاي رفتاري رهبري پا به عرصه ظهور گذاشتند ( همان منبع : 321 ).
ب- تئوري هاي رفتاري
پس از ناکامي تحقيقات در زمينه شناخت خصوصيات فردي در رهبري ، مسير تحقيقات به سوي شناخت سبک و روش رهبري کشانده شد. به عبارت ديگر در اين جابجايي خصوصيات رهبري سعي مي شود که سبک رهبري شناخته شود و معلوم شود که رهبران در برخورد با زيردستان از چه شيوه اي استفاده مي کنند ( مشبکي ،1370 : 269). نورتيس و رابينز ( نقل از پي يرس ،2007 : 27 )، اذعان مي دارند که دو نوع از رفتارهاي رهبر به اثر بخشي او براي رسيدن به اهداف کمک مي کند . آنها رفتارهاي وظيفه اي (وظيفه مدار) و رابطه اي (رابطه مدار) هستند . رفتارهاي وظيفه اي هنگامي نشان داده مي شوند که رهبران يک رفتار وظيفه مدارانه با کارکنان داشته باشند و بر کميت و کيفيت کار متمرکز باشند.
رفتارهاي رابطه اي هنگامي که رهبران به صورت ملاحظه گرايانه ( محتاط ) و با يک حالت پشتيبان با کارکنان رفتار مي کنند ، آشکار مي شود.
طبق تئوري هاي رفتاري ، رهبري بر حسب آنچه که رهبران انجام مي دهند به جاي آنچه که آنها هستند مي تواند توصيف شود . به عبارت ديگر با مراجعه به رفتار رهبران در ارتباط با پيروان ، مي توان رهبري را شناسايي نمود . تئوري رفتاري اکثراٌ بر پايه مطالعات پژوهشي ارائه شده اند.
تئوري هاي رفتاري در حداقل دو روش از تئوري هاي خصوصيت متفاوتند. اول رفتارهاي واقعي و نه ويژگي هاي فردي رهبر کانون تمرکز اصلي بودند و دوم ، در حالي که اکثر تئوري هاي ويژگي تلاش مي کردند تا بين رهبران و غير رهبران تمايز قائل شوند ، تئوري هاي رفتاري تلاش مي کردند تا تعيين کنند که چگونه انواع متفاوت رفتار ها بر عملکرد و رضايت پيروان تاثير مي گذارند.
دو تئوري رفتاري مهم عبارتند از مطالعات دانشگاه ايالتي اوهايو و مطالعات دانشگاه ميشيگان(همان منبع : 321).
ج- تئوري رهبري موقعيتي ( اقتضايي )
براي کساني که در زمينه پديده رهبري مطالعه مي کنند ، اين مساله بسيار روشن است که موقعيت رهبري بسي پيچيده تر از آن است که تئوري رفتاري فردي يا ويژگي هاي شخصيتي را براي آن بر شماريم . از آنجا که اين پژوهشگران نتوانسته اند به نتايج قابل قبولي دست يابند ، به عوامل موقعيتي و اثرات آن توجه نموده اند . در واقع در اين نظريه بر اساس شرايط و موقعيت هاي مختلف شيوه مناسب رهبري تعيين مي گردد. فردي با شيوه خاص در شرايطي ويژه موفق مي شود، در حاليکه در شرايط ديگر بايد از سبک يا شيوه رهبري متفاوتي استفاده کرد ، زيرا شرايط اقتضايي ايجاب مي کند که رهبر از سبک يا شيوه هاي رهبري متفاوت استفاده کند ( ضابطيان حسيني ، 1384 : 29 ).
نظريه هاي اقتضايي رهبري پژوهش هاي خود را بطور كلي و مستقيم در جهت كشف متغيرهاي زمينه ساز اثر بخش برخي از ويژگي ها و رفتارهاي رهبر در يك وضعيت معين هدايت مي كنند . البته توجه به اين موضوع كه اثر بخشي رهبري به فلان موقعيت بستگي دارد، يك موضوع است و توانائي در شناسائي شرايط موقعيتي، موضوع ديگر. تلاش هاي زيادي انجام شده است تا عوامل موقعيتي كه بر اثر بخشي رهبري اثر مي‌گذارند، تفكيك شود. براي مثال متغيرهاي تعديل كننده در تئوري هاي اقتضايي شامل نوع ساختار، نوع رابطة رهبر با اعضاء، موضع قدرت رهبر، روشن بودن نقش زيردستان، هنجارهاي گروه، در دسترس بودن اطلاعات، پذيرفتن تصميم رهبر به وسيلة زيردستان و رشد و بلوغ زيردستان مي‌شود. براي شناسايي و تفكيك متغيرهاي تعديل كننده يا موقعيتي چندين راه ارائه شده كه نسبت به بقيه، موفقيت آميز تر بوده است از جمله الگوي فيدلر ، تئوري موقعيتي هرسي و بلانچارد، تئوري تبادل نظر مدير با اعضاء الگوي مسير هدف و الگوي مشاركت مديريتي ( قدرت آبادي ، 1384 : 26).
