پایان نامه با واژه های کلیدی دوره نوجوانی، عامل اقتصادی، فرهنگ سازی، عامل فرهنگی

دانلود پایان نامه ارشد

سیاستگذاری و برنامهریزی بودند، چنین اعتقادی نداشتند که با شکنجه و تحقیر افراد میتوان حجاب را در جامعه جا انداخت. ولی برخی از آنها هم در نوع خود ناآگاه بودند و به حجاب به طور عمیق نگاه نکردند.
تلوزیون ما تا کنون یک میزگرد موثر و مناسب در این زمینه تشکیل نداده است که همه جنبهها در آن مطرح شود. کاش به جای خیلی از برنامههایی که بدآموزی دارد یا اصلاً چیزی برای عرضه و گفتن ندارد ، با حضور روانشناسی که با مردم سروکار دارند جامعهشناسانی که واقعاً درد مردم را بگویند و کارشناسان دینی و در کنار جوانان بی حجاب و جوانان باحجاب، میزگردی برگزار میکردند که همه بتوانند حرفهایشان را بزنند. مطمئنا در این نوع برنامهها ، به دلیل حضور افراد متخصص، بحثها بیشتر منطقی است تا احساسی و برای جامعه بازدهی دارد. تنها این نوع برنامههای همه جانبه و صریح میتواند فرهنگ سازی کند. حجاب بدون فرهنگ سازی در این مملکت اجراشد. کم رنگ شدن نقش نظارتی و تربیتی خانوادهها یکی از عوامل موثر در ایجاد وضعیت کنونی حجاب بودهاست. در گذشته نه چندان دور، خانواده نقش مهمی ایفا میکرد. حتی خانواده به مدرسه خط میداد، درحالیکه امروز، نهادهای موازی مثلا انواع رسانهها، برنامههای ماهوارهای، اینترنت و مانند آن وارد حریم خانواده شدهاند و با خانواده رقابت میکنند. تبیین نشدن فلسفه حجاب از سوی مراکز و نهادهای فرهنگی نیز مزید برعلت بود. پس فرهنگسازی نشد و حجاب به عنوان یک ارزش رفتاری و درونی مطرح نشد. همه درباره حجاب فقط حرف میزدند و میگفتند باید بشود و اگر نشود، اینطور است. مشخص نبودن سیاست نظام در این زمینه و اقدامات افراطی و تفریطی دورها نیز ازعوامل خیلی مهم در ایجاد این وضعیت است (نوابی نژاد،198:1386).
باید دانست در طول این سالها، تبلیغات منفی دستگاه های فرهنگی بیگانه هم به عنوان یک عامل اثرگذار عملکرده است. نمونه آن، برنامههای ماهوارهای است که با طرح پرسشهایی مثل اینکه چرا زنان نبایدآزاد باشند و هرچه میخواهند بپوشند، ازاین قبیل رویکردهای جذاب برای نسل جوان، سوءاستفاده میکنند. دوره نوجوانی، دوره خودنمایی است و بچهها تلاش میکنند خودشان را نشان بدهند. شاید در هیچ دورانی از زندگی به اندازه دوره نوجوانی از آیینه استفاده نشود. جوان میخواهد کاری کند که بهتر دیده شود . بنابراین، چنین برنامههایی جذابیت دارد و حساسیت موضوع را تشدید میکند. در مقابل این جذابیت باید به ناکارآمدی رسانههای دیداری و شنیداری نظیر تلویزیون و سینمای داخلی هم اشاره کرد. به این موارد یک مورد بسیار مهم هم اشاره میکنم و آن “تضاد” ها است. تضادها و تناقضها عامل بسیار مهمی بودهاست. درست همان زمانی که اگر در خیابانها دختر و پسری در کنار هم بودند، آنها را میگرفتند، یک سریال تلوزیونی نمایش داده میشد که دختر و پسر دو خانواده رفت و آمد میکردند و رابطه آزادانهای داشتند. این تناقضها بسیار زیاد بودهاست. همین تصمیمگیریهای مقطعی و افراط و تفریطها و تعاریف چندگانه از حجاب، نمونه های آن است. این تضادها که به خاطر نبود سیاستها ونظام منسجم فرهنگی است، آسیبهای زیادی میزند ( نوابی نژاد،1386 :198).
هنگامی که بشر پوشش خود را انتخاب کرد در پی پوشیده نگهداشتن حریمها و حفظ خود از وضعیتهای اقلیمی و غیره بود. اما کیفیت، رنگ و یا نوع پوشش افراد بنا بر فرهنگ ، تمدن و شرایط اقلیمی هر جامعهای تعریف میشود. دیده میشود که در جامعه کنونی ایران پدیده ناهنجاری پوششی وجود دارد که با بینشهای ایدئولوژی و عادات و رسوم این جامعه همخوانی ندارد و در حقیقت این پدیده براساس تعریف جامعه از دیدگاه جامعه شناسی نوعی کجروی و آسیب به شمارمی آید. از منظر آسیبشناختی، ناهنجاری های پوششی از مصداقهای انحراف و کجروی است. این پدیده رفتاری ناسازگار با هنجارها و انتظارات جامعه، خلاف فرهنگ جاری و قانونمندیها وانتظارات مطلوب جامعه موج تنشها و تضادهايي است كه به نگرشهاي سرزنش آميز ميانجامد و واكنشهايي نظير مجازات، طرد و انزوا را به همراه دارد ( محسني، 1383: 283).
اما چرا جامعه ايران با آن پيشينه تاريخي به اين كجروي گرايش پيدا كرده است؟ در حقيقت دلايل اين بي حجابي و بد حجابي از منظر ديدگاههاي علمي چه مواردي ميباشد؟
بي شك دلايل متفاوت ميتوان يافت كه در گرايش زنان و دختران جامعه به اين پديده دخالت دارد، دلايل بيولو‍ژيكي يا رواني، فرهنگي، اجتماعي، سياسي از كليتهاي دلايل گرايش به اين مسئله است كه هر كدام در ذيل بررسي گرديده است.

