پایان نامه با واژه های کلیدی خليج، هويت، کشورهاي، خارجي

دانلود پایان نامه ارشد

دولت امارات متحده عربي در خصوص جزاير سه گانه ايراني ابو موسي، تنب بزرگ و تنب کوچک، هم چنين شكل‌گيري شوراي همكاري خليج فارس پس از گذشت هشت ماه از آغاز جنگ تحميلي عراق عليه ايران که با عنايت به عواملي چون تأثير انقلاب اسلامي بر مردم منطقه و حکومت هاي محافظه کار،نگراني از سلطه ايران بر خليج فارس، ناسيوناليسم حاکم بر کشورهاي عربي، دفاع از عراق و در جهت ضديت با منافع جمهوري اسلامي ايران به وجود آمد. مي توان گفت که اين تنش ها و تعارضات، همه و همه متأثر از تفاوت و سوء ظن در معاني بين الاذهاني درديدگاههاي سياسي اين کشورها بوده است.
از سوي ديگربا نگاهي به برخي سخنان شخصيت هاي کشور در نخستين سال هاي حکومت جمهوري اسلامي ايران در خصوص اميرنشين هاي حاشيه جنوبي خليج فارس که دست نشانده خوانده مي شدند متوجه خواهيم شد که هويت شكل‌گرفته از انقلاب اسلامي‌ايران،موجب تشويش ذهن اعراب شده بود.نبايد فراموش كرد كه اين هويت متعلق به برهه زماني خاصي بوده است. از آن زمان تاكنون هويت جمهوري اسلامي ‌ايران متأثر از فعل و انفعالات داخلي، منطقه‌اي و بين‌المللي دستخوش تحولات شده است كه مي‌توان باعث شكل‌گيري هويت جديدي در ذهن اعراب شود. به عنوان مثال، هويت دشمن يا رقيب كه در ذهن اعراب نسبت به ايران وجود دارد، متأثر از گفتمان راديكال پس از انقلاب اسلامي ‌بوده است. در طول اين مدت تاكنون گفتمان‌هاي جديدي بر سياست خارجي ايران حاكم شده است كه همگرايي را بيش از واگرايي تشويق مي‌كند. با اين حال پاسخ اعراب به اين گفتمان‌ها همواره منفي بوده است. اين موضوع در ماه هاي اخير و با توجه به روند تحولات و وقوع انقلابات در کشورهاي عربي خاورميانه (به خصوص بحرين)تشديد شده است، اين در حالي است که انقلاب بحرين در بستر شرايط جديد خاورميانه که از آن با عنوان بهار اعراب ياد مي‌شود به وقوع پيوسته است. از نظر اعضاي شوراي همکاري خليج فارس و به خصوص عربستان، هرگونه قدرت گيري شيعيان در بحرين به افزايش نفوذ ايران مي‌انجامد و خطر را به دروازه‌هاي اين کشور مي‌رساند. اين در حالي است که حکومت آل خليفه در بحرين روابط گسترده اي با حاکمان آل سعود در عربستان دارد. انقلاب مردم بحرين مي‌تواند براي شيعيان عربستان نيز الهام بخش باشد.( محمودي ،1387)
بهار عربي فرصت مناسبي را در اختيار گروه هاي ناراضي شيعه در منطقه خليج فارس و به خصوص در عربستان قرار داده است تا با ارتقاء بيشتر مراتب وحدت و يکپارچگي درون گروهي در جهت جدايي از حکومت مرکزي و يا سهيم شدن در قدرت سياسي دولت مرکزي دست به اعتراض و شورش بزنند. اين مسئله از آن جهت داراي اهميت است که اين جمعيت شيعه عربستان در مناطق حساسي از نظر امنيت توليد و صدور انرژي قرار گرفته اند و با تقويت حرکت هاي مردمي اين منطقه مي تواند نبض اقتصادي عربستان و حتي منطقه و جهان را تحت تاثير قرار داد.سهيم شدن شيعيان عربستان در قدرت سياسي مي تواند از يک سو باعث کاهش فشار بر ايران و گروه هاي جمعيتي شيعيان در منطقه از سوي عربستان و کشورهاي عرب منطقه و قدرت هاي فرا منطقه اي همچون آمريکا شود که اقتصادشان در گرو امنيت انرژي در خليج فارس مي باشد، از سوي ديگر مي تواند سبب شود تا به جاي سياست سرکوب، ناديده گرفتن و يا تعارض به سياست تعامل و مصالحه روي آورند. (حميديان ،1391)
