پایان نامه با واژه های کلیدی حقوق بشر، اصل استقلال، فلسفه اخلاق

دانلود پایان نامه ارشد

برخورد مؤثر و سالم با بسياري از مسائل اخلاقي پيچيده كه در زمينه‌هاي مراقبت‌هاي بهداشتي و پرستاري مطرح مي‌شوند، ناكافي است. يك صلاحيت و قابليت اخلاقي بسيار پيچيده‌تر از آنچه به عنوان رفتار اخلاقي پيش‌بيني مي‌شود، لازم است.
اگر همه افراد در حرفه خود درباره اخلاق جدي باشند، بايد در يك تحقيق انتقادي درباره اخلاقيات و به كارگيري اصول اخلاقي در حرفه خود شركت نمايند. نمي‌توان پذيرفت كه درست به همین دليل ما اصلاحات اخلاقي را مي‌دانيم و آن‌ها را به كار مي‌بريم، همان‌گونه كه وارناك31 در اثر كلاسيك خود تحت عنوان فلسفه اخلاقي معاصر هشدار مي‌دهد:
هنگامي كه ما درباره اصول اخلاقي سخن مي‌گوييم ممكن است. منظور خود را ندانيم؛ اينكه مشكلات اخلاقي، اصول اخلاقي، قضاوت‌هاي اخلاقي چيست، موضوعي چندان روشن نيست كه به عنوان يك موضوع ساده بتوان آن را ناديده گرفت. ما بايد كشف كنيم كه چه زماني مي‌گوئيم يك مسئله اخلاقي است تا اگر با موارد اخلاقي زيادي برخورد داشتيم بتوانيم آن‌ها را از يكديگر تفكيك كرده و بررسي نماييم كه كداميك عاقلانه و قابل دفاع هستند.
هنگام مذاكره و بحث درخصوص مسائل اخلاقي در پرستاري و مراقبت‌هاي بهداشتي، ضروري است كه همه طرف‌هاي درگير، دانش و درك مؤثر مشتركي از معاني اصطلاحات و مفاهيم اساسي داشته باشند. اين ضرورت پيش از اينكه اختلافي وجود داشته باشد بايد درك شود. استدلال واقعي در وراي اين ضرورت اين است كه مادامي كه درك مشتركي از واژه‌ها و مفاهيم اصلي وجود نداشته باشد، درك مسائل مورد بحث و پرداختن به آن‌ها، اگر غير ممكن نباشد، بسيار مشكل خواهد بود. براي مثال، اگر دو گروه مخالف، فاقد درك مشتركي درباره ماهيت و مضمون حقوق بشر باشند نمي‌توانند بحث درباره شرايطي را آغاز نمايند كه تحت آن‌ها بايد به حقوق بشر احترام گذاشته شود و يا حقوق بشر نقض گردد. به نحو مشابهي، اگر دو گروه مخالف، فاقد درك مشتركي از اصول اخلاق حرفه‌اي باشند، نمي‌توانند به روشني بحث نمايند كه آيا اخلاق حرفه‌اي بايد به عنوان حوزه متمايزي از تحقيق و كار شناخته شود يا خير، يا اينكه آيا همه شاغلين اين حرفه ملزم تبعيت و حمايت از موازين اخلاقي ايجاد شده هستند يا خير.
در ايجاد درك مشتركي از مفاهيم و اصطلاحات اصلي مورد استفاده در مذاكرات و مباحثات راجع به مسائل اخلاقي، مهم است بدانيم كه بر خلاف انتظارات، بسياري از اصطلاحات متداول در بحث‌هاي اخلاقي، خود داراي بار اخلاقي بوده و در نتيجه به نحو تناقض آميزي در خطر تحريف مباحثات و ضايع كردن آن‌ها هستند. ايده كيفيت زندگي مثال خوبي از اين مورد است. بسياري از نويسندگان اخلاق زيستي مي‌پذيرند كه هنگامي که یک زندگي از مستقل بودن باز مي‌ايستد. ارزش آن كاهش يافته است. در مواردي كه كيفيت زندگي، معياري براي تصميم‌گيري در مرحله پاياني حيات بوده است، مي‌توان قتل ترحم‌آميز را راهكار صحيح و مناسبي دانست. در اينجا مفهوم استقلال كه داراي بار اخلاقي است، يك معناي جدا از انتخاب قتل ترحم‌آميز را مي‌رساند. همچنين اين تصور را كه ممكن است استقلال رأي برخي از اشخاص با ايده يك زندگي با ارزش كاملاً بي‌ربط باشد، باطل مي‌سازد. براي مثال در برخي گروه‌هاي فرهنگي سنتي، روابط دوستانه و خانوادگي، نوعاً جمعي و به هم وابسته است ولو اينكه هر گونه ايده استقلال فردي با ارزيابي يك زندگي با ارزش براي زيستن كاملاً بي‌ارتباط است.
مفاهيم و اصطلاحات اخلاقي كه نادرست يا ضعيف تعريف شده باشند، مي‌توانند تصور اخلاقي اشخاص و گزينه‌ها و انتخاب‌هايي را كه ممكن است به نحو ديگري بررسي و در برابر اختلاف، تعارض و خصومت انتخاب شوند، متأثر ساخته و آن‌ها را محدود نمايند(عباسي و ديگران،1389: 130).

