پایان نامه با واژه های کلیدی جهان اسلام، صدور انقلاب

دانلود پایان نامه ارشد

را فرو نشاند. پس از عقد توافق‌نامه‌ي طائف، عربستان سعودي در بازسازي لبنان نقش مهمي را ايفا کرد. رفيق حريري ميلياردر لبناني طرف‌دار آل‌سعود در سال 1992م. پس از توافق‌نامه‌ي طائف به نخست‌وزيري لبنان رسيد که اين مسئله به افزايش نفوذ عربستان در داخل لبنان و حضور پررنگ سعودي‌ها در روند بازسازي اقتصادي لبنان منجر گرديد؛ بنابراين اهميت لبنان براي عربستان و حساسيت‌هايي که اين کشور نسبت به مداخله‌هاي سوريه در لبنان دارد، از اين زاويه معنا مي‌يابد. (کرمي ، 24اسفند1391)
5-4-2-4 موقعيت کنوني عربستان در لبنان
رياض پس از حوادث 7 مي 2008 و پس از آن که عبدالعزيز خوجه، سفير وقت عربستان در لبنان مجبور به خروجش از اين کشور توسط يک کشتي عربستاني شد، پاي خود را از تحولات جاري در لبنان بيرون کشيد و به عنوان کشوري حاشيه نشين در تحولات لبنان مطرح شد. پس از آن که نجيب ميقاتي، به عنوان نامزد حزب الله و جريان 8 مارس رياست دولت جانشين حريري را بر عهده گرفت، انزواي عربستان در لبنان باز هم افزايش يافت تا آن جا که فعاليت سفارت خانه اين کشور در بيروت به حداقل رسيد و سعد حريري، مرد مورد اعتماد عربستاني ها نيز از لبنان خارج شد و به فرانسه رفت. البته وي بسياري از ماه هاي سال را نيز در عربستان مي گذراند تا به نوعي اين پيام را از جانب رياض بدهد که آل سعود عرصه سياسي لبنان را به حال خود رها کرده اند. حتي سفرهاي نجيب ميقاتي، نخست وزير سابق و ميشل سليمان، رئيس جمهوري به عربستان نيز کارساز نمي شدند و عربستاني ها تمايلي براي بازگشت به لبنان از خود نشان نمي دادند.
اکنون با انتخاب تمام سلام که با توصيه عربستاني ها و پافشاري آنها رياست دولت جديد لبنان را بر عهده گرفته است، پيش بيني مي شود که روابط عربستان و لبنان بهبود يابد و با نزديک شدن به زمان برگزاري انتخابات حساس نمايندگان مجلس لبنان نقش سياسي عربستان در عرصه سياسي اين کشور مجددا پررنگ شود. يکي از مقام هاي 14 مارس که نخواست نامي از او برده شود در اين باره مي گويد: “انتخاب تمام سلام به معناي آشتي عربستان با لبناني ها است. اکنون رياض قصد دارد با نيرويي جديد وارد عربستان شود و مي خواهد نقشي مهم در کارزار سياسي به ويژه انتخاباتي عربستان ايفا کند. روابط رياض و بيروت زاييده يک سال و دو سال اخير نيست بلکه سابقه اي ديرينه دارد و تاريخي حداقل 60 و 70 ساله را پشت سر مي گذراند.”
