پایان نامه با واژه های کلیدی حقوق جزا، امپراتوری روم، منابع معتبر

دانلود پایان نامه ارشد

نتيجه مورد نظر فاعل نبوده است در اين صورت فاعل ، هيچ گونه مسئوليت كيفري و مجازات ندارد به نظر مي رسد علي رغم اين اصل كه هيچ كس براي كاري كه بدون قصد انجام مي دهد مسئوليت كيفري و مجازات ندارد و ليكن دين يهود ، استثنائي بر اين اصل قائل شده و در صورت وقوع قتل خطايي ، براي مرتكب آن ، مسئوليت كيفري و مجازات قتل خطايي يكي از موارد زير بوده است :
الف – تبعيد قاتل از محل وقوع قتل به محل امن با پناه بردن وي به يكي از شهرهاي امن.
ب – هدر بودن خون قاتل ، تا زماني كه مرتكب قتل به شهر امن نرسيده يا زودتر از موعد از شهر امن خارج شود صاحب خون حق دارد در خارج از شهر امن از جاني انتقام گرفته او را بكشد.
در تثنيه باب 17 آمده است:
2 – اگر در میان‌ تو ، در یکی‌ از دروازه‌هایت‌ که‌ یهُوَه‌ خدایت‌ به‌ تو می‌دهد ، مرد یا زنی‌ پیدا شود که‌ در نظر یهُوَه‌ ، خدایت ‌، کار ناشایسته‌ نموده ‌، از عهد او تجاوز کند ،
3 – و رفته‌ خدایان‌ غیر را عبادت‌ کرده‌ ، سجده‌ نماید ، خواه‌ آفتاب‌ یا ماه‌ یا هر یک‌ از جنود آسمان‌ که‌ من‌ امر نفرموده‌ام ‌،
4 – و از آن‌ اطلاع‌ یافته ‌، بشنوی ‌، پس‌ نیکو تفحص‌ کن ؛ و اینک‌ اگر راست‌ و یقین‌ باشد که‌ این‌ رجاست‌ در اسرائیل‌ واقع‌ شده‌ است ‌.
5- آنگاه‌ آن‌ مرد یا زن‌ را که‌ این‌ کار بد را در دروازه‌هایت‌ کرده‌ است ‌، بیرون‌ آور ، و آن‌ مرد یا زن‌ را با سنگها سنگسار کن‌ تا بمیرند .
تاب دوم تواریخ ، باب ۱۵، آیه ۱۳:

و هر کسی که یهوه خدای اسرائیل (دقت کنید نمی گوید خدای مردم ، می گوید خدای اسرائیل) را طلب ننماید ، خواه صغیر باشد خواه بالغ ، خواه مرد و خواه زن ، باید کشته شود!
بند دوم :مسیحیت
در آیین مسیح و كتاب آن انجیل سخن بر سرگذشت و چشم پوشی است . لیكن قطعاً این توصیه مسیح به گذشت به معنی صرف نظر كردن از انتقام است نه اینكه به طور كلی گذشت صورت گیرد و حتی دیه هم اخذ نشود . زیرا كه در امپراتوری روم و ملل تابع این امپراتوری و همچنین قبایل آنگلوساكسون به نظام دیه پای بند بودند .
هر گاه شخصي مرتكب ايراد ضرب و جرح عمدي منتهي به نقص يا قطع عضو ديگر شود ، مجني عليه حق انتقام و خونخواهي ندارد ، بلكه دستور دادهشده كه ميان جاني و مجني عليه صلح و سازش داده شود . در كتاب مقدس آمده است : « شنيده ايد كه گفته شده است چشمي به چشمي و دنداني به دنداني و ليكن من به شما مي گويم تا شرير مقاومت مكنيد بلكه هر كه به اشاره ( گونه يا رخساره ) راست تو تپانچه( سيلي )زند ديگري ( گونه چپ صورت ) را نيز به سوي او بگردان
شنيده ايد كه گفته شده است همسايه خود را محبت نما و با دشمن خود عداوت كن اما من به شما مي گويم كه دشمنان خود را محبت نماييد و براي لعن كنندگان خود بركت طلبيد و به آناني كه از شما نفرت كنند احسان كنيد و هر كه به شما فحش دهد و جفا رساند دعاي خير كنيد .