الف- دلايل بيولوژيكي و رواني:
اين عوامل به زمينههاي زيستي و خواستههاي طبيعي فرد گفته ميشود كه معمولاً ميان افراد مشترك است. از جمله زمينههاي بيولوژيكي مرتبط با مقوله پوشش ميتوان از ميل به خودنمايي، تبرج، تمايل شديد به جلب توجه ديگران بويژه در دوره نوجواني و … نام برد. در مجموع ميتوان عوامل بيولوژيكي و روانی را در اين موارد تقسيم بندي كرد:
احساسگرايي خام: برخي نظريههاي روانشناختي انحراف، انحرافها و كجرويهاي افراد به ويژه جوانان را ناشي از اراده و تصميم آگاهانه به هنجارشكني، ميل به برانگيختن واكنشهاي جمعي، پشت پا زدن به سنتهاي اجتماعي يا تلاش براي جايگزيني ارزشهاي فرهنگي نميدانند، بلكه آن را بيشتر نشانه احساسگرايي خام، هواخواهي،خودنمايي، لذت جويي و امثال آن ميدانند ( ممتاز،1381:127).
اختلال شخصيت نمايشي: يكي از نظريههاي روانشناختي انحراف، نظريه موسوم به اختلال شخصيت نمايشي است. افراد مبتلا به اين بيماري خواهان جلب توجه ديگران نسبت به خود هستند. آنان معمولاً مبتكر، نمايشگر، سرزنده و اغواگرند. مهمترين ويژگي مبتلايان به اين اختلال، تمايل شديد به خودنمايي و جلب توجه است و براي تامين اين هدف ، به كارهاي غيرعادي از جمله پوشيدن لباسهاي عجيب و جذاب، آرايشهاي تند و نامتعارف و ژستهاي نمايشي خاص دست ميزنند (ستوده،1378: 211).

