پایان نامه با واژه های کلیدی درآمد سرانه، کارکنان دانشگاه، بخش بهداشت و درمان

دانلود پایان نامه ارشد

گرفته است. واژه “بهره وري” براي نخستين بار بوسيله فرانسوا کنه رياضيدان و اقتصادان طرفدار مکتب فيزيوکراسي (حکومت طبيعت) بکار برده شد. “کنه” با طرح جدول اقتصادي ، اقتدار هر دولتي را منوط به افزايش بهره وري در بخش کشاورزي مي داند. در سال ???? فرانسوي ديگري بنام ليتره بهره وري را دانش و فن توليد تعريف کرد. با شروع دوره نهضت مديريت علمي در اوايل سالهاي ????، فردريک ونيسلو، تيلور و فرانک و ليليان گيلبريث به منظور افزايش کارائي کارگران، درباره تقسيم کار ، بهبود روشها و تعيين زمان استاندارد، مطالعاتي را انجام دادند. کارائي بعنوان نسبتي از زمان واقعي انجام کار به زمان استاندارد از پيش تعيين شده تعريف شد. بطور مثال اگر از کارگري در ? ساعت کار انتظار توليد ??? واحد محصول را داشته باشيم اما در عمل کارگر مزبور ?? واحد توليد کند گفته مي شود کارائي آن ??% است.
عوامل بسياري درتعريف و ديدگاههاي مکاتب مختلف نسبت به بهره وري موثرند. از گذشته بهره وري مورد توجه صاحب نظران و محققان رشته هايي مانند اقتصاد روانشناسي صنعتي و سازماني حسابداري؛ فيزيکدانان؛ مهندسان و مديران بوده است .درک دانش؛ تجربه؛ زمينه ها و شرايط محيطي موجب تعريف وتفسير آنها از بهره وري به شيوه هاي مختلف گرديده است. در باره اينکه چگونه سازمانها؛ گروهها؛ انسانها؛ ماشينها در محيطهاي مختلف کار کنند و بهره وري آنان چگونه بايد سنجيده شود هررشته اصول وبينش خاص خود را دارد. اهميت مفاهيم مديريت با توجه به سهم آنان در بهره وري سازماني است. مديران بايد در مورد بهره وري در کوتاه مدت و بلند مدت تصميم گيري نمايند تا با مشکلات ناشي از عدم رشد بهره وري مواجه نشوند.
به طور کلي مي تـــوان گفت راههاي افزايش بهره وري در شرکتهاي مختلف متفاوت است .از اين رو، ضروري است ابتدا شناخت کاملي از وضعيت موجود شرکت به دست آورده سپس شروع به بررسي راههاي افزايش بهره وري کرد.
گــــرچه تعاريف عمومي زيادي براي بهره وري وجود دارد ولي به منظور قابليت اجرايي کردن آن، تعريف بهره وري مي بايست هماهنگ و سازگار با نيازهاي ويژه و معين سازمان باشد تا بتواند محيطي بهره ور جو با کارکناني مشوق براي اجراي بهره وري ايجاد کند و اگر مکانيسمي مناسب براي مشارکت کليه کارکنــــان تدوين و به کار گرفته شود مي توان گفت قدمهــــاي موثري در ايجاد بهره وري برداشته شده است.
از ميان تعاريف گوناگون اين تعريف به منظور ما نزديکتر است:
بهره وري عبارت است از استفاده مطلوب ?موثر و بهينه از مجموعه امکانات ? ظرفيتها ? سرمايه ها ? عمر ? فکر ? انديشه و توان و استعدادها در يک واحد زمان و استفاده مطلوب از همه لحظات.
مثلا” با 2ساعت مطالعه در روز 30 صفحه از کتاب خوانده ميشود و ميانگين درک مطلب 60 درصد است.اگر ما بتوانيم با صرف همان 2 ساعت و مطالعه 30صفحه کتاب?ميانگين درک و بهره مطالعه را به 80 درصد برسانيم به بهرهوري رسيده ايم.
بهره وري افزايش ساعت مطالعه و ميزان کار ? خواندن و کار کردن نيست ? بلکه ميزان بهره بردن بيشتر از امکانات ثابت مورد نظر است.
دو مولفه مهم بهره وري عبارتند از : کارايي و اثربخشي.
کارايي را مي توان درست انجام دادن کار و اثربخشي را ميتوان کار درست انجام دادن قلمداد کرد.
در تعيين عوامل مؤثر بر بهره وري نظرات متفاوتي وجود دارد و هر يک از دانشمندان و صاحبنظران عواملي را به عنوان عامل مؤثر مشخص کرده اند و به طور اجمال عواملي چون آموزش شغلي مستمر مديران و کارکنان، ارتقاء انگيزش ميان کارکنان براي کار بهتر و بيشتر، عوامل مديريتي ? ايجاد زمينه هاي مناسب بطور ابتکار و خلاقيت مديران و کارکنان، برقراري نظام مناسب پرداخت مبتني بر عملکرد و برقراري نظام تنبيه و تشويق، وجدان کاري و انضباط اجتماعي تحول در سيستم و روشها که نقش حساس و کليدي دارند، تقويت حاکميت و تسلط سياستهاي سازمان بر امور، صرفه جوئي به عنوان وظيفه ملي در بهره وري مؤثر مي باشد.
ولي تمام مؤلفان اين رشته تقريباً در اين باب اتفاق نظر دارند که براي افزايش سطح بهره وري تنها يک علت خاصي را نمي توان ارائه نمود بلکه عنوان مي کنند که ارتقاء بهره وري را بايد معلول ترکيبي از عوامل گوناگون دانست.بر اين اساس در اين تحقيق سعي شده است عوامل مديريتي ( شامل : برنامه ريزي? سازماندهي? نظارت و کنترل ? هماهنگي? رهبري ) به عنوان يکي از موارد تاثير گذار در بهره وري بررسي شود.