گفته مي شود بازگشت دوباره عربستان به عرصه سياسي لبنان که به احتمال بسيار منجر به بازگشت سفير اين کشور در بيروت نيز خواهد شد، ماحصل سناريويي طراحي شده توسط ملک عبدالله، پادشاه عربستان، امير سلمان بن عبدالعزيز، وليعهد و بندر بن سلطان، رئيس سازمان امنيت اين کشور بوده است. به گفته منابع آگاه هدف از برنامه ريزي هاي جديد عربستان اين است که رويارويي طايفه تازه اي در لبنان صورت نگيرد و در عين حال خود نيز با مشکلات طايفه اي تازه اي در اين کشور دست به گريبان نشود. به ويژه که سوريه، بزرگترين همسايه لبنان حال و روز خوبي ندارد و درگيري هاي طايفه اي در آن روز به روز به اوج خود بيشتر نزديک مي شوند. گفته مي شود اين سياست دقيقا مطابق همان رويه اي است که در مصر با مشارکت دادن قبطي هاي مسيحي و در عراق با مشارکت دادن کردها حاصل شده است. عربستان خوب مي داند که ترکيب طايفه اي لبنان در حکومت که مسيحيان و سني ها و شيعيان پايه هاي اصلي آن را تشکيل مي دهند به هيچ وجه قابل تزلزل نيست و نمي توان طرحي مغاير با آن طراحي کرد. براي همين سلام تمام را براي نخست وزيري جديد لبنان معرفي کرد چرا که او چهره اي تکنوکرات و ميانه رو است که حمايت همه جريان ها از جمله حزب الله و جريان 8 مارس را به دنبال خود دارد.(روزنامه لبناني الديار ،19فروردين1392)
از سوي ديگربگفته منابع دبکا (پايگاه خبري رزيم صهيونيستي ) اولويت اول رياض، تثبيت وضعيت لبنان از طريق راه حلي مشترک با طرف ايراني است. پس از آن، سعودي ها به دنبال توافق با ايران در خصوص نتيجه بحران سوريه خواهند بود.
اين گزارش تصريح مي کند که حکام سعودي به اين نتيجه رسيده اند که ائتلاف ايران – حزب الله – دولت سوريه در حال پيشروي در سوريه است و بهتر است که آنها به فکر منافع خود در لبنان و جناح “سعد الحريري” باشند؛ نتيجه اي که غربي ها و اسرائيلي ها هنوز به آن نرسيده اند. سعودي ها بر اين باورند که اگر در ادامه اين روند حزب الله قدرت را در بيروت در دست گيرد، وضعيت اقليت سني در لبنان به خطر خواهد افتاد.(کرمي، 24ارديبهشت1392)
5-2-4 گفتار پنجم ، سوريه
1-5-2-4 نقش ايران در سوريه
روابط تهران با دمشق به لحاظ تاريخي بر پايه‌ي سلايق مشترک استراتژيک استوار است، که شامل کاستن از قدرت آمريکا و اسرائيل در خاورميانه مي‌شود. هر دو کشور نيز به منظور ايجاد توازن در روابط با کشورهاي عرب متخاصم، روي يکديگر تکيه مي‌کنند. رابطه‌ي بين ايران و سوريه فاقد ابعاد ايدئولوژيک و ديني است. رژيم سکولار سوريه توسط افراد علوي اداره مي‌شود، که به نوعي به مذهب شيعه مربوط مي‌شوند که اکثريت مردم ايران تابع آن هستند. با اين وجود، جمهوري اسلامي ايران، تنها حکومت ديني در دنيا، نزديکي ديني کمي به حکومت اسد احساس مي‌کند. ايران، سوريه را بيشتر به عنوان يک دروازه‌ي استراتژيک به دنياي عرب، يک سنگر عليه قدرت آمريکا و اسرائيل و مهم‌تر از همه راه ارتباط با حزب الله لبنان مي‌بيند.
سوريه هم چنين به عنوان يک سپر در برابر بي ثباتي داخلي ايران عمل مي‌کند. اين ارتباط بين ايران و سوريه بيشتر بر پايه‌ي موقعيت ژئوپلتيک آن‌ها استوار است تا دين و مذهب. ايران مدت‌هاست که به سوريه به عنوان يک وزنه‌ي تعادل در برابر آمريکا، اسرائيل و کشورهاي رقيب عربي نگاه مي‌کند. جنگ ايران و عراق، موجب نزديکي بيشتر ايران و سوريه شد. اين علوي‌ها به عنوان يک شاخه‌اي از مذهب شيعه محسوب مي‌شوند، اما اهميت نقش مذهب در روابط بين ايران و سوريه نبايد بيش از حد بزرگ نمايي شود. اگر چه برخي از روحانيون شيعه، مانند مؤسس معنوي حزب الله لبنان، امام موسي صدر، علوي‌ها را به عنوان شيعيان حقيقي مي‌شناختند، اما سنت‌هاي پيچيده‌ي علوي‌ها، مانند نداشتن يک روحانيت واحد و يا داشتن عقايد التقاطي، آن‌ها را تا حدود زيادي از شيعيان ايران و عراق متمايز مي‌کند.
