پایان نامه با واژه های کلیدی دانشگاهها، جذب دانش، انتظارات دانشجو، کسب و کار

دانلود پایان نامه ارشد

دانشجو و دريافت شهريه نمودند (ميرفخرالديني، ابراهيم زاده پزشکي، جليليان، 1392). با کاهش نقش د‌‌ولت د‌‌ر تأمين بود‌‌جهي مورد‌‌ نياز آموزشعالي، مؤسسات آموزشعالي به ميزان زياد‌‌ي رقابتي و بازارمحور شدها‌‌ند‌‌. از طرف د‌‌يگر اصول ارائه خد‌‌مات رفاه عمومي و اجتماعي توسط د‌‌ولت مورد‌‌ ترد‌‌يد‌‌ قرار گرفته و با رواج نگرش تجاري، نقش آموزشعالي خصوصي گسترش يافته است و تعد‌‌اد‌‌ بي‌شماري از فراهم‌کنند‌‌گان جد‌‌يد‌‌ آموزشعالي از قبيل بخش‌هاي انتفاعي، مؤسسات غيرانتفاعي، مؤسسات مجازي و ساير مراکز آموزشعالي به عرصه آمدهاند‌‌‌‌ و به سرعت با تغييرات جامعه، شرايط بازار و علايق د‌‌انشجويان سازگار شده و خدمات و تسهيلات نويني را براي دانشجويان فراهم آورده اند(آراسته و اسفندياري، 1389). عليرغم تسهيل شرايط پذيرش دانشجو در تمامي مقاطع آموزشعالي و افزايش ظرفيت جذب دانشجو، بعضي از دانشگاهها در برخي رشتههاي تحصيلي با عدم تكميل ظرفيت مواجه هستند؛ در حالي كه برخي ديگر از دانشگاهها در همان رشتهها متقاضي فراوان دارند (روشن، 1392).
نتايج آمارهاي رسمي نشان ميدهد به علت تغيير ساختار جمعيتي كشور، كاهش نرخ باروري كه از سالهاي پاياني دهه 60 شروع شده و معتاقباً كاهش جمعيت جوان كشور، تقاضا براي آموزشعالي به طرز چشمگيري كاهش يافته است(شيري و نوراللهي، 1391). نتايج پژوهشها همچنين نشان ميدهد تعداد متقاضيان آموزشعالي در مقطع كارشناسي و كارشناسي ارشد در حال كاهش است؛ به طوري كه تا سال 1404 تعداد متقاضيان مقطع كارشناسي به حدود 600 هزار نفر يعني نصف مقدار كنوني آن خواهد رسيد (قويدل، فرجادي، رزاقي، بديعي، 1391).
از سو ديگر جمعيت 18 تا 24 سال ايران به شكل تصاعدي رو به كاهش است و اين مسئله تهديدي براي دانشگاهها به شمار مي رود؛ به طوري كه در دانشگاه آزاد حدود 7000رشته تعطيل شده است. اين ها نشانههايي از وجود رقابت بين دانشگاه ها مي باشد كه در يكي دو سال اخير نمايان شده است و در حال افزايش است. عدم تأمين منابع مالي مورد نياز در نتيجه عدم تكميل ظرفيت، براي دانشگاهها مشكلات جدي به وجود ميآورد زيرا غلب دانشگاههاي كشورمان براي تأمين بودجه صرفاً به كمكهاي مالي دولت و شهريههاي دانشجويي تكيه ميكنند. ضمن اينكه جذب دانشجويان مستعد و علاقمند به پژوهش جهت ارتقاي رتبه علمي دانشگاه همواره مورد توجه مديران دانشگاهها بوده است. در چنين شرايطي دانشگاهها بايد از اصول و قواعد بازاريابي پيروي كنند تا بتوانند اهداف خود را محقق ساخته و به مزيت رقابتي دست يابند (آراسته و رضايي، 1392).