2-10) اصول چهارگانه اخلاقي
اصل يعني قاعده يا معياري كه در يك وضعيت مفروض به كار برده مي‌شود. وقتي اصلي اخلاقي باشد، بدين معناست كه بايد براي به‌کارگیری آن تلاش كرد، زيرا حتماً درست است. چهار اصل اخلاقي كه مشتركاً در اخلاق زيستي به كار برده مي‌شوند عبارتند از استقلال، زيان نرساندن، خيرخواهي و عدالت. درست همانند نظريه‌هاي اخلاقي اين اصول، عاري از جنجال نبوده و همانگونه كه خواهيم ديد، مي‌توانند در هر وضعيت مفروض نيز با يكديگر رقابت نمايند. اما سودمندي آن‌ها به عنوان وسيله‌اي براي بررسي معضلات اخلاقي از شهرت آن‌ها در الگوهاي تصميم‌گيري اخلاق زيستي پديدار است(عباسي و ديگران،1389: 149).

2-10-1) اصل استقلال
استقلال عموماً اينگونه توصيف مي‌گردد: حق تعيين سرنوشت، توانايي كنترل آنچه براي ما رخ مي‌دهد و چگونگي رفتارها ما اين اعمال اراده از ما تنها در صورتي قابل پذيرش است كه تأثير نامطلوبي بر حقوق ديگران نگذارد. استقلال يك اصل اخلاقي مهم است، زيرا متضمن احترام به افراد و حريم شخصي آنها است. همچنين اصلي است كه در حوزه‌هايي از حقوق بهداشتي، به ويژه در رابطه با حق شخص به رضايت باري درمان و دريافت اطلاعات درباره درمان منعكس مي‌گردد. اما اين اصل اخلاقي در هر وضعيتي در قانون مورد حمايت قرار نمي‌گيرد. براي مثال، افراد حق ندارند در رابطه با قتل ترحم‌آميز اعمال استقلال نمايند يا در هر زماني كه بخواهند از كمك براي مردن برخوردار شوند.
لازم است شاغلين حرفه پزشكي حرفه پزشكي به خاطر داشته باشند كه منظور از اعمال استقلال، رفتار مرویانه داشتن است. براي بيماري كه در اختيار كادر پزشكي و پرستاري است، ادعاي استقلال هميشه درست نيست، به ويژه اگر اين عمل بيمار را به مقابله با كادر پزشكي بكشاند. براي پرستاران نيز مدعي بودن با وجود تربيت‌هاي اخلاقي كه در گذشته داشته‌اند. هميشه آسان نبوده است. اين موضوع به لحاظ فرهنگي يك مفهوم غربي است . برخي فرهنگ‌هاي ديگر از جنبه استقلال و فردگرايي فكر نمی‌کنند بلكه از جنبه وابستگي‌ متقابل فرد و جامعه مي‌انديشند. با اين وجود قوانين در استراليا معمولاً از اصل استقلال حمايت مي‌كنند.

