پایان نامه با واژه های کلیدی جهان اسلام، ساختار قدرت، مصرف کننده، نفت وگاز

دانلود پایان نامه ارشد

شود.ارتباط عربستان با کشورهاي کوچک حوزه خليج فارس بيشتر ايک سياست قيم مآبانه پيروي مي کند که اين مساله با وجود اختلافات ارضي ومرزي وتنشهاي متعدد تشديد شده است ودر اين راستا ،کشورهاي حاشيه خليج فارس به پيمانهاي طولاني مدت امنيتي -دفاعي با قدرتهاي بزرگ روي آوردند و پايگاههاي مهمي را در اختيار آنها گذاشتند و از سوي ديگر ،با برقراري ارتباط با ساير گزيته هاي قدرت در منطقه ،از جمله ايران ،عراق و حتي اسرائيل سعي در خنثي نمودن سيادت برتري جويانه عربستان سعودي داشتند.(زراعت پيشه،1384: ص21و20)

3-2-1-3تشريح جغرافيايي وحدت ملي
جامعه عربستان بر پايه روابط قبيله اي استوار است وهمچون ساير کشورهاي شبه جزيره وجود تعصب و علقه نيرومند قبيله اي به علاوه مذهب ،شکل دهنده کلي فرهنگ جامعه هستند. اين ساختار جامعه عربستان مانع از به وجود آمدن فرهنگي يگانه شده است . با اينکه دين اسلام در اين سرزمين ظهور کرد و مدت زماني مرکزيت جهان اسلام را بر عهده داشت ،اما از آنجا که در سرزمين فوق ،قبيله هاي بسياري زندگي مي کنند و هر کدام آداب رسوم خاص خود را به عنوان يک ميراث نگهداري مي کنند ،نتوانستند با بهره گيري از اسلام، هويتي همچون کشورهايي با سابقه تمدني ديرينه مانندايران ومصر کسب کنند.با خارج شدن مرکزيت خلافت از عربستان در زمان امويان ،اين کشور به عنوان گوشه اي از جهان اسلام در آمد که با اضمحلال خلافت عباسي و آشفتگي در دستگاه مزبور ،دوباره اين سرزمين به فرهنگ قبيله اي به شکل ملوک الطوايفي و ارزشمند و ارجحيت يافتن سنن و آداب قبيله اي نسبت به دين اسلام، روي آورد.
اما عربستان امروز ،نتيجه پيوند قدرت سياسي و نظامي خاندان سعودي ومحمد بن عبد الوهاب بنيانگذار فرقه وهابيت است. جنبش وهابي يک نهضت يکپارچه سازي بود که نقش حساسي را ذر تکامل جغرافياي عربستان ايفا کرده است. اتحاد دو جانبه بين محمدبن سعود و محمد بن عبد الوهاب هر دو را قادر ساخت تا قدرت خود را در فراسوي پايگاهايشان که در نجد ،قلب شبه جزيره عربستان بود ،گسترش دهند و نفوذ و سلطه خود را بر ساير قبايل استحکام بخشند . اين آميزش که هنوز پا برجاست به خاندان سلطنتي مشروعيت سياسي نيرومندي بخشيده است.