د- الگوي رهبري مشاركتي
در سال 1973، “ويكتور روم” و “فيليپ يتان” الگوي رهبري مشاركتي را ارائه كردند كه اين الگو رفتار رهبري را با مشاركت در تصميم گيري مرتبط نمود. اين الگو نشان مي‌دهد كه ساختارهاي كار براي فعاليت هاي يكنواخت و متغير، متفاوت هستند. اين پژوهشگران معتقد بودند كه رفتار رهبر بايد بازتاب ساختارهاي كار باشد. بر اين اساس، مدل روم و يتان نيز هنجاري است. يعني براي تعيين شكل و ميزان مشاركت در تصميم گيري، بايد مجموعه اي از قوانين و مقررات به صورتي دقيق رعايت شوند تا در شرايط مختلف ميزان مشاركت افراد در تصميم گيري تغيير كند. اين الگوي تجديد نظر شده داراي يك درخت تصميم گيري شامل دوازده متغير و پنج شيوة رهبري است. اين روش به ما از متغيرهاي كليدي اقتضايي مرتبط با كارآيي رهبري، شناختي يكپارچه مي‌دهد كه بر اساس تجربه بدست آمده است. بعبارت بهتر، الگوي رهبري مشاركتي اين امر را تأييد مي‌كند كه پژوهش هاي مربوط به رهبري بايد با توجه به موقعيت انجام گيرد تا خود فرد . يعني اين امر احتمالاً بيشتر قابل قبول است كه درباره شرايط و موقعيت هاي مستبدانه و مشاركتي صحبت كنيم تا رهبران مستبد و مشاركتي ( رابينز و سنزو ، 1382 : 347 ) .
پنج شيوة رهبري در الگوي رهبري مشاركتي عبارتند از :
خودكامه I : فرد با توجه به اطلاعات موجود ، مسأله را حل مي كند يا تصميم مي گيرد.
خودكامه II : فرد اطلاعات لازم را از زيردستان مي‌گيرد و سپس خودش نسبت به حل مسأله اقدام مي‌كند. امكان دارد او به هنگام گرفتن اطلاعات از زيردستان، آنان را از مسأله يا موضوع آگاه سازد. نقشي كه زيردستان در فرآيند اين تصميم گيري ايفا مي‌كنند، عبارت است از ارائه اطلاعات لازم و نه ارائه راه حل هاي مختلف.
مشاوره اي I : فرد با برخي از زيردستان مسأله را مطرح مي‌كند و بدون اين كه آنها را گردهم آورد، نظرها وپيشنهادهاي آنان را مي‌گيرد، سپس اقدام به تصميم گيري مي‌كند كه ممكن است آن تصميم منعكس كنندة نظرات زيردستان نيز باشد و ممكن است چنين نباشد.
مشاوره اي II : فرد با زيردستان تشكيل گروه مي‌دهد، مسأله را با آنان در ميان مي‌گذارد و از نظرها و پيشنهادهاي آنان آگاه مي شود، سپس اقدام به گرفتن تصميم مي‌كند، كه امكان دارد تصميم او منعكس كنندة نظرها و يشنهادهاي زيردستان باشد و ممكن است نباشد.
گروهيII : فرد با زيردستان تشكيل جلسه مي دهد تا همگي در حل مسأله مشاركت كنند. آنها با هم راه حل هايي را پيشنهاد مي‌كنند و مي‌كوشند تا دربارة يكي از راه حل ها به توافق برسند (رابينز، 1384 : 669) .
در حال حاضر نيز نوعي باز گشت به نظريه هاي شخصيتي رهبري شكل گرفته و اين

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی تعهد مستمر، عملکرد کارکنان، منابع قدرت Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی اخلاقي، رهبري، پيروان