ب- دلايل فرهنگي:
امور فرهنگي هرچند ذهنياند، شخصي و فردي نيستند و نقشآفريني نمادين آنها كه لازمه ارتباط و تعامل ميان افراد است، بر اجتماعي بودنشان دلالت دارد (شرف الدين،1386: 376).
اين دلايل به زيرمجموعههاي وسيعي همچون چيرگي تلقيهاي ناهمگون، كم رنگي تعلق به فرهنگ خودي و توجه بيشتر به ديگر فرهنگها، ضعف اعتقاد يا باور نداشتن به اعتبار معيارهاي متعارف و … تقسيم ميشود كه در اين جا به موارد مهمي از آنها اشاره خواهيم كرد:
جامعه پذيري ضعيف و ناهمگون : اساس جامعهپذيري بر اين واقعيت استوار است كه انسان به صورت كانوني از استعدادها و سرمايههاي وجودي بالقوه به دنياي اجتماعي پا ميگذارد و از راه تعامل مستمر با محيط درونريزي مجموعهاي از باورها، نگرشها، ارزشها و … به تدريج به انساني بالفعل تبديل ميشود. اين فرايند تعطيل ناپذير، از اولين مراحل زندگي آغاز ميشود و تا پايان عمر ادامه خواهد داشت. جامعه پذيري، دو فرآيند مكمل يعني انتقال ميراث فرهنگي اجتماعي و رشد و تكامل شخصيت فردي را در بر ميگيرد. جامعه شناسان، بسياري از انحرافهاي اجتماعي را به كاستيها و ضعف اين فرايند مهم شخصيت ساز مستند ميدانند. بدون شك، بدحجابي دختران و زنان در سن بالا نيز در نارساييهاي اين فرآيند و القاهاي محيط خانواده، دوستان، محيطهاي آموزشي، رسانه جمعي و محيط عمومي ريشه دارد. رسوبات فرهنگي به جا مانده از اعمال سياستهاي دستوري ناسنجيده گذشته هم چون قضيه كشف حجاب و سياستهاي رژيم طاغوت براي گسترش نهادينه كردن آن در ذهنيت فرهنگي و اصرار برخي علاقهمندان به پاس داشت و استمرار آن از طريق پيوستهاي ميان نسلي نيز در اين زمينه نقش داشته است (شرف الدين1386: 276).
القاهاي فرهنگي مسموم دشمنان: ترسيم تصوير يك مسلمان محجبه، يكي از رايجترين شيوههاي رسانههاي غربي براي مشكلدار معرفي كردن اسلام است.با نگاهي اجمالي به سخنان غربيها در مورد حجاب ميتوان دريافت كه آنها معتقدند حجاب، نشانه ظلم اسلام به زنان است. با نگاهي گذرا به نوشتههاي غربيها ميبينيم كه آنها براي توصيف حجاب زنان مسلمان از واژههايي چون كفن، لباس مزور و حجب و حياي سياه استفاده ميكنند( بحراني،1384 :322).
بحرانهاي هويتي: برخي تحليلگران فرهنگي بر اين باورند كه جامعه ما مسخر سه جريان مختلط فرهنگ ايراني، اسلامي و غربي است كه در عرصههاي مختلف با نسبتهاي تركيبي متفاوت حضور دارند. در سالهاي اوليه پس از پيروزي انقلاب ، هر چند بعد اسلامي فرهنگ، گسترش و چيرگي در خور توجهي يافت، به مرور زمان و تحت تاثير برخي رخدادها، دو لايه به حاشيه رانده شده دوباره به صحنه آمدند و در قالبهاي ديگري بازتوليد شدند. اولين نتيجه حاصل از زيستن در چنين فضاي مختلطي، هويتيابي چندگانه و پيآمدهاي شخصيتي و رفتاري آن است . جوان ايراني دچار نامتعادلي و ناهمخواني در آگاهيهاي خود شده و با ايجاد شدن تزلزل در شخصيت كه ناشي از آگاهيهاي ناكافي يا متضاد است، دچار بحران هويت ميشود. برخي از نشانه اين بحران چنين است: كاسته شدن تمايلات ديني و مذهبي در جوانان كه بارزترين اين امر، در كم توجهي آنها به مسائل شرعي در اجتماع، افزايش روي آوردن به موسيقيهاي غربي، زياد شدن فاصله آنها نسبت به تعهدات اجتماعي و خانوادگي، گسترش خانوادههاي هستهاي، روي آوردن به مدلها و آرايشهاي ظاهري غربي و … همه اينها ناشي از گسستگي هويتي جوانان با هويتي پايا و پوياست ( غلام پور آهنگر، 1382 :119).
مدگرايي و تنوع خواهي و بي توجهي به آيينهاي تك هنجاري سنتي و غلبه احساسات زمانه پسند :كاهش سلطه والدين بر فرزندان، نپذيرفتن فرهنگ سنتي خانواده، تمايل به تكروي و الگوگزيني خود مختارانه ، نفرت از برخي فشارهاي نسنجيده خانواده هاي مذهبي نيز يكي از ديگر عوامل فرهنگي بدحجابي است (شرف الدين ،1386 : 282).