اهميت و نقش خاندان سعودي در تشکيل و وحدت ملي در نام کشور نمايان شده است. عربستان تنها کشور در جهان به شمار ميرود که به نام قبيله اي که بنيان گذار آن بود ،نامگذاري شده است. ملک بن سعود ،بنيانگذار عربستان سعودي نوين ،کشور را از يکسو با نيروي شخصيت خود واز سوي ديگر از طريق برقراري يک اتحاد عاقلانه ميان قبايل ،متحد ويکپارچه کرد. وجود زنان متعدد و فرزندان بسيار ابن سعود ،سبب اتصال خاندان سلطنتي با قبيله هاي باالقوه مزاحم شده است و در نتيجه اين قبايل يا جذب پادشاهي شده يا بي طرف ماندند.شاهزادگان سعودي که تعداد آنها بين دو تا سه هزار نفر است ،اکثر مقامهاي مهم وحساس را بر عهده دارند و اين روند در نوع خود يک سازمان سياسي پيچيده با کارايي خاص را تشکيل مي دهد. بنظر مي رسد که قوميت کاملا به همان اندازه ايدئو لوژي ،يک عامل پيوستگي و سازماندهي مي باشد. مناطقي که از هم متمايزند ،از طريق شبکه ازدواج و وابستگي هاي خانوادگي به يکديگر متصل مي شوند. با اين وجود چهار ناحيه جغرافيايي دولت سعودي هويت منطقه اي خود را بشدت حفظ کرده اند . اين مناطق عبارتند از :نجد (خاستگاه آل سعود)، الاحصا (مقر اقليت قدرتمند شيعه در شرق عربستان)،حجاز (محل شهرهاي مقدس مکه ومدينه) و منطقه عسير (ناحيه کوهستاني جنوب غربي عربستان) اين خصلت ،يعني چند تکه بودن باالقوه ي اين سازه ي جديد سياسي ،سعوديهارا؛ بشدت در باره ي مداخله ي قدرتهاي منطقه اي در امور داخلي اين کشور نگران مي سازد. خواه اين قدرت خانواده ي هاشمي در اواسط استقلال عراق و اردن فعلي باشد يا نفوذ يمن در عسير ويا نفوذ ايران با شيعيان هم مسلک خود در منطقه الاحصا باشد يا مصر تاثير گذار با ملي گرايي عربي عبدالناصر در گذشته يا با تحولات کنوني که ميتواند حتي در سراسر پادشاهي اش تاثير گذار باشد. همين موضوع سعوديها را به برقراري ارتباط مستحکم با قدرتهاي بزرگ در هر شرايط زماني سوق داد . در آغاز قرن بيستم براي مقابله با عثمانيها با بريتانياي کبيردست دوستي داد ودر ميانه قرن بيستم براي مقابله با بريتانيا ،با آمريکا روابط گسترده اي برقرار کرد.( هينه بوش،1390:ص363). از عواملي که گريز از مرکز را در اين کشور تشديد مي کند ،مي توان به وسعت زياد اين کشور به همراه اقليم خشک و بيابانهاي لم يزرع ،اقليت قابل ملاحظه شيعه در شرق کشور (مراکز استقرار صنايع نفتي)،پراکندگي جمعيت ،فقدان نيروي انساني فعال و مهاجر پذيري آن اشاره کرد. از عوامل مرکز گرادر اين کشور ،مي توان به مذهب و روابط و ساختار قبيله اي و منابع عظيم نفت وگاز جهت استفاده از عوايد آن براي تثبيت وفاداري قبايل اشاره کرد.(هينه بوش،1390: ص 78)

4-2-1-3 وضعيت اجتماعي و مدني عربستان
پنجاه سال پيش هنوز عربستان در شمار فقيرترين کشورها بود. وجامعه‌اي بسته و بسيار سنتي داشت .در زمان سفر ملک سعود پسر ارشد ابن سعود و پادشاه اسبق عربستان به ايران اين کشورهنوز فقير بود که درآمد اصلي‌اش را پذيرايي از حاجيان تشکيل مي‌داد. مردمانش همه مانند هم بسيار سنتي مي‌انديشيدند تسليم شاهي بودند که مالک جان و مال و نفتشان بود. جمعيت شش‌ميليوني به همت پول نفت و همت عربي اکنون از ??‌ميليون گذشته است. جامعه بي‌سواد آن روز، امروز باسواد شده است. دولت، با مشوق‌هاي بورسي اروپايي و آمريکايي، يا با جوايز ديگر در داخل به تشويق تحصيلات عاليه مي پردازند. اين ثروت ناگهاني، گرچه بخش مهمي از آن به حساب‌هاي ابدي شاهزادگان و وابستگان دو مليتي‌شان در آمريکا و اروپا سرازير مي‌شود، ‌با اين حال بخشي صرف سرمايه‌گذاري‌هاي داخلي آنان مي‌شودو سرريزهايي هم دارد که همراه با درآمد‌هاي فزاينده حج‌هاي عمره و تمتع نصيب ملت مي‌شود. (مجلسي،1391)