متاثر از همين شرايط داخلي سعوديها است آنان از همان آغاز اعتراضات مردم بحرين ، خواستار سرکوب مردم بدون توجه به اعتراضات کشور همسايه ، نظير ايران بوده اند. به طوري که وزراي خارجه کشورهاي عضو شوراي همکاري خليج فارس پس از ورود نيروي واحدهاي شوراي همکاري خليج فارس به بحرين- با دستاويز قرار دادن طرح سپر دفاع جزيره و در واکنش به موضع دولت ايران در خصوص مخالفت با اعزام نيروهاي خارجي جهت سرکوب شيعيان بحرين و اعلاميه مجلس ايران در خصوص محکوميت کشتار مردم بحرين، از مقامات ايران خواستند تا در امور داخلي کشورهاي منطقه دخالت نکند. در ادامه نيز، وزراي خارجه شش کشور عضو شوراي همکاري خليج فارس با صدور بيانيه‌اي از جامعه بين‌المللي و شوراي امنيت ملل متحد خواستند تا مانع آنچه که “دخالت‌هاي آشکار و کاشت بذر تفرقه” از سوي ايران در کشورهاي عربي منطقه خوانده‌اند‌، شوند. اين در حالي است كه تئوري سازه‌انگاري به ما توصيه مي‌كند كه واحدهاي سياسي بايد برداشت هويتي واقع‌گرايانه تري نسبت به هم پيدا كنند و به فراخور تحول گفتمان ها، علائم مثبت از خود بروز دهند.
اين سوال مطرح است كه چه اتفاقي حادث شده است كه به رغم تحول گفتماني در سياست خارجي ايران، برداشت‌هاي هويتي اعراب از ايران همچنان بدون تغيير باقي مانده است؟بزعم اينجانب ، به غيرازدنباله روي وتاثيرپذيري اين کشورها از غرب و ادامه سياست اين کشورها مبني بر چشم ياري داشتن از آمريکا وديگر کشورهاي غربي در مقابله با ايران ،وقوف برناتواني ها و کاستي هاي خويش( صرفنظر ازدرآمدهاي اقتصادي ) واز سوي ديگر تواناييهاي بي نظير همسايه بزرگ مجاور خود در همه ي ابعاد جمعيتي، فرهنگي ،اقتصادي ،اجتماعي وژئوپليتيکي و…سبب شده است که اين دشمني ها تداوم داشته باشد. حال در اين برهه ي زماني ،اين کشورها، اتهام جنگ فرقه اي از سوي ايران را مطرح مي کنند
8-2 جمع بندي بخش
بر اساس يك ضرب‌المثل چيني، انسان‌ها مي‌توانند همسر و همسايه خود را انتخاب كنند اما كشورها نمي‌توانند همسايه خود را انتخاب كنند. به اقتضاي جبر جغرافيا، كشورها دو سوي خليج‌فارس ناچار شدند در كنار هم زندگي كنند و در اين مسير بهتر است جهت‌گيري سياست خارجي خود را به گونه‌اي تنظيم كنند كه زندگي در كنار هم براي آنها قابل تحمل باشد. علاوه بر اين، كشورهاي دو سوي خليج فارس بايد به تحولات مثبت در درون يكديگر پاسخ مثبت دهند و انرژي خود را نه در جهت تخريب فرصت‌ها بلكه در جهت توليد و بازتوليد فرصت‌ها بكار گيرند؛ طوري که بر اساس باورها و واقعيات موجود نه باورهايي که متعلق به گذشته مي باشد يا