بيان مسئله تحقيق
بهره وري استفاده موثر و کارآمد از ورودي ها يا منابع براي توليد يا ارائه خروجي ها است.ورودي ها يا نهاده ها منابعي (نظير انرژي- مواد اوليه – سرمايه – و نيروي کار) هستند که براي خلق خروجي يا ستانده (که عبارت است از کالاهاي توليد شده يا خدمات ارائه شده توسط يک سازمان ) استفاده مي شود.
بهره وري براي هر کشور و سازمان ضروري بوده و اساس رشد اقتصادي است.بهره وري توليد ناخالص داخلي را افزايش داده رقابت پذيري را بيشتر مي کند و در نهايت باعث زندگي بهتر مي شود.آنچه در سازمان خمير مايه بهره وري است انسانهاي فرهيخته و دانش آفرين است که با درايت توان تبديل فکر به محصول کالا يا خدمات دارند.
اساس بهره وري در سازمان فکر وانديشه است يعني زماني که انسانهاي سازمان در تفکر بهره ور شدند، به راحتي مي توانند مجموعه امکانات مادي و انساني سازمان را به خوبي ترکيب و توليد ثروت نمايند.بهره وري منابع انساني تصادفي حاصل نمي شود.بلکه لازم است بسترهاي آن فراهم و چرخه مديريت بهره وري در سازمان طراحي و پياده سازي و پيش نيازهاي ساختاري و سازماني آن نيز فراهم و دائما” مورد توجه همه سازمان باشد.در اين بين آنچه نقش محوري در بهره وري دارد بالنده نمودن کارکنان است که بتوانند ظرفيت هاي جديد ايجاد نمايند.
همانطور که مي دانيم عوامل و علل متعددي ميتواند موجبات کاهش يا ارتقاء بهره وري را بدنبال داشته باشند.از آن جمله : آموزش ، وجود فضا و شرايط مناسب کاري ،وجود مديريت صحيح و …مي باشد.
در اين بين عوامل مديريتي به عنوان عامل کليدي و اصلي محسوب مي شوند چرا که بدون بهره مندي از مديريت صحيح و توانمند،امکان ايجاد با بهبود ديگر عوامل موثر بر بهره وري نيروي انساني امکان پذير نمي باشد.
در اين بررسي شاخصهاي عوامل مديريتي در قالب وظايف مديريتي عنوان شده اند.سوال اصلي در اين تحقيق اين است که کدام يک از عوامل مديريتي ( شامل برنامه ريزي ، به کارگيري نيروي انساني (سازماندهي)، فرماندهي(رهبري) ، هماهنگي (وحدت بخشيدن همه کوششها و فعاليتها) و نظارت ) از ديدگاه مديران ، در بهره وري نيروي انساني بيشترين تاثير را دارد.

