پایان نامه با واژه های کلیدی خودکارآمدی، باورهای خودکارآمدی، توانایی ها، رفتار انسان

دانلود پایان نامه ارشد

متفاوت است.این مدل امید بخش است زیرا بازتاب تلاش هایی برای فهم علت شناسی کمال گرایی است. اگر چه در مراحل ابتدایی آن قرار دارد و باید تکرار شود (خسروی و همکاران، 1388).
2-2-4- خودکارآمدی
خود کارآمدی از جمله مفاهیمی است که در چند دهه اخیر مورد مورد توجه بسیاری از روانشناسان و پژوهشگران قرار گرفته است، اما از نظر قدمت تاریخی، این موضوع در مباحثی که علما و فلاسفه تعلیم و تربیت در گذشته داشته اند نیز به چشم می خورد. خودکارآمدی همیشه از ارزش ثابتی برخوردار نیست، بنابراین می تواند بسته بر شرایط جسمی (سلامتی یا بیماری)، تجربه های زندگی(موفقیت یا شکست) و حالات روحی(شاد یا غمگین) بین مثبت و منفی نوسان داشته باشد(ویلر و لد147، 1982).
اکثر صاحب نظران، برخورداری از خودکارآمدی (ارزیابی مثبت از خود) را به عنوان عامل مرکزی و اساسی در سازگاری عاطفی-اجتماعی فرد می دانند. ابتدا روانشناسان و جامعه شناسان از جمله ویلیام جیمز، هربرت مید148 و چارلز کولی149 بر اهمیت خودکارآمدی مثبت تاکید داشتند و نتیجه گرفتند که خودکارآمدی با شادکامی و کارکرد مفید رابطه ای متقابل داردوبرای مثال: افسردگی را به یک سبک شناختی که مشتمل بر ارزیابی های شدیدا منفی و انتقادی از خود است، ارتباط داده اند (چان150، 2006).
خودکارآمدی مجموعه ای متمایز از باورهای مربوط به حیطه های مختلف عملکرد است که شامل نظم بخشی فرایند های فکری، انگیزش و حالات هیجانی و فیزیولوژیکی می شود.کارآمدی مربوط به هدف بهتر از کارآمدی مربوط به یک عملکرد خاص، عملکرد را پیش بینی می کند.کارآمدی مربوط به خود نظم بخشی (یعنی اینکه خرده مهارت ها چگونه فهرست شوند، هماهنگ گردند و پیگیری شوند) نیز یک عامل مهم در باور خودکارآمدی مربوط به دستیابی هدف است.خودکارآمدی مربوط به یک مهارت ممکن است بالا باشد، اما به هنگام استفاده در موقعیت های استرس زا ضعیف باشد.خودکارآمدی با هماهنگ ساختن مهارت های مختلف ارتباط دارد.به دلیل اینکه چیزی بیشتر از مجموعه اجزای آن است، باورهای خودکارآمدی به جای اینکه مجموعه ای بی ربط از خود باورهای خاص بالا باشند، حاصل تجارب و افکار بارور هستند(بندورا، 1997؛ به نقل از لیث، 1392).
خودکارآمدی به عنوان قضاوت هایی تعریف شده است، که شخص درباره توانایی های خود برای انجام دادن کاری ارائه می دهد. این قضاوت ها با بسیاری از جنبه های رفتار انسان، انجام و پافشاری در عمل مرتبط است (گور151، 2006).
مطابق با نظریه های شناختی-اجتماعی باور به خودکارآمدی، اساس و پایه فعالیت انسان است و زندگی افراد توسط باور به خودکارآمدی شخصی آن ها هدایت می شود.موفقیت های قبلی، شکست های مکرر در کودکی، دریافت بازخورد و الگوهای کارآمد تأثیر مهمی بر احساس کفایت و شایستگی دارند (بندورا، 2006).