توسط بازيگران فرا منطقه اي تکوين يافته است، در قبال يکديگر موضع گيري نمايند. در حقيقت، آن ها مي‌بايست قائل به اين نگرش سازه‌انگاري باشند كه هويت‌ها دائماً در حال توليد و بازتوليد هستند و در خلال اين تحولات، لايه‌هاي مثبت را برجسته سازند و از آن در جهت مديريت روابط بهره‌ جويند. از آنجا كه تعاملات دو سوي خليج فارس در خلاء صورت نمي‌گيرد و محيط بين‌الملل نيز بر آن تأثير گذار است، مديريت اين تأثيرگذاري تغيير براي توسعه روابط دوستانه مهم است. تئوري سازه انگاري بر اين نكته تصريح دارد كه هنجارهاي حاکم بر نظام بين‌الملل که از سوي قدرتهاي بزرگ ، مديريت و سامان دهي مي شود بر روابط ساير بازيگران مؤثرند. توجه به اين مسئله زماني اهميت مي يابد که در نظر بگيريم اين موضوع در خصوص منطقه خليج فارس نيز صادق است. به اين ترتيب که ،تبادل نظر و افزايش ارتباطات و تعاملات فراملي ميان كشورهاي منطقه مي‌تواند در تغيير اين مديريت و جهت ‌دهي آن به سود اين كشورها مؤثر باشد. و بالاخره تداوم پاره‌اي مسائل نظير تاکيد بر تفاوتهاي قومي ومذهبي كه باعث هدر رفتن انرژي‌ها، عقب افتادن از تحولات، و دوري ميان واحدهاي سياسي مي‌شود اصولاً غيرعقلاني و هزينه‌بردار است. اگر در گذشته، درياها و اقيانوس‌ها عامل جدايي و فاصله ميان کشورها بودند امروزه درياها عامل وصل و ارتباط شده‌ و براي كشورهاي اطراف، هويت واحدي ساخته‌اند. خليج فارس نيز مي‌تواند در دنياي رو به همگرايي كنوني عامل پيوند، نزديكي، دوستي و شكل‌گيري هويت فراملي ميان واحدهاي سياسي منطقه باشد و اين مهم مي تواند در چارچوب گزاره هاي تئوري سازه انگاري و با کمک باز تعريف هويت ها و به تبع آن باز تعريف منافع که در اثر ارتباطات متقابل تکوين مي يابد، صورت پذيرد.

بخش سوم

ساختارهاي هنجاري ايران و عربستان

مقدمه
در اين فصل براي شناخت هويت هر دو کشور نظري به تاريخ و فرهنگ ،مذهب ،اقليتها،نظام سياسي ووضعيت علمي و اقتصادي و اجتماعي فعلي و بطور کلي نقش و موقعيت جغرافيايي و عوامل مربوط به آن در روابط بين دو کشور مي پردازيم.
1-3 فصل اول ، ساختار اجتماعي دو کشور
گفتار اول ،
1-1-3 پيشينه تاريخي ،موقعيت و وضعيت فرهنگي و اجتماعي ايران
موقعيت ايران بر سر چهار راه آسيا -اروپا و آسياي ميانه -خليج فارس و خاورميانه سبب شده است تا در طول تاريخ پيوسته مورد هحوم اقوام گوناگون قرار گيرد .اين کشمکش موجب يک تداخل فرهنگي عجيب مي شود که بنا به وضعيت ايران ممکن است دو حالت متضاد بوجود آورد . يا به غنا و قوت فرهنگي ايران يا بر عکس به آشفتگي نفوذ فرهنگهاي غريبه بينجامد . به عنوان نمونه موسيقي سنتي ايران نما د غناي فرهنگي و بهره وري ايرانيان از موسيقي هاي پيرامون است . وجود گوشه ها و دستگاههايي مانند بيات کرد ،بيات ترک ،حجاز (تاثير موسيقي عرب)و موسيقي هاي محلي و فولکلريک نشان از پذيرش آگاهانه و همراه با خلاقيت موسيقيهاي همسايه از سوي ايرانيان است که به غناي موسيقي ايران بسيار کمک کرده است.