چارچوب نظري تحقيق
چهارچوب نظري استفاده شده در اين تحقيق فراگردهاي مديريت از ديدگاه هانري فايول و مهارت هاي پنجگانه مديران از ديدگاه دوبرين و رويکرد الگوريتم آگاروال است.
کارايي و اثربخشي عملکرد مديران مستلزم استفاده از مهارتهاي مديريتي است.که اين مهارتها از ديدگاه دوبرين شامل:
1. ادراکي: توانايي درک موقعيتها و شرايط محيطي 2. فني :توانايي کاربرد ابزار و وسايل فني براي توليد 3.انساني :توانايي کار با و به وسيله افراد 4. تشخيصي : توانايي تشخيص و شناسايي فرصتها و تهديدات محيط داخل و خارج 5. سياسي :توانايي حفظ قدرت و جلوگيري از تهديد قدرت توسط ديگران.
در رويكرد الگوريتم آگاروال مجموعه اقداماتي به شرح زير براي بهبود بهروه وري در سازمان بايد صورت پذيرد:
1. تعيين اهداف و تقدم و تاخر آنها نسبت به همديگر
2. مشخص كردن ملاك و معياري براي ستاده ها با توجه به محدوديتهاي سازماني
3. تهيه و تدارك برنامه هاي عملي
4. حذف موانع شناخته شده بر سر راه بهبود بهره وري
5. تكميل روش اندازه گيري بهره وري و محاسبه بهره وري بر مبناي قيمت سال پايه
6. اجراي برنامه هاي عملي
7. برانگيختن كارگران و سرپرستان براي دستيابي به بهره وري بيشتر
8. ايجاد و حفظ روند فزاينده تلاشها در جهت حركت بهره وري
9. بررسي نتايج فعاليتها در فرهنگ سازماني