4-3) بررسي نظريه برخي از محققين
دكتر عوض احمد ادريس يكي از محققين كشور مصر چنين مي نويسد دعوت حضرت مسيح به عفو و گذشت و چشم پوشي از بديهاي مردم به معني لغو و نسخ احكام قصاص نيست … و آنچه از محروم شدن مجني عليه از اقدام به خوانخواهي و قصاص فهميده مي شود و آنچه از محبوبيت سازش ميان مجني عليه و جاني استفاده مي گردد اين است كه معمولاً اين مصالحه و سازش با مقداري از مال تحقق مي يابد زيرا اين منطق قابل قبولي نيست كه انسان را هم از عين حق او و هم از عوض محروم گرداند .
همچنين انديشمندان حقوقي عقیده دارند كه آيين مسيحيت در پيشرفت حقوق جزا تأثير مهمي داشته است كه در قسمت بعدي مورد مطالعه قرا ميگرد .
بر اساس مطالب مذكور به نظر مي رسد اين محققين عقيده دارند الف – دعوت حضرت مسيح (ع) به عفو و گذشت به معناي نسخ احكام قصاص نيست
ب – آنچه از محبوبيت سازش ميان متضرر از جرم و جاني استفاده مي شود اين است كه معمولاً در اين مصالحه و سازش ،جاني مقداري مال را به متضرر از جرم پرداخت مي كند تا زا خونخواهي انتقام جويي خودداري كند. ج – آيين مسيحيت در پيشرفت حقوق جزا تأثير زيادي داشته است .
5-3) تأثير آيين مسيحيت در پيشرفت حقوق جزا
برخي از حقوقدانان عقيده دارند حقوق جزا در تحولات خود تحت تأثير آيين مسيحيت قرار گرفته است يكي از اساتيد محترم در اين زمينه مي نويسد : « تأثير مهم مسيحيت در امور كيفري را مي توان مخالفت با شكنجه ، ورود مفهوم مسئوليت در امور كيفري و بالاخره طرحهاي اوليه اصلاح مجرمين دانست يكي از اصول مذهب مسيحيت رأفت و عشق به همنوع است مبناي دين بر دوستي گذشت ، ترحم و رأفت برقرارشده است . آقاي مارك انسل در كتاب دفاع اجتماعي نوين به نقل از مايبون در مقايسه هدف از قضاوتهاي مذهبي با قضاوتهاي عرفي مي نويسد : در قضاوت عرفي و غير مذهبي هدف حفظ نظم و ايجاد ترسو وحشت در بدكاران و مجرمين است در صورتيكه در حاكمات و قضاوتهاي شرعي همه جنبه هاي امور ، خاصه نجات روح مجرمين مورد نظر است . 50
با توجه به مطالب فوق استنباط مي شود آيين مسيحيت تأثيرات مفيدي در پيشرفت حقوق جزا داشته است كه مهمترين آنها عبارتند از :
1-مخالفت با شكنجه
2-ورود مفهوم مسئوليت در امور جزايي
3-طرحهاي اوليه براي اصلاح مجرمين
از آنجائيكه اين مفاهيم با عقل و منطق بشر سازگار است لذا نتايج مذكور مورد توجه بعضي از حقوقدانان قرار گرفته و در قوانين و مقررات قانوني كشورها تدوين شده است بنيان گذاران و طرفداران مكاتب حقوقي معاصر نيز همواره اهداف و نظريات خود را اصلاح مجرم و جامعه بيان مي كنند .
