پایان نامه با واژه های کلیدی دفاع مقدس، دوران دفاع مقدس، ضرب المثل، کلانشهر تهران

دانلود پایان نامه ارشد

از ايران در داخل ايران يا يك تقليد كوچك در يك محدوده كاملا كنترل شده.
هنر قبل از انقلاب مخاطب آنچناني در بين مردم نداشت. آيا اين جمله را درست مي‌دانيد؟
بله. هيچ گونه مخاطب عامي نداشت زيرا چارچوب‌هايش كوچك و جديد بود؛ البته اين جريان از آدم‌هاي اين نسل جدا بود و بسياري از هنرمندان راه خود را رفتند.
نسل صنعتي‌ها، بهزاد‌ها و شاملوها طلايه‌دار هنر جديد هستند، اما تمام قابليت‌هاي آن به هيچ عنوان به فعل و عمل درنيامد در نتيجه تصويري كه بايد هنر از جامعه بسازد را نتوانست كامل شكل بدهد و اين خلاء تا بعدها هم گريبانگير جامعه هنري ما خواهد بود. شايد برخي از مشكلات هنر دوره فعلي نيز به ضعف مديريت‌هاي هنر قبل از انقلاب برمي‌گردد كه هيچ وقت نتوانست قابليت‌هاي هنر امروزي هنر ايران را نشان دهد و نهادينه كند.
شما بر اين باوريد كه انقلاب 57 در گسترش توانمندي‌هاي انسان‌ها نقش گسترده داشت. آيا اين شامل جامعه هنري ما هم شد؟
براي يك تحول سياسي اعتقادي معمولا سال‌ها احتياج است ولي يك تغيير فرهنگي نسل‌ها را احتياج دارد. انقلاب مي‌تواند بستر مناسبي براي تغييرات فرهنگي باشد.
جريان انقلاب ما اين امكان را داد كه جريان‌هاي فرهنگي و قابليت‌هاي آنها به شيوه تازه و وسيع‌تر از هر جاي ديگري بتوانند فعال شوند.
آقاي شانس اگر بخواهيد يك نتيجه‌گيري كوتاه براي اين 30 سال داشته باشيد، آيا انقلاب 57 توانسته است بستري براي آينده جامعه هنري كشور بسازد؟
بله. اين 30 سال بيشترين خوراك براي خلق اثر هنري را فراهم كرده است.
آيا بين هنر 30 سال انقلاب با هنري كه پيش از انقلاب ارائه مي‌شد وجه تمايزي مي‌بينيد؟
در هنري كه قبل از انقلاب داريم شاهد گسترش نگاه‌هاي غربي در ايران هستيم كه شكل كلي آن نگاه به غرب، ديدن آن و آوردنش به ايران است. هنر بعد از انقلاب خود را در خدمت انقلاب و اين جنبش عظيم مردمي قرار داد كه البته اين روند تا سال‌هاي 63 و 64 ادامه داشت و ارزش‌هاي انقلابي در آن مطلق بود. براي نمونه مي‌توان به نمايشگاه حسينيه ارشاد و نقاشي‌هاي ديواري اشاره كرد. مجسمه‌سازي رشدي بسيار جدي را دنبال كرده است و از سوي ديگر خواهان اجتماعي آن نيز افزايش يافته است. بعد از آن يك دوران به ظاهر فروكش هنر داريم كه اتفاقا در اين برهه از زمان نيز يك نسل جديد هنري شكل مي‌گيرد در يك جمله مي‌توان به اختصار گفت كه هنر بعد از انقلاب هر چه هست مال خود ايراني‌هاست نه خارجي‌ها. دوسالانه آخر مجسمه‌سازي در سال گذشته بالاي 50 هزار نفر بازديد‌كننده داشت و اين نشان‌دهنده بعد مردمي داشتن هنر امروز است. بايد اعتراف كرد بعد از انقلاب براي فعاليت‌هاي هنري زمينه‌هاي بسيار جدي ايجاد شده است.