اهميت موضوع تحقيق و انگيزه انتخاب آن
در عصر حاضر بهره وري را يک روش، يک مفهوم و يک نگرشي در باره کار و زندگي مي نامند و در واقع به آن به شکل يک فرهنگ و يک جهان بيني مي نگرند، بهره وري در همه شئونات، کار و زندگي فردي، اجتماعي مي تواند دخيل باشد و يک شاخص تعيين کننده درآمد سرانه هر کشور است و براي افزايش بهره وري ملي هر کشور بايد درآمد سرانه آن کشور افزايش يابد.
آشکار است که بدون استفاده از مديريت صحيح و مناسب نمي توان ، بهره وري را بهبود و ارتقاء بخشيد.براي اين مهم ،مي بايد مهارتهايي را که مديريت را در جهت اين نوع مديريت ياري نمايد،شناسايي کرده و هر يک از آنها را در مديران تقويت ويا ايجاد نمود.با بهره گيري مناسب از توانايي ها و استعدادهاي افراد مي توان به استفاده بهينه از امکانات و منابع رسيده ، مانع از هدر رفتن سرمايه هاي ملي کشور شد.
بخش بهداشت و درمان به لحاظ نقش ارزنده و مهمي که در امر سلامت و به دنبال آن رشد و توسعه کشور دارد از اهميت ويژه اي برخوردار است پس شناسايي راههاي ارتقاء و بهبود بهره وري آن نيز از مسايل مهم و ضروري مي باشد.همانطور که ميدانيم يکي از راههاي مهم ارتقاء بهره وري سازمان اعمال مديريت صحيح است.انگيزه تحقيق بر اساس موارد ذکر شده در بالا به وجود آمده است.
هدفهاي تحقيق
اهداف اصلي
الف) شناخت وبه کارگيري عوامل مديريتي مختلف موثر در بهره وري سازمان.
ب) تعيين موثرترين عامل مديريتي در بهره وري سازمان.
اهداف فرعي
الف)بررسي تاثيرعامل مديريتي سازماندهي در بهره وري سازمان.
ب)بررسي تاثيرعامل مديريتي برنامه ريزي در بهره وري سازمان.
پ) بررسي تاثير عامل مديريتي رهبري در بهره وري سازمان.
ت)بررسي تاثير عامل مديريتي نظارت وکنترل در بهره وري سازمان.
ث) بررسي تاثيرعامل مديريتي هماهنگي در بهره وري سازمان.
ج)بررسي تفاوت ميان ديدگاه مديران و کارکنان دانشگاه علوم پزشکي تهران درباره عوامل مديريتي موثر در بهره وري سازمان.

سوالات يا فرضيه هاي تحقيق (بيان روابط بين متغيرهاي مورد مطالعه)
سوالهاي اصلي
الف) عوامل مديريتي موثر بر بهره وري سازمان کدامند؟
ب) عوامل مديريتي موثر بر بهره وري سازمان به ترتيب اولويت کدامند؟
سوالهاي فرعي
الف) آيا عامل مديريتي سازماندهي در بهره وري سازمان موثر است؟
ب) آيا عامل مديريتي برنامه ريزي در بهره وري سازمان موثر است؟
پ) آيا عامل مديريتي رهبري در بهره وري سازمان موثر است؟
ت) آيا عامل مديريتي نظارت و کنترل در بهره وري سازمان موثر است؟
ث) آيا عامل مديريتي هماهنگي در بهره وري سازمان موثر است؟
ج) اولويت بهره وري با کداميک از موارد بالا مي باشد؟
چ) آيا ميان ديدگاه مديران و کارکنان دانشگاه علوم پزشکي تهران درباره عوامل مديريتي موثر بر بهره وري سازمان تفاوت وجود دارد؟

تعاريف مفاهيم
الف) تعاريف نظري:
تعريف عوامل مديريتي : منظور عواملي هستند که با ترکيب منابع اقتصادي ،تکنولوژِيکي ،سازماني،انساني، اطلاعاتي در اداره کارآمد و اثربخش سازمان نقش تعيين کننده اي دارد.
تعريف بهره وري: منظور از بهره وري توجه به انجام درست کارها (کارايي) و انجام کارهاي درست (اثر بخشي) است.(خاکي،1377)
مدير فردي است که به او اختيارات رسمي براي انجام مسئوليتها در سازمان داده شده است. از وظايف مدير حفظ فعاليتها و انجام کارها در مسير صحيح خود و همين طور حفظ قابليت پيش بيني در سيستم و برقراري توازن بين درآمدها و هزينه ها براي دستيابي به اهداف سازمان است. (مولانا، ناصره، 12 مقاله)
کارکنان (غير مديران): فردي يا كسي كه در يك سازمان يا تشكل اداري در راستاي دستيابي به اهداف آن سازمان مشغول انجام وظيفه اي معين باشد و تصميمات اتخاذ شده از جانب مديران سازمان را به مرحله اجرا در آورد.
ب)تعاريف عملياتي:
بهره وري :يعني انجام کارها و خدمات با کيفيت در کوتا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی کارکنان دانشگاه، قصد استفاده، طرح پژوهش Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی درون داده