سياست خارجي ايران در طول تاريخ بر اساس رساندن مرزهاي ايران به موانع طبيعي و حصار کوههاي صعب العبور وپس راندن اقوام مهاجم به فرسنگها دورتر از اين موانع بوده است . اين سياست در دراز مدت سبب شد تا مرزهاي فرهنگي ايران به مراتب از مرزهاي فيزيکي و جغرافيايي آن فراتر رفته و ايرانيان کلني هاي فرهنگي متعددي در اطراف مرزهاي ايران بوجود آورند. اين حوزه هاي فرهنگي بعدها بهترين بازوها واتصالهاي طبيعي براي گسترش نفوذ ايران بوده اند که مي تواند راهنمايي در سياست خارجي ايران باشد. (نقيب زاده ،1388:ص65)
ايران به عنوان پل بزرگي که دو منطقه شرق وغرب را به هم پيوند مي دهد ،همانطور که امکان تاسيس يک امپراتوريرااز طريق تحميل اقتدار خود بر همسايگانش را دارد،امکان خطر از پاي در آمدن ايران را در برابر همسايگان متعدد رادارد.در اين روابط با عناصر پايداري روبرو ميشويم. در مجاورت ميان دورود کوههاي زاگرس وپشتکوه که بر دشت فرات مسلط هستند قرار دارد.در عين حال سه دروازه، رابطه ايران با آن طرف راتضمين مي کند . يکي پيشرفت زاب بزرگ در شمال که راه را بر نينوا وموصل مي گشود ودر مرکز ،شعبه دجله که ورودبه بابل و تيسفون و بغدادکنوني را ميسر مي ساخت و راه جنوب، در پيچ کرخه که مد خل سومر سابق و بصره امروز بوده است. از عهد باستان اين سه راه ارتباط مردمان را از لابلاي کوههاي در هم پيجيده تضمين مي کردند.روابطي که بيشتر جنبه تمدني وهنري داشته است.نماد اسبهاي ايراني در گيلگمش ومجسمه هاي گاوهاي بالدار قصر ساراگون (نينوا)ودر تخت جمشيد ،مشابهتهاي آثار معماران ايراني در بغداد عصر عباسيان همه نشانهاي فرهنگي ايران وميان دورود است .فتح بابل به دست کوروش يا پيش از آن حمله مشترک مادها وفارسها به نينوا و اضمحلال امپراتوري آشور ، اختلاط فرهنگي دو طرف را تسريع وتسهيل نمود.در ادوار بعد حوزه ميان دورود به صورت ادامه طبيعي حوزه فرهنگي ايران در آمد بگونه اي که تيسفون به پايتختي ايران برگزيده شد.بغدادنيز واژهاي کاملا” فارسي به معناي خدا داد است که به دست ايرانيان بنا نهاده شده است .
مرزهاي شمالي ايران در عوض منحصرا” مرزهاي منازعه ودر گيري بوده اند. بويژه آنکه در شمال شرقي ايران منابع طبيعي قابلي هم وجود نداشت. اقوام ساکن آنسوي مرزها همه بيابانگرد بوده اند که در شاهنامه از آنان به عنوان تورانيان ياد شده است که حملات آنان دغدغه شاهان ايراني را موجب شده بود.اقوام نيمه وحشي هون وترک در قرون بعد به اين منطقه هجوم آورده ومرزهاي ايران را نا امن تر ساختند.از همين ناحيه بود که مخوفترين حمله عليه ايران صورت گرفت. حمله چنگيز خان به ايران در سال 1212ميلادي وحمله تيمورلنگ در قرن

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی حقوق بشر، صدور انقلاب، سازمان ملل، حقوق زنان Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی قرن نوزدهم، انقلاب مشروطه، شرق شناسان، دوره قاجار