2-10-2) اصل زیان نرساندن
اين اصل، اصلي‌ بسيار قوي در مراقبت‌هاي بهداشتي است و مبناي تكليف پر ستاران را براي مراقبت از بيماران تشكيل مي‌دهد. همچنين مي‌توان آن را در تكليف مراقبت که یکی از عناصر خطاي مدني است، تشخيص داد. چنين به نظر مي رسد كه اين اصل برتر از اصل خيرخواهي است. بيشامپ و چيلدرس استدلال مي‌كنند كه تكليف ما براي صدمه نزدن بزرگ‌تر از تكليف ما براي انجام كار خوب، به ويژه در جايي است كه ممكن است خود ما يا ديگران در معرض خطر قرار گيريم.

2-10-3) اصل خيرخواهي
خيرخواهي غالباً به عنوان اين اصل كه «مهم‌تر از همه، كار خوب انجام بده» توصيف مي‌‌گردد. تمايل به كار خوب بي‌ترديد به اكثر شاغلان مراقبت‌هاي بهداشتي انگيزه مي‌دهد. اما، شايد توجه است كه مواردي هم وجود دارد كه ممكن است تصور مردم از كار خوب مخالف خواسته‌هاي يك فرد باشد. براي مثال، هنگامي كه يك بيمار علاج ناپذير بوده و احتمال مرگ او زياد است. پرستاران و پزشكان نمي‌توانند درمان را متوقف نمايند. از پرسش‌هاي مهمي كه در وضعيت‌هاي مربوط به خيرخواهي پرسيده مي‌شود اين است كه ما براي خيرخواهي نسبت به چه كسي تلاش مي‌كنيم؟ جانستون با مثال مفيدي نشان مي‌دهد كه چگونه خيرخواهي مي‌تواند بر خلاف تمايلات معمولي گروه مراقبت‌ خيرخواهي ناديده گرفته شود، پدر سالاري تلقي مي‌شود. اصل خيرخواهي و زيان نرساندن اغلب دوروي يك سكه هستند. اما غالباً در عمل اين مشكل وجود دارد كه بدانيم يكي در كجا پايان يافته و ديگري از كجا آغاز مي‌شود. براي مثال، وقتي پرستاري محل زخم‌ها را تميز كرده يا پانسمان دردناكي براي بيمار انجام مي‌دهد. ممکن است قدري ناراحتي براي بيمار ايجاد كند. و لذا عنوان صدمه زننده را به او بدهند. با اين وجود، انگيزه‌هاي پرستار براي پانسمان يا عفونت زدايي از زخم كار خوب و در واقع خبررساني به بيمار است. در چنين وضعيتي روشن است كه پرستار از زخمم عفونت زدايي مي‌كند، اما اصول مي‌توانند این‌گونه تفسير شوند كه مغاير با يكديگر هستند.

2-10-4) اصل عدالت
عدالت در اخلاق دو معنا دارد: انصاف و يا توزيع برابر مسئوليت‌ها و منافع عدالت به عنوان انصاف نيز دو تفسير دارد: رفتار يكسان با مردم يا برخورداري عادلانه شخص از امكانات اصل عدالت به عنوان انصاف، سطحي از بي‌طرفي بودن در برخورد با ديگران را انتظار داشته و به آن اشاره دارد. اما رفتار برابر با مردم، لزوماً مساوي با رفتار به يك شيوه با مردم نيست. بيماران از نظر سوابق اجتماعي، آموزشي و فرهنگي خود يكي نيستند و پرستاران ممكن است به پذيرش گسترده استراتژي هاي مهارتي جهت نيل به رفتار برابر براي دو بيمار نياز پيدا كنند. براي مثال تهيه اطلاعات كافي درباره برداشتن كيسه صفرا به طريق لاپاراسكوپي براي يك زن مسن مي‌تواند به استراتژي‌هاي بسيار متفاوتي نسبت به تهيه همان اطلاعات همان اطلاعات براي يك مرد 45 ساله تحصيل كرده دانشگاهي نياز داشته باشد. با اين ملاحظات، عدالت به عنوان انصاف، يك اصل مهم است. چون مبناي نياز به اجتناب از تبعيض عليه مردمي است كه به هر دليلي متفاوت هستند.
از دومين معناي عدالت به عنوان توزيع برابر مسئوليت‌ها و منافع، گاهي اوقات به عنوان عدالت توزيعي ياد مي‌شود و غالباً براي پاسخ دادن به پرسش‌هاي مربوط به تخصيص بايد بين تمام افراد جامعه يكسان تقسيم شود. اما در عمل، شاهديم هنگامي كه از شاغلان مراقبت‌هاي بهداشتي خواسته مي‌شود، اصل عدالت و تخصيص عادلانه منابع را در عمل اعمال كنند، مشكلات اخلاقي فراواني براي آنها ايجاد مي‌شود و اين پرسش مطرح مي‌شود كه به كدام بيماران بايد ارائه درمان نمود. چنين پرسش‌هايي شاغلان مراقبت بهداشتي را كه به كار خود و ارتباط با بيماران عادت كرده‌اند، يا معضلات واقعي روبرو مي‌سازد.

2-11) تعارض قواعد اخلاقي
كانت عقيده دارد كه حساس‌ترين تعارضات اخلاقي بين تكليف و ميل روي مي‌دهد، و به اين جهت، خاطر او عمدتاً به اين تعارضات مشغول است. ولي تعارضات جدي ديگري نيز ممكن است در دو چارچوب اخلاق واقع شود هنگامي كه به نظر برسد دو تكليف منافي يكديگر بر عهده داريم. مثلاً رد جريان جنگ ويتنام، بعضي از دانشجويان دوره‌هاي كارشناسي ارشد و بالاتر، از ديگران انتقاد مي‌كردند كه چرا به جاي درس خواندن، به راه‌پيمايي در اعتراض به جنگ نمي‌روند.سؤال اين است كه بر طبق نظرية كانت، از تكليف‌هاي به ظاهر متعارض كدام را بايد برگزينيم؟ يك راه حل فوراً به ذهن مي‌رسد. تكاليف موسّع را مي‌توان به بسياري راه‌ها ادا كرد. بنابراين، در صورت وقوع تعارض ميان دو تكليف مثبت، ممكن است هر يك را به راه ها و در اوقات مختلف ادا كرد. اگر تعارض بين وظيفه‌اي مضيّق و وظيفه‌اي موضع باشد، شايد ممكن باشد اول به اداي وظيفه مضيّق بپردازيم، و انجام وظيفة موسّع را به وقت ديگر و به را‌ه ديگري موكول كنيم. (بزودي خواهيم ديد كه اين پيشنهاد هميشه درست نيست).
اما بعضي اوقات، بظاهر بايد از ميان دو وظيفه مضيق، يكي را برگزينم. مثلاً ممكن است فقط به اين وسيله از آزار تا حق ناحق كسي بپرهيزيم كه به او دروغ بگوييم. هر كس مدعي شود كه اينگونه تعارضات وجود ندارد، منكر تجربه‌های اخلاقي عادي شده است. چنين تاكتيكي نيز مانند سقراط كه واقعيت ضعف اخلاقي را انكار مي‌كرد، از تبيين واقعيات حيات اخلاقي ما قاصر می‌ماند.
كانت تنها يك بار آن هم به اجمال، با اين مشكل دست و پنجه نرم كرده است. مي‌گويد پاية اخلاق عقل است، و عقل ممكن نيست تناقض‌ها عملي (يعني در آن واحد، تكاليف متناقض) ب ما تحميل كند. بنابراين، حتي در صورت وقوع تعارض ميان قواعد اخلاقي، در هر زماني تنها يك تكليف بر عهدة ماست. ممكن نيست واقعاً بين تكاليف تعارض روي دهد، به نحوي كه عهدة ماست. ممكن نيست واقعا بين تكاليف تعارض روي دهد به نحوي كه مكلف باشيم در آن واحد مطابق قواعد منافي يكديگر عمل كنيم. به نوشتة او: «دو قاعد متعارض ممكن نيست هر دو در آن واحد ضرورت داشته باشند؛ اگر مكلف باشيم مطابق يكي از ان دو عمل كنيم، عمل كردن بر طبق قاعدة مقابل نه تنها تكليف ما نيست، بلكه حتي در تضاد با تكليف ماست،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی اصل استقلال، تحت درمان Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی بازار سهام، صاحبان سهام، ثروت سهامداران، حقوق انسان