يك سري نقل قول‌هايي هست راجع به مشكلات مجسمه در اسلام كه مي‌گويند به خاطر همين نگاه به مجسمه در اسلام، بعد از انقلاب مجسمه‌سازي ما دچار ركود شده است؟
خير. من با اين نظريه به هيچ وجه موافق نيستم اتفاقا قبل از انقلاب مجسمه‌سازي، حقير، جمع و جور، كوچك و محدود به دانشجوي يك يا دو دانشگاه بود. انقلاب اسلامي، فضا را براي ارتقاي همه جانبه هنر بويژه هنر مجسمه‌سازي كه ريشه در فرهنگ غني ايراني دارد فراهم ساخته، تقويت ريشه‌ها و غني‌سازي تكنيكي اين عرصه امري مفروض بر هنرمندان اين عرصه است.
با فضاي ايجاد شده در كشور و پرداخت به مفاهيم عميق هنري در اركان مختلف فرهنگي، چشم‌انداز عرصه‌هاي مختلف اميدواركننده، شفاف و عرصه براي فعاليت هنرمندان در قالب نسل‌هاي ديروز، امروز و فردا مهياست. سفارش مجسمه‌سازي قبل از انقلاب بيشتر به ساخت مجسمه شاه بود كه آن را در ميادين بزنند و اقتدار حكومت را نشان دهند و اين مورد قبول مردم نبود به همين دليل در انقلاب تخريب مجسمه‌ها رفتاري ارزشي به حساب مي‌آمد.
اين تفكر تعارض مجسمه با اسلام به زماني تعلق داشت كه تصوير و مجسمه را مثل بت مي‌پرستيدند ولي امروز كه اين عمل را انجام نمي‌دهند، مجسمه‌سازي هيچ مشكلي با دين اسلام ندارد بلكه از مجسمه‌سازي به عنوان قابليتي كه در حال تعريف جهان اطراف است، ياد مي‌شود.
مجسمه‌سازي بعد از انقلاب رشد كرد. مجسمه‌سازي امروز ما همانا مجسمه‌سازي است كه به خاطر يك وقفه از شيوه تازه‌اي با خون تازه‌اي كارش را شروع كرد.
مجسمه‌سازي در حال حركت در يك مسير درست است و خود را به جامعه و شهر تحميل مي‌كند.
اتفاقا اولين تشكل صنفي هنري بعد از انقلاب انجمن صنفي مجسمه‌سازان بود كه در زمان وزارت آقاي خاتمي در ارشاد اتفاق افتاد. مجسمه‌سازي بعد از انقلاب توانست به غير از خدمات دادن به ديگر بخش‌ها خودش به عنوان يك هويت مستقل فرهنگ‌سازي عمل كند.
شما رشد مجسمه‌سازي را صرفا در افزايش تعداد دانشجوها مي‌بينيد؟
وقتي دانشجوهاي مجسمه‌سازي يك كشور كلا 10 نفر باشد اين تعداد چگونه مي‌تواند يك اتمسفر، يك جو و يك فضاي انساني كه لازمه وجود هر هنري است را شكل بدهند كه بعد از آن رشد رخ بدهد. براي رشد يك مقوله تعداد بايد از يك حد بديهي بالاتر باشد.
به عنوان آخرين سوال آيا در تكنيك كار مجسمه‌سازي نسبت به دوره زماني قبل و بعد از انقلاب تفاوتي رخ داد؟
اساسا مجسمه‌سازي به كل دگرگون شد. مجسمه‌سازي امروز حتي به جريانات ويدئوآرت فكر مي‌كند. مجسمه‌سازي امروز از لحاظ ابزار بهتر شده و رشدي بسيار جدي را دنبال كرده است و از سوي ديگر خواهان اجتماعي آن نيز افزايش يافته است.
