پایان نامه با واژه های کلیدی دانشگاه تهران، عوامل خطر

دانلود پایان نامه ارشد

در زمان خود شهياد نام داشت خيلي زود نماد دروازه گونه تهران و ترجمان معمارانه ايران مدرن شد، اين بنا اکنون سي و شش ساله است و نماد انقلاب اسلامي تلقي مي شود. فرسوده از گذر زمان و رنجيده از بي مهري کسان، خود را نيازمند مرمت مي يابد. با اين حال دست بردن در مجموعه اي که ايرانيان سخت بدان خو گرفته اند و خارجيان، ايران امروزي را با تصويرش مي شناسند، کاري ساده و خالي از حرف و حديث نيست.
شهرداري تهران مسؤول مرمت و بهسازي برج و ميدان آزادي است و سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري کشور نظارت بر اين کار را به عهده دارد؛ چرا که برج آزادي در فهرست آثار ملي ايران ثبت شده است.
شهرداري بر اين باور است که عمليات مرمت را “کاملا اصولي” به پيش مي برد، اما سازمان ميراث فرهنگي نظر متفاوتي دارد. چندي پيش خبرگزاري ميراث فرهنگي (CHN) گزارش داد که کارشناسان اين سازمان، پس از بازديد از کارگاه مرمت و بهسازي برج آزادي، در حضور سرپرست کارگاه گفته اند: “اقداماتي که تاکنون در جزيره برج آزادي به بهانه ساماندهي و مرمت انجام شده، مرمت نبوده، بلکه فاجعه اي دردناک در تاريخ ساماندهي آثار تاريخي است.”
استفاده از واژه “جزيره” براي ميدان آزادي، اشاره طنزگونه و تلخي است به قرار گرفتن اين ميدان در ميان ترافيک سنگين ورودي غربي پايتخت و قطع ارتباط پيادگان با ميداني که طرحش ملهم از باغ هاي ايراني است و در اصل براي پياده روي ساخته شده است.
شهرداري نقشه هاي مرمت را براي تاييد به سازمان ميراث فرهنگي ارايه کرده و اين سازمان نيز به نوبه خود خواستار تاييد نقشه ها توسط مهندس ايرج حقيقي شده است؛ يعني کسي که در زمان ساخت برج آزادي، مسؤول کارگاه برج بود. او اکنون به خارج از کشور سفر کرده است.
در اين ميان هيچ کس سراغ مردي را نمي گيرد که ايده چنين اثر بديعي از ذهنش تراوش کرد، همان جوان ۲۴ ساله و تازه از دانشگاه درآمده اي که حالا از مرز ۶۵ سالگي گذر کرده و هزاران کيلومتر آن سوتر از تهران، نگران دست پرورده خويش است: حسين امانت.
 امانت که اينک در شهر ونکوور کانادا سکونت دارد، از معماران نوپردازي است که حتي اگر هيچ کاري غير از طراحي برج و ميدان آزادي انجام نداده بود، بازهم نامش در تاريخ معماري مدرن ايران جاودانه مي ماند. اما او در کارنامه خويش، کارهاي سترگ ديگري نيز دارد: طراحي ساختمان دانشگاه صنعتي شريف (1354) ؛ ساختمان مرکز صنايع دستي سابق و سازمان ميراث فرهنگي امروزي (کامل شده در سال ۱۳۶۳)؛ ساختمان سفارت ايران در پکن (کامل شده در سال ۱۳۶۲) و آثار ديگري که در سال هاي دوري از وطن و در کشورهاي مختلف جهان ساخته شده اند. . www.asriran.com

3-7-2-1- گفت و گو با حسين امانت طراح ميدان آزادي

آقاي امانت، در ايران بيشتر مردم خصوصا جوان ها برج شهياد را با نام آزادي مي شناسند. شما ترجيح مي دهيد در اين گفت و گو از كدام نام استفاده كنيم؟
فرقي نمي كند. شما از نام آزادي هم مي توانيد استفاده كنيد. آزادي هم نام خوبي است. ولي فكر مي كنم اين بنا به نام اصلي خود شهياد ناميده خواهد شد.