2-5-2-4 سير روابط ايران و سوريه از انقلاب اسلامي تا کنون
سياست جمهوري اسلامي ايران مبني برصدور انقلاب به کشورهاي عرب، سبب شد که کشورهاي مهم عربي مانند عربستان سعودي و مصر نيز در جنگ ايران وعراق از صدام حمايت کردند. سوريه در آن زمان تحت حکومت پدر بشار اسد، حافظ اسد، بود و تنها کشور منطقه محسوب مي‌شد که در جنگ به صورت فعال از ايران حمايت مي‌کرد. حافظ اسد، حزب بعث عراق را خطري براي منافع سوريه به شمار مي‌آورد. جنگ ايران و عراق، انرژي عراق را تحليل برد و آن‌ها را از تمرکز بر سوريه بازداشت.
کمي بعد از آن، جمهوري اسلامي، به عنوان يک عامل پرنفوذ در لبنان ظاهر شد، کشوري که حياط خلوت سوريه محسوب مي‌شد. محروميت تاريخي شيعيان اين کشور از حقوق شهروندي خود، و شور و شوق انقلابي نو ظهور ايران، به حکومت تهران اجازه داد تا از طريق ايجاد حزب الله لبنان، تأثيرات مهمي بگذارد. حافظ اسد، بر خلاف پسرش، بشار اسد، در پذيرش کامل نقش ايران در لبنان کاملاً مطمئن نبود، اما ايران و حزب الله را به عنوان دو وزنه‌ي مناسب براي ايستادگي در برابر دشمن اصلي سوريه، يعني اسرائيل مي‌ديد. حمايت سوريه از ايران در طول جنگ با عراق، با تسهيل قدرت ايران و حزب الله در سوريه توسط حکومت اين کشور دو برابر شد، و با وجود تفاوت‌هاي قومي و ديني زيادي که بين ايران و سوريه وجود داشت، اين دو کشور بيش از پيش به يکديگر نزديک شدند ، تا جايي که حافظ اسد در طول دوران پر سر و صداي حکومت خود، رابطه‌ي خود با ايران را بيشتر تقويت کرد. يکي از علل اصلي اين اقدام مي‌تواند، آسيب پذيري هاي حکومت او بوده باشد. علوي‌ها حدود ?? درصد از جمعيت سوريه را تشکيل مي‌دهند، که بر يک اکثريت سني مذهب حاکم هستند. سرکوب مخالفان حکومت اسد را تضعيف کرد و اتکاي او را به حکومت ايران به عنوان حامي بيشتر کرد. علاوه بر اين، ايران و حزب الله از منافع سوريه در برابر خطرات خارجي نيز دفاع مي‌کردند. حمله‌ي آمريکا در سال ???? به عراق به عنوان يک خطر بالقوه براي سوريه محسوب مي‌شد، چرا که سوريه خود را به عنوان يک هدف احتمالي براي تغيير رژيم به دست آمريکا مي‌ديد.
دمشق، جنگ سال ???? بين اسرائيل و حزب الله را يک پيروزي به حساب مي‌آورد. براي اولين بار از سال ????، يک نيروي مسلح عربي توانسته بود در برابر حملات اسرائيل مقاومت کند و در عين حال تلفات مهمي نيز بر جاي بگذارد. حزب الله تا حد زيادي روي سلاح‌ها و تاکتيک‌هاي نظامي ايران متکي بود، که اين اهميت ايران را در چشم کادر رهبري سوريه بيشتر کرد. (پايگاه خبري پارسينه ، 6بهمن91)

3-5-2-4 نظري اجمالي به دو ديدگاه در مورد دلايل وقوع آشوب در سوريه
در گفتگويي با” عنوان ايران چگونه به تحولات سوريه مي نگرد؟” که توسط نشريه برهان با حضور دکتر سيد جواد صالحي پژوهشگر ارشد پژوهشکده مطالعات استراتژيک خاورميانه و دکتر هادي آجيلي عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طبا طبايي صورت پذيرفته ،در مورد دلايل نا آراميهاي سوريه اين نظرات مطرح شد.