95 درصد توليد نا خالص ملي عربستان مربوط به نفت است . ذخاير عظيم وقدرت توليد وسيع روزانه اين کشور در داخل سازمان اوپک و حتي در ميان کليه توليد کنندگان نفت جهان ،قدرتي اعطا کرده که ميتواند در زمينه افزايش و کاهش توليد نفت اين کشورها و همچنين در ميزان بهاي نفت در بازار جهاني تعيين کننده باشد و بسياري از کشورهاي توليد کننده ومصرف کننده را تحت فشار قرار دهد. بنابر اين با توجه به دلارهاي نفتي بود که خاندان سعودي ،سياست ساماندهي سرزميني عربستان را در در دستور کار خود قرار داد و توانست با استفاده از آن ،اقتدار وخويش را بر اساس حاکميت آل سعود و وهابيت شکل گرفته بود بر اين سرزمبن اعمال کندو از حمايت و پشتيباني مردمي که دور از پايتخت زندگي مي کنند ،برخوردار شوند.(هينه بوش،1390:ص79) امکانات اقتصادي مطلوب طي سالهاي طلايي دلارهاي نفتي ،اجازه هر نوع رويا پردازي را مي داد و دولت باحضور همه جانبه اش نه فقط در نقش حامي مردم که در مقام شکل دهنده سر زمين ظاهر شد . اما همين عامل تثبيت کننده يعني رژيم سعودي با نوسان قيمت نفت با نوسان قيمت نفت در پروژه هاي بلند پروازانه اش دچار اشکال شد و بدنبال آن و فاداريهاي قبيله اي با عدم حمايت روساي قبايل کم رنگ تر شد .
جامعه عربستان دچار تفرقه فرهنگي شديدي است که در کشورهاي عربي ديگر نظير ندارد. پيرامون نسل‌هاي پيشين گذشته افرادي با تخصصهاي ،تکنوکرات، معلم، حقوقدان، اقتصاددان، پزشک، صنعتگر و روزنامه‌نگار شکل گرفته است که در بهترين دانشگاه‌ها تربيت شده‌اند، زبان جهاني مي‌دانند، فرهنگ‌هاي ديگر را ديده‌اند و آزادي‌هاي بيشتري مي‌خواهند. بسياري از آنان پيرامونيان همان دربار محافظه‌کار ابن سعود هستند که اينک شمارشان به چند‌هزار نفر نيز رسيده است و از جمله دختر شيک‌پوش همان ملک سعود محافظه‌کار است که خواهان نقش بيشتر زنان در امور کشور است. گروه ديگري جماعت کثير قبايل و روستاييان پيشين است که آموزش و بهبود وضع سواد و تماس بيشترشان با شهر صرفا ‌بر سهم‌خواهي بيشتر در حاکميت و گسترش محافظه‌کارانه شريعت افزوده است و تفکر سلفي و القاعده و نوع صادرات طالباني آن از همين گروه برمي‌خيزد. بنظر مي رسد همين گروه آينده را براي آن اصلاح‌طلبان ليبرال تيره مي‌سازند هرچند شمار پيشاهنگان نوانديش در نسل‌هاي کنوني افزايشي فزاينده دارد، اما اکنون نهاد سلطنت در درون و بيرون با چالشي دو قطبي مواجه است. اين دو قطبي بودن در ساير کشورهاي عربي نيز ديده مي‌شود، اما شکاف آن در عربستان بسيار شديد‌تر است.( مجلسي،1391)