ج- دلایل اقتصادي:
غیراز مبحث فرهنگی و عامل فرهنگی که شاید بتوان گفت که مهمترین عامل، در بدحجابی است، عامل اقتصادی هم عامل بسیاری از بد حجابی ها و ناهنجاری ها در جامعه است. بنابر این بسیاری از ناهنجاری ها و تخلفات اجتماعی مربوط به عامل اقتصادی می شود. فقر و تنگدستی موجب می شود که بعضی از دختران و زنان ایرانی به دنبال آرایش های غلیظ بروند که با زیبا کردن خود، برای خودشان کار و شغلی پیدا کنند، برای مثال : دختري در خانوادهاي فقير زندگي ميكند كه ميبيند براي پيدا كردن شغل، چارهاي برايش نمانده؛ مجبور است كه بدحجاب و با آرايش غليظ و فجيع در جامعه رفت و آمد داشته باشد تا اينكه شايد كار و شغلي براي خودش پيدا كند و در مكاني استخدام شود. حال فرض كنيد دختري كه براي كار و پيدا كردن كار و ر هايي از فقر و تنگدستي دست به بدحجابي زده است، آيا اگر به اين شخص فشار اقتصادي و فقر مضاعف وارد شود، دست به اعمال منافي عفت و روسپيگري براي كسب روزي و معاش نمي زند؟
در حديثي از حضرت علي (صلوات الله عليه) آمده است ” ضروره الفقر تبعث علي فظيع الامر (تميمي آمدي، 1366: 365) ” ضرورت و ناچاري فقر و نداري ، آدمي را بر كار زشت و رسوا وا ميدارد. انسان موجودي است كه براي زندگي در كرهي خاكي آمده است و تا زماني كه زنده است طبق خواستههاي نفس يا هر چيز ديگر دنبال اين است كه، يك زندگي راحت و خوبي داشته باشد؛ حال در مسئله فقر هم موضوع اين است كه هيچ انساني دوست ندارد فقير باشد ؛ پس به دنبال رفع فقر از خود برميآيد كه راههاي بسيار زيادي از طريق غير شرعي براي آن وجود دارد. در جوامعي كه چشم و همچشمي و تجمل بيشتر باشد ، فقر نيز بيشتر است؛ تجملگرايي مردم سبب تضعيف اقتصاد كشور، گسترش شكاف طبقاتي، افزايش ناامني و رشد مشكلات خانوادگي ميشود ( لطيفي پاكده، 1375 :100).

ج- دلايل اجتماعي :
عوامل اجتماعی بيشتر ناظر به عملكرد محيط عمومي نهادها، سازمان ها، گروها و تعامل اجتماعي است. بي شك وجود كاستي ها، آشفته كاريها و مشكلات خاص در روند فعاليتهاي نهادهاي اجتماعي، در پيدايش بخشي از ناهنجاري پوششي موثر بوده است. در اين دلايل هم موارد كثيري وضوح دارند مانند احساس تبعيض و محروميت، تنوع گروههاي مرجع، دگرگوني ها

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی توزیع فراوانی، ضریب همبستگی پیرسون، همبستگی پیرسون، ضریب همبستگی Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی نهادینه سازی، نظام آموزشی، آموزش و پرورش، ارزشهای اجتماعی