در واقع، باورهای خودکارآمدی دارای قدرت انگیزشی بسیار بالایی هستند زیرا انتظارات پیامدی افراد در رابطه با موفقیت را تحت تاثیر قرار می دهند و تعیین کننده میزان تلاش و پایداری فرد هستند (افکلیدز152، 2011).
در مطالعاتی که توسط پاچارس و جانسون153 (1996) انجام شد، ارتباط متقابل بین خودکارآمدی و تصور فرد از توانایی خود، مورد تایید قرار گرفت. بدین معنی که اگر میزان خودکارآمدی کاهش یابد، احساس ضعف و ناتوانی در فرد به وجود می آید و برعکس با افزایش میزان خودکارآمدی، احساس توانمندی و ارزشمندی در فرد احیا می شود و تغییرات مثبتی چون: افزایش پیشرفت تحصیلی، افزایش تلاش برای کسب موفقیت، داشتن اعتماد به نفس، بلند همت بودن، تمایل به داشتن سلامت بیشتر، لذت بردن از رابطه با دیگران و پیش بینی مثبت نسبت به موفقیت های بعدی، در او پدیدار می شود.

2-2-4-1- ماهیت خودکارآمدی
مفهوم خودکارآمدی توسط بندورا در سال 1977 به عنوان عنصر گمشده در نظریه یادگیری مطرح شده است(پاچارز154، 1996).اصول خودکارآمدی در رشته ها و موقعیت های گوناگون مورد بررسی قرار گرفته است.بندورا معتقد است رفتار آدمی عمدتا یک رفتار خود نظم دهی است.از جمله چیزهایی که انسان از تجربه مستقیم و غیرمستقیم می آموزد، معیارهای عملکرد است و پس از آنکه این معیارها آموخته شدند پایه ای برای ارزشیابی شخصی فرد به شمار می آیند. اگر عملکرد شخصی در یک موقعیت معین با معیارهای او هماهنگ و یا بالاتر باشد، آن را مثبت ارزیابی می کند. اگر پایین تر از معیارها باشد آن را منفی ارزشیابی می کند (بندورا،1977).
خودکارآمدی را یکی از فرایندهای شناختی می داند که ما از طریق آن بسیاری از رفتارهای اجتماعی خود و بسیاری از خصوصیات شخصی خود را گسترش می دهیم.تئوری خودکارامدی به این گونه است که رفتارهای اشخاص به این بستگی دارد که فرد باور داشته باشد که می تواند عمل خاصی را با موفقیت به انجام برساند.این باورها دانش فرد است از نوع نیازهایش و چگونگی پاسخ به آن ها که همان شایستگی ادراکی اوست. با وجود چنین عاملی در درون، علایق در او به بروز و ظهور می رسد و باعث رضایت خاطر او می شود.با کسب مهارت افراد از استانداردهای شغلی و خودکارآمدی بالاتری برخوردار خواهند شد. شدت اطمینان مردم به خودشان معین می کند که آن ها به آزمایش حتی کنار آمدن با موقعیت های مشکل خواهند پرداخت یا نه (بندورا،1977).
به نظر بندورا تاثیر برداشت انسان از خودکارآمدی گسترده بود و شامل موارد زیر است:
1. افراد به چه فعالیت هایی می پردازند.
2. چه مقدار از تلاش های خود را صرف یک موقعیت مشخص می کنند.
3. برای چه مدت در مقابل موانع ایستادگی می کنند.
4. واکنش های هیجانی فرد به هنگام پیش بینی یک موقعیت یا هنگام انجام آن چگونه است. بدیهی است که تفکر، احساسات و رفتار انسان در موقعیت هایی که به توانایی خود احساس اطمینان می کند متفاوت از رفتار وی در موقعیت هایی است که در آن احساس عدم امنیت یا فقدان صلاحیت می کند. به طور خلاصه درک انسان از خودکارآمدی بر الگوهای تفکر، انگیزش، عملکرد و برانگیختگی هیجانی فرد تأثیر می گذارد (پروین و جان، ترجمه: جوادی و کدیور، 1381).