با مطالعه كتاب مقدس بنظر مي رسد كه شريعت عيسي عليه السلام شامل تعليمات اخلاقي است تعلميات اخلاقي هر چند تحولي عميق در رفتار انسانها و پيشرفت خوبي در حقوق جزا بوجود مي آورد و ليكن به تنهايي نمي تواندآدمكشي ، تجاوز و ستم به حقوق افراد جامعه را كمترل نمايد، لذا به همين دليل بود كه پيروان آيين مسيح از تعليمات مسيحيت شانه خالي كردند و به مرحله قانونگذاري كليسا روي آورند ، و مسئولي كليسا تحت تأثير عرف ، حقوق مردم ، مصالح و منافع خود، قانون وضع كردند . متاسفانه سختگيريهاي زيادي رواج يافت و مجازاتهايي از قبيل زندان ابد ، زندان موقت ، كفاره هاي ديني ، راندن و طرد از كليسا قانوني شد. 51
نتيجه :
بادقت و تعمق در مطالب مذكور در زمينه بررسي عنصر رواني جرم قتل در آيين مسيحيت نتيجه مي گيريم .
1-سياست جنايي آيين مسيحيت طبق كتاب انجيل ، بر مبناي جنبه هاي اخلاقي و معنوي زندگي استوار است و ارتكاب قتل ، عمل ممنوع و ضد اخلاقي شمرده شده ، هر چند كليسا قرون وسطي ، در مرحله قانونگذاري ،سياست جنائي جداگانه اي داشت .
2-تقسيم بندي انواع قتل بر مبناي عنصر رواني و تأثير آن در مسئوليت كيفري و مجازات قاتل بطور صريح بيان نشده است ، گر چه با توجه به نحوه انشاء مطالب بنظر مي رسد بحث پيرامون ارتكاب قتل ارادي و عمدي است ، زيرا انسان مي تواند از ارتكاب اعمال ارادي و عمدي خودداري كند. اجتناب از اعمال غير ارادي امكان پذير نيست ، خودداري از وقوع قتل خطايي غير ارادي ، خارج از اراده و قدرت انسان است رفتارهاي غير ارادي سبب نمی شودكه انسان به دليل آنها مسئوليت جزائي داشته باشد مرتكب تقصير ندارد و مجازات نمي شود .
3-در صورت وقوع جرم قتل به صاحبان خون دستور داده شده كه از قاتل حق قصاص و خونخواهي ندارند ، بلكه بايد با يكديگر صلح وسازش نمايند .
4-به نظر مي رسيد بحث لغو مجازاتهاي اعدام و قصاص كه امروزه در بين حقوقدانان دنيا مطرح مي باشد،با افكار و عقايد مسيحيت مطابقت داشته باشد. 52
بند سوم : دین مقدس اسلام
آيين مقدس اسلام آخرين دين الهي است كه احكام شرع آن در 14 قرن قبل در كتاب قرآن در مكه معظمه بر پيامبر اسلام ، حضرت محمد(ص) به عنوان خاتم النبيين نازل گرديد. آن حضرت پس از بعثت دوران زندگي خود را در مكه و مدينه گذارند.
جزئيات و شرح احكام اسلام در كتابهاي فقهي مورد بحث و بررسي قرار گرفته است لذا بمنظور بررسي دقيق عنصر رواني جرم قتل انواع آن و تأثير آن در مسئوليت جزايي و ميزان مجازات مرتكب قتل بايد به منابع معتبر فقهي مراجعه شود.
از آنجائيكه حقوق جزاي ايران در زمينه جرم قتل از نظريات مشهور فقهاي اماميه اقتباس شده است . لذا ديدگاه فقهي در مقالات بعدي به طور مشروح مورد بحث وبررسي قرار مي گيرد . در اينجا ، جرم قتل را از ديدگاه قرآن و بطور مختصر از ديدگاه فقها مورد تحقيق و بررسي قرار مي دهيم.
پدر را در قبال كشتن فرزند خود قصاص نمى‏كنند و در اين حكم تفاوتى بين فرزند پسر و دختر نيست . بنابراين ، اگر پدرى مرتكب قتل فرزند خود بشود ، فقط ملزم به پرداخت ديه به اولياى ديگر فرزند مى‏باشد ، مگر اين كه از طرف آن‏ها مورد عفو قرار گيرد 53 . البته در اين خصوص علاوه بر ديه ، بر تعزير او توسط حاكم نيز تأكيد شده است كه ظاهراً در صورت عفو اوليا نيز قابل اعمال مى‏باشد . اين حكم مورد اتفاق فقهاى اماميّه است ، ولى در ميان فقهاى عامّه ، ابن نافع و ابن عبدالحكم و ابن‏المنذر معتقدند كه پدر نيز قصاص مى‏شود و تفاوتى بين او و ديگران نيست . مالك نيز معتقد است ، اگر نحوه قتل به گونه‏اى باشد كه ترديدى در عمدى بودن آن نباشد ، قصاص ممكن است ، مگر اين كه قصد تأديب داشته باشد54 .