پرسش اول من بي ربط به اين نامگذاري نيست. شما شهياد يا همان آزادي را به يادبود ۲۵۰۰ سال شاهنشاهي ايران طراحي كرديد، اما بعدا علاوه بر اين كه نماد شهر تهران و ايران مدرن شد، نماد انقلابي شد كه در تقابل با نظام شاهنشاهي بود. چه قابليت هايي را در اين اثر مي بينيد كه توانسته در مدت كوتاهي نماد دو موضوع متفاوت از هم باشد؟
شهياد طوري طراحي شده كه معطوف به حقيقت، جوهره و عمق فرهنگ ايران است. يعني با توجه به آنچه كه در طول تاريخ بر سر ايران رفته و عظمتي كه در تاريخ اين كشور هست، ساخته شده. درست است كه اين كار در زماني انجام شد كه يك وضع سياسي ديگري در ايران حكمفرما بود، اما وقتي من آن را طراحي كردم به تمام دوره هاي تاريخي و به آينده ايران فكر مي كردم؛ نه به آن وضع سياسي خاص . البته اصلا فكر نمي كردم كه شهياد اين طور در دل مردم ايران نفوذ كند. شهياد درست مثل بچه اي بود كه شما به دنيا مي آوريد و نمي دانيد كه او در آينده چگونه خواهد شد. اين بچه بزرگ مي شود و زندگي مخصوص به خودش را پيدا مي كند كه ديگر در اختيار شما نيست. شهياد هم همين طور شد و فكر مي كنم به اين خاطر در دل مردم جا باز كرد كه خيلي ايراني است و جوهره فرهنگ ايران را در خود دارد.
اين جوهره فرهنگي كه بر آن تأكيد داريد، چگونه در ساختمان برج متبلور شده است؟ يعني دقيقا چه مفاهيمي را در طراحي برج به كار گرفته ايد و مي خواسته ايد چه پيامي را از طريق آن منتقل كنيد؟
همان طور كه گفتم اين بنا به گذشته هاي درخشان تاريخ ايران نظر دارد؛ به دوراني كه ايران در ادبيات، هنر، معماري، صنايع دستي، علوم مختلف و خيلي چيزهاي ديگر سرآمد بود. من مي خواستم جمع بندي خودم از اينها را در شهياد ارائه كنم تا اگر كسي از خارج مي آيد يا حتي مردم ايران بدانند كه اين اثر به كجا و به كدام فرهنگ مربوط مي شود.
در اين بنا، قوس اصلي وسط برج، نمادي از طاق كسري مربوط به دوره پيش از اسلام (دوره ساساني) است و قوس بالايي كه يك قوس شكسته است از دوران بعد از اسلام و نفوذ اسلام در ايران حرف مي زند.
رسمي سازي هايي كه بين اين دو قوس را پر مي كند، خيلي ايراني است و من آن را از گنبد مساجد ايران الهام گرفته ام. اساسا تكنيك گنبد سازي در ايران خيلي جالب است و شما در هر مسجدي كه مي رويد، يك چيز تازه اي مي بينيد.
در اين گنبدها كه نشانه نبوغ ايراني است، معماران قديم از قاعده مربع بنا وارد دايره گنبد شده اند و اين كار را با كمك رسمي بندي ها و مقرنس كاري هاي بسيار زيبا انجام داده اند.
در برج شهياد هم همين كار انجام شده. هندسه بنا يك هندسه مربع مستطيل است كه از روي چهار پايه خود مي چرخد و ۱۶ ضلعي مي شود و بالاخره به صورت يك گنبد شكل مي گيرد. البته شما اين گنبد را از بيرون نمي بينيد، اما از داخل برج قابل مشاهده است.