نخستين نمايشگاه رسمي مجسمه پس از انقلاب اسلامي، در موزه هنرهاي معاصر و در سال 1368 شد. اين هنر بعد از پيروزي انقلاب اسلامي دچار تحول و نوزايي شد و هنرمندان مجسمه‌ساز به مضمون‌هاي ملي و بازيافت فرهنگي خود هماهنگ با آرمان‌هاي انقلاب دست زدند. مجسمه‌سازان ايراني كه بنا به ارتباطات بين‌المللي از جريان حوادث و رويدادهاي اين هنر در جهان آن سوي مرزها باخبر بودند، در يك برزخ بين سنت‌ها و هماهنگي و همساني با مدرنيسم به وقوع پيوسته در ديگر كشورها سرگردان بودند. پيش از انقلاب جامعه ايراني خود به استقبال مدرنيزاسيون آمده بود و تلاش داشت تا نمود آن را در هنر ببيند، اما از سوي ديگر نفهميدن ريشه‌ها و بنيان‌هاي مدرنيته كه ناشي از رايج نبودن تفكر انتقادي در طبقه نخبه جامعه بود از مدرنيزاسيون تحولي شكلي (فرماليستي) و بي‌بنياد مي‌ساخت. مجيد احمدي www.iransculpture.ir

3-5- تهران وميادين آن:

تهران يکي از پايتخت‌هاي بزرگ جهان ، ميزبان 12 ميليون نفر انساني است که زندگي شان را در آن از صبح به شب مي‌رسانند. گويي اين شهر خواب ندارد و جريان زندگي به دليل حجم بالاي شهرنشينان يک لحظه نيز آرام و قرار ندارد. تنها ممکن است از حجم کارها در ساعاتي کاسته شود و باز در هر صبح، روز از نو و روزي از نو! زندگي در دنياي مدرن و عصر پيچ و مهره و فلز اين شور و حال را مي‌طلبد و اينچنين است که با وجود افزايش استرس‌ها و تنش‌هاي حاصل از فشار کاري، بشر سعي مي‌کند با محرک‌هاي خارجي به بازيابي انرژي‌هاي مصرف شده و از دست داده خود بپردازد. در حالي که با ورود انسان به عصر همزيستي با دنياي ماشيني يکي از مهمترين دغدغه‌هايش حفظ طبيعت و مبارزه با آلودگي زيست محيطي شهري به سبب رشد قارچ گونه کارخانه‌ها و مراکز توليدي و صنعتي کلانشهرها بود، اما رفته رفته تعريف و شکل آلودگي براي او همپاي پيشرفت صنعت و تکنولوژي تغيير يافت. ديگر انسان جامعه شهري تنها با آلودگي هوا دست و پنجه نرم نمي‌کند و بايد در طول تلاش‌هاي روزانه‌اش با آلودگي‌هايي مانند آلودگي صوتي، آلودگي بصري و… نيز مبارزه کند. اما در خلال اين جنب و جوش روزانه افراد جامعه، آن چيزي که حضورش بيشتر از هميشه به چشم مي‌آيد، فقر هنر شهري است؛ هنري که وظيفه مهم آن تزريق روحيه و نشاط به افراد جامعه‌اي است که در سايه سار آن بهانه‌اي براي تلاش بيشتر جهت رفاه مادي و معنوي خود، خانواده و به تبع آن شهر و کشورشان داشته باشند. زندگي محال در دنيايي فاقد رنگ اينجا هنوز تهران است! شهري که علاوه بر آلودگي هواي خود از آلودگي‌هاي متنوع ديگري رنج مي‌برد که يکي از مهمترين آنها بعد از آلودگي صوتي، آلودگي تصويري است. در کنار مکعب‌هاي بزرگ و کوچک که در جاي جاي اين کلانشهر از زمين روييده‌اند و ما نام آنها را آپارتمان گذاشته‌ايم، کمتر مي‌توانيم جز ديوارهاي سيماني، آجري و نهايتاً سنگي، اثري از زيبايي بصري و تجسمي ببينيم و اينچنين است که کارشناسان مسائل شهري، جامعه شناسان و روانشناسان واژه«شهر خاکستري» را براي تهران در نظر گرفته‌اند. تصور زيستن انسان در جهاني فاقد رنگ، تصوري غيرقابل باور است؛ چرا که در همين راستا عموم روانشناسان معتقدند يکي از مهمترين مواردي که بار فشارهاي روزانه و استرس‌هاي ناشي از کار را از دوش بشر مدرن بر مي‌دارد و به ذهن او توانايي بازيابي انرژي‌هاي از دست داده را مي‌دهد وجود رنگ و تأثيراتي است که طيف‌هاي مختلف رنگي بر روح و روان وي مي‌گذارد و در همين راستاست که هنر به موازات رشد و پيشرفت بشر در کنار او حضور داشته تا با الهام از طبيعت که سرشت انسان از آن سرچشمه گرفته به وي براي ادامه حيات و گذران زندگي‌اش ياري رساند.