دکتر صالحي در مورد سياستهاي اتخاذ شده از سوي بشار اسد معتقد است که : با روي کار آمدن بشار اسد، دو موضوع مطرح بود. ثبات و اصلاحات در زمينه‌ي ثبات، گروه‌هاي محافظه‌کاري مثل حزب بعث و امنيتي‌ها پيشرو بودند و در زمينه‌ي اصلاحات جواناني فعاليت مي‌کردند که توقعات و انتظارات فزاينده‌اي داشتند. بشار اسد در انتخاب يکي از اين دو الگو، نهايتاً تسليم فشار محافظه‌کاران و امنيتي‌ها شد و نتوانست اصلاحاتي را که تحت عنوان” بهار دمشق”به وجود آمده و در قالب نهادهاي مدني بروز يافته بود ادامه دهد و به نتيجه برساند. بنابراين سرکوب مطالبات و برخورد امنيتي با آن‌ها، زمينه‌اي را فراهم کرد تا کشورهاي مداخله‌گر منطقه‌اي و بين‌المللي دست به کار شوند و آتش‌بيار معرکه‌ي سوريه گردند. هر کدام از اين کشورها با ايده‌ها و خواسته‌هاي خودشان در سوريه فعاليت مي‌کردند؛ عربستان با ذهنيت سلفي‌گري، ترکيه با ادعاي رهبري مترقي جهان اسلام و مصر نوين با انديشه‌ي تکميل حلقه‌ي اخوان‌المسلمين شمال آفريقا تا ترکيه . با وجود جمهوري اسلامي ايران، به عنوان کشوري پيشرو و در واقع رهبر جهان اسلام، اين کشورها فاقد فضاي لازم براي فعاليت شدند. بر هم خوردن نظم در سوريه، کشورهاي مختلف را با اين سؤال مواجه ساخت که براي آينده‌ي سوريه چه بايد کرد. جمهوري اسلامي با توجه به نقش و جايگاه درخشاني که در خط مقاومت و به ويژه فلسطين ايفا مي‌کند، مدافع بقاي آقاي بشار اسد بود، اما اين موضوع به هيچ وجه به معناي ناديده گرفتن حقوق مردم و پاسخ‌گويي به توقعات فزاينده‌ي جوانان و به ويژه زنان نبود.
در حال حاضر سوريه عرصه‌ي مبارزه‌ي ‌نيروهاي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي است که يکي از اين نيروها جمهوري اسلامي است. طبيعتاً جمهوري اسلامي از چند منظر به سوريه نگاه مي‌کند.
از منظر استقلال و جايگاه مقاومت در عرصه‌ي ملي و منطقه‌اي.
پاسخ‌گويي به اصلاحات و بازگشت ثبات به سوريه با رعايت حقوق تمامي اقوام، گروه‌ها و تشکل‌هاي مدني.
دکتر آجيلي در مورد اصرار و تصميم بشار اسد بر ادامه حکومت خود ؛معتقد است که درتحولات کشورهاي عربي در حالي که در يمن، تونس و مصر، اکثريت مردم، بدون مداخله‌ي خارجي خواستار سقوط نظام سياسي بودند، در سوريه اوضاع متفاوت بود. تحولات و اعتراضات در سوريه، در مقايسه با اين کشورها، با تأخير آغاز شد. برخي معتقدند به دليل اينکه شرايط سياسي سوريه بعضاً مشابه کشورهاي انقلابي بود، بعضي کشورها سعي کردند با بر هم زدن نظم حاکم بر سوريه، موازنه‌ي قدرتي را که در خاورميانه به سود

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی موازنه قوا، وزارت خارجه، ساختار قدرت، سازمان ملل Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی سوريه، حمايت، گروه‌هاي، کشورهاي