دو طبقه داخل برج، يكي بالاي قوس طاق اصلي و ديگري زير گنبد است كه با آسانسور به آن مي رسيد. اين طبقه كه به عنوان نمايشگاه طراحي شده با گنبدي از بتن سفيد پوشيده شده. اين گنبد مقرنس ايراني را به نوع تازه اي اجرا مي كند و ارتفاع آن از بام شهياد بيرون مي زند و از بام ديده مي شود كه با كاشي هاي فيروزه اي معرق ايراني پوشيده شده است.
مصرف بتن سفيد در اين قسمت و در سالن پذيرايي آن، در آن زمان يك كار جديدي در ايران بود.
شما در زمان طراحي برج ۲۶ ساله بوديد؟
خير، ۲۴ سال داشتم و تازه از دانشكده معماري دانشگاه تهران بيرون آمده بودم.
خب، آدم وقتي برج آزادي را با اين توصيفي كه شما گفتيد، مي بيند، متوجه مي شود كه اين اثر حاصل درك عميقي از سنت هاي تاريخي و هنر و معماري ايران در دوره هاي مختلف است. چطور يك جوان ۲۴ ساله به اين درك رسيده بود؟
من از كودكي در خانواده اي بزرگ شدم كه عاشق فرهنگ ايران بود و در يك مكتب فكري پرورش پيدا كردم كه مي گويد زيبايي هاي دنيا در هر كجا كه باشد، متعلق به همه دنياست و هنرمند بايد به همه اين زيبايي ها مراجعه كند.
صدمه ديدن عايق ها يعني قيرگوني ديوارها و سقف ها و نفوذ رطوبت مساله اي جدي است كه بايد فورا به آن رسيدگي شود. چون نفوذ آب در طول زمان، بتن را ضعيف مي كند
وقتي كوچك بودم، يك روز پدرم مرا به تخت جمشيد برد. وقتي از پله هاي تخت جمشيد بالا رفتم، عظمتي را ديدم كه قلب من را براي هميشه از آن خودش كرد. تجربه اي بود كه هيچ وقت آن را فراموش نمي كنم و فكر مي كنم كارهايي كه بعدا در زمينه معماري انجام دادم، بيشتر به اين تجربه و حس مربوط مي شود. يك مقدارش را هم شما به حساب شانس بگذاريد .
اگر اجازه بدهيد، بپردازيم به مسايلي كه امروزه گريبانگير برج آزادي است. در حال حاضر دست كم سه عامل به عنوان عوامل خطرزا براي برج آزادي مطرح شده؛ يكي نفوذ رطوبت حاصل از آبياري چمن هاي ميدان به پايه هاي بنا و احتمالا فونداسيون؛ دوم آلودگي شديد هوا ناشي از تردد خودروها و فعاليت كارخانجات بزرگ در غرب تهران؛ و سوم بار سنگين ترافيك در ميدان آزادي و لرزشي كه تردد خودروها ايجاد مي كند. هر كدام از اين عوامل را چقدر آسيب زا مي دانيد و مقاومت برج در برابر آن ها چقدر است؟
همه اين عوامل خيلي مهم است. از آنجا كه بخش هاي زير زميني ميدان خيلي بزرگ است، صدمه ديدن عايق ها يعني قيرگوني ديوارها و سقف ها و نفوذ رطوبت مساله اي جدي است كه بايد فورا به آن رسيدگي شود. چون نفوذ آب در طول زمان، بتن را ضعيف مي كند.
من عكس هايي را از شهياد ديده ام كه نشان مي دهد لاي سنگ ها گياه سبز شده و فكر مي كنم هر ساختماني هرچقدر كه محكم باشد، اگر مدتي به آن نرسند – كه در اين ۳۰ سال گذشته اين طور بوده – خراب مي شود. در مورد رشد گياهان در لابلاي سنگ ها واقعا نگران هستم؛ چون ريشه گياه سنگ ها را خرد مي كند.