با مرور يک روز کاري براي هر شهروند پايتخت‌نشين، به راحتي مي‌توان دريافت که در محيط اجتماعي و جامعه توجه به مسئله مهمي مانند حضور رنگ در سطح شهر و خيابان‌هاي آن نه به صورت تام و تمام اما تا حد بسيار بالايي ناديده گرفته شده است. اين در حالي است که ما ايراني‌ها را در تمام جهان به عنوان افراد هنرمند و هنردوست مي‌شناسند و ضرب المثل«هنر نزد ايرانيان است و بس» براي فرد فرد ما مثلي معروف و ملموس است. در حالي که وظيفه توجه به مسئله زيباسازي شهر و تنوع بخشي وجهه بصري آن به عهده شهرداري و سازمان زيبا‌سازي وابسته به آن است اما متأسفانه شاهديم که اين نهاد با وجود تلاش‌هاي صورت گرفته نتوانسته آنطور که بايسته و شايسته است از عهده وظايف خود برآيد.فرهاد فزوني، کارشناس ارشد نقاشي و گرافيست با تأکيد بر پيشينه غني ايران در هنر نقاشي و به خصوص نقاشي‌هاي شهري در بين کشورهاي منطقه مي‌گويد:«پيشينه نقاشي شهري و بهره بردن از اين هنر در کنار معماري شهري سابقه درخشاني در کشور ما دارد. براي به ياد آوردن اين سبقه نياز نيست به گذشته‌هاي خيلي دور برگرديم. درست در سال‌هاي بعد از انقلاب و حتي در دوران هشت سال دفاع مقدس، هنرمندان کشورمان با وجود درگيري‌هاي خاص آن دوران به مسئله نقاشي‌هاي ديواري و شهري توجه ويژه‌اي داشتند. ترسيم نمادهايي از انقلاب شکوهمند اسلامي و سرداران بزرگ و شهداي دوران دفاع مقدس در دهه 60 بر گوشه‌گوشه خيابان‌ها و ديوارهاي کشورمان و به خصوص تهران هنوز در خاطره همگاني ما موجود است. اما متأسفانه بعد از پايان دوران جنگ و رشد جامعه شهرنشين به خصوص در کلانشهرها اين هنر نه تنها به موازات ابعاد توسعه زندگي شهرنشيني رشد نکرد که دچار افول شد. تا اينکه با درخواست‌هاي مکرر هنرمندان و تلاش‌هاي جامعه شناسان و روانشناسان مبني بر تأثيرات مخرب فقر هنر و آثار هنري از نقاشي گرفته تا مجسمه در معماري شهري در سال 1380 بخشي به عنوان اداره نقاشي و تجسمي در شهرداري تهران کار خود را آغاز کرد. اما با وجود اينکه طي نزديک به يک دهه فعاليت اين بخش تلاش‌هاي بسياري از سوي مسئولان صورت گرفت اما هنوز هم حجم اين تلاش‌ها نتوانسته پاسخگوي رشد فضاي شهري در کلانشهر تهران باشد.
با توجه به اين گفته‌ها و تطابق آن با کارهاي صورت گرفته مي‌توان صحت ادعاها را در يک رصد عمومي به تأييد رساند و اين مسئله را نيز به آن افزود که بخش عمده‌اي از کارهاي صورت گرفته طي يک دهه اخير نيز بازسازي و دوباره‌سازي‌ نقاشي‌هايي است که در همان سال‌هاي آغازين انقلاب و دوران پرافتخار دفاع مقدس، زينت‌بخش خيابان‌ها و ديوار ساختمان‌هاي شهرمان بوده است. ناصر پلنگي، استاد پيشکسوت نقاشي که هنوز اثر معروف و به ياد ماندني نقاشي ديواري آزادسازي خرمشهر وي بر بدنه مسجد اين شهر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی اقتصاد خرد، ورزشکاران، ناخودآگاه Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی وزارت امور خارجه، اسناد و املاک، ثبت اسناد