2-2-4-2- مؤلفه های خودکارآمدی
مطابق گفته های بندورا (1997) باورهای خودکارآمدی دارای سه مؤلفه می باشد: اندازه،سطح، عمومیت و نیرومندی.
الف: سطح: اولین بعد باورهای خودکارآمدی می باشد.کارآمدی یک فرد در یک قلمرو ممکن است تا حد کارهای ساده،متوسط و یا شامل سطوح سخت گردد.اگر هیچ مانعی وجود نداشته باشد، انجام آن کار ساده بوده و هرکس ممکن است احساس خودکارآمدی بالا در مورد انجام آن داشته باشد.
ب: عمومیت: دومین تفاوت باورهای خودکارآمدی در بعد تعمیم پذیری است.افراد ممکن است در یک قلمرو یا بخش کوچکی از آن خود را کارآمد بدانند، عمومیت خودکارآمدی از چند عامل تاثیر می پذیرد: شباهت فعالیت ها، حیطه بروز آن ها، کیفیت شرایط و خصوصیات اشخاصی که آن رفتار یا فعالیت به آن ها مربوط است.
ج: نیرومندی: باورهای خودکارآمدی ضعیف در اثر تجارب ناموفق به آسانی بی اعتبار می شوند اما کسانی که اعتقاد محکمی به قابلیت های خود دارند،در برابر موانع آن را حفظ می نمایند.باورهای خودکارآمدی هرچقدر نیرومندتر باشد،دوام بیشتری می یابد و رابطه بیشتری با رفتار پیدا می نماید.
2-2-4-3- فرایندهای واسطه ای خودکارآمدی
2-2-4-3-1- فرایندهای شناختی
باورهای خودکارآمدی به چند طریق بر فرایندهای شناختی تأثیر می گذارند.بیشتر رفتارهای انسان بر اساس دور اندیشی در مورد اهداف ارزشمند تنظیم می شود. کسانی که احساس کارآمدی قوی دارند، سناریوهای موفقی را که راهنمایی های مثبت فراهم کرده و از عملکرد حمایت می کند، تجسم می کنند. آنهایی که در مورد کارآمدی خود تردید دارند، سناریوهای شکست را تجسم می کنند و در مورد چیزهایی که می تواند بد انجام شود، زیاد بحث می کنند. یکی از کارهای عمده فکر، ایجاد توانایی پیش بینی وقایع در افراد و کمک به آن ها در پیدا کردن روش هایی برای کنترل آن وقایعی است که بر زندگی آن ها تأثیر می گذارد. چنین مهارت هایی به پردازش شناختی اطلاعاتی که ابهام ها و تردید های زیادی در بردارد، نیاز دارد. متعهد ماندن به هدف در مواجه با مقتضیات، شکست ها و موانع فشار زا، به احساس قوی کارآمدی نیاز دارد (بندورا،1994).
2-2-4-3-2- فرایندهای انگیزشی
باورهای خودکارآمدی در خود نظم بخشی انگیزشی نقش کلیدی بازی می کند.بیشتر انگیزه های انسان از طریق شناخت ایجاد می شود. افراد بر اساس دور اندیشی در خود انگیزه ایجاد می کنند و عملکردشان را هدایت می نمایند.آن ها باورهایی در مورد آنچه می توانند انجام دهند شکل می دهند و پیامدهای احتمالی عملکرد های آینده را پیش بینی می کنند، اهدافی برای خود در نظر می گیرند و رشته اعمالی را برای تحقق بخشیدن به اهداف ارزشمند برنامه ریزی می کنند. باورهای خودکارآمدی بر اسناد های علی تأثیر می گذارند؛ افرادی که خود را دارای کارآمدی بالا می دانند شکست های خود را به تلاش ناکافی نسبت می دهند. در حالی که آن هایی که خود را ناکارامد می دانند شکست های خود را به کم بودن توانایی های شان نسبت می دهند. اسناد های علی عمدتا از طریق باورهای خود در مورد آنچه می توانند انجام دهند و پیامدهای احتمالی یک کار خاص، عمل می کنند. باورهای خودکارآمدی از این طریق در انگیزش نقش دارند.آن ها اهدافی را که افراد برای خود در نظر می گیرند، میزان تلاش آن ها، مدت زمان پایداری آن ها در برابر مشکلات و میزان مقاومت آن ها در برابر شکست ها را تعیین می کنند (بندورا، 1994).