علاوه بر پدر ، جدّ پدرى تا هر كجا كه امتداد پيدا كند مشمول اين حكم هستند ، امّا در مورد مادر بين فقهاى اماميه و فقهاى اهل سنّت اختلاف وجود دارد . فقهاى اماميّه به جز ابن جنيد اسكافى ، معتقدند كه مادر در قبال قتل فرزند خود قصاص مى‏شود ، امّا فقهاى عامّه به جز احمد بن‏حنبل معتقدند كه تفاوتى بين پدر و مادر نيست . دليلى كه فقهاى اماميه ذكر كرده‏اند عمدتاً دو دليل است : يكى عموم آيات قصاص كه فقط به قتل فرزند ، توسط پدر تخصيص خورده است‏ 55 و ديگرى اجماعى كه مرحوم شيخ بر جواز قصاص مادر ادّعا نموده است‏ . البته اجماعى كه ادّعا شده است ظاهراً به استناد ادلّه است ، به خصوص با توجه به مخالفت «اسكافى» كه قبل از مرحوم شيخ بوده است ، لذا نمى‏تواند به عنوان يك دليل مستقل مورد استناد قرار گيرد ، امّا رواياتى كه عموم آيات قصاص را تخصيص زده است يازده روايت است ، كه همه آن‏ها در تخصيص قتل فرزند توسط پدر ظهور دارند و از هيچ كدام از آن‏ها نمى‏توان قتل فرزند توسط مادر را نيز استفاده كرد.
در بيش‏تر اين روايات عبارت‏هاى زير به كار رفته است:
لا يقتل الرّجل بولده اذا قتله 56؛
انسان به سبب كشتن فرزند خود كشته نمى‏شود.
لا يقتل الاب بابنه ؛
پدر به سبب كشتن فرزند، كشته نمى‏شود.
تنها در برخى از روايات نقل شده است :
لا يقاد والد بولده 57؛
پدر به فرزند قصاص نمى‏شود.
لا يقتل والد بولده 58؛
پدر در قبال كشتن فرزند ، كشته نمى‏شود.
كه احتمال دارد در اين روايات كلمه والد را اعم از پدر و مادر دانست و اين احتمال با معناى لغوى كلمه والد كه در كتب لغت به آن تصريح شده است‏ 59سازگار نيست و بر فرض اين كه « والد » معنايى اعم از پدر و مادر داشته باشد ، روايات ديگر آن را منحصر به پدر مى‏نمايد.
بنابراين، از نظر فقهى راهى براى تعميم اين حكم وجود ندارد . اهل سنت به چند دليل ، مادر را نيز مشمول اين حكم مى‏دانند:
1- مادر نيز يكى از والدين و مانند پدر است ؛
2 – مادر اولى‏ به نيكى از طرف فرزندان است ، لذا منتفى شدن قصاص از او اولى‏ است و عدم ولايت مادر بر فرزند مانع از اين حكم نيست و پدر حتى اگر ولد كبير خود را بكشد ، قصاص نمى‏شود ، در حالى كه ولايت بر او ندارد.
اين حكم نسبت به پدر ، حتى اگر كافر يا برده باشد و فرزند او مسلمان و آزاد ، نيز ثابت است‏ 60و همان‏گونه كه پدر با قتل فرزند قصاص نمى‏شود ، اگر فرد ديگرى را نيز بكُشد كه حق قصاص او متعلق به فرزند باشد ، بنا به نظر مشهور فقها ، قصاص منتفى است ، زيرا در اين فرض نيز اگر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی آداب و رسوم، یونان باستان، هخامنشیان Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی قتل عمد، قانون مجازات، مستوجب قصاص