براي مرمت شهياد بايد توجه داشت كه اين بنا چطور طراحي شده و چه تكنيك هايي در ساخت آن بكار رفته است. اين بنا سنگ هايي دارد كه در قسمت پايين برج 3.2 متر طول و 1.6 متر ارتفاع دارند و كار دست سنگتراشاني است كه به نظر من يك كار بي نظيري انجام داده اند. چون آن وقت كه ما شهياد را مي ساختيم، هيچ كس براي پول كار نمي كرد و براي همه، اين يك كار عاشقانه اي براي مملكت بود.
اين سنگ ها با بتن و آهن ضد زنگ به هم چسبيده اند و پشت آنها يك سطح خشن است كه روي آن نلغزند. ولي هر سنگي كنار سنگ ديگر با يك ماده قابل انعطاف بندكشي شده است. چيزي شبيه به لاستيك كه قابل انعطاف است. ماده اي است به نام FlEXIBLE SEALANT . حالا اگر بخواهند در جريان مرمت از سيمان براي بندكشي استفاده كنند، اين كار باعث شكستن سنگ ها مي شود. به خاطر اين كه در گرماي تابستان و سرماي زمستان سنگ ها و بتن زير آن ها مرتبا منبسط و منقبض مي شوند و اگر درزها قابل انعطاف نباشد، همگي خرد مي شوند.
اين را هم بگويم آقاي مهندس ايرج حقيقي كه الان در ايران هستند و مهندس كارگاه برج بودند، يكي از بهترين كساني هستند كه در مورد مرمت شهياد مي توان به ايشان مراجعه كرد.
آلودگي هوا چطور؟
آلودگي هم مسأله مهمي است و وضع اسيدي هوا روي سنگ هاي برج اثر مي گذارد. سنگ هاي شهياد كه مرمر جوشقان هستند، اصلشان آهكي است و از آلودگي هوا آسيب مي بينند.
به نظر من راه حل اساسي اين است كه ترافيك اطراف ميدان را كم كنند، اما نبايد جريان رفت و آمد قطع شود. حتما بايد اتومبيل از آن اطراف رد شود و زندگي در آن جا جريان داشته باشد تا بنا زنده بماند. ولي به نظرم تردد وسايلي مثل اتوبوس و كاميون و تعداد زياد اتومبيل بايد بررسي و محدود شود. ضمنا نبايد كاري كنيم كه اتومبيل ها يك مانع و ديواري در مقابل شهياد بوجود بياورند و مانع بشوند كه مردم به سوي ميدان بيايند. يعني در طرح هاي شهري خيابان هاي ميدان، بايد سعي كرد مردم راحت به باغ وسط برسند.
در مورد لرزش ناشي از تردد خودروها كه اشاره كرديد، بايد بگويم شهياد آنقدر محكم ساخته شده كه نبايد پايه هايش با اين حرف ها بلرزد. مهندس مشاوري كه شهياد را طراحي كرده، يك از بهترين ها در دنياست.
بنا محكم است، ولي هر بناي خيلي محكم هم اگر زيرش خالي شود، مي خوابد. من نمي دانم اطراف آنجا چه اتفاقي مي افتد، اما فكر مي كنم بايد خيلي مواظب بود.
نقوشي كه در ميدان هست و باغچه ها و گل كاري ها را شكل مي دهد، از طرح داخلي گنبد مسجد شيخ لطف الله اصفهان الهام گرفته شده است
الان شهرداري تهران در حال بازسازي محوطه ميدان آزادي است و ممكن است در جريان اين كار برخي عناصر و اجزاء ميدان دگرگون شوند. آيا طراحي ميدان آزادي پيوستگي ضروري با برج دارد، يعني اگر دخل و تصرفي در طراحي ميدان صورت بگيرد ، به كليت طرح و مفاهيم آن يا حتي ساختار معماري اش لطمه خواهد خورد؟
قطعا همين طور است. نقوشي كه در ميدان هست و باغچه ها و گل كاري ها را شكل مي دهد، از طرح داخلي گنبد مسجد شيخ لطف

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی وزارت امور خارجه، اسناد و املاک، ثبت اسناد Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی حمل و نقل