دانشگاههاي كشورهاي غربي از چند دههي قبل اقدامات جدي براي جذب دانشجو و بهبود قدرت رقابت پذيري خود انجام داده اند اما دانشگاههاي ايران به دو دليل به اين امر توجهي نداشتند. اول اينكه تقاضا براي پذيرش دانشجو در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي در ايران بيشتر از ظرفيت موجود بود و مازاد تقاضا وجود داشت. دوم اينكه بودجه دانشگاههاي كشورمان بويژه دانشگاههاي ملّي عمدتاً توسط دولت تأمين ميشد. در نتيجه دانشگاه ها نيازي نداشتند كه براي جذب دانشجو يا تأمين بودجهي مورد نيازشان اقدامي به عمل آورند(عزيزي شمامي، 1394). امّا در يكي دو سال اخير به علّت افزايش ظرفيت برخي دانشگاهها و كاهش تقاضا براي آموزشعالي، بعضي از دانشگاهها در برخي رشتهها براي جذب دانشجو و تكميل ظرفيت دچار مشكل شدهاند. حتي بعضي از دانشگاههاي دولتي هم جهت تكميل ظرفيت پرديس در برخي رشتهها با اين مشكلات مواجه هستند و با كاهش تقاضا در چند سال آينده، اين مشكلات بسيار جدي خواهد شد. براي بقا در اين بازار رقابتي، دانشگاهها و مؤسسات آموزشعالي بايد نيازها و خواستههاي مشتريان خود يعني دانشجويان را درك كنند (حسيني، يزدان پناه، فرهادي نهاد، 1391).
دانشگاهها بايد بدانند كه دانشجويان در فرآيند انتخاب دانشگاه چه معيارهايي را مد نظر قرار ميدهند و براي چه نوع خدمات اهميت و ارزش بيشتري قائل ميشوند. سپس براي ارضاي نيازهاي دانشجويان و ايجاد ارزش براي خدماتي كه به آنها ارائه ميكنند از برنامهي بازاريابي مناسب استفاده كنند تا بتوانند تقاضا براي خدماتشان را افزايش دهند (بريجز3، 2006).
اين موضوع براي دانشگاههايي كه قصد جذب دانشجويان با استعداد يا نخبه را دارند اهميت ويژهاي دارد چون اين دانشجويان از طريق فعاليتهاي علمي ـ پژوهشي، اختراعات و نوآوري ها به افزايش اعتبار و شهرت علمي دانشگاه كمك قابل توجهي ميكنند. افزايش اعتبار علمي نيز خود ميتواند سبب جذب دانشجويان مستعد و نخبه شود ضمن اينكه چنين دانشگاههايي ميتوانند شهريه بالاتري نسبت به ساير دانشگاهها دريافت كنند. موضوع ديگري كه در بازاريابي آموزشعالي بسيار حائز اهميت است منابع اطلاعاتي هستند كه دانشجويان بالقوه براي ارزيابي و انتخاب دانشگاه مورد براي اينكه دانشگاهها بتوانند با مشتريان، نظر خود از آنها استفاده مي كنند(آراسته و رضايي، 1392). براي اينكه دانشگاهها بتوانند با مشتريان بالقوه خود ارتباط برقرار كنند و بر فرآيند تصميمگيري آنها اثر بگذارند بايد بدانند كه آنها از چه منابع اطلاعاتي استفاده ميکنند.
گرچه پژوهش هاي بازاريابي در حوزهي آموزش عالي در كشورهاي توسعه يافته چندان جديد محسوب نمي شود اما پژوهش هاي انجام شده در اين كشورها صرفاً بر شناسايي عوامل مؤثر بر انتخاب دانشگاه اعم از عوامل فردي و محيطي متمركز شدند و به معيارهاي انتخاب دانشگاه به صورت خاص توجه نكرده اند. ضمن اينكه اين پژوهشها نتوانستند مدلي ارائه نمايد كه مؤلفهها و معيارهاي انتخاب دانشگاه را دربر داشته باشد. نتايج و يافتههاي اين پژوهشها نيز بسيار مبهم هستند به عنوان مثال شهرت دانشگاه در اكثر پژوهش ها به عنوان يكي از عوامل مهم اثرگذار شناسايي شده است كه فقط با يك سؤال سنجيده شد و مشخص نيست منظور از شهرت دانشگاه كدام نوع شهرت است. نهايتاً اينكه به دليل تفاوتهاي فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و غيره نمي توان نتايج آنها را به جامعه ايران تعميم داد. اين پژوهش در ايران به دلايلي كه قبلاً گفته شد موضوعي كاملاً جديد است و جزء اولين پژوهشها در اين حوزه محسوب مي شود. لذا با توجه به اهميت اين موضوع، اين پژوهش برآن است الگويي براي بازاريابي آموزشعالي ايران ارائه نمايد. همچنين پژوهش حاضر قصد دارد معيارهاي انتخاب دانشگاه از سوي دانشجويان و عوامل تأثيرگذار بر بازاريابي آموزش عالي (شرايط علّي، عوامل زمينهاي، عوامل مداخلهگر) را در قالب يك الگو ارائه نمايد و منابع اطلاعاتي مورد استفاده دانشجويانجهت انتخاب دانشگاه را شناسايي نمايد و راهكارهايي را براي رقابت بهتر در حوزه ي آموزش عالي ارائه دهد.
1ـ3ـ اهميت و ضرورت انجام پژوهش
امروزه، مؤسسات آموزشي به سرعت خودشان را هم از جهت شناختي و هم از نظر زماني به عنوان عوامل موثر در بازارهاي ملي و بين‌المللي نشان داده اند (ويليامز4، 1997). اين امر نشان‌دهنده‌ي تغيير كلّي در سياست هاي اجتماعي جوامع بوده که آموزشعالي را به عنوان يك كالاي عمومي و نيز به عنوان سياستي همراستا با سياست اقتصادي در نظر گرفته که معمولاً تمرکز اصلي آن بر منفعت شخصي افراد است. با وجود اين، نگراني عمده اغلب سياست گذاران و دست اندرکاران حوزه آموزش عالي، نحوه آگاهي از نيروهاي بازار، شناسايي ساختار شبه بازاري آموزش عالي، شيوه کنترل دوقطبي آموزش عالي (دولتي ـ خصوصي)، و پاسخ به نيروهاي رقابتي است (مرينج و گيبس، 2009).
آموزشعالي به منظور حفظ بقاء خود بايد استراتژيهاي بازاريابي موفقي را توسعه دهد و ياد بگيرد چگونه حرفهاي عمل کند. همچنين بايد استراتژيهاي رقابتي مناسبي را به کار گيرند تا بتواند نيازهاي بالقوه مشتريان را برآورده کند (ناديري5، 2006). شناسايي نيازهاي متعدد و گسترده ذي نفعان آموزش عالي، از طريق بازاريابي در آموزش عالي ميسر است که پژوهش حاضر با هدف طراحي الگوي بازاريابي آموزش عالي انجام شده و از آن جهت اهميت دارد که راهبردهاي مختلف براي بازاريابي و عوامل موثر بر آن را شناسايي و آنها را در قالب يک الگوي علّي به بوته آزمون گذاشته است.
اساس مفهوم بازاريابي، شناسايي و برآورده کردن نيازهاي مشتري(رضايت مشتري) است که منجر به بهبود نگهداري مشتري ميشود(داي6، 1994). کيفيت خدمات و رضايت مشتري به طور يقين دو مفهوم اصلي در تئوري بازاريابي هستند (اسپرنگ و مککوي7، 1996). در شرايط رقابتي امروزي، ارائه خدمات با کيفيت، کليد مزيت رقابتي پايداري است که منجر به رضايت مشتري ميشود(شيم ول و ياواس و بيلجين8، 1998). با درنظر گرفتن دانشجويان به عنوان مشتري، گيور و آرنولد9(2001) به اين نتيجه رسيدهاند که از طريق تاکتيکهاي بازاريابي ارتباطي10 ميتوان رضايت دانشجويان را جلب کرد. بنابراين مؤسسات آموزشي نيازمند سيستمي هستند که به طور مداوم نيازهاي درک شده از انتظارات دانشجويان، تجارب مورد نياز و فاکتورهاي تأثيرگذار بر آنها را توسعه دهند(کاتز و پليسز11، 2003). بر همين اساس پژوهش حاضر ضمن ارائه الگويي از بازاريابي آموزش عالي، الزامات سطوح خرد و کلان را با هدف تعيين نيازها و انتظارات دانشجويان مورد بررسي کرده و ميزان همراستايي اين الزامات با سطح نيازهاي دانشجويان را در قالب الگوي علي مورد مداقه قرار داده است.