2-2-4-3-3- فرایند های عاطفی
باور افراد به توانایی های مقابله ای خود بر مقدار استرس و افسردگی که آن ها در موقعیت های تهدید آمیز یا دشوار تجربه می کنند و نیز سطح انگیزش آن ها تأثیر می گذارد. احساس خودکارآمدی در مورد اعمال کنترل بر فشارزاها، در برانگیختگی اضطراب نقش مهمی دارد. افرادی که باور دارند می توانند بر تهدیدها اعمال کنترل کنند، تحت افکار آشفته قرار نمی گیرند، اما آن هایی که فکر می کنند نمی توانند با تهدید ها مقابله کنند اضطراب زیادی تجربه می کنند. آن ها بسیاری از جنبه های محیط خود را مملو از خطر می دانند. احساس خودکارآمدی مقابله ای، رفتار اجتنابی و اضطراب را تعدیل می کند. احساس کارآمدی پایین در کنترل بر وقایع، افسردگی و اضطراب ایجاد می کند. علایق تحقق نیافته، ضعیف بودن احساس کارآمدی اجتماعی و به ویژه نشخوارهای فکری نا امید کننده از جمله عوامل مربوط به خودکارآمدی هستند که در ایجاد افسردگی نقش دارند (بندورا، 1994).
2-2-4-3-4- فرایندهای انتخابی
فرایندهای انتخابی به توانایی افراد در ایجاد محیط مطلوب و سودمند و کنترل نسبی بر آنچه در زندگی روزمره با آن مواجه می شوند، اشاره دارد. افراد تا حدی در شکل دهی محیط خود نقش دارند، بنابراین باورهای خودکارآمدی از طریق تأثیر بر انواع فعالیت ها و محیط هایی که افراد انتخاب می کنند می تواند زندگی آن ها را شکل دهد. افراد از طریق انتخاب هایی که انجام می دهند، قابلیت ها، علایق و ارتباطات اجتماعی را که تعیین کننده جریان زندگی آن هاست، پرورش می دهند. هر عاملی که بر رفتارهای انتخابی تأثیر می گذارد می تواند عمیقا در جهت رشد فردی نقش داشته باشد (بندورا، 1994).
2-2-4-4- جنبه های مختلف تأثیر باورهای خودکارآمدی بر عملکرد انسان
2-2-4-4-1- رفتار انتخابی
پیامدهای خودکارآمدی بالا و مهارت کم، آزار دهنده و پیامد خودکارآمدی پایین و مهارت بالا محدود کننده است. اساسی ترین قضاوت های کارآمدی احتمالا در مورد آن کارهایی هستند که فرد معمولا می تواند آن ها را در یک زمان معین انجام دهد (بندورا، 1986).
2-2-4-4-2- مقدار تلاش و پشتکار
افرادی که احساس خودکارآمدی بالاتری دارند با شدت و پشتکار بیشتری تلاش می کنند. البته بین تأثیر احساس خودکارآمدی بر میزان تلاش به هنگام یادگیری و تأثیر آن بر اجرای مهارت های فرا گرفته شده تفاوت وجود دارد، زیرا افراد با خودکارآمدی بالا ممکن است احساس کنند که به تلاش برای یادگیری این مهارت ها نیاز

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی کمال گرایی، سبک دلبستگی، سبک های دلبستگی، تحریف های شناختی Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی کمالگرایی، خودکارآمدی، خودکارآمدی عمومی، مسئولیت پذیری