عربستان سعودي از معدود کشورهاي جهان است که شهروندان آن از حکومت محافظه کار خود ، محافظه کارتر هستند. در عربستان سعودي همچنان، ريشه مشروعيت دولت در پايبندي به قرآن و سنت نبوي مطابق با آموزه هاي محمد بن عبدالوهاب است و نمايان ساختن تعهد رژيم به حفظ ارزشهاي اسلامي و وهابي گري هنوز هم مانند نخستين سالهاي به قدرت رسيدن سعودي ها در اين کشور اهميت دارد. يعني از ديد اکثر مردم عربستان، حکومتي مشروع است که پايبندي بيشتري به اسلام داشته باشد و اين کاملا” با معيارهاي غربي مشروعيت مانند انتخابات و کثرت گرايي و… متفاوت است. حتي برخي از آناني که بيش از ديگران با زندگي نوين آشنايي دارند و طرفدار اصلاحات قلمداد ميگردند نظير تکنوکرات ها، بازرگانان و دانشگاهيان نيز ار اين قاعده مستثني نيستند. در واقع، امروزه هرگونه حرکت اصلاح گرايانه که به سمت مدرنيزه کردن ساختار سياسي، اجتماعي و اقتصادي عربستان جهت گيري نموده باشد، از درون خاندان سلطنتي است. به اعتقاد يک ديپلمات که در عربستان سعودي خدمت کرده، اين شرايط محصول وضعيتي است که خود سعودي ها عامدا” در ايجاد آن سهم داشته اند تا از اين طريق پايه هاي حکومتي خود را استحکام بخشند. بنابراين، در وضع موجود، تمامي کساني که به نوعي خواستار اصلاحات در ساختار قدرت، واگذاري نقش بيشتر به مردم، ايجاد يک مجلس پارلماني واقعي،اعطاي حقوق بيشتر به زنان و مواردي از اين دست هستند، با در نظر گرفتن اوضاع و احوال متوجه شده اند در صورتيکه بخواهند علم مبارزه عليه حکام را برافزازند، از حمايت اکثريت برخوردار نخواهند بود و لذا براساس يک تفاهم ناگفته و نانوشته، تمامي اين اشخاص ترجيح داد ه اند درون سيستم کار کنند و اصلاخات مورد نظر خود را با سرعتي کمتر از داخل هدايت نمايند. ( نادري، 1388)
مهمترين اقدام عربستان براي مقابله با ابهام در مشروعيت سياسي ناشي از جريان انقلاب اسلامي ايران و جنگ دوم خليج فارس ، برنامه اي براي تشکيل شوراي مشورتي ملي بود که در اواخر 1992 ملک فهد در يک ژست دمکرات ما بانه آن را به مردم اعلام کرد. اعضاي اين مجلس انتصابي هستند و فهد آنها را عمدتا از دو جناح ليبرالها و رهبران مذهبي برگزيده است. از جمله اقدامات ديگر فهد مي توان به تحول ساختار سيستم اداري ومحلي ،اعلام تقسيمات جديد کشوري که بر مبناي آن کشور به 13 منطقه اداري تقسيم مي شود و نيز تشکيل شوراي مشورتي منطقه اي در هر استان اشاره کرد. با اين وجود نبايد انتظار داشت که حاکمان سعودي در اثر فشارهاي داخلي و خارجي منافع خود را فداي انجام اصلاحات کنند بلکه تا آنجا پيش خواهند رفت که منافع حکومت که همانا بقاي خاندان آلسعود به عنوان علت وجودي کشور عربستان است در معرض تهديد وخطر سقوط قرار نگيرد در غير اين صورت با آن بشدت برخورد خواهند کرد.(زراعت پيشه،1383:ص220 )
موضوع مهم ديکر ،مهاجر پذيري عربستان به دليل کمبود نيروي انساني فعال و کار آمد است .اين خصيصه اجتماعي ،جامعه عربستان را در برابر فرهنگ بيگانگان به ويژه غربي ها قرار داده است تعداد خارجيان شاغل در عربستان بين 2 تا 4 مليون نفر است که وجود اين نيروها علاوه بر وابستگي شديد فني و تخصصي عربستان به کشورهاي ديگر ،موجب آسيب پذيري

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی انقلاب مشروطه، پناهندگان، عصر قاجار، حوزه نفوذ Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی روشنفکران، وزارت امور خارجه، حکومت قانون، حقوق بشر