بدليل محيط رقابتي و پويا در بخش آموزشعالي، دانشگاهها بايد همواره توجه خود را معطوف به خواستههاي دانشجويان از مؤسسهي آموزشي کنند، شناسايي و مطلع شدن از انتظاراتشان را در اولويت قرار دهند تا بر اساس آن برنامهريزي کنند و در قبال برآوردهسازي آنها متعهد شوند (ناديري، 2006). شرايط برون سيستمي (محيطي) و شرايط درون سيستمي (عوامل سيستمي) از جمله مواردي هستند که در پژوهش حاضر مورد بررسي قرار گرفته و به بهترين نحو نمايانگر اولويت هاي دانشجويان در انتخاب دانشگاه و مؤسسات آموزش عالي و بيانگر انتظارات آنها از دانشگاه ميباشد. بنابراين پژوهش حاضر از جنبه پرداختن به عوامل سيستمي و محيطي حائز اهميت است.
لذا با توجه به مطالب فوق جهت کمک به توسعه نظام آموزشعالي ايران، حفظ و بقاي نظام آموزشعالي، شناسايي و برآورده کردن نيازهاي و خواستههاي مشتريان و ذينفعان آن، ارائه خدمات با کيفيت و ايجاد مزيت رقابتي؛ طراحي الگوي بازاريابي مؤسسات آموزشعالي ضروري و با اهميت به نظر مي رسد.

1ـ4ـ اهداف پژوهش
الف ـ هدف اصلي
طراحي الگوي بازاريابي آموزش عالي در ايران
ب ـ اهداف فرعي
1ـ شناسايي عوامل تأثيرگذار بر بازاريابي آموزشعالي ايران
الف) شناسايي عوامل علّي تأثير گذار بر بازاريابي آموزش عالي
ب) شناسايي شرايط زمينهاي موثر بر بازاريابي آموزش عالي
ج) شناسايي راهبردهاي بهبود بازاريابي آموزشي
د) شناخت شرايط مداخلهگر در بازاريابي آموزش عالي
2. شناسايي پيامدهاي بازاريابي آموزش عالي
3. شناسايي الزامات کلان در راستاي تحقق فرآيند بازاريابي آموزشعالي ايران
4. شناسايي الزامات خرد (دانشگاهي) در راستاي تحقق فرآيند بازاريابي آموزشعالي ايران
5. تدوين الگوي مناسب به منظور بهبود و توسعهي بازاريابي آموزشعالي ايران
1ـ5 ـ سوالهاي اصلي پژوهش
1ـ عوامل مؤثر بر بازاريابي آموزشعالي ايران کدامند؟
الف) عوامل علي تأثير گذار بر بازاريابي آموزش عالي ايران کدامند؟
ب) شرايط زمينه اي موثر بر بازاريابي آموزش عالي ايران کدامند؟
ج) راهبردهاي بهبود بازاريابي آموزشي ايران کدامند؟
د) شرايط مداخلهگر در بازاريابي آموزش عالي ايران کدامند؟
2ـ پيامدهاي نهايي بازاريابي آموزش عالي کدامند؟
3ـ الزامات کلان در راستاي تحقق فرآيند بازاريابي آموزشعالي ايران کدامند؟
4ـ الزامات خرد (دانشگاهي) در راستاي تحقق فرآيند بازاريابي آموزشعالي ايران کدامند؟
5ـ الگوي مناسب به منظور بهبود و توسعهي بازاريابي آموزشعالي ايران چگونه است؟

1ـ6ـ تعريف مفهومي و عملياتي
1ـ6ـ1. بازاريابي آموزشعالي
در گذشته بازاريابي از اصطلاحات مخصوص دنياي کسب و کار بود و با موسسات آموزشعالي بيگانه بود. نقش آموزشعالي اين بوده که به جامعه خدمت کند، در فعاليتهاي پژوهشي شرکت کند، به دانشجويا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی دانشگاهها، جذب دانش، اقتصاد دانش، مصرف کننده Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی بازار هدف، دانشگاهها، اقتصاد دانش، کسب و کار