پایان نامه با واژه های کلیدی حقوق بشر، صدور انقلاب، سازمان ملل، حقوق زنان

دانلود پایان نامه ارشد

انباشته شده از گذشته و در تلاش جهت پايان دادن به هر نوع تنازع و کشمکش بين المللي است و براي تأمين امنيت خود به واقعيتهاي موجود بين الملل توجه دارد. يعني به هنگام بودن سياست خارجي، برخورد برنامه ريزي شده و به روز با نظام بين الملل و بازيگران آن را اقتضا مي کند. تنش زدايي نه تنها خواهان استقرار يک نظام مردم سالار در درون جامعه خود است بلکه “منادي عوت جهان به صلح مبتني بر عدالت، تساوي و حذف زور در روابط بين الملل” نيز مي باشد. در واقع گسترش روابط با کليه کشورهاي جهان براساس احترام متقابل، منافع مشترک و نفي هر گونه سلطه گري و سلطه پذيري و تأکيد بر نهادينه شدن مقررات حقوق بين الملل، تلاش در جهت کاهش تشنج در سطح منطقه اي و بين المللي، تقويت انسجام و وحدت کشورهاي اسلامي و غيرمتعهد از جمله اولويت هاي سياست خارجي تنش زدايي است. سياست تنش زدايي بر اين فرض استوار است که ايران با موقعيت تاريخي و ژئوپليتيکي بسيار حساس و با سابقه چندهزار ساله تمدني بايد به عنوان بازيگر منطقه اي و جهاني جايگاه راستين تاريخي خود را به دست آورد. سياست تنش زدايي از طريق گفتگو و مفاهمه، ديدگاهي است واقع گرا و در جهان پر از تعارض هم مي تواند پاسخگوي ارزش ها باشد و هم اين که منافع ملي را در سطح مختلف فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي تأمين نمايد. سياست تنش زدايي و با فاصله گرفتن از اولويتهاي امنيتي و ايدئولوژيکي به سمت همگرايي و همکاري همه جانبه پيش رفته و در نتيجه زمينه هاي بيشتري را براي گفتگوي ميان تمدن ها و همگرايي چندجانبه حکومتي فراهم مي آورد. سياست تنش زدايي تمام جوامع را از خشونت و دشمني به تحمل يکديگر و همکاري متقابل فرا مي خواند و با تأکيد بر کثرت گرايي سياسي، اقتصادي و فرهنگي و رعايت اصل تساهل و مدارا در روابط بين الملل، کشورها را به شرکت فعال تر و گسترده تر در سازمان هاي منطقه اي و بين المللي ترغيب مي نمايد. با توجه به اين واقعيت که کشور ايران از منابع مادي و معنوي کافي بهره مند مي باشد و توانايي لازم جهت تأمين امنيت داخلي و برقراري توازن منطقه اي را دارد و حتي مي تواند با اتکا به اين منابع نقش موثر و تعيين کننده اي در روابط بين الملل بازي کند، کافي است عناصري که باعث توفيق و اعتلاي نقش ايران و فعال شدن سياست خارجي مي شوند، شناسايي و برنامه ريزي شده و تقويت گردند. براي دستيابي به چارچوب مفهومي سياست خارجي قاعده مند و جهت برخورداري از اولويت بندي موضوعي بايد به تفکر راهبردي و علمي مجهز شد و به جاي اسير شدن در قالب هاي صرفاً ذهني، شرايط عيني را جهت تبيين سياست خارجي و اعمال آن در برقراري توازن و امنيت منطقه اي و جهاني ملاک عمل قرار داد. سياست خارجي در جهاني با بيش از 180 کشور زماني مي تواند ادعاي پيروزي نمايد که حداکثر بهره برداري از شرايط جهاني را در جهت منافع ملي ببرد.
ذکر اين نکته به اين دليل است که اين موضوع در شرايط حاد کنوني با وجود انواع تحريمهاي سنگين و گسترده و به قول رئيس جمهوري جديد ،دکتر روحاني” تحريمهاي ظالمانه”،و تهديدهاي امنيتي ديگر ،اهميت بسياري دارد که ايران بسرعت از اين وضعيت خارج شود وتدبير مناسبي براي خروج از اين بحران بينديشد.
در كل اصول سياست خارجي ايران در دوره را مي توان در موارد زير خلاصه كرد:

– تنش زدايي و كوشش در جهت اعتمادسازي در سطح منطقه اي و بين المللي؛

– تاكيد بر گفت و گو و مفاهمه بين فرهنگ ها جهت حل و فصل مسائل و مشكلات مطرح در سطح سياست خارجي؛

– تلاش در جهت خنثي سازي سياست هاي ضد ايراني، از طريق شركت فعالانه در كنفرانس ها و مجامع بين المللي جهت كسب پرستيژ در سطح نظام بين الملل؛

– كوشش براي شناساندن تمدن اسلامي به عنوان تمدني خواهان صلح، عدالت و گفت و گو در روابط بين الملل؛

– سعي در جذب و استفاده از پتانسيل ها و توانائي هاي ايرانيان مقيم خارج از كشور؛

– سياستگذاري خارجي با توجه به مقدورات و محذورات بين المللي
.
اين دوره از سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران را مي توان در چارچوب نظريه سازه انگاري مورد تحليل قرار داد. طرح ايده گفت و گوي تمدن ها از سوي رياست جمهوري ايران به معناي پذيرش هنجارهاي بين المللي و تلاش براي سهيم شدن در فرآيند هنجارسازي است. همچنين بر اساس سازه انگاري هنگامي كه مفاهيم بين الاذهاني و هنجارها تبيين گر روابط ساختارها و كنشگران باشند، از سياست گفت و گوي تمدن ها انتظار مي رود تا از طريق تساهل و تعامل فرهنگي، الگويي جديد از روابط ميان كشورها ارائه دهد كه به صلح پايدار، دوستي ملل و همبستگي متقابل كشورها منجر گردد. در زمينه تاثيرگذاري و تاثيرپذيري از ساختار نظام بين الملل نيز شايان ذكر است كه سياست خارجي ايران توانست در اين دوره با نامگذاري سال 2001 به سال گفت و گوي تمدن ها در سازمان ملل بر اين ساختار تاثير گذارد و با امضاي پروتكل الحاقي محدوديت هايي را براي خود فراهم سازد.(رضايي، 48:1387)
– رويکرد بنياد گرايي ارزش محور(1384 به بعد) ، با پيروزي دکتر محمود احمدي نژاد در انتخابات سال 1384دولتي بنياد گرا وارزش محور بر سر کار آمد که از همان ابتدا با شعارهاي بر گشتن به اصول انقلابي خواستار تغييرات گسترده اي در سياست خارجي شد.ايران در اين مقطع با چالشهاي زيادي روبرو بود از جمله مسائل هسته اي و حقوق بشر . با توجه به وضع داخل و همچنين وضع نظام بين الملل فشارهاي فراواني به ايران وارد شد . دولت نهم در مسائل هسته اي هيچ گونه عقب نشيني را قبول نمي کرد و غني سازي اورانيم را همچنان ادامه مي داد. ديدگاه اصلي غرب وامريکا نسبت به جمهوري اسلامي ايران عدم پذيرش آن به عنوان کشوري مستقل وبازيگري مهم در عرصه تعاملات منطقه اي وجهاني بوده است .آنان از ابتداي تاسيس جمهوري اسلامي با دستاويز قرار دادن موضوعاتي چون حقوق بشر ،صدور انقلاب ،حقوق زنان ،حقوق اقليتها، حمايت از تروريزم، مخالفت با صلح خاورميانه، تلاش براي ناامن سازي عراق وافغانستان وبلاخره فناوري صلح آميز هسته اي موجوديت ايران واستقلال کشورمان را مورد تهاجم قرار دادند.
رويکرد دولت نهم در قبال سياستهاي امريکا در منطقه رويکرد مقاومت در برابر هژموني غرب، پايداري براي احقاق حقوق اوليه کشور، حفظ اصول وارزش هاي اسلامي وامنيت ملي ،نهايتا دفاع از حق برخورداري عادلانه از دانش وامکانات هسته اي است.دولت احمدي نژاد اولين مسئله مهم وچالش اساسي آن در سياست خارجي مسئله هسته اي بود با علني شدن فعاليتهاي هسته اي ايران در مجامع جهاني درزمان دولت خاتمي با روي کار آمدن دولت احمدي نژاد سياست ايران در قبال مسائل هسته اي قاطع تر شد ايران بعد از توقف دو سال غني سازي اورانيم دوباره شروع به کار کرد . موضع کشورهاي منطقه در مورد فعاليتهاي هسته اي ايران مسئله مهم در اين زمينه نقش قدرتهاي جهاني در منطقه است با توجه به نقش زياد امريکا در منطقه خاورميانه وتاثير آن بر کشورهاي منطقه مي توان گفت که اغلب کشورهاي منطقه از جمله اسرائيل شديدا با فعاليتهاي هسته اي ايران مخالف هستند اسرائيل با توجه به موضع ايران از ابتداي انقلاب که خواستار محو اسرائيل بوده و همچنين با روي کار امدن دولت احمدي نژاد ونفي هولکاست وتکرار شعارهاي ابتداي انقلاب اسرائيل شديدا از طرف ايران احساس خطر مي کند وبا توجه به اين رويکرد ايران اسرائيل تمام توان خود را بکار گرفته است که مانع دست يابي ايران به فناوري هسته اي شود. موضع کشورهاي عربي هم در قبال فعاليتهاي هسته اي شفاف نيست دسته اي از اين کشورها با تاسي از امريکا مخالف فعاليت هستند ودسته ديگر هم نظر خاصي ندارند و با توجه به اينکه ايران اعلام کرده که خواهان گسترش دانش هسته اي خود در ميان کشورهاي منطقه است موافق آن هستند. آمريکا هم با توجه به همين مسئله که ايران مي تواند به الگوي براي کشورهاي منطقه مبدل شود مخالف دست يابي ايران به فناوري هسته اي است. (تفضلي ،1388)
7-2 بررسي ماهيت روابط ايران واعضاي سازمان شوراي همکاري خليج فارس بويژه عربستا ن سعودي پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران

ايران و كشورهاي حاشيه جنوبي خليج فارس به ويژه اعضاي شوراي همكاري خليج فارس، هر يك واحدهاي سياسي جداگانه‌اي به شمار مي‌آيند كه داراي اهداف و منافع خاص خود مي‌باشند. بر اساس تئوري سازه‌انگاري، اين اهداف و منافع متأثر از برداشت‌هايي است كه هر يك از اين واحدها نسبت به خود و ديگران دارند و اين همان چيزي است كه از آن به عنوان هويت ياد كرديم. همين هويت‌ها است كه روابط دو سوي خليج فارس را به سمت دوستي، دشمني و رقابت سوق مي‌دهد. به لحاظ تاريخي مؤلفه‌هايي همچون ايرانيت (عجم) و تشيع در مقابل عربيت و تسنن، عامل افتراق ايران و كشورهاي حاشيه جنوبي خليج ‌فارس بوده است. با اين حال، هيچ گاه اين عوامل به بروز تنش يا تعارضات جدي بين ايران و كشورهاي منطقه جنوبي خليج ‌فارس منجر نشده است. از ديد ناسيوناليست هاي ايراني‌، عرب‌هاي جنوب خليج‌فارس، افرادي هستند كه در ريگزارهاي شبه جزيره زندگي مي‌كنند، بهره چنداني از تاريخ و تمدن ندارند و در يك قرن اخير به يمن كشف منابع نفتي به زندگي پر زرق و برق و متجدد وارد شده‌اند. آن ها در عين حال به اقتضاي عوامل داخلي هويت ساز خويش و نيز مسائل استراتژيك، همواره به خارج وابسته بوده‌اند. در مقابل از ديد اعراب، ايران به رغم سابقه تمدني و تاريخي‌اش، احتمالاً كشوري قدرت طلب، توسعه طلب و مهاجم مي‌باشد. از ديد اعراب، عجم و عرب و شيعه و سني غيرقابل جمع هستند. ايران به اقتضاي قدرت ملي‌اش همواره به ديده يك توسعه‌طلب به جنوب مي‌نگرد و تمايل دارد، جنوب را به انقياد خود درآورد. در كنار اين برداشت‌هاي هويتي نسبتاً قديمي، انقلاب اسلامي ‌ايران باعث شكل‌گيري برداشت‌هاي هويتي جديد ميان دو سوي خليج‌ فارس شد. در تحليل جنوب، وقوع انقلاب اسلامي ‌ايران و نظام منبعث از آن يعني جمهوري اسلامي ‌ايران، بازيگران فرامنطقه‌اي و متحدين منطقه‌اي آنها را با چالش كشانده، درصدد برهم زدن وضع موجود بوده، منابع غرب را تهديد مي‌كند و مشروعيت دولتهاي عرب منطقه را زير سؤال برده است. به عبارت ديگر غلبه ايدئولوژيك‌ گرايي و آرمان گرايي و سياست صدور انقلاب در ايران، شيخ نشين‌هاي حوزه جنوبي خليج فارس را به احساس خطر واداشت. تفسير واضح‌تر اين احساس خطر آن بود كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي، اين ترس در كشورهاي عربي به وجود آمد كه با اعتماد به نفس پيدا شده در شيعيان ساكن كشورهاي حوزه خليج فارس، آنها به پيروي از هم مذهبان خود در تهران عمل كنند و به اين ترتيب امنيت داخلي اين كشورها را به خطر مي‌اندازند .بدين ترتيب، از ديد اعراب، انقلاب اسلامي ‌ايران و نهضت‌هاي شيعي برخاسته از آن عاملي تهديدزا عليه اعراب به حساب مي‌آمدند. حال آن كه انقلاب اسلامي ‌ايران به عنوان يك مدل نه تنها شيعيان بلكه عمدتاً فعالان چپ‌گرا در جهان عرب را كه تا آن روز نتوانسته بودند با تكيه بر ايدئولوژي چپ، كاري از پيش برند، به سمت ايدئولوژي اسلامي ‌فراخواند و طبقه حاكم در كشورهاي عربي به جاي حل مشكل از داخل، توجه بدبينانه خود را به ماوراء مرزها سوق دادند. جنگ تحميلي عراق عليه ايران نيز در نتيجه تصورات کشورهاي منطقه از تهديدهاي ايران به وقوع پيوست. شرايط ناشي از وقوع انقلاب اسلامي ايران، لزوم سامان دهي الگوهاي رفتاري در منطقه و تدارک سازوکارهاي مناسب را در دستور کار کشورهاي عرب حوزه خليج فارس قرار داد و در اين ميان مهم ترين سازوکار، بهره گيري از عراق و توانايي نظامي اين کشور در مقابل ايران بود. در حقيقت، اين جنگ بر کل جهان عرب به ويژه بر صحنه سياسي خليج فارس تأثير گذاشت. عراقي ها احساس مي کردند مي توانند به نيابت از اعراب برنده جنگ عليه ايران باشند. دلايلي نظير تضعيف نيروهاي نظامي ايران پس از سقوط شاه، درگير بودن ايران در جنگ هاي داخلي، حمايت مادي و معنوي کشورهاي عرب حوزه خليج فارس از عراق موجب تقويت اين تفکر عراقي ها گرديد.علاوه بر جنگ تحميلي، با توجه به موضوعاتي نظير اختلاف ميان ايران و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی جهان اسلام، سازمان ملل، سازمان ملل متحد، وزارت امور خارجه Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی خليج، هويت